سنت باران خواهی و نماز باران در فقه اسلامی

سنت باران خواهی و نماز باران در فقه اسلامی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

باران خواهی یکی از سنت های دیرینه در فرهنگ های دینی بوده است؛ و در هر فرهنگ و دین خاص، آیین های ویژه ای برای باران خواهی وجود داشته است. در این مقاله مروری بر سنت های پیش از اسلام داشته و سپس آیین باران خواهی را از منظر فقه اسلامی مورد بررسی قرار می دهیم.

سنت باران خواهی پیش از اسلام

باران خواهی از خداوند به‌ هنگام‌ كم ‌آبى‌ از روزگاران‌ بسيار كهن‌ نزد ملل‌ گوناگون‌ امري‌ معمول‌ بوده‌ است‌. در قرآن‌ كريم‌، در سوره بقره‌ و اعراف[1]‌ به‌ روشنى‌ به‌ مسأله باران خواهی (استسقا) از سوي‌ حضرت‌ موسى‌ (ع‌) پرداخته‌ شده‌، و در آياتى‌ ديگر نيز بدون‌ به‌ كارگيري‌ واژه استسقا به‌ موضوع‌ باران خواهی اشاره‌ شده‌ است‌.[2]

«بعل» خدای بزرگ کوچ ‌نشینان سوری فلسطینی «سوارکار ابرها» خوانده می ‌شد و او را همچون تقسیم‌ کننده نعمت ها پرستش می ‌کردند. عبرانیان کهن باران را به صورت مخزنی تصور می ‌کردند که در آسمان قرار دارد، و معتقد بودند کسانی که خدا را دوست بدارند و از قوانین الهی اطاعت کنند، خداوند به آنها نعمت و برکت می ‌بخشد و بر ایشان باران نازل می ‌کند و کسانی که گناه کنند، خداوند نعمت باران را از آنها دریغ می ‌دارد.[3]

پرستش خدای باران به مثابه مظاهر فراوانی در میان مردم شرق و شاخه ‌های اصلی آریایی های اروپایی کهن و بخشی از آفریقا، اقیانوسیه و بومیان آمریکا رواج داشته است. خدایان مصری به نوعی با آب در ارتباط بودند. اهورمزدا در وندیداد وعده می ‌دهد که «به زمین باران بباراند تا برای مؤمنان غذا و برای گاوان سودمند علف بیاورد».[4]

باران خواهی در ایران باستان

در سرزمین گرم و خشک و کم‌ آب ایران، باران و آب همواره از بزرگ ‌ترین نعمت های خدا به شمار می ‌رفته است. ایرانیان به ایزدان آب و باران اعتقاد داشتند و آنها را نیایش می ‌کردند. مثلاً از آناهیتا (ناهید) که هم نام رودی است مینوی و هم اسم فرشته موکّل آب، تمنای باران می ‌کردند. پرستندگان ناهید در زمان کم ‌آبی به نیایش او می ‌پرداختند و برای او قربانی می ‌کردند و او که انگاشته می ‌شد بر گردونه ‌ای سوار است، به فرمان اهورامزدا از فراز آسمان باران و تگرگ و برف و ژاله برای مردم فرو می ‌بارید.[5]

در اوستا از جدال فرشته باران و دیو خشکی سخن رفته است. همیشه در فصل باران، اپوش، دیو قحطی و خشک ‌سالی، در مقابل تشتر یا تیر، فرشته باران، به مقابله بر می‌ خاسته است. فرشته باران با شکست دیو خشکی، خاک را خرمی و مردم را روزی می ‌بخشیده است.[6] در «تیرپشت» به تفصیل از جدال فرشته باران و دیو خشکی یادشده است.[7]

در «آثار الباقیه» آمده است که در زمان فیروز، جد انوشیروان، چند سال باران نبارید و مردم به خشک ‌سالی افتادند. سرانجام فیروز به آتشکده رفت و در آنجا نماز خواند و سجده کرد و از خدا خواست که بلای خشک ‌سالی را بر طرف کند. بعد از بیرون ‌شدن فیروز از آتشکده و رسیدن به صحرایی که امروز روستای کامفیروز در آنجاست، ابری از آسمان برخاست و چندان بارید که مانند آن تا آن روز دیده نشده بود و آب همه‌ جا را فرا گرفت و به این‌ ترتیب، دعای فیروز برآورده شد.[8]

