انکار شفاعت در وهابیت و مخالفت با قرآن کریم

انکار شفاعت در وهابیت و مخالفت با قرآن کریم

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

با وجود این که شفاعت یک امر مسلم و از ضروریات دین اسلام است، عقیده وهابیت مبتنی بر انکار اصل شفاعت می باشد و قائلین به آن را متهم به شرک و کفر می کنند به این معنا که کسی حق ندارد نه در دنیا و نه در آخرت بین خود و خدایش کسی را شفیع و واسطه قرار دهد.

سلیمان بن عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب که از نواده محمد بن عبدالوهاب است در شرح کتاب توحید جدش بدون قید و شرط می گوید: شفاعت از انواع شرک در عبادت است.[1] و بر این مطلب تاکید می کند که: اگر کسی به روش وساطت، شخصی را در بین خود و خدایش شفیع قرار دهد مشرک است[2].

آنان غیر از خدای متعال داشتن شفیع را برای مومنین نفی نموده و غیر از خدا هیچ کسی شفیع آنان نمی باشد و اگر کسی غیر از خدا کسی دیگری را شفیع خود بگیرد از مومنین به حساب نمی آید برای اینکه این گونه شفیع در دین مشرکین وجود داشته است.[3]

ابن تیمیه بانی ریشه های عقاید وهابیت می گوید: اگر کسی شیخی (نبی ولی و امثال اینها) را ندا دهد که شفیع او شود این کار از جنس دعای نصاری برای مریم و احبار و رهبان می باشد و مومن فقط باید به خدا امید داشته باشد و از او بترسد و از او بخواهد.[4]

او همچنین می گوید: برای مومن غیر از خدا هیچ کسی نه ملَکی و نه پیامبری و نه صدیقی شفیع و ولی نیست[5] بلکه این گفتار و اعمال بدتر از گفتار یهود و نصاری و بلکه بدتر از سخنان مشرکین و مجوس و سایر کفار می باشد… و توحید این است که فقط خدا را عبادت کنیم و چیزی را با او شریک و شفیع قرار ندهیم به دلیل اینکه مشرکین اعتقاد به توحید در ربوبیت داشتند و لی به علت اعتقاد به شفاعت مشرک بودند.[6]

سوالات ما

1. آیا عقیده وهابی­ها مبنی بر شرک و کفر دانستن شفاعت به صراحت با آموزه قرآن در باره شفاعت در تضاد نیست؟ زیرا قرآن کریم در مورد شفاعت و مشروعیت آن از طرف خداوند می­ فرماید: «وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلىَ‏ جَهَنَّمَ وِرْدًا، لَّا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتّخذَ عِندَ الرَّحْمَانِ عَهْدًا[7]؛ و گنه‏كاران را تشنه به سوى جهنم برانيم. شفاعتى ندارند مگر اين­كه از خداى رحمان پيمانى گرفته باشند».

2. وهابیت که اعتقاد به شفاعت را محکوم به شرک و کفر کرده چه پاسخی در برابر مفسران اهل سنت درباره همیآیه دارد؟ زیرا امام فخررازی می­ گوید: این آیات در طعن ملحدین است و خداوند آنان را مانند تشنه­گانی که به سوی آب می ­روند به سوی جهنم سوق می ­دهد و هیچ شفیعی نخواهند داشت و معنای آن این­است که هیچ کسی مالک شفاعت برای آنان نخواهد بود. در ادامه می ­گوید:

آیه شریفه دلالت دارد بر این­که شفاعت برای اهل کبایر ثابت است؛ زیرا با توجه به استثناء که در آیه شریفه ذکر شده معنای آیه این می­شود که آنان مستحق شفاعت نیستند تا دیگران شفاعت شان کنند مگر این­که قبلا به توحید و نبوت ایمان آورده باشند؟[8]

همچنین طبری مفسر معروف اهل سنت گفته است آیه شریفه86 و 87 سوره مریم می­گوید در روز قیامت که اهل ایمان یکدیگر را در پیش خدا شفاعت می­کنند و وارد بهشت می­شوند، کافران از شفاعت محروم اند. مگر این­که در دنیا با عهد در پیش خدا، به خدا ایمان آورده و رسولش را تصدیق کرده و به آن­چه آورده اقرار کرده باشند؟[9]

3. با وجود آیه شریفه که می­فرماید: «وَ لَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شهَدَ بِالْحَقِ وَ هُمْ يَعْلَمُون[10]‏؛ و معبودهايى كه به جاى خدا عبادت مى‏كنند، مالك شفاعت ايشان نيستند، تنها كسانى مى‏توانند شفاعت كنند كه به دين حق شهادت داده عالم به كرده ‏هاى خلق بوده باشند»، وهابی­ ها چگونه شفاعت را به کفر و شرک محکوم کرده اند؟

این آیه در ابتداء از تمام آله مشرکین و کفار مالکیت شفاعت را نفی می ­کند و سپس با استثناء مالکیت شفاعت را برای کسانی ثابت می­ کند که از یک طرف معترف به توحید باشد و از طرف دیگر بر حقیقت حال و اعمال کسی علم داشته باشد که در نزد خدا از او شفاعت می ­کند. پس جز از اهل توحید از کسی دیگری نمی توانند شفاعت کنند. در نتیجه شفاعت در پیش خداوند یک امر مسلم است.[11] منتهی هم شفیع و هم کسی که از او شفاعت می ­شود هر دو باید اهل توحید باشند.

4. با توجه آیاتی که بیان گردید و آیات دیگر، آیا وهابی ها با نفی شفاعت در اسلام و محکوم کردن آن به کفر و شرک، علیه قرآن قیام نکرده است و خود شان را در معرض کفر و شرک قرار نداده اند؟

نویسنده: حمیدالله رفیعی

پی نوشت ها

[1] . سلیمان بن عبدالله بن محمد به عبدالوهاب، شرح کتاب التوحید، ص117-118

[2] . سليمان بن عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب، تيسير العزيز الحميد في شرح کتاب التوحید، ص201. مكتبة الرياض الحديثة.

[3] . همان، ص238.

[4] . ابن تيمية ، أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، کتب و رسائل و فتاوی ابن تیمیه ، ج27ص89، مكتبة ابن تيمية، دوم ، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي.

[5] . ابن تيمية ، أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، کتب و رسائل و فتاوی ابن تیمیه ، ج28ص603، مكتبة ابن تيمية، دوم ، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي.

[6] . ابن تيمية ، أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، مجموع الفتاوی ج11ص50 -51،  مكتبة ابن تيمية، دوم ، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي.

[7] . سوره مریم، 86و87 .

[8] . فخرالدین رازی، محمدبن عمر، مفاتیح الغیب، ج21ص565، بیروت، داراحیائالتراث العربی، سوم، 1420ق.

[9] . طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیرالقرآن، 16/97، بیروت، دارالمعرفه، اول، 1412ق.

[10] . سوره زخرف، 86..

[11] . ترجمه تفسیر المیزان، ج18ص 192.

بدون دیدگاه