امام على (ع) عدل و تعادل

امام على علیه السلام، عدل و تعادل

1400-04-15

1046 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

امام علی(ع)، معیارهای عدالت را نیك شناخت، و با ژرفترین واژه ها و جمله ها آن را بازگفت، و در عینیت زندگیِ خویش – با همة فراز و نشیبها – آن را به پیدایی آورد. او لحظه ای و ذره ای از میزان عدل فاصله نگرفت، حتی در میدان جنگ و با دشمن ترین دشمنان. او با قاتل خویش به عدالت رفتار كرد، و سرانجام هستی خویش در این راه نهاد، و خود شهید عدالت گشت. چنین چهره ای در سراسر تاریخ انسان، علی(ع) بود.

امام علی(ع)، به عدل و عدالت به عنوان قانونی عام و فراگیر، و سنتی تغییرناپذیر در جهان خلقت می نگرد، و آن را در اجتماعات بشری و در نظام تشریع، ضرورتی تخلف ناپذیر می شناسد، و بر ضرورتِ هماهنگی دو نظامِ تكوین و تشریع، تاكیدهایی اصولی دارد؛ بدان پایه كه مذهب و مكتب او، مكتب عدل و عدالت شناخته شده است.

«… این مذهب، مذهب عدل است و از همین جاست كه از قدیم گفته اند: «التوحید و العدل علویان: توحید و عدل دو اصل علویند.» ذكر «عدل» در كنار «توحید»، نخست به مفهوم اعتقادی آن بازمی گردد، یعنی اثبات عدل به عنوان یكی از صفات خداوند كه متمم عقیدة توحید است؛ و همین عدل، مقتضی آن است كه عدل اقتصادی و معیشتی و قضایی و… نیز جزء اركان بنیادین دین اسلام باشد، زیرا نمی شود خدای عادل، راضی به ظلم باشد، و عدل عملی را از بندگان نخواسته باشد… .[1]

1 – عدل در نظام تكوین

امام علی(ع): «العدل اساس به قوام العالم[2] عدل پایه (و زیر بنا) است كه پایداریِ جهان به آن بستگی دارد.»

این عدل و عدالت، به معنای قانونمندی و نظم، و برقراری تعادل و توازن و قرار گرفتنِ هر پدیده در جای مناسبِ كیان و هستیِ خویش است. امام، عدل را تفسیر فرموده است:

«العدل یَضَعُ الامور مواضِعها؛[3] عدل آنست كه هر چیز را در جای خود قرار دهند.»

این اندیشة والا، الهام از كلام خداست كه در وحی نامة الهی بدان اشارت رفته است:

«والسمأ رفعها و وضع المیزان؛ [4] آسمان را افراشته داشت و در آن میزان نهاد.»

در این آیه، افراشتن آسمان و برپاداشتن میزان، دو امر برابر با یكدیگر معرفی شده است. و این میزانی كه خدا آن را با افراشتن آسمان و آفرینش جهان همراه قرار داده است، چیزی جز میزان عدالت و قانون توازن، و قراردادن هر چیز در جای خود، یا اندازه ای شایسته و ضروری برای زندگی و بقا و استواری آن چیز نیست. و این كیفیت حكمت آمیز، اساس تقدیرهای بزرگ آفرینش است، كه از بزرگترین كهكشانها تا كوچكترین ذر ات در همه جاری است.

از اینجاست كه هر چه در عالم هست شود، دارای طبیعتی متعادل و چارچوبی موزون است و دارای انضباط و هماهنگی همة ذرات و به كار رفتن معیار عدل در هر ذره و پدیده است. امین الاسلام طبرسی می گوید:

«و وضع المیزان» یعنی آلة الوزن التوصل الی الانصاف و الانتصاف… و قیل المراد بالمیزان، العدل و المعنی انه امربالعدل… و یدل علیه قوله: «اَ لا تَطغُوافی المیزان»، ای لاتتجاوزوا فیه العدل و الحق و الحق الی الجنس و الباطل…؛[5] «میزان نهاد» یعنی ابزار سنجش برای دستیابی به دادخواهی و دادگری. برخی گفته اند مقصود از «میزان»، عدل است. و معنای آیه اینست كه خداوند به ایجاد عدالت امر كرده است… دلیل این مطلب این آیه است. «اَ لا تَطغُوافی المیزان.» یعنی از حد و مرز عدالت و حق فراتر نروید و به نجس (كم بها دادن به كار و كالای مردمان) و كاستی و باطل نگرائید.»

راغب اصفهانی نیز می گوید:

«… آیة «انبتنا فیها من كل شیئی موزون…». اشاره است به اینكه هرچه را خداوند پدید آورده با اعتدال و تعادل پدید آورده است…»[6]

2 – عدل در نظام تشریع

1 – امام علی(ع):

«ان العدل میزان ا، الذی وَضَعه للخلق، و نَصَبه لا قامة الحق، فلا تُخالِفه فی میزانه…[7] عدالت میزان خدایی است كه در كار مردمان نهاد، برای برپاداری حق، با میزان خدا مخالفت نكنید و با (قانونمندیهای) او نستیزید.»

2 – امام علی(ع):

«جعل الله – سبحانه – العدل قواماً الانام؛[8] خداوند سبحان عدالت را مایة پایداری مردمان قرار داد.»

عدل، درنظامهای حقوقی و قوانین اجتماعی، مورد بحثها و گفتگوهای فراوانی قرار گرفته است، و درآن باره تعریفهایی ارائه كرده اند؛ لیكن در دو موضوع تردید نمی توان كرد:

1 – انسانها همه تشنة عدالتند.

2 – مصادیق فراوانی از عدل برای همگان پذیرفته شده است.

بنابراین در عدالت باید بیش از آنكه به سراغ تعریف مفهومی آن بپردازیم، راهها و شیوه های رسیدن به عدالت را ارزیابی كنیم.

اصل برابری و مساوات – نه نفی اختلافها و سلیقه ها و نادیده گرفتن وضعیت بدنی و روحی و محیطی افراد – در حقیقت در عدالت نهفته است.[9]

الف – داشتنهایِ افراطی و نداشتنهای تفریطی از عدالت بیرون است و اصل عدل، كاخها را در برابر كوخها بر نمی تابد، و یا وجود نیازهای ضروری به غذا و مسكن و دارو و درمان و آموزش و… با شادخواری، و ریخت و پاشها و اسرافكاریها، تضاد ی ماهوی دارد؛ وگرنه باید از عدالت مفهوم و معنای ضد آنرا جستجو كرد. عدالت مفهومی فراگیر و همگانی دارد، و نابسامانی زیستی همة انسانها را برطرف می سازد، و زندگی مناسب رشد و شكوفایی همه افراد را فراهم می آورد.

استاد مطهری(ره) می گوید:

«… عدالت تنها یك حسنة اخلاقی نیست؛ بلكه یك اصل اجتماعی بزرگِ اسلام است… به عبارت دیگر عدالت اجتماعی عبارتست از ایجاد شرائط برای همه بطور یكسان و دفع موانع برای همه بطور یكسان…»[10]

امام علی(ع):

«اما و الذی فَلَق الحبة، و براً النسَمة، لو سَلكتم الحق من نهَجه… ما عال فیكم عائِل، و لا ظُلم منكم مسلمٌ و لا مُعاهَد…[11] سوگند به خدایی كه دانه را شكافت، و جاندار را آفرید، اگر راه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید… دیگر هیچ خانواده ای بی هزینه نمی ماند، و هیچ مسلمان یا كافری كه در پیمان مسلمانان است، گرفتار ستمی نمی گشت…»

این ملاك محسوس و ملموس عدالت است، كه هیچ كمبود و كاستی را در جامعه نمی پذیرد؛ حتی اگر نیازمندی غیر مسلمان دیده شود، پذیرفتنی نیست. برای اهمیت این موضوع در تبیین عدالت، از حدیثی دیگر در تفسیر سخن والای امام علی(ع) بهره می گیریم:

امام كاظم(ع): «لوعُدل فی الناس لاستغنوا[12] اگر عدالت در میان مردم اجرا شده بود، همه بی نیاز شده بودند (و فقیری نمانده بود).»

میزان و معیار عدل و قانون توازنِ حاكم بر جهان كبیر، بر حسب موازین تكوینی، بر عالم صغیر یعنی جهان انسانها نیز حاكم است. بدینگونه است كه دو جهان – جهان آفرینش و جهان انسانها – در هم می تنند و در مسیرها و هدفهای تكاملی، با یكدیگر هماهنگ می شوند و آنگاه كه انسان از میزان عدل سرباز زند، از كاروان بزرگ هستی جدا می ماند و در گذرگاه تكاملی خود، به كلیت بزرگ و قانونمند و تكامل پذیر جهانی نمی رسد.

اینكه می نگریم امام بزرگ انسان می فرماید: «عدل عامل برپایی و استواری مردمان است.»

به همین علت است كه سنت خدایی حاكم بر آفرینش، بر جامعة انسانی نیز باید حاكم باشد، تا از این راه در خط تكامل قرار گیرند. مهمترین بخش از رسالت های الهی در همین بوده است.

قرآن كریم:

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط…؛[13] پیامبران خویش را با دلایل روشن فرستادیم، و با ایشان كتاب و میزان (مقیاس و معیار حق و عدل) نازل كردیم تا مردمان به قسط و دادگری برخیزند…»

در نظام تكوین وضع «میزان» است، و در نظام قانونگذاری و تشریع نیز در كنار پیامبران كتاب و جعل «میزان» قرار دارد، و این هماهنگی نظام تكوین و تشریع را در برابر اصل عدل و تعادل و توازن روشن می سازد و این جز با برقراری عدالت اجتماعی و توازن مالی و تعادل معیشتی، ممكن نیست.

امام علی(ع): «الرعیة لایصلحها الا العدل[14]مردمان جز در پرتو عدل به سامانی شایسته دست نیابند.»

مگر سامانیابی اجتماعی در این نیست كه همگان به قوانین گردن نهند، و حقوق و حرمت افراد رعایت شود، و هر كس نسبت به همة مردم متعهد باشد، و به مقررات آن پای بندی نشان دهد، و از حریم آن دفاع كند، و برای تعالی و شكوفایی آن بكوشد، و از این رهگذر جامعه به انسجامی پولادین برسد.

اینها همه آنگاه ممكن است كه عدل حاكم باشد، و مردم اطمینان داشته باشند كه حقوقشان پاس داشته می شود، و حق به حقدار می رسد، و هر كس در جای و پایگاه شایسته خویش قرار می گیرد، و كسی نمی تواند به حقوق دیگران تجاوز كند، یا شایستگیها و مهارتها را با اعمال نفوذ ناشایستگان نادیده بگیرند. این اطمینان خاطر همگانی، به ملت كیان و به اجتماع هویتی نیرومند می بخشد، و میان افراد و نظام اجتماعی پیوندی ناگسستنی پدید می آورد، و همین پایگاه اصلی پایداری و استواری اجتماعی می گردد، كه آنرا از هرگونه سقوط و آسیبی دور می سازد.

امام علی(ع): «الر عیة سوادٌ یتعبد هم العدل[15] تودة مردم را عدالت رام (و آرام) می سازد.»