باران خواهی در میان اعراب پيش‌ از اسلام‌

اعراب جاهلی نیز برای نزول باران به شیوه‌ های گوناگون متوسل می‌ شدند. اهالی بلقاء بتانی را می ‌پرستیدند و می‌ گفتند: به شفاعت آنها باران طلب می ‌کنیم.[9]

پیش از ظهور اسلام، در میان اقوام سامی ‌مانند بابلیان، عبرانیان، نبطیان و قبایل ساکن عربستان مرکزی، الله، خالق آسمان ها و نازل کننده باران، شناخته و نیایش می‌ شد.[10] در سرزمین شام و حجاز هرگاه باران نمی‌ بارید، مردم به مکه می ‌آمدند و در آنجا قربانی، و از خدا طلب باران می‌ کردند و خداوند حاجتشان را، هر چند که کافر بودند، روا می ‌کرد.[11]

گذشته از ستایش بت ها و باران‌ خواهی از آنها، رسم آتش افروزی یا «نار الاستمطار» نیز از رسم های باران خواهی در میان عرب های جاهلی بوده است. وقتی که باران نمی ‌آمد و قحطی مردمان را تهدید می ‌کرد، پیران قوم و کاهنان مراسم «نار الاستمطار» برپا می‌ کردند، بدین ‌ترتیب که به دُم و پاهای گاوهای ماده دسته‌هایی هیزم از شاخه‌ های درخت «سّلّع» و ساقه ‌های «عُشَر» می‌ بستند و آنها را به کوه می ‌بردند. در بالای کوه هیزم ها را آتش می‌ زدند، گاوها وحشت زده و مضطرب به این سو و آن سو می ‌دویدند. گاه برای جولان بیشتر، به شاخ گاوها نیز از شاخه ‌های عشر و پوسته ‌های سلع می ‌بستند و آتش می ‌زدند.[12] اینان چنان می‌ پنداشتند که الهگان یا موکلان باران به سبب قداست گاوان و اضطراب و ناراحتی آنها به زودی باران فرو خواهند فرستاد. علاوه‌ بر این، در بالای کوه آتشی عظیم می‌ افروختند و به تقلید از رعد و برق، سر و صدا و هیاهو به راه می ‌انداختند.[13]

با ظهور اسلام این رسم ها کنار گذاشته شد، زیرا در قرآن آمده است که باران به امر خدا می ‌بارد: «اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَ يَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ».[14] «خداست كه بادها را مى‌فرستد و [به وسيلۀ آنها] ابرى را برمى‌انگيزد، سپس بدان گونه كه بخواهد، آن را در آسمان مى‌گستراند و آن را به صورت پاره هاى گوناگون درمى‌آورد، آنگاه قطره هاى باران را مى‌بينى كه از لابه لاى آن بيرون مى‌آيد، پس هنگامى كه آن [باران] را به هر كدام از بندگانش كه بخواهد برساند، در آن حال آنها شادمانى مى‌كنند».

درباره مراسم‌ باران خواهی نزد عرب‌ پيش‌ از اسلام‌، بايد به‌ روايتى‌ اشاره‌ كرد مبنى‌ بر اينكه‌ عبدالمطلب‌ نياي‌ پيامبر (ص‌) به‌ سال‌ قحطى‌، نوه خود محمد (ص‌) را بر دوش‌ گرفت‌ و با دعا به‌ درگاه‌ خداوند، طلب‌ باران‌ كرد.[15] نيز بر پايه روايات‌، آنگاه‌ كه‌ در زمان‌ ابوطالب‌ قحطى‌ پيش‌ آمد، او با تنى‌ چند از فرزندان‌ عبدالمطلب‌ براي‌ باران خواهی به‌ خانه خدا رفت‌. وي‌ لاميه معروف‌ خود را به‌ همين‌ مناسبت‌ سروده‌ است.[16]

سنت باران خواهی پس از اسلام

در دین اسلام، اصل سنت باران خواهی استمرار یافته و رواياتى‌ درباره برپاداشتن‌ مراسم‌ باران خواهی توسط شخص‌ پيامبر (ص‌) نقل‌ شده‌ است‌.[17] پس‌ از رحلت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) سنت‌ باران خواهی همچنان‌ اجرا مى‌ شد و يك‌ بار در روزگار خلافت‌ عمر، عباس‌ عموي‌ پيامبر (ص‌) در باران خواهی با وي‌ همراه‌ شد.[18] در نهج‌ البلاغه‌ دو خطبه‌ از زبان‌ حضرت‌ على‌ (ع‌) در باب‌ باران خواهی آمده‌ است‌.[19]

در عهد امويان‌، وليد بن‌ عتبه‌ عامل‌ مدينه‌ چون‌ خواست‌ به‌ باران خواهی برخيزد، قاصدي‌ نزد ابن‌ عباس‌ فرستاد تا از آداب‌ آن‌ جويا شود.[20] محمد بن‌ خالد قسري‌ والى‌ مدينه‌ نيز به‌ گاه‌ باران خواهی، چگونگى‌ آن‌ را از امام‌ صادق‌ (ع‌) فرا گرفت‌.[21] همچنين‌ مأمون‌ عباسى‌ هنگام‌ بروز خشكسالى‌، از امام‌ رضا (ع‌) خواست‌ تا مراسم‌ باران خواهی را بر پاي‌ دارد.[22]

در بسیاری از کشورهای مسلمان، مردم همراه با خواندن نماز باران (نماز استسقا) آدابی به‌ جا می آوردند که از رسم ها و رفتارهای سنتی آنها است. از جمله این رسم ها پشت و رو پوشیدن لباس، جدا کردن مادران از کودکان و نوزادان، جدا کردن میش ها از بره ‌ها و بزها از بزغاله ‌ها، و قربانی کردن گاو یا گوسفند به هنگام خواندن نماز باران؛ پس از خواندن نماز هفتصد یا هفت هزار ریگ به رودخانه می ‌اندازند.[23]

برخی عقیده داشتند که در میان مشایخ صوفیه کسانی بودند که به نظر و خواست آنان باران از آسمان می ‌بارید و نبات از زمین می ‌رویید و ایشان بلا و رنج از مردمان دور می ‌کردند.[24]

باران خواهی در فقه امامیه

از نظر فقهى‌ در چگونگى‌ برپا داشتن‌ مراسم‌ باران خواهی، بيشتر مذاهب‌ بر اين‌ امر متفقند كه‌ بخش‌ اصلى‌ اين‌ مراسم‌ نمازي‌ است‌ مستحب‌ كه‌ به‌ جماعت‌ برگذار مى ‌شود.

نزد اماميه‌ كيفيت‌ آن‌ در تكبيرها و قنوت‌ همانند نماز عيدين ‌است‌. جهر به‌ قرائت‌ و خواندن‌ سوره ‌هايى‌ كه‌ در نماز عيدين‌ مستحب‌ شمرده‌ شده ‌اند، استحباب‌ دارد. همچنين‌ مستحب‌ است‌ كه‌ مردم‌ را ۳ روز به‌ روزه‌ فراخوانند و در روز سوم‌ همراه‌ با سالخوردگان‌ و كودكان‌ براي‌ نماز به‌ صحرا روند، منبر را با خود به‌ صحرا برند و مؤذنان‌ در برابر امام‌ بايستند. بهترين‌ وقت‌ نماز همان‌ وقت‌ مقرر براي‌ نماز عيدين‌ است‌. در اين‌ نماز به‌ جاي‌ اذان‌ و اقامه‌ تنها ۳ بار «الصلاه» گفته‌ مى‌ شود. چون‌ امام‌ نماز را به‌ پايان‌ رساند، پس‌ از ذكر و دعا، خطبه ‌اي‌ ايراد مى‌ كند و آنگاه‌ امام‌ با تحويل‌ رداي‌ (برگرداندن‌ جامه‌) خود و بر زبان‌ آوردن‌ برخى‌ اذكار و ادعيه‌ با همراهى‌ مردم‌، از خداوند باران‌ طلب‌ مى‌ كند.[25]

باران خواهی در فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت

از فقيهان‌ مذاهب‌ اربعه‌، ابوحنيفه‌ ثبوت‌ سنت‌ نماز باران از زبان‌ پيامبر (ص‌) را مورد ترديد قرار داده‌، و باران خواهی در سنت نبوی را دعا و نيايش‌ دانسته‌ است‌.[26] برخى‌ از حنفيان‌ اين‌ ترديد او را به‌ برگذاري‌ نماز به‌ جماعت‌ بازگردانيده ‌اند.[27] سنت بودن‌ نماز باران به‌ صورت‌ فرادي‌ در روايت‌ ابن‌ بلخى‌، از ابوحنيفه‌ نقل‌ شده‌ است‌.[28] بيشتر فقيهان‌ مذاهب‌ اربعه‌، حتى‌ شاگردان‌ ابوحنيفه‌ اصل‌ نماز و جماعت‌ را در باران خواهی سنت‌ شمرده‌ اند.[29]