اگر كسانی مسئله اصلی جامعه را در آزادی سیاسی می جویند، و نشر چند روزنامه، و راه اندازی چند تشكل سیاسی را زمینة بسامانی اجتماعی می دانند؛ باید نخست عدالت اجتماعی را پدید آورند، و تعادل و توازن اقتصادی برقرار سازند زیرا اگر عدالت بود و هر كس بدون مزاحمت طبقات قدرتمند به حق خود رسید و انسانها در جایگاه اجتماعی مناسب خویش قرار گرفتند و تبعیضها و تفاوتهای ویرانگر و فاصله های طبقاتیِ كشنده رخت بر بست؛ آزادی مفهوم می یابد. اگر عدالت اجتماعی نباشد، آزادی به صورت ابزاری در دست زورمندان و مال اندوزان و سلطه طلبان قرار می گیرد، و با شیوه های تبلیغی، و نفوذ در مراكز فكری و فرهنگی و منابع اطلاع رسانی، رأی و اندیشة مردمان را نیز می خرند، و توده های مردم را كه از شدت گرفتاری، فرصت اندیشیدن را ندارند؛ به سویهایی كه خود می دهند، سوق می دهند. و بدینگونه ها آزادی اندیشه و انتخاب و عمل مردمان را از دستشان می ربایند.[16]

3 – عدل، تعادل و كیان فردی

امام علی(ع):

«ایها الناس! اعجب ما فی هذا الانسان قلبه، و له مواد من الحكمة و اضدادٌ من خلافها؛ فان سنَح له الرجأ اذله الطمع، و ان هاج به الطمع اَ هلكه الحرص… و ان افاد مالأ اَطغاهُ الغنی، و ان عضته فاقَةٌ شَغله البلأ… و اِن أَجهده الجُوعُ قَعَد به الضعف، و اِن افرَطَ فی الشَّیِعَ كظَّتهُ البطنَة، فكلُّ تقصیرٍ به مضِر، و كلُّ اًفراطٍ له مُفسِدٌ؛[17] ای مردم! شگفت انگیزترین چیز در آدمی دل اوست؛ و در آن مایه هایی از حكمت است، و چیزهایی ضد آنها؛ پس اگر به چیزی امید بندد، طمع او را خوار كند؛ و اگر آتش طمعش شعله ور شود، حرص او را هلاك سازد… و اگر مالی به دست آورد، ثروت او را به گردنكشی برانگیزد، و اگر به فقر دچار گردد، گرفتاری او را از كار بیندازد؛ و اگر در سیر شدن زیاده روی كند، پُری شكم او را آزار دهد؛ پس هر كاستیی برای آدمی زیانبخش است، و هر افراط و زیاده رویی مایة تباهی.»

در كلام امام نگریستیم كه انسان با گرایشهای شدید مال اندوزی در دام طغیانگری و گستاخی های سرمایه داری گرفتار می آید:

«ان افاد مالاً اطغاه الغنی؛ اگر مالی اندوخت به گردنكشی سرمایه داری گرفتار آید.»

و اگر دچار تهیدستی و بینوایی گردد گرفتار پیآمدهای بازدارندة فقر می گردد:

«و ان عضته فاقه شغله البلأ؛ و اگر به فقر دچار گردد، گرفتاری او را به خود مشغول دارد.»

و اگر غذای كافی نیابد و گرسنه بماند ناتوان می شود و تعادل تنی او بر هم می ریزد: «و ان اجهده الجوع قعد به الضعف و اگر گرسنگی او را بی طاقت كند، ضعف او را از كار بیندازد».

و اگر در خوراك از مرز عدل و اعتدال بگذرد، و به پُرخوری روی آورد به بیماریهای زاده از شكمبارگی دچار می گردد، و تعادل ویتامینها، پروتئین و دیگر مواد لازم برای بدن در او بهم می خورد: «و ان افرط فی الشبع كظته البطنَة؛ و اگر در سیر شدن افراط ورزد، پرخوری او را آزار دهد و بیمار سازد. از این رو، باید به حد لازم و عدل و اعتدال تن دهد، و در همه ابعادِ وجودیِ خویش، درچارچوب قانون توازن و تعادل حركت كند.»

باری! انسان باید همآهنگ با قانونمندیهای هستی حركت كند، و در ابعادِ زیست فردی و شخصی نیز از حریم عدل و اعتدال در نگذرد، و یا از آن كاستی نگیرد. به مال اندوزیهای آزمندانه و افراطی روی نیاورد، و همگی توان خویش را بر سر این هدف ننهد. در این صورت است كه خویش را تباه می سازد؛ چنانكه بر جامعه نیز اثری ویرانگر دارد و تعادل و توازن اجتماعی را نیز برهم می زند.

توانگری و فزونخواهی – علاوه بر زیانهای اجتماعی و اقتصادی – زیانهایی انسانی و با اهمیت دارد، و فقر و تهیدستی نیز – گذشته از زیان های اجتماعی و اقتصادی – در تنظیم حیات بشری و تامین سعادت، زیان هایی انسانی و با اهمیت دارد. آری واقعیت وجود انسان، به همانگونه كه با ثروت دگرگونی پیدا می كند، با فقر نیز چنین می شود.

امام علی(ع): «… اعلموا ان كثرة المال مفسدة للدین، مقَساةَ للقلوب[18] بدانید كه مال زیاد مایة تباهی دین و سخت شدن دل است.»

مرداب زندگی اَشرافی و گرداب مال پرستی، همان چیزی است كه نازپروردگانِ كامور و لذت پرست را به مرگ روحی سوق می دهد، و سبب مردن و سنگوارگی دل و میرش احساسات انسان می گردد. چنانكه فقر نیز در تباهگری و سلب شخصیت و میرش نیروهای مادی و معنوی انسان، نقشی نیرومند دارد.

امام علی(ع): «یا بُنی! من اتبلی ایا لفقر، اتبلی باربع خصال: بالضعف فی یقینه، و النقصان فی عقله، و الرقة فی دینه، و قلة الحیأ…[19] پسرم! آن كس كه به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت مبتلا شده است: به ضعف در یقین، و كاستی در خرد، و سستی در دین، و اندك شدن آزرم… .»

امام بدان پایه فقر را ویرانگر شخصیت انسانی می داند كه آنرا مرگ بزرگ می خواند.

امام علی(ع): «الفقر، الموت الاكبر؛[20] فقر، مرگ بزرگ است.»

امام علی(ع)، برای نجات انسان از پیآمدهای دوری از عدل و تعادل و بازگشت به حد اعتدال در همه پهنه های زندگی، همواره بر مصرف اقتصادی و در حد میانه تاكید می كند و از زیست اسرافی و اشرافیِ سرمایه داری بیم می دهد.

امام علی(ع): «علیك بترك التبذیر و الاسراف، و التغل بالعدل و الانصاف؛[21] بر تو لازم است كه ریخت و پاش و اسراف را رها كنی و به عدل (و اعتدال) و انصاف خود را بیآرایی.»

باید راه عدل در پیش گرفت كه این راه میانه و اعتدال است و دوام و بقا و حیات فردی نیز بدان بستگی دارد، و سرپیچی از آن و گرایش به مصرفهای اشرافی و شادخواری های مترفان، ویرانگر هویت فردی است؛ چنانكه نبود یا كمبود نیازها نیز مُهلك و ویرانگر است.

امام علی(ع): «من اقصر فی اكله، كثرت صحته و صلحت فكرته…[22]

هركس در خوراك خود كمتر مصرف كند، سلامتی او افزون تر و فكر او بازتر خواهد بود.»

چنانكه در تغذیه حد متعادل و میانه سودمند است، در دیگر بخش های زندگی نیز چنین است، چون مسكن، لباس، وسایل رفاهی و هرآنچه مورد استفاده قرار می گیرد. تجربه های تاریخی در زندگی انسان و واقعیت های موجود در جامعه بشری، همه دلالت بر آن دارد كه كاخ، محلی مناسب برای زندگی انسان و همخوان با رشد نیروهای مادی و روحی او نیست. و همچنین است كوخ و آلونك؛ بلكه هر یك از این دوگونه مسكن، گوری بوده است برای مواهب مادی و معنوی انسان. هم گورستان كسانی بوده است كه با ناداری و خواری و بیسوادی و ناكامی از دنیا رفتند و در حق ایشان گفتند «القبر خیرٌ من الفقر[23] قبر (مردن) بهتر از فقر است.» و هم گورستان كسانی كه با مرگ تكاثری و اترافی و برتری خواهی از دنیا رفتند و امام علی(ع) آنان را «مرده» به شمار آورده است.

امام علی(ع): «هلك خزان الاموال و هم احیأ[24] مال اندوزان در حال حیات نیز مرده اند.»

پس ساكنان هر دوگونه از مسكن اغلب چون مردگانند. یكی از این دو تحقیر می شود و به عقدة خودكم بینی مبتلا می گردد، و دیگری دچار عقدة خودبزرگ بینی و استكبار نفسانی می شود كه مهلك ترین شیطان در روان آدمی است.

امام علی(ع): فیما كتبه الی الاسودبن قُطبَة صاحب جند حُلوان: «اما بعد! فان الوالی اذا اختلف هواه، منعه ذلك كثیر أمن العدل؛ العدل فلیكن امر الناس عندك فی الحق سوأ ما فانه لیس فی الجور عوض من العدل[25] در نامه ای كه امام به سردار سپاه حُلوان نوشت: هر گاه تمایلات و هوای نفسِ زمامدار نسبت به مردم گونه گون باشد او را از بسیاری از دادگریها بازدارد. پس باید كار مردم، در حقی كه دارند، نزد تو یكسان باشد كه از ستم نتوان به عدالت رسید…»

امام در این نامه كه به فرماندهان خویش می نویسد، بر انگیزه های درونی انگشت می گذارد. انگیزه هایی كه ممكن است زمینة دوگانگی برخورد با مردم باشد. فراز «اذا اختلف هواه هرگاه تمایلات گونه گونی داشت» گویای همین حقیقت است، كه سرباز زدن از عدالت و مساوات با همسان نگریستن به مردمان، چه بسا كه از انگیزه های درونی زمامداران برخاسته باشد.

بنابراین این تعلیم والای علوی، تعادل بخشی به انگیزه های درونی و عدل گرایی در گرایشهای نفسی، زمینة اصلی تحقق عدل و تعادل در عملكردهای انسانی است. از اینرو نخست باید به محركهای درونی تعادل بخشید.

امام علی(ع): «قد الزم نفسه العدل، فكان اول عدله نفی الهوی عن نفسه[26]

بر نفس خویش عدالت را لازم دانسته است و نخستین قدمش در این راه، دور ساختن تمایلات نفسانی از خود است.»

با این تعادل نفسانی و عدالت درونی، مساوات و قانون گرایی پدید می آید و به همگان یكسان و برابر نگریسته می شود، و هیچ عاملی و جهتی موجب امتیاز و فرق گذاشتن میان افراد نمی گردد، حتی شخص و منافع شخصی نیز فدا می شود.

امام علی(ع): «لما عوتب علی تصییره الناس اسوة فی العطأ من غیر تفضیل اولی السابقات و اشرف: «اتأمرونی اَن اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه؟ و ا ما اطور به ما سَمَر سمیرٌ، و ما ام نجم فی السمأ نجما. و لو كان المال لی لسویت بینهم، فكیف و انما المال مال الله؛[27]

هنگامی كه او را نكوهش كردند كه چرا بیت المال و عطایا را به تساوی تقسیم می كند و پیشتازان «اسلام و بزرگان را برتری نمی دهد، گفت: آیا فرمان می دهید كه پیروزی را طلب كنم، به ستم كردن بر كسی كه زمامدار او شده ام؟ به خدا سوگند چنین نكنم تا شب و روز از پی هم می آیند، و در آسمان ستاره ای از پس ستارة دیگر طلوع می كند. اگر این مال از آنِ من می بود، باز هم آنرا برابر میانشان تقسیم می كردم. پس چگونه چنین نكنم، درحالی كه مال از آنِ خداوند است.»