شافعى‌ و احمد بن ‌حنبل‌ با اندك‌ اختلافى‌ در جزئيات‌، نماز باران را در كيفيت‌ و تكبيرها همچون‌ نماز عيدين‌ دانسته ‌اند.[30] و مالك‌ آن‌ را در تكبيرها مانند نماز تطوع‌ انگاشته‌ است‌.[31] جهر در قرائت‌ نزد مذاهب‌ مورد اتفاق‌ است‌.[32] به‌ نظر مالك‌ و شافعى‌، در باران خواهی نيز همچون‌ نماز عيدين‌، پس‌ از انجام‌ نماز دو خطبه‌ ايراد مى ‌شود[33]، اما نزد برخى‌ از فقيهان‌ كهن‌ چون‌ ليث‌ بن‌ سعد و ابن‌ منذر، خطبه‌ بر نماز مقدم‌ بوده‌ است‌.[34] اصل‌ سنت بودن‌ خطبه‌، در بيشتر روايات‌، از سوي‌ احمد بن‌ حنبل‌، تأييد نشده‌ است‌.[35]

شافعى‌ بر اين‌ باور است‌ كه‌ پيش‌ از خروج‌ براي‌ باران خواهی، مردم‌ ۳ روز روزه‌گيرند و به‌ خيرات‌ و مبرات‌ پردازند.[36] سنت‌ همراه‌ بردن‌ كودكان‌ و پيران‌ نيز در مذاهب‌ گوناگون‌ تأييد شده‌ است‌.[37] و همراه‌ كردن‌ اهل‌ ذمه‌ در استسقا نيز از مسائل‌ بحث ‌انگيز در كتاب هاي‌ فقهى‌ بوده‌ است‌.[38] نماز باران را وقت‌ معينى‌ نيست‌ و برخى‌ وقت‌ فضيلت‌ آن‌ را همان‌ وقت‌ نماز عيدين‌ دانسته ‌اند.[39]

اذان‌ و اقامه‌ در اين‌ نماز به‌ اتفاق‌ سنت‌ نيست‌ و در برخى‌ منابع‌ فقهى‌ نداي‌ «الصلاة جامعة» به‌ عنوان‌ جايگزين‌ آن‌ آمده‌ است‌.[40] سنت‌ تحويل‌ ردا نيز در آثار فقهى‌ مذاهب‌ اسلامى‌ مطرح‌ شده‌، و مخالف‌ سنت بودن‌ آن‌ ابوحنيفه‌ است‌.[41]

نتیجه گیری

باران خواهی یکی از سنت های دیرینه در تاریخ بشری است. پیش از ظهور اسلام، در میان اقوام سامی، الله، خالق آسمان ها و نازل کننده باران شناخته و نیایش می‌ شد. در سرزمین شام و حجاز هرگاه باران نمی‌ بارید، مردم به مکه می ‌آمدند و در آنجا قربانی، و از خدا طلب باران می‌ کردند. در اسلام نیز این سنت به شیوه خاصی استمرار یافته و رواياتى‌ درباره برپاداشتن‌ مراسم‌ باران خواهی توسط شخص‌ پيامبر (ص‌) نقل‌ شده‌ است‌. از نظر فقهى‌ در چگونگى‌ برپا داشتن‌ مراسم‌ باران خواهی، بيشتر مذاهب‌ بر اين‌ امر متفقند كه‌ بخش‌ اصلى‌ اين‌ مراسم‌ نمازي‌ است‌ مستحب‌ كه‌ به‌ جماعت‌ برگذار مى ‌شود.

پی نوشت ها

[1] . بقره/۶۰؛ اعراف/۱۶۰

[2] . هود/۵۲؛ نوح‌/۱۰-۱۱

[3] . ER, The New Golden Boigh, XII/ 201

[4] . ER, The New Golden Boigh, XII/ 202

[5] . پورداود، ادبیات مزدیسنا، ص۱۶۶-۱۶۷

[6] . پورداود، ادبیات مزدیسنا، ص۳۳۲

[7] . پورداود، ادبیات مزدیسنا، ص۳۵۱

[8] . بیرونی، آثار الباقیه، ص۳۵۴-۳۵۵

[9] . کلبی، الصنام، ص۷

[10] . فضایی، دین در عصر جاهلیت، ص۲۲

[11] . بلعمی، تاریخ، ص۱۵۶

[12] . جاحظ، الحیوان، ج۴، ص۴۶۶؛ نویری، نهایة الارب، ج۱، ص۱۰۹-۱۱۰؛ نوری، اسلام و عقاید و آراء بشری، ص۵۰۱-۵۰۵

[13] . نوری، اسلام و عقاید و آراء بشری، ص۵۰۴-۵۰۵

[14] . روم/۴۸

[15] . ابن‌ اثير، اسد الغابة، ج۵، ص۴۵۴-۴۵۵؛ حلبى‌، السيرة الحلبية، ج۱، ص۱۱۰-۱۱۱

[16] . مجلسى‌، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳

[17] . بخاري، صحیح، ج۲، ص۱۵-۱۶؛ مفيد، الامالى‌، ص۳۰۱- ۳۰۵

[18] . بخاري‌، صحیح، ج۲، ص۱۶؛ ابن ‌بابويه‌، من‌ لايحضره‌ الفقیه، ج۱، ص۳۴۰

[19] . شریف رضی، نهج البلاغة، خ۱۱۵، ۱۴۳

[20] . شيبانى‌، الحجة، ج۱، ص۳۳۷

[21] . طوسى‌، تهذيب‌ الاحكام‌، ج۳، ص۱۴۸-۱۴۹

[22] . ابن ‌بابويه‌، عيون‌ اخبار الرضا، ج۲، ص۱۶۸

[23] . باشگوز، مراسم تمنای بارن، ج۱۹، ص۱۳۹

[24] . روزبهان، شرح شطحیات، ص۵۲

[25] . مفيد، المقنعة، ص۲۰۷-۲۰۸؛ طوسى‌، المبسوط، ج۱، ص۱۳۴- ۱۳۵؛ محقق‌ حلى، شرائع‌ الاسلام‌‌، ج۱، ص۱۰۸-۱۰۹

[26] . شیبانی، الاصل‌، ج۱، ص۴۴۷-۴۴۹

[27] . قدوري، المختصر‌، ج۱، ص۱۲۰؛ كاسانى، بدائع‌ الصنائع‌‌، ج۱، ص۲۸۲

[28] . طوسى‌، الخلاف‌، ج۱، ص۲۷۶

[29] . ابن‌ هبيره، الافصاح‌، ج۱، ص۱۲۳؛ قدوري‌، المختصر، ج۱، ص۱۲۱

[30] . شافعی، الأم، ج۱، ص۲۴۹-۲۵۰؛ ابن‌ هبيره‌، الافصاح‌، ج۱، ص۱۲۳

[31] . ابن‌ قاسم، المدونة الكبري‌‌، ج۱، ص۱۶۶

[32] . ابن‌ هبيره‌، الافصاح‌، ج۱، ص۱۲۳؛ ابن‌ رشد، بدایة المجتهد، ج۱، ص۲۱۵

[33] . ابن‌ قاسم‌، المدونة الكبري‌‌، ج۱، ص۱۶۶؛ شافعى، الأم‌، ج۱، ص۲۴۹-۲۵۱

[34] . قفال، حلية العلماء‌، ج۲، ص۳۲۵؛ ابن‌ قدامه‌، المغنى‌، ج۲، ص۲۸۷

[35] . ابن‌ هبيره‌، الافصاح‌، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۴؛ كاسانى‌، بدائع‌ الصنائع‌‌، ج۱، ص۲۸۳

[36] . شافعی، الأم، ج۱، ص۲۴۸

[37] . ابن‌ قاسم‌، المدونة الكبري‌‌، ج۱، ص۱۶۶

[38] . قفال، حلية العلماء‌، ج۲، ص۳۲۳-۳۲۴

[39] . ابن‌ رشد، بدایة المجتهد، ج۱، ص۲۱۶؛ ابن‌ قدامه، المغنى‌، ج۲‌، ص۲۸۶

[40] . ابن‌ هبيره، الافصاح‌‌، ج۱، ص۸۳؛ ابن‌ قدامه‌، المغنی، ج۲، ص۲۸۵-۲۸۶

[41] . شیبانی، الاصل، ج۱، ص۴۴۹؛ شافعى، الأم‌، ج۱، ص۲۵۱؛ ابن‌ قاسم‌، المدونة الكبري‌‌، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن ‌هبيره‌، الافصاح‌‌، ج۱، ص۱۲۴

[42] . ابن‌ حزم، المحلى‌‌، ج۵، ص۹۳-۹۴؛ براي‌ نفى‌ اين‌ سنت‌، نک: ابن‌ قاسم، المدونة الكبري‌‌‌، ج۱، ص۱۶۵-۱۶۶

منابع

1. قرآن کریم

2. ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1409ق

3. ابن‌ بابويه‌، محمد، عيون‌ اخبار الرضا، تهران، جهان، چاپ اول، 1300ش

4. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحصره الفقیه، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ دوم، 1404ق

5. ابن قاسم، المدونة الكبري‌، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق

6. ابن‌ قدامه‌، عبدالله‌، المغنى‌، ریاض، دار عالم الکتاب، چاپ سوم، 1417ق

7. ابن کلبی، هشام، الاصنام، قاهره، دار الکتب المصریة، چاپ چهارم، 2000م

8. ابن‌ هبيره‌، يحيى‌، الافصاح، ریاض، دار الوطن، چاپ اول، 1417ق

9. باشگوز، ایهان، مراسم تمنای بارن و باران‌ سازی در ایران»، کتاب جمعه، تهران، هفته نامه سیاست و هنر، 1358ش

10. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، قاهره، وزارة الاوقاف، چاپ دوم، 1410ق

11. بلعمی، محمد، تاریخ، تهران، هرمس، چاپ اول، 1387ش

12. بیرونی، ابوریحان، آثار الباقیة، تهران، امیر کبیر، چاپ پنجم، 1386ش

13. پورداود، ابراهیم، ادبیات مزدیسنا، بمبئی، انجمن زرتشتیان ایرانی، چاپ اول، 1923م

14. جاحظ، عمرو، الحیوان، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، 2003م

15. حلبى‌، على‌، السيرة الحلبية، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، 1427ق

16. روزبهان بقلی، روزبهان ابن ابی نصر، شرح شطحیات، تهران، طهوری، چاپ سوم، 1374ش

17. شافعى‌، محمد، الام‌، مصر، دار الوفاء، چاپ اول، 1422ق

18. شيبانى، محمد بن‌ حسن‌‌، الاصل‌، بیروت، دار ابن حزم، چاپ اول، 1423ق

19. شيبانى، محمد بن‌ حسن‌‌، الحجة على‌ اهل‌ المدينة، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، 1395ق

20. طوسى‌، محمد، تهذيب‌ الاحكام‌، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، 1365ش

21. طوسى‌، محمد، الخلاف‌، قم، جماعة المدرسین، چاپ اول، 1407ق

22. طوسى‌، محمد، المبسوط، تهران‌، مکتبة المرتضویة، چاپ سوم، 1387ق

23. فضایی، یوسف، دین در عصر جاهلیت، تهران، بلوچ، چاپ اول، ۱۳۵۷ش

24. قدوري‌، احمد، «المختصر»، بیروت، مؤسسة الریان، چاپ اول، 1426ق

25. قفال‌، محمد، حلية العلماء، ریاض، مکتبة نزار مصطفی، چاپ دوم، 1418ق

26. كاسانى‌، ابوبكر، بدائع‌ الصنائع‌، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، سده13

27. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1403ق

28. محقق‌ حلی‌، جعفر، شرائع‌ الاسلام‌، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، 1408ق

29. مفید، محمد بن ‌نعمان، الامالی، قم، جماعة المدرسین، چاپ اول، 1403ق

30. مفید، محمد بن ‌نعمان، المقنعة، قم، جماعة المدرسین، چاپ دوم، 1410ق

31. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق

32. نوری، یحیى، اسلام و عقاید و آراء بشری، تهران، نوید نور،  چاپ دهم، 1385ش

33. نویری، احمد، نهایة الارب، قاهره، وزارة الثقافة و الإرشاد القومي، 1342ق

34. ER; Frazer, J., The New Golden Boigh, London, 1946

منبع مقاله | اقتباس از:

کیایی، منصور، باران خواهی، دائر‌ه‌ المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائر‌ه‌ المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1377ش

سليم‌، عبدالامير، استسقا، دائر‌ه‌ المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائر‌ه‌ المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1377ش

بدون دیدگاه