4 – عدالت فراگیر

امام علی(ع): «سیاسة العدل فی ثلاث: لِینٌ فی حَزم، و اًستقصأٌ فی عدل…[28] سیاست عادلانه در سه چیز است: نرمش با دوراندیشی، و عدالتی فراگیر (همگانی و همه جایی) و…»

دراندیشة امام، عدل بایدهمة بخشهای زندگی را فراگیرد، و همة اجزأ جامعه را پوشش دهد.

و تمایزهای نژادی و جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی موجب دوگانگی رفتاری نگردد. فراز والای سخن امام: «استقصأ فی عدل عدالتی فراگیر»، بیانگر همین موضوع است. بنابراین اگر گهگاه به عدالت رفتار شود، و در برخی كارها عدل رعایت نگردد؛ نتیجة مطلوب را دربر نخواهد داشت. به دو جهت: نخست اینكه اجتماعی كه از بخشهای تعادل یافته و عادلانه و بخشهای نامتعادل و ستمباره تشكیل شده باشد، ناهمآهنگ و بی انسجام و طبقاتی است. و دیگر اینكه بخشهای جامعه ارتباطی ارگانیكی و اندام وار دارد، و بیماری و كاستی و ستمبارگی در هر بخش به دیگر بخش ها نیز سرایت می كند، و توازن كل جامعه را برهم می زند.

عدالت، در اندیشة امام عامل حیات و زندگی است، و در یك موجود زنده، باید حیات در همه اجزأ و اعضا جریان داشته باشد. و آنگاه كه عضوی یا بخشی سلامت خود را از دست بدهد و بیمار گردد. سلامت دیگر اعضا را به مخاطره می افكند.

امام علی(ع): «العدل حیاة[29] عدل مایة زندگی است.»

چنین عدالتی فراگیر، از جامعه انسانی پا فراتر می نهد، و گونه های حیوانی و نباتی و محیط زیست و پدیده ها را در بر می گیرد؛ و موجب می گردد كه انسان ها به حیوانات آزار نرسانند، و برای كاموری خویش نسل آنها برنیندازند، و درختان و گیاهان را نابود نكنند؛ حتی سنگ و صخره و دیگر پدیده های طبیعی را برای امیال انسانی نابود نسازند، و از منابع و معادن عادلانه و در حد اعتدال بهره برداری كنند. خاك را با كشت بی رویه دچار فرسایش نسازند، و توازن درونی آن را برهم نزنند، مراتع را نابود نكنند، آبهای شیرین را مسرفانه مصرف نكنند، و آن را آلوده نسازند و تعادل محیط زیست را درهم نشكنند، و ذره ذرة موجودات را حرمت نهند، و در جای خویش بپذیرند، و به نابودی هیچ چیز كم نبندند، و بهره برداری افراطی و افزون بر حد لازم را ستمی بزرگ بدانند. و اینها همه در مفهوم كلی عدل و تعادل نهفته است.

گسترة عدل علوی، شهرها و آبادیها را نیز دربر می گیرد، و انسانِ عدل باور نه تنها در برابر انسان های دیگر باید رفتاری به عدل داشته باشد؛ بلكه در برابر حیوانات و آبادیها نیز مسئولیت دارد كه آبادیها نباید تخریب گردد، یا در قلمرو حكومت ظالمان قرار گیرد، یا در برابر سیل و زلزله و تجاوز یا هر حادثة دیگری رها شود، یا عمران و آبادیی در آنها صورت نگیرد و نیاز انسان ها از آنها برآورده نشود. اینها همه در گسترة عدل قرار دارد.

امام علی(ع): «… اتقوا ا فی عباده و بلاده، فانكم مسئولون حتی عن البقاع و البهائم[30] دربارة مردمان و شهرها از خدا بپرهیزید، زیرا كه شما مسئول هستید حتی دربارة آبادیها و حیوانات.»

امام علی(ع)، حتی در جنگها از زیان رسانی به درختان و حیوانات مانع می گشت، و از محیط طبیعی حراست می كرد. او باور داشت كه رسولان الهی به مجموعة آفرینش می نگرند، و همه پدیده های آنرا مخلوقات خداوند می دانند، و ارزش هر چیز را می شناسند، و به هر پدیده در جایگاه خود، حُرمت می نهند، و زمین را خانه ای می دانند كه همه چیز در آن وجود دارد، و هر چیز در جایگاه خود قرار گرفته است و اینها همه برای بهره مندی همگانی است.

امام علی(ع): «انه قضی فیمن قطع شجراً، او افسد زرعاً… او عور بئراً او نهراً، ان یغرم قیمة ما استهلك و افسد…[31] امام، دربارة كسی كه درختی را بریده یا مزرعه ای را نابود كرده…یا چاه آب یا راه آبی را پر كرده، حكم فرمود كه غرامت آنرا بپردازد…»

عدالت در مكتب امام، از مرزهای عقیدتی نیز می گذرد و چارچوبهای ایمانی در درمی نوردد، و همة انسانها را از هر نژاد ملیت و با هر عقیده و مذهبی پوشش می دهد، و مفهومی كاملاً انسانی می گیرد.

امام علی(ع): «…له ما لنا و علیه ما علینا مسلماً كان او كافراً…[32] آنان حقوقی برابر با ما دارند، و مسئولیتهایی مساوی با ما، مسلمان باشند یا كافر…»

نیز امام در سفارش به برخی از كارگزاران دولت خویش چنین می گوید: «ایاك ان تضرب مسلماً، او یهودیاً، او نصرانیاً فی درهم خراج…؛[33] از آن بپرهیز كه مسلمان یا یهودی یا مسیحی را برای یك درهم مالیات، كتك بزنی…»

و آنگاه كه سالخورده ای یهودی را می نگرد كه سائل بكف است از بیت المال مسلمین به او می پردازد و او را تامین می كند.

امام علی(ع): «مر شیخ مكفوف كبیر یسأل، فقال امیرالمؤ منین(ع): ماهذا؟ فقالوا: یا امیرالمؤ منین! نصرانی. فقال امیرالمؤ منین: استعملتموه حتی اذا كَبَر و عَجَز منعتموه؟ انفقوعلیه من بیت المال[34] پیرمرد كهنسال كوری كه گدایی می كرد، گذشت، امیرالمؤ منین پرسید كه: «این چیست؟» گفتند یا امیرالمؤ منین نصرانی است. گفت: از او چندان كار كشیدند تا پیر و ناتوان شد، حال به او چیزی نمی دهید؟ هزینه زندگی او را از بیت المال بدهید.»

5 – ظلم ستیزی

امام علی(ع): «لایحمل الناس علی الحق الا من و رعهم عن الباطل[35] مردمان را به عمل بر طبق حق نمی تواند واداشت، مگر آن كسی كه ایشان را از باطل پرهیز دهد.»

عدالت گرایی، بدون ظلم ستیزی افسانه ای بیش نیست، و توازن و تعادل طلبی بدون نفی و طردِ تعادل شكنان و امتیاز خواهان پنداری پوچ است. در منطق امام علی(ع)، تلاش برای برقراری عدل، همان اندازه اصولی و لازم است كه مبارزه با ظلم. تفكیك ناپذیری عدل گرایی و ظلم ستیزی، با تعبیرهای گونه گونی در كلام امام آمده است كه ابعاد مختلف این موضوع را نیك روشن می سازد.

امام علی(ع): «الجور مضاد العدل[36] ظلم ضد عدل است.»

با اجرای عدالت و با ابزار عدل می توان با ستمها به نبرد برخاست.

امام علی(ع): «ضاد و الجور بالعدل[37] با قدرت عدالت با ظلم نبرد كنید.»

وجود ظلم در هر بخش از جامعه، و هر عضو از اندام اجتماعی، حاكمیت عدل را در آن بخش ناممكن می سازد و به دیگر بخشها و اعضا نیز سرایت می كند.

امام علی(ع): «من لوازم العدل، التناهی عن الظلم[38] از لوازم عدل، دوری از هرگونه ظلم است.»

6 – امام، میزان در جامعه

در مكتب علوی، توازن بخشی به بخشهای گوناگون جامعه، و گردش عادلانه ثروت و جریان درست اقتصاد، نخست بر عهدة دولت اسلامی است، و امام مسئول آن است؛ از اینرو واژه «میزان» در قرآن كریم به امام تفسیر شده است:

امام صادق(ع): «المیزان الامام[39] مقصود از میزان در كتاب خدا، امام است.»

در حدیث دیگری نیز حضرت امام ابوالحسن الرضا(ع)، میزان را به امام امیرالمؤ منین علی(ع)، تفسیر فرمودند.[40]

در جامعه در كنار كتاب و قانون، میزان و امام قرار دارد، و چهرة انسانی و زیست اجتماعی و فردی و اخلاق و رفتار و فعل و قول و تقریر او، معیار و میزان برای انسانهاست، و عامل ایجاد توازن و تعادل و علت برقراری عدالت در جامعه است. در اندیشة علوی، پیدایش شرایط توازن بخشی و امامت، در پرتو عصمت و عدالت تحقق می پذیرد. و این از فهم درست و سَرَة كتاب خدا و پیروی كامل از آن و انطباق دقیق با آن پدید می آید.

«میزان» در دو حدیث یاد شده، به «امام» بطور عام و به امام علی(ع) بطور خاص تفسیر شده است. در كلام دیگری از امام رضا(ع) «امام» به «میزان عدل» تعبیر شده است؛[41] علت آن روشن است؛ زیرا كه مهمترین بخش از رسالت زمامدار جامعة اسلامی را تبیین می كند.

آیة الله شهید فقیه ژرف اندیش سیدمحمدباقر صدر می گوید:[42]

«… اقتصاد اسلامی ایمان دارد كه منابع طبیعی ثروت همه از آنِ خداست… نیز ایمان دارد كه دولت باید توازن اجتماعی را حفظ كند، و از انباشته شدن ثروتها و عدم جریان آن در دست همه مانع گردد… و هر جریانهای استثنائی در جامعه پیش آید كه توازن اجتماعی را دچار خطر سازد، دولت طبق امكانات خود دخالت می كند، و شیوة مناسبی را در پیش می گیرد، تا توازن اجتماعی حاصل شود و پایدار بماند…»

امام علی(ع): «… فان ا جعلكم فی الحق سوأ، اسودكم و احمركم، و جعلكم من الوالی و جعل الوالی منكم بمنزلة الوالد من الولد و الولد من الوالد، و ان حقكم علیه انصافكم و التعدیل بینكم…[43] خداوند شما را در برابر حق و (قانون عدل) مساوی قرار داده است، از هر رنگ و نژاد باشید. و شما با زمامدار و زمامدار با شما چون پدر با فرزند و فرزند با پدر است. و حق شما بر زمامدار اینست كه با قانون انصاف و عدل و اعتدال، با شما رفتار كند.»

پدر حكیم، مال را طبق نیازها میان فرزندان تقسیم می كند، و با اعتدال به هر كس چیزی می دهد، هیچگاه با آنان گزینشی رفتار نمی كند.

7 – قاطعیت در اجرای عدالت

عدالت گستری و ستم ستیزی موضوعی نیست كه صرفاً با راه كارهای اخلاقی و كلامی و فرهنگی به پیدایی آید؛ گرچه این دست مسائل، بویژه مسائل تربیتی، اخلاقی و فرهنگی تاثیرهایی ژرف در تحقق این آرمان دارد؛ لیكن بخش عمدة ستمبارگی ها و عدل ستیزی ها، از سوی دنیاداران، مستكبران، سودپرستان و سرمایه داران به بشریت تحمیل می شود، و این طبقات اندك در باتلاق هواها و هوسها و خودخواهیها و كاموریها غرقند، و ارزشها و انسانیتها را باور ندارند و براستی چنانند كه قرآن كریم فرموده است: «صمٌ، بُكمٌ عُمیٌ، فهم لا یرجعون؛[44] كرانند، لالانند، كورانند، و باز نمی گردند.»

اینگونه افرادِ در صورت انسان، جز با قاطعیت و قدرت تن به حقی نمی دهند، و از ستم گستری دست برنمی دارند. آنانكه در رویارویی با اینگونه افراد به شیوه های دیگر می اندیشند، سخت در اشتباهند. دوران تاریخ و اجتماعات كنونی بشری گواه راستینی بر این اشتباه است.

امام بزرگ انسان، زمامداری است كه انسانها را خوب می شناسد، و از نیرنگها و شگردهای طاغوتان بویژه اقتصادی، نیك آگاه است و گستاخیها و سركشیها و حقكشیهای آنان را دیده و تجربه كرده است. از اینرو با اراده ای تزلزل ناپذیر و قامتی استوار و نستوه در برابر این طاغوتان ایستاد و برای عدالت گستری و ظلم ستیزی به میدان عمل گام گذارد و تا آخرین روزهای حاكمیت و حیات خود ذره ای عقب گرد نكرد و هیچگونه سستیی نشان نداد.

امام علی(ع) زمامدار نمونه است كه خود را در برابر مردم مسئول می داند، و خویش را در گرو وعده هایش قرار می دهد. و در روزهای آغازین پذیرش زمامداری، تعهد ژرف و الهی خویش را بدینسان بازگو می كند:

امام علی(ع): «ذِمتی بما اقول الصنیة، و انا به زعیم[45] آنچه می گویم بر عهدة من است و من خود ضامن آن هستم.»

امام علی(ع): «قیل له اعطِ هذه الاموال لمن یُخاف علیه من الناس و فراره الی معاویة! فقال(ع): «اتأمرونی ان اطلب النصر بالجور؟ «وا لا افعل ما طلعت شمس و ما لاح فی السمأ نجم…[46] به امام، (از راه مصلحت اندیشی) گفتند كه از این اموال (بیت المال) به كسانی بده كه می ترسی فرار كنند و به معاویه بپیوندند! گفت: آیا از من می خواهید كه پیروزی را با ستم به چنگ آورم؟ نه بخدا، تا زمانی كه خورشید طلوع كند و ستاره ای در آسمان بدرخشد، چنین نخواهم كرد…»

امام در تبیین قاطعیت لازم و دیگر شرایط اصولی برای اجرای عدالت چنین می گوید: «لا یقیم امرا – سبحانه – الا من لا یُصانع، و لا یُضارِ ع و لا یَتبع المَطامع…؛[47] فرمان خدای سبحان را فقط سه كس می تواند اجرا كند: كسی كه ساز شكار نباشد؛ و كسی كه رنگ نپذیرد (و خود به خطاكاری و برخورداری تمایل نیابند)، و كسی كه برای خود چیزی نخواهد (و به زر زراندوزان و منافعِ منافع طلبان چشمی نداشته باشد).»

نفی معلول بی نفی علت ناممكن است یعنی عدالت گرایی بدون ظلم ستیزی تحقق نخواهد یافت و به تعادل و توازن اجتماعی و حد معقول زندگی و بسامانی اقتصادی نخواهیم رسید.

امام كاظم(ع) در این زمینه سخنی پرژرفا و ارزنده دارد كه روشنگر تعالیم علوی است: «لا یَعدل الا مَن یُحسِنُ العدل؛[48] عدالت را اجرا نتواند كرد، مگر كسی به بهترین وجه اجرا كند.»

به بهترین وجه اجرا كردن، در پرتو همین قاطعیت اجرایی تحقق می یابد، كه برای اجرای اصولیِ عدل، همه زمینه های مناسب فراهم گردد و موانع و سد راهها در هم شكسته شود.

8 – شیوه های عدل ستیزی

تحقق آرمان والای عدالت اجتماعی، به شناخت شیوه های عدل گریزی و تعادل ستیزی و توازن شكنی، بستگی دارد. شیوه ها و راه كارهایی كه سودپرستان طرح ریزی می كنند، و از این رهگذر به درون اقتصاد جامعه نفوذ می كنند، و گردش ثروت را به سود خود در می آورند، و با راه كارهای حساب شده هر برنامه و اقدامی را كه در جهت مخالف منافع آنان باشد، خنثی می سازند، و به گفتة شهید بهشتی:

«در رگهای نامرئی پدید آورند برای جذب ارزشهای تولیدی.»[49]

در برابر چنین ستم پیشگانِ ضد مردمی و شگردها و نیرنگهای آنان، شناخت این شگردها و شیوه ها ضروری است. اكنون با الهام از تعالیم علوی، به پاره ای از آنها اشاره می شود.

الف – آزادی اقتصادی و اقتصاد آزاد

امام علی(ع): «… و تفقد امورهم بحضرتك و فی حواشی بلادك، و اعلم مع ذلك، ان فی كثیرٍ منهم ضیقاً فاحشاً، و شُحاً قبیحاً، و احتكاراً للمنافع، و تحكُّماً فی البیاعات، و ذلك بابُ مضرَّةٍ للعامَّة، و عیب علی الولاة، فأمنَع من الاحتكار… فمن قارف حُكرةً بعد نَهیكَ ایاه فَنَكٍّل به، و عاقِبهُ فی غیر اًسراف…[50]

بر كار آنان (بازرگانان) نظارت كن خواه در حضور تو باشند یا در شهرهای تو. با وجود این بدان كه در بسیاری از ایشان سختگیری در معامله، و نجلی زشت، و احتكار برای سودجویی، و زورگویی در فروختن جنس وجود دارد، (بانرخگذاری دلخواه و آزاد)، كه این همه مایة زیان عموم مردم و ننگ و عیب بر زمامداران است. پس از احتكار جلوگیری كن… و هركس پس از نهی كردن تو باز به احتكار بپردازد، او را كیفر ده و بدون زیاده روی تنبیه كن.»

لیبرالیسم اقتصادی، به عنوان خاستگاه اصلی بیعدالتی، و سرچشمه توازن شكنی، و ایجاد طبقات و فاصله های وحشتناك معیشتی، و پیدایش سرمایه داریهای تجاوزكار و كمبودداریهای ویرانگر، در منطق امام(ع) محكوم است. در اجتماعی كه جریان اقتصاد آزاد، و لیبرالیسم اقتصادی، سیاست اقتصادیِ دولتها را تشكیل می دهد، و هیچگونه نظارت و محدودیتی در نظام تولید و توزیع و مصرف نیست؛ بی تردید توازن اقتصادی بر هم خواهد ریخت، و اكثریت توده های مردم، با فشارهای معیشتی كوبنده روبرو خواهند گشت.

امام علی(ع): «… یأكل عزیزها ذلیلها[51] قدرتمندان دنیا ناتوان را می خورند.»

چگونه می شود به بهانه اینكه آزادی اقتصادی برای رقابت مفید است و موجب توسعه اقتصادی می گردد، دست گروهی آزمند و افزونخواه و مال اندوز را در جامعه باز گزارد، و آنان را چون زالوهای خونخوار به جان مردم افكند، و تودة ملت را فدای توسعه سرمایه داری كرد، و بر كارشان نظارتی نداشت.

قرآن مجید چه زیبا خودسریها و مرز نشناسیهای سرمایه داری را ترسیم كرده است:

«قالوا یا شعیب اصلوتك تأمركَ ان نترك ما یَعبُد اباؤ نا او اَن نَفعَل فی اموالنا ما نشأ…؛ (هود/ 87) گفتند ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می دهد كه ما آنچه پدرانمان می پرستیدند ترك گوئیم، یا در اموال خود آنچنان كه خود می خواهیم تصرف نكنیم؟…»

گستاخیها و خودخواهیهای سرمایه داری و نظام اقتصاد آزاد بود كه جامعه های بشری را به دو طبقه و جهان را به دو بخش پیشرفته و عقب افتاده تقسیم كرد، و فقر و فلاكت را برای بخشهای عظیمی از جامعه های انسانی به ارمغان آورد و سرمایه ها را به جیب طبقات برتر و اندك سرازیر كرد، و بی عدالتی و بیدادی فراگیر را بر انبوه توده های انسانی سایه گستر ساخت، و بردگیهایی پدید آورد، بسی سهمگین تر از بردگیهای گذشته. سرمایه داری تنها به بیدادگری در جامعه انسانی بسنده نكرد؛ بلكه به مواهب طبیعی و خدادادی نیز پنجة ستم افكند، جنگلها را نابود كرد، و ریشة درختان – این ریه های زمین – را از بُن برآورد، و جنگلها را به بیابان بَدَل ساخت، هوا این نعمت خدایی و همگانی را بیآلود، لایة اوزن را شكافت، منابع را به غارت برد، گونه های حیوانی و نباتی را به انقراض كشاند، و ماهیهای اقیانوسها كه به تعبیر قرآن كریم[52] برای استفادة همة انسانهاست در كشورهای سرمایه داری، به مصرف همین طبقات شكمباره و مرفه رسید، و بیشتر منابع و معادن در انحصار آنان درآمد، و یا با قیمت گذاری های خودسرانه و استكباری، در حقیقت به رایگان و نیمه رایگان در دست آنان قرار گرفت.[53]

البته رشد اقتصادی و تامین رفاه همگانی و آبادی، در تعالیم علوی جایگاهی بس بلند دارد.

امام علی(ع): «… فاعلمنا سبحانه، انه قد امرهم بالعمارة، لیكون ذلك سبباً لمعایشهم…[54] خداوند سبحان، ما را آگاه ساخت كه مردمان را به آباد كردن فرمان داده است، تا این وسیلة زندگی و معیشت آنان باشد… .»

تامین معیشت و رفاه عمومی در اندیشة امام، از اهداف اصلی پیامبران است.

امام علی(ع): «... فبعث فیهم رُسُله… و یثیروا لهم دفائن العقول، و یرُوُ هم الایات المقدرة: من سقفٍ فوقهم مرفوع… و معایش تحییهم…[55] خداوند فرستادگان خود را به میانشان فرستاد، پیامبران از پی یكدیگر بیآمدند، تا خردهاشان را كه در پردة غفلت، مستور گشته، برانگیزند، و نشانه های قدرتش را كه بر سقف بلند آسمان آشكار است، به آنها بنمایانند… و راههای معیشت را نیز به آنان بشناسانند… .»

عدل گراییِ امام و تعادل بخشی او، دقیقاً در همین راستا قرار دارد، و با همین انگیزه و آرمان است كه نظارت بر جریان اقتصاد و بازارها و كارگاهها و مزارع و نوع مصرف مردمان و چگونگی بهره برداری از مواهب طبیعی را لازم می داند؛ زیرا كه در پرتو عدل و میزان عدالت است كه از ظلم اقتصادی و تجاوز به حقوق مردم جلوگیری می شود، و همه چیز به همه كس می رسد. و همین توسعة پایدار و اصولی و انسانی است كه در پرتو عدالت اجتماعی صورت پذیرد.

امام علی(ع): «لا یكون العمران، حیث یجور السلطان[56] توسعه و عمرانی پدید نخواهد آمد درصورتیكه حاكمیت بیدادگر باشد.»

سیاست كلی اقتصادی باید با نظارت دقیق دولت و اشراف بر همة بخشهای اقتصادی، و مهارِ آزمندیهای فردی به سود جامعه و كل مردم باشد.

در دوران زمامداری، امام شخصاً[57] بر بازار نظارت می كند، و از نزدیك چگونگی داد و ستدها را با دقت می نگرد، و آنگاه كه یكی از یارانش می گوید: «اجازه بدهید كه نظاره گری بر بازار را من برعهده بگیرم و بار این زحمت را از دوش شما بردارم.» امام درپاسخ می فرماید: «ما نصحتنی یا اصبغ؛[58] خیرخواهی نكردی ای اصبغ» یعنی چون این وظیفه مهم برعهدة شخص زمامدار (و سازمان دولت) است، نیاید آنرا به دیگران واگذارد تا مباد كه از این راه سستی و بی دقتی روی دهد و در جایی یا بخشی از جامعه فساد اقتصادی پیش آید.

در مركز حكومت امام نیز این سامانیابی زندگی پدید گشت و بند و زنجیرهای تبعیض و بی عدالتی گسسته شد.

امام علی(ع): «ما اصبح بالكوفةِ احدٌ الا ناعِماً، ان اَدناهُم منزلَة، لیأكل البُر، و یجلس فی الظل، و یشرب من مأ الفرات[59] همة مردم كوفه اكنون دارای وضعیت خوبی هستند، حتی پایین ترین افراد، نان گندم می خورد، خانه دارد، و از آب آشامیدنی خوب استفاده می كند.»

این مرحله از تامین، در شرایط زندگی آن روز، بسیار قابل قبول بوده است، امروز نیز – با همة پیشرفتها در سطح زندگی – همة مردمان دارای چنین زندگیی نیستند. آمارهای تغذیه، نوع مسكن و آب آشامیدنی و چگونگی زندگی در كشورها، به روشنی بیانگر این حقیقت است. و انسانهای بیش از میلیارد را می نگریم كه همواره در اسارت آب سالم و غذای مناسب و مسكن و نیازهای ضروری روزمره هستند. و این رهبری عدل گسترِ علوی است كه در دوران زمامداری كوتاه و نمونه خود، ماهیت روابط اقتصادی را دگرگون كرد و جامعه را به سامانی درخور رساند و حد لازم زندگی را برای همه تامین كرد (دست كم در كوفه)، و آزادی واقعی را به مردمان ارزانی داشت.

ب – استثمار

امام علی(ع): «…فُجناةُ ایدیهم لا تكون بغیرِ افواههم[60] آنچه دستهای آنان چیده (و محصول كار آنان) است به دهانهای دیگران نخواهد رسید.»

از شیوه های ستم بنیادِ اقتصادی كه با هیچ عدل و تعادلی سازگار نیست، كم بها دادن به كار و كارهای مردم است. درس آموزان مدرس وحی، این اصل را از قرآن آموخته اند آنجا كه می فرماید:

«… یا قوم اعبدوا… و اوفوا الكیل و المیزان بالقسط و لا تجنسوا الناس اشیأهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین؛[61] ای مردم خدای را بپرستید… و پیمانه و ترازو را تمام و به عدل دهید، و چیزهای (كار و كالای) مردمان را كم بها مكنید، و همچون تبهكاران در زمین به تبهكاری مپردازید.»

امین الاسلام طبرسی دربارة معنای این آیه می گوید: «و لا تجنسوا الناس اشیأهم»، ای و لا تنقصوا الناس حقوقهم[62] حق مردم را كم مكنید.»

«بخس اشیأ و كم بها دادن به كار و كالای مردم»، دو گونه صورت می گیرد، نخست اینكه مواد خام و كالاهای مورد نیاز و دارای ارزش اقتصادی، كه با رنج و تلاش از معادن و مزارع و دریاها و دشتها و… استخراج می شود، و به سرمایه داران و كارخانه ها عرضه می گردد. سرمایه داران با مكانیسم ویژه ای نسبت به آنها «بخس» اعمال كنند، و بها و ارزش واقعی آن ها را نپردازند. و این استثمار و تصاحبِ ثمرة كار دیگران و نادیده گرفتن حق آنها و بی عدالتیی بزرگ است.

دیگر اینكه دستمزد كارگر و كشاورز به اندازه ارزش واقعی آن پرداخت نشود. نظام های سرمایه داری با راه كارهای ویژه ای از دستمزد كارگران می كاهند. صاحبان صنایع با اتحاد و همبستگی سطح دستمزدها و نرخ كار را پایین نگهمیدارند و با كم بها دادن به كار انجام شده روی هر كالا (یعنی «بخس») كارگران را استثمار می كنند.

در سایه این مكانیسم، سرمایه داری به اموال بادآورده ای دست می یابد، و همواره از رشد سرمایه و سلطه بر بازار كار و بازارهای اقتصادی برخوردار می گردد؛ و در برابر، توده های كارگر و كشاورز، روزبه روز ناتوان تر و زمین گیرتر می شوند، و بدینگونه هاست كه اجرای عدالت را ناممكن می سازند، و توازن اقتصادی جامعه را برهم می زنند.

امام علی(ع): «لن یتمكن العدل، حتی یذل البخس[63] هرگز امكان ندارد عدالت برقرار گردد، مگر اینكه (نظام استثماری) كم بها دادن (به كار و كالای مردمان) از میان برود.»

پیامبر بزرگوار در واپسین لحظات زندگی، كه انسان های بزرگ، مهمترین و ارزشمندترین تجربه های خویش را بر زبان می آورند، به چند محور حیاتی در آیین زمامداری توجه می دهد:

1 – به كشاورزان ظلم نشود و دستمزد آنان بحق و عدل پرداخت گردد.

2 – دست واسطه های اقتصادی قطع شود. آنانكه زمین را اجاره می كنند و بدون انجام كاری آنرا به بهایی بیشتر اجاره می دهند.

3 – به كارگران تحمیل نشود، و به كاری مجبور نگردند، و به بیگاری كشیده نشوند.

امام علی(ع)، به روایت امام رضا(ع) از پدرانش از پیامبر(ص): «ان الله عزوجل – غافر كل ذنب الا من احدث دیناً، او غضَب اجیراً اجره، او رجلٌ باع حُراً[64] خداوند بزرگ هر گناهی را می بخشاید مگر گناه كسی كه (از پیش خود) دینی اختراع كند، یا كسی كه مزد كارگری را (به عدل و تمام) نپردازد، یا كسی كه انسان آزادی را (به بردگی بكشد و) به دیگری بفروشد.»

در این تعلیم والای محمدی(ص) به امام علی(ع) بدترین و نابخشوده ترین گناهان، استثمار حق كارگر معرفی شده است. به بیگاری كشیدن، با دو شیوه انجام می شود: نخست اینكه آشكارا و با اعمال قدرت و مأموران سلاح به دست، كسانی به كارهایی وا داشته شوند؛ چنانكه در گذشته تاریخ این دست بیگاریها فراوان بوده است، و بویژه حاكمان خودكامه، انسان ها را برای ساختن كاخ ها و شهرها به بیگاری می كشیدند.

دیگر اینكه با برنامه ریزی كارخانه داران، نرخ دستمزدها را پایین نگهدارند، و با اتحاد و تبانی نگذارند كسی كارگری را با مزد بیشتری به كار گیرد. در این صورت كارگران برای رفع نیازهای ضروری خود و تهیة قوت لایموت، مجبورند كار كنند و با همین دستمزد كم بسازند؛ زیرا كه هر كجا بروند آسمان همین رنگ است، و به مزد حقیقی و عادلانه خویش دست نمی یابند. در این فرض، گرچه بیگاری آشكاری دیده نمی شود و خود كارگر با پای خود به طرف كار می رود؛ لیكن در حقیقت بیگاری كشیدن است؛ زیرا كه او مجبور است به همین دست مزد كم بسازد.

مفهوم «بخس» در گذشته و امروز: آیا می توان مفهوم بخس را كه در قرآن آمده و در كلام امام(ع) نیز بكار رفته است، در چهارچوب های روابط اقتصادی گذشته محدود ساخت، و كاستن ارزش واقعی مواد خام و كم بها دادن به كار انسان ها را كه مفهوم «بخس» در روابط اقتصادی امروز دنیاست در نظر نیاورد؟

با توجه به اینكه استثمار در دنیای امروز و كارخانه داریهای گستردة جدید، بسیار گسترده تر و كوبنده تر است و وسائل ارتباطی جدید راه را برای تبانی و اتحاد علیه كارگران یا تولیدكنندگان مواد خام، بسیار هموار كرده است. از این رو كمبودداری و فقر در تمدن امروز بیشتر فاجعه بارتر و عمومی تر از تمدن های گذشته است. فقر و مشكلات اقتصادی بیش از یك میلیارد انسان، دلیل آشكار انواع ظلم های اقتصادی و رواداری «بخس» و كم بها دادن به كار و كالای انسان است.

ج – استئثار (ویژه سازی) و انحصارگرایی

امام علی(ع): «من یستأثر من الاموال یهلك[65] هر كس انحصارطلبی كند (و بخشی از اموال را به خود اختصاص دهد و در انحصار خود گیرد)، هلاك خواهد شد.»

كسانی كه اموال عمومی و امكانات خدادادی را كه برای بهره برداری همگانی است ویژة خود و نزدیكان خود می سازند، و به خود و فامیل خود اختصاص می دهند، اهل «استئثارند.» استئثار (انحصارطلبی و نظام انحصاری)، از ره آوردهای شوم سرمایه داری و حكومت های وابسته به سرمایه داران است و آن در لغت به این معناست كه انسان مال و متاع و یا چیزی را كه مورد میل و رغبت و نیاز دیگران است، ویژه خویش سازد، و با خودكامگی و استبداد دست دیگران را از آن كوتاه كند: «استأثر بالشیء علی الغیر استبد به و خص به نفسه؛[66] نسبت به چیزی استئثار ورزید، یعنی استبداد به كار برد و آن را ویژه خویش ساخت، و در انحصار خود در آورد.»

راغب اصفهانی می گوید: «الاستئثار: التفرد بالشیء من دون غیره[67] در انحصار قرار دادن و ویژه ساختن و دیگران را كنار زدن.»

«استئثار» اموال و منابع طبیعی، از عوامل مهم انحصارات بزرگ اقتصادی و تقسیم نابرابر و غیرعادلانة ثروت، و پیدایش طبقة غنی مترف و مسرف، و فقیر تهیدست و بی نواست و این كاری است برخلاف سنت آفرینش و هدف از خلقت مواهب طبیعی؛ زیرا كه اصل در نظام آفرینش بر تعمیم نفع و بهره برداری عمومی است.»[68]

در جهان بینی امام علی(ع)، انسان ها آفریده های خدا، و اعضای خانوادة بزرگی هستند كه خانوادة خدایی نام دارد: امام علی(ع): «… عیاله الخلائق، ضمن ارزاقهم، و قدرَ اقوالَهم[69] آفریده ها (مردمان) خانواده خدایند كه روزی آنان را تضمین كرده و قُوتشان را معین فرموده است….»

بنابراین، همة انسان ها در زمین مأموریتی یگانه دارند، و همه باید از خوان گسترده خدایی بهره برداری كنند، و معیشت و زندگی خود را تامین نمایند، و برای آیندگان نیز باقی بگذارند كه آنان نیز ذی حقند.

«فلیسین شاله» می گوید: «رنان عقیده دارد كه اولین ندایی كه به منظور حمایت از عوام (توده های مردم) و ضدمالكیت برخاست و بگوش دنیا رسید از پیمبران بود…»[70]

امام علی(ع) از آغاز پذیرش حكومت و خلافت، با این ویژه سازیها درگیر شد، و لحظه ای در این مبارزه درنگ نكرد؛ زیرا كه «استئثار» و انحصارگرایی را ضد عدل و تعادل اجتماعی می دانست.

امام علی(ع): «استأثر عثمان فاسأ الاثرة… و الله عزوجل – حكم واقع فی المستأثر…[71] عثمان در تقسیم اموال عمومی گزینشی عمل كرد (اموال را ویژة كسان مخصوص ساخت) و خدای بزرگ دربارة كسانی كه اموال و امكانات مردم را ویژة خود (و نزدیكان خود) می سازند، حكم قطعی (و روشن) دارد.»

این ویژه سازی و انحصارگرایی، یكی از محورهای انحراف و ستمبارگی حاكمیت اموی بوده و همین امام را بر آن داشت كه با آنان به نبردی خونین برخیزد و در این راه ذره ای چشم پوشی نكند، و شیوة دادگریِ بی همتایی را بر بلندای تاریخ به تصویر كشد.

ویژه سازی، ره آورد سیستم انحصاراتی شركت های بزرگ اقتصادی است چون كارتل ها و تراستها، كه نظام اقتصادی كشورها را در دست دارند و روز بروز بر قلمرو سلطة خویش می افزایند، و با تئوری استكباری، جهانی شدن اقتصاد و تجارت جهانی «گات»، و اتحادیه های بزرگ و منطقه ای بازرگانی، می رود كه ملتها – بویژه مردم جهان سوم – را در اسارت خویش درآورد. روشی كه در نظر عقل و منطق شرع ممنوع و ضدانسانی و منافع توده های مردم است و به گفتة آیة االله شهید مطهری، در اسلام چنین اتحادیه هایی ممنوع است؛ زیرا كه موجب تسلط افراد خاص بر كل اقتصاد جامعه و ایجاد بازار سیاه و… می گردد.[72]

امام علی(ع): «… و لم اجعلها (الاموال) دولة بین الاغنیأ[73] من اموال را میان ثروتمندان به گردش نینداختم.»

این زمامداری، از شیوه های اقطاعی و تیول داری حكومت های خودكامه و غیرمردمی، به شدت دوری كرد، و اموال و انفال و منابعی را كه به ناحق روانة خانه های اشراف و بستگان حكومت ها شده بود، به بیت المال بازگرداند، و در اختیار همگان قرار داد. در كتاب «نهج البلاغه» بارها و بارها از بازپس گیری اموال مجرمان سخن رفته است.

در پایان این بخش شایسته است، فرازی از عهدنامه مالك اشتر را نیز بازگو كنیم. امام بخاطر نقش ویرانگر و تعادل شكنی را كه «استئثار» و ویژه سازی و خاصه خواهی دارد، مالك اشتر را از آن بیم می دهد كه مباد به عنوان والی مصر كسانی از بستگان و اطرافیان به تو نزدیك شوند و از تو امتیازاتی بخواهند:

امام علی(ع): «.. و ایاك و الاستئثار بما الناس فیه اُسوة…[74] بپرهیز از ویژه سازی (خاصه خواهی و طبقه پروری) در چیزهایی كه همة مردم در آنها برابرند….»

گرچه امام از مالك اشتر، نگرانی ندارد؛ لیكن این دستورنامه حكومتی برای آیندگان و همة حكومتگران است.

د – اسراف و عدم توازن اقتصادی

امام علی(ع): «للمسرف ثلاث علامات: یأكل ما لیس له، و یلبی ما لیس له، و یشتری ما لیس له[75] نشانه اسرافكار سه چیز است: به مقداری كه حق ندارد بخورد می خورد، و به مقداری كه حق ندارد بپوشد می پوشد، و به مقداری كه حق ندارد بخرد می خرد.»

از مهمترین تعالیم علوی اصل «اندازه داری» در زندگی، و مصرف متعادل و به اندازه است. جامعه و مردم باید بر اصل تنظیم مصرف، و تقدیر در معیشت تربیت شوند، و در زندگی مدیریت اقتصادی داشته باشند. «ستیغ بلند این تربیت سازنده، استوارسازی اصل نظم و اعتدال در مصر است؛ زیرا برنامه ریزیِ حاكم بر زندگی افراد، و همچنین مؤ سسات و نهادها و ادارات حكومتی و بناها و مراكز دینی، هرگاه بر شالودة «میانه روی» و مراعات حدود باشد، و اندازة لازم و مناسب در نظر گرفته شود، و در جهت «قوامیت مال» قرار داشته باشد و زندگیی كفافی را پی ریزد. همین چگونگی خود باعث رفاه فرد، و امنیت و بی نیازی و امنیت اقتصادیِ اجتماع خواهد شد.

امام علی(ع): «لن یهلك من اقتصاد[76] آنكه به حد میانه بسنده كرد هرگز هلاك نگردد.»

و هرگاه برنامه ریزیها در زندگی افراد و مؤ سسات و نهادها، برعكس آنچه گفته شد باشد، هم موجب سقوط مالی افراد می شود، و هم زمینة نیازمندی جامعه، چنانكه امام علی بن ابی طالب می فرماید: «من لم یحسن الاقتصاد اهلك الاسراف[77] آنكس كه حد میانه را بخوبی رعایت نكند، زیاده روی او را تباه می سازد.»[78]

با توجه به برآوردهای دقیق علمی و آماری، می نگریم كه كمبود هر یك از این مواد در بخشهایی از اجتماعات، بر اثر مصرف افزون بر حد گروههای اندك و ثروتمند است. در اثر كاربرد شیوه های نادرست و آزاد گذاشتن اقلیتی مصرفگرا و شادخوار، بیشتر امكانات و كالاها در دست همین گروه های اندك قرار می گیرد، و آنها به ریخت و پاش و اسراف و تباه سازی كالاها و مو اد می پردازند. و اكثریت بشریت دچار فاجعة بزرگ كمبودداری می گردند.

بدانسان كه اكنون شده است؛ یعنی اقلیتی پولدار و مرفه، اكثریت امكانات رفاهی و مواد غذایی را تصاحب كردند، و اكثریت انسانها، دچار كمبودهای ویرانگر شدند. آمارها زبان گویایی دارد، در سرمایه های منقول و نامنقول در انرژی، مواد خوراكی، بهداشتی، دارویی، آهن، سیمان، مسكن، خدمات رفاهی، آموزشی، و خلاصه هر چیزی كه به نوعی برای انسان لازم یا سودمند است یا در راه بهینه سازی زندگی و یا رفاهی كارآیی دارد. در تمام اینها طبقات سرمایه دار، كه درصد كمی را تشكیل می دهند، بیشترین سهم را در اختیار دارند و اكثریت جامعه بشری كمترین سهم، و در بسیاری از كالاها و امكانات هیچ نصیبی ندارند.

«… در جهان سوم دهها میلیون انسان بر اثر گرسنگی و فقر مواد غذایی هر روز لاغرتر و رنجورتر شده و به مرگ نزدیك تر می گردند، در جهان پیشرفته پرخوری و اسراف در مصرف مو اد غذایی آنها را به انواع بیماریهای قلبی، كبدی، نقرس و… دچار كرده است.»[79]

«در سالهای 72 – 74 چهل و سه درصد غلة جهان مصرف دامهایی شده است كه برای تامین گوشت كشورهای غربی پرورش یافته اند. در حالیكه ملل توسعه نیافته كه حدود 34 جمعیت جهان را تشكیل می دهند، درست همین مقدار یعنی 43 درصد غله جهان را در اختیار داشته اند.»[80]

«… مردم در كشورهای توسعه نیافته دارو نمی یابند كه درد خویش را درمان كنند. در جهان پیشرفته، بر اثر مصرف بیش از حد ویتامینهای دارویی، بیماریهای ناشی از مصرف بیش از حد ویتامینها شكل می گیرد… در كشورهای فقیر مردم نان نمی یابند كه در آنها نای حركت ایجاد كند. اما در كشورهای غربی ورزشهای مخصوص،… حمامهای سونا و… به وجود می آید كه افراد بتوانند وزن خود را كم كنند. اینان از كم خوری می میرند، و آنان از پرخوری می تركند.»[81]

«… به پیش بینی برنامه «فین استاین»، برای گرسنگی جهانی در دانشگاه براون، اگر جمعیت جهان را عمدتاً با دانه و سبزی تغذیه كنیم در حال حاضر غذای كافی برای تامین كالری مورد نیاز شش میلیارد نفر كه به تصویة سازمان روزانه 2350، كالری برای هر فرد است، وجود دارد… از 145 میلیون تن دانه ای كه به حیوانات خورانده می شود فقط 21 میلیون تن گوشت، جوجه و تخم مرغ تولید می شود. چه اتلاف خارق العاده ای از خاك، آب، كود، حشره كش و انرژی، و تمام اینها برای چه؟ برای افزایش حمله های قلبی، فربهی و سكته و… چنین زندگی مسرفانه ای، دلیل عمده كاستی لایة اوزون، گرم شدن كرة زمین، آلودگی هوا، آب و خاك و… است…»[82]

اینها نمونه های بسیار اندكی بود كه طبقه اندكی در بشریت آنرا شیوه خود ساختند و حرث و نسل را به تعبیر قرآن، به تباهی كشیدند، و برای پیشگیری از این فاجعة بزرگ كه در ویرانگی دست كمی از جنگلهای بزرگ ندارد، و توده های انسانی را با مرگ تدریجی مواجه می سازد؛ كارشناسان مسائل انسانی معتقدند كه در این دوره و در این جهان نامتعادل، چنانكه توزیع عادلانه ثروت ضروری است، ضابطه مند كردن مصرف و دوری از اسراف ضروری تر است. اكنون حیاتی بودن این تعلیم والای علوی بژرفی آشكار می گردد كه انسان در مصرف، محدود است و حتی در مصرف شخصی كه از ملك و مال خود اوست، باید به جامعه و نیازهای آن توجه داشته باشد، و بداند كه مصرف افزون از حد، در حقیقت اسراف در حق اجتماع است.

بنابراین انسان دین باور و در خط علوی، باید به نیازهای جامعه توجه داشته باشد، به زیست بوم و آلودگیهای زیست محیطی بنگرد، محدودیت منابع را مورد دقت قرار دهد، وضعیت كلی جامعه و تولید هر كالا را ارزیابی كند، و نیازهای بخشهای اجتماعی را منظور داشته باشد. و این نسخة علوی را كه شفا بخش بیماریهای علاج ناپذیر بشریت امروز است، درست به كار بندد.

امام علی(ع): «اذا اراد ا بعبدٍ خیراً الهمه الاقتصاد و حسن التدبیر و جنبه سوء التدبیر و الاسراف[83] هرگاه خداوند سعادت و بسامانی انسانی را بخواهد به او میانه روی و برنامه ریزی درست را می آموزد و از برنامه ها و روشهای نادرست و اسرافكاری دورش می سازد.»

اكنون در پرتو هدایتهای علوی، به اصل دیگری می رسیم و آن حقوق اجتماعی در اموال شخصی است.

متفكر شهید آیة الله مطهری می گوید:

«… از آن جهت كه مواد خام اولی قبل از انجام كار به همة افراد تعلق داشته است، نمی توان ادعا كرد، كه پس از انجام كار تعلقش به دیگران سلب می شود. اما بدون شك كاری كه شخصی روی آن انجام داده، سبب می شود كه او نسبت به دیگران اولویت داشته باشد. اثر این اولویت اینست كه حق دارد استفادة مشروع از آن ببرد؛ یعنی استفاده ای كه با هدفهای طبیعت و فطرت هماهنگی دارد… چون در عین حال این مال به جامعه تعلق دارد. از اینرو اسراف و تبذیر و هرگونه استفادة نامشروع از مال ممنوع است…»[84]

نیز می گوید:

«… مال از نظر اسلام همان طوری كه به فرد تعلق دارد به اجتماعی نیز تعلق دارد…»[85]

موضوع دیگری كه شایستة بررسی است، رابطة اعتدال مصرفی با رشد اقتصادی و توسعة پایدار است:

امام علی(ع): «من صَحِبَ الاقتصاد دامَت صُحبة الغنی له و جَبَر الاقتصاد فقره و خَلَله[86] هركس با میانه روی دمساز گردد، بی نیازی با او هماره دمساز خواهد بود؛ و میانه روی فقر و پریشانی او را جبران خواهد كرد (و چاله های كمبودداری را پر خواهد ساخت).»

مصرف اگر از حد اعتدال نگذشت، اضافه در آمدِ ملی ذخیره می شود، و در سرمایه گذاریهای جدید هزینه می گردد، و از این رهگذر چنانكه قدرت اقتصادی جامعه حفظ می شود.

این چنین اجتماعی از نوسان بازار، بحرانهای اقتصادی، پدیده های طبیعی یا هر حادثة دیگری نگرانی ندارد، و برای روز مبادا سرمایة لازم را ذخیره كرده است، و اگر در روزگاری – آغاز توسعه – ریاضت اقتصادی برای جامعه ضرورت داشته باشد، آمادگی لازم را دارد. نه مردمان در باتلاق مصرفیگریِ افراطی گرفتار آمده اند كه اگر روزی كالایی یا كالاهایی كم شد یا نبود، تاب و توان از دست بدهند، و نه جامعه و سرمایه های ملی بدون پشتوانه است، كه نتواند از پس مشكلات برآید. انیست كه اندازه داری و استفادة به اندازه و توازن مصرفی، خاستگاه پایداری، ثبات و توازن فردی و گروهی است.

امام علی(ع): «من اقتصد فی الغنی والفقر، فقد استعد لنواثب الدهر[87] آنكس كه در غنا و فقر میانه روی كند، خود را برای رویارویی با گرفتاریهای سخت روزگار آماده كرده است.»

از پیامدهای مصرف گرایی، تاثیر منفی آن بر محیط زیست است، و مصرف های اشرافی و به تعبیر قرآن كریم «اترافی»، تنها عاید ثروتمندان و اسرافكاران نمی شود؛ بلكه محیط زیست (اكوسیستم» را می آلاید، آبها و منابع زیرزمینی را آلوده می كند، جنگل ها را از میان می برد، و در نتیجه همه ساكنان كرة زمین را دچار مشكلات حیاتی و برهم خوردن تعادل و توازن زیست محیطی می سازد؛ بگونه ای كه به گفتة كارشناسان در «دهة هشتاد همة شاخص های حیاتی در حال سقوط بوده اند، و در مجموع قابلیت سكونت كرة زمین كاهش یافته است.»[88]

امام علی(ع): «القصد ثراة و السرف متواة[89] میانه روی افزاینده است و اسراف نابودكننده.»

چنانكه یاد كردیم، تعالیم علوی بر مصرف میانه تاكید دارد، و زیاده روی را نمی پذیرد؛ لیكن به زهد صوفیانه و ترك دنیا فرا نمی خواند، و لذتهای معقول و منطقی و زندگی یا رفاه و آسایش را مطلوب و لازم می داند.

امام علی(ع): «حسن التدبیر مع الكفاف، الكفی لك من الكثیر مع الاسراف[90] تدبیر نیكو (مدیریت اقتصادی) با كفاف (و بسندگی)، برای تو بسنده تر است از بسیار (داری) یا اسراف.»

حد بسندگی و كفافی اگر رعایت شود، همة نیازهای ضروری، رفاهی، خدماتی، بهداشتی، آموزشی و… برآورده می گردد.

هـ – سود آزاد بازرگانی

امام علی(ع): «… ان فی كثیرٍ منهم (التجار) ضیقاً فاحشاً و شُحاً فبیحا، و احتكاراً للمنافع، و تحكما فی البیاعات، و ذلك باب مضرة للعامة[91]…

در بسیاری از بازرگانان، سختگیری افزون از حد (بر مردم)، و آزمندیِ زشت، و احتكار كالاهای سودمند، و تحمیل در معاملات وجود دارد و این (روشها و معیارها) راه زیان رسانی به عموم مردم است.»

سود نامحدود و بی حد و مرز بازرگانی و سیستم مبادلات آزاد، از جملة راههایی است كه اموال و سرمایه ها را به جیب گروهی خاص سرازیر می كند، و اكثریت مظلوم را به تدریج به مغاك فقر و كمبودداری می افكند. حس آزمندی این طبقه به عنوان زمینه درونی و نبود محدودیت و كنترل به عنوان عاملی بیرونی، به افزایش روزافزون و دلخواه قیمتها می انجامد و بیشترین بخش از درآمدِ عمومی جذب این طبقه می شود، طبقه ای كه نوعاً و بویژه در سیستم سرمایه داری، به اصول عدالت پشت كرده است و ارزشها را باور ندارد.

امام علی(ع): «التاجر فاجر، والفاجر فی النار الا من اخذ الحق، واعطی الحق[92] تاجر (و هر معامله گری) فاجر و بدرفتار است و جای فاجران در آتش است، مگر كسی كه به حق بگیرد و به حق بدهد.»

در مبادله باید نفع مشتری و فروشنده تامین گردد، نه تنها برای فروشنده سودآور باشد، و مشتری را به پرداخت قیمتی غیرعادلانه مجبور سازد.

امام علی(ع): «… ولیكن البَیع بیعاً سَمحاً بموازین عَدل و اسعارٍ لا تحجف بالفریقین من البائع و المبتاع[93] داد و ستد باید سهل و آسان و با میزان عدالت انجام گیرد و با نرخهایی صورت پذیرد كه به هیچیك از خریدار و فروشنده ستم و بیعدالتی نشود.»

واژة «تراض» در قرآن كریم ناظر به محدودیت سود بازرگانی است؛ زیرا اگر سود آزاد مورد نظر بود، باید «رضا»به كار می رفت. چون «ترافی» طرفین است و خریدار و فروشنده را دربر می گیرد، و هنگامی رضایت خریدار تامین می گردد كه سود عادلانه باشد. جملة «و لاتقتلوا انفسكم = خودتان را نكشید»، پس از جمله، «تجارةُ عن تراض منكم = داد و ستدی با رضایت خریدار و فروشنده» قرار گرفته است، و بنابر اصل رابطه بخشهای آیات، ارتباط قتل نفوس و تصرف باطل دو مال و تجارت با رضایت طرفین چگونه تفسیر می شود؟ می توان گفت كه روابط مالی و مبادلات اقتصادی در جامعه، اگر با اسباب باطل و شیوه های ظالمانه بود، و از روی رضایت طرفین انجام نگرفت، موجب واژگونی نظام جامعه و تزلزل در روابط انسانی و گسستن پیوندهای اجتماعی و شیوع فقر و سلب امنیت است، و این خود مقدمة قتل نفوس، و انتحار اجتماعی و خودكشی دسته جمعی است.

مال در جامعه گردشی چون گردش خون در رگها دارد. خون تا هنگامی كه بصورتی سالم و متوازن در بدن جریان یافت، موجب تداوم زندگی است، و هنگامی كه توازن در جریان خون بهم خورد، و در عضو یا اعضایی، افزون از حد و بیش از تناسب، تراكم یافت، و به عضو یا اعضای دیگر به مقدار لازم نرسید، عامل حیاتی به عامل مرگ و نابودی تبدیل می شود. روش اقتصاد سرمایه داری و شیوه های آزاد، و تجویز سودهای كلان در مبادله، مال را چون خون در برخی از اعضای جسد اجتماعی یعنی قشر سرمایه دار متراكم می سازد، و دیگر اعضا را دچار كم خونی می كند، و رشد سرطانی و ناموزون برخی از افراد را موجب می گردد، و رمق حیات و رشد متعادل بسیاری از اعضأ افراد جامعه را می گیرد.

1 – آیة الله شهید دكتر بهشتی رحمة الله می گوید:

«… آن چیزی كه دزدی است و منجر می شود به اینكه عده ای بتوانند رگهای نامرئی برای جذب ارزشهای تولیدیِ دسترنج كارِ مغزی و یدی دیگران ایجاد و انبار كنند، همین سود سرمایة بازرگانی است. در این سودِ خرید و فروشها، آن مقدار كه در برابر حق الزحمة خریدار و فروشنده منشی و حسابدار، و كارگر و هزینة تلفن، و امثال آن است، جای اشكال نیست… ولی كاسبی كه علاوه بر این بخواهد اصل سرمایة او كه از نظر اقتصادی عقیم و نازاست، برای او معجزه كند، و فرزند داشته باشد، فرد غیر منصفی است… ما از آیة «احل البیع و حرم الربا؛[94] … خدا معامله را حلال و ربا را حرام كرده است»، تا حد معقول حق الزحمة فروشنده ای را می فهمیم، و پیش از این از نظر ماهیت اقتصادی، نوع ظلم است، و هیچگونه تفاوتی با ربا ندارد…»[95]

2 – مرجع شهید، آیة االله سیدمحمد باقر صدر رحمة الله نیز می گوید:

«… ولی ظلم انسان – طبق تعبیر قرآن كریم -… به مبادله نیز سرایت كرده، تا آنجا كه مبادله را دگرگون ساخته و تغییر شكل داده است، و آنرا وسیلة بهره كشی و پیچیدگی كرده است. از این رهگذر وضع ظالمانه مبادله موجب فجایع و انواع بهره كشی (استثمار) گردید، بسان همان فجایع و بهره كشی هایی كه اوضاع ظالمانة توزیع در جوامع برده داری و فئودالی، یا در جوامع سرمایه داری… پدید آورد… سرمایه داران بزرگ به این علت تولید می كنند و می فروشند كه پول در گردش جامعه را به گنجهای خویش سرازیر سازند… و پول در گردش را بتدریج می مكند… و توده ها را به مغاك فقر و محرومیت می افكنند… .»[96]

و – شیوۀ نادرست درآمد

امام علی(ع): «… و ا لو وجدتُه قد تُزوج به النسأ و مُلكِ به الامأ لَردَدتُه؛ فان فی العدل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اَضیق[97] (دربارة زمین هایی كه عثمان به اطرافیان داده بود (قطائع) و امام آنها را به مسلمانان بازگرداند): به خدا سوگند، اگرچیزی راكه عثمان بخشیده، نزد كسی بیابم، آن را به صاحبش بازگردانم، هرچند آن را كابین زنان كرده باشند، یا بهای كنیزكان، كه در دادگری گشایش است، و آنكه از دادگری به تنگ آید از ستمی كه بر او می رود بیشتر به تنگ آید.»

اجتماعی كه دچار عدم توازن اقتصادی گشت، و براساس عملكردهای اقتصاد آزاد، جامعه به دو بخش نامتعادل تقسیم گردید، و با شیوه های ظالمانه و طبقه پروری و رابطه بازی، اموال جامعه در بخش اقلیت تراكم یافت. برای تعادل بخشی و اجرای عدالت نیاز به جر احی دارد، و این جر احی به حسابرسی های دقیق در گذشته ها مربوط می شود؛ و تنها با وضع قوانین و اجرای ضوابطی برای آینده كار به سامان نمی رسد، و عدل و تعادلی برقرار نمی گردد. در این گونه اجتماعات، نخست و به عنوان گام های آغازین دادگری، باید اموال و سرمایه هایی كه با راهكارهای خودسرانه و بی نظارت و سودجویانة مالی به جیب بخش اندكی از جامعه گسیل شده است، به كل جامعه بازگردد.

امام بزرگ انسان، میان داشتنهای افراطی و نداشتنهای تفریطی، رابطة علت و معلولی می بیند، و تراكم ثروت در بخشی را علت تهیدستی بخش اكثریت می شناسد:

امام علی(ع): «… فما جاع فقیر الا بما مُتعَ به غنی و ا – تعالی – سائلهم عن ذلك[98] تهیدستی گرسنه نماند مگر اینكه ثروتمندی از حق (و حقوق) او بهره گرفت (و آن را غصب كرد).»

امام! خود در آغاز زمامداری، به استرداد قاطعانه اموال غصب شده دست یازید و اموال به تاراج رفته را بازپس گرفت، و در این راه هیچ درنگ نكرد و هرگونه مهلتی را ناسازگار با عدل گستری دانست.

امام علی(ع): فقال له عثمان: كلم الناس فی اَن یؤ جلونی حتی اَخرُجَ الیهم مِن مَظالمهم. فقال(ع): «ما كان بالمدینة فلا اَجَل فیه، و ما غابَ فأجُلُه وُصولُ اَمركَ الیه[99] هنگامی كه مردمان نزد امام آمدند و از او خواستند تا با عثمان سخن گوید؛ امام نزد او رفت و سخن مشهور خود را كه در «نهج البلاغه» آمده است گفت. آنگاه عثمان به او گفت: «از مردم بخواه كه مرا مهلت دهند تا از عهدة ستمی كه بر آنان رفته است برآیم (و اموال تاراج رفت را بدانان بازنگردانم) امام گفت: آنچه در مدینه است نیازی به مهلت ندارد و آنچه در خارج مدینه است چندان مهلت باید كه دستور تو به آنجا برسد.»

برای اهمیت موضوع كلام دیگری را كه از صلابت ویژه ای برخوردار است می آوریم:

امام علی(ع): الی بعض عماله:

«از خدای بترس و اموال این مردم را بدانان بازگردان، كه اگر چنین نكنی و خداوند تو را به چنگ من آرد، با تو كاری خواهم كرد، كه در نزد خداوند عذرخواه من باشد. با این شمشیر كه هر كسی را ضربتی زده ام به دوزخ روانه شده است، تو را نیز خواهم زد. به خدا سوگند، اگر از حسن و حسین چنین عملی سر می زد، نه با ایشان مدارا و مصالحه می نمودم، و نه هیچ یك از خواهشهایشان را برمی آوردم، تا آنگاه كه حق را از ایشان بستانم، و باطلی را كه از ستم ایشان پاگرفته است بزدایم….»

9 – زمینه سازی برای عدالت اجتماعی

اجرای عدالت، چون دیگر مسائل اجتماعی نیاز به بسترسازی و زمینة مناسب دارد؛ زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، عدل گرایی را در جامعه از پایگاهی استوار برخوردار می كند، و ریشه های آن را در درون اندیشة انسان ها می گستراند.

1 – زمینه های فرهنگی

الف – انسان گرایی و ایمان به حقوق انسان:

امام علی(ع): «… فانهم صنفان اما اخ لك فی الدین، و اما نظیرٌ لك فی الخلق…[100]

مردمان دو گروهند یا برادران دینی تواند و یا برادران نوعی تو.»

انسان گرایی و ایمان به ارزش انسان در مكتب علوی، از جایگاهی ویژه برخوردار است، و منزلتی والا و الاهی دارد. در این مكتب جامعه انسانی، جامعة خدایی است، و هرگونه خدمت به انسان، مایة قرب به خدای متعال است، حقوق انسان برخاسته از حق خدا، و خاستگاه اصلی حقوق انسانی، حقوق الاهی است. انسان از دیدگاه امام، ارزشمندترین تكلیف انسان هاست، و حریم و حُرمت او بر همة تكلیفها و حرمتها برتری دارد، و هر قانون و حقوقی كه با حقوق انسان به مزاحمت برخیزد، حقوق انسان اصل و معیار قرار می گیرد، و دیگر حقوق ها توان برابری با حق انسانی و حرمت او را ندارد.

امام علی(ع): «… و فضل حرمة المسلم علی الحُرُم كلها…[101] و حرمت مسلمان را بر همة حرمت ها برتری داد…»

توحید و خداباوری، به انسان باوری می انجامد، و انسان باوری در درون خداباوری و دینداری قرار می گیرد، از اینرو ایمان به خدا بزرگترین پشتوانة انسان و ارج نهادن به شخصیت و منزلت انسانی است.

امام علی(ع): «… و شد بالاخلاص و التوحید حقوق المسلمین فی معاقدها…[102] و در پرتو اخلاص و ایمان، رعایت حقوق مسلمانان را در جای جای برای هر یك بایسته ساخت.»

این انسان گرایی در سراسر گفتار و كردار امام موج می زند، و نهج البلاغه براستی كتاب انسان است، و دفاع از حقوق انسان و كتاب انسان های محروم و انسان گرسنه، و كتاب شور و سوزهای كران ناپیدای امام علی(ع) نسبت به انسان و دردهای انسانی.

انسان ها همه در درون دل پهناور علی(ع) زندگی می كنند و او نسبت به انسان ها عشق می ورزد، و برای غم های انسانی از ژرفای دل و با همة هستی می سوزد و می خروشد و چنین می گوید: به قرص نانی جوین بسنده می كنم و شاید كسی نباشد كه به همین قرص نان نیازی داشته باشد.

حتی اگر به انسانی غیرمسلمان، در قلمرو حاكمیت امام، ستمی رفته باشد. در اندوه این غم، از سویدای دل ناله سر می دهد و می گوید: اگر انسانی با شنیدن این خبر بمیرد در نظر علی(ع) نكوهش نمی شود؛ بلكه این مرگی شایسته است.

امام علی(ع): «… فلو ان امرءاً مسلماً مات من بعدِ هذا اَسَفأه ما كان به مَلُوماً، بل كان به عندی جَدیراً…[103] (به من خبر رسیده است كه مردی از لشكریان متجاوز معاویه بر زنی مسلمان یا كافر در ذمة اسلام وارد شده و خلخال و دستبند و گوشوارة او را بزور ستانده) اگر مسلمانی پس از این از اندوه بمیرد، نباید سرزنش شود، بلكه سزاوار است كه در چنین غصه ای بمیرد… .»

چنین بینش هایی دربارة انسان، و احساس هایی ژرف نسبت به او، زمینه های فرهنگی عدالت اجتماعی و تن دادن به حق و حقوق انسانهاست. مسائل بسیار دیگری دربارة «زمینه های فرهنگی»، در تعالیم علوی آمده است چون: تربیت و ارزشهای اخلاقی، مسئولیت های مالی، مددكاری اجتماعی، مشاركت ثروتمندان و بینوایان و… كه طرح آنها از فراخور مقاله بیرون است.

2 – زمینه سازی های اقتصادی

در اجرای عدالت اجتماعی، امام(ع) تنها به زمینه های فرهنگی و معیارهای تربیتی بسنده نمی كند، و با وجود زیربنایی بودن فكر و فرهنگ و اخلاق و ارزشگرایی و… در همه بخشهای زندگی، به بسترسازی های اقتصادی می پردازد، و با تعالیمی اصولی در این زمینه، جامعه را به توازن اقتصادی سوق می دهد، و راه دشوار عدالت اجتماعی را هموار می سازد. در این باره نیز بسیار فشرده و فهرست وار، به پاره ای از این معیارها اشاره می شود:

الف – عمران و آبادی زمین

«و لیكن نظرك فی عمارة الارض ابلغ من نظرك فی استجلاب الخراج؛ لان ذلك لا یدرك الا بالعمارة، و من طلب الخراج بغیر عمارة احزب البلاد، و اهلك العباد، و لم یستقم امره الا قلیلاً. فان شَكوا ثِقلاً او علة او انقطاع شِربٍ او بالَّةٍ او احالة أرض اِ غتَمَرها غرقَ او أجحفَ بها عطش، حففتَ عنهم بما تراجوا ان یصلح به امرهم. و لا یثقُلنَّ علیك شیء حفَّفت به الموؤ نةَ عنهم؛ فانه ذخرٌ یعودون به علیك فی عِمارةِ بلادك، و تزیینِ اهل ولایتك مع استجلابك حُسن ثنائهم، و تَجَبُّك باستفاضَة العدل فیهم… فان العمران محتمل ما حَمَّلتَه، و انما یؤ تی خراب الارض من اعوازِ اهلها، و انما یُعوِز اهلها لاشراف انفس الولاة علی الجمع و سوء ظنهم بالبقأ…[104]

از عهدنامة اشتری:… باید توجه تو به آباد كردنِ زمین بیش از توجه به گرفتن خراج باشد، چه خراج جز در نتیجة آبادی فراهم نمی آید. هر كسی بدون آباد كردن زمین خواستار خراج شود، كشور را خراب و مردم را هلاك كرده است، و كار او جز اندكی راست نخواهد شد. پس اگر از زیادی مالیات (خراج)، یا رسیدن آفت آسمانی، یا قطع شدن آب، یا نیآمدن باران، یا خراب شدن بذر در نتیجة غرق شدن زمین در زیر آب، یا نابود شدن مادة غذایی از زمین، شكایت كنند، باید چنان بار مردم را سبك كنی كه كارشان اصلاح شود. و این كار نباید بر تو گران افتد، زیرا كه این اقدام همچون ذخیره ای است كه مردم خود آنرا با آباد كردن و آراستن و پیراستن سرزمین ها بازمی گردانند، علاوه براین، سپاسگزار تو نیز خواهند شد، و خود از اینكه با عدل و داد با مردمان رفتار كرده ای شادمان خواهی بود…

بسا كه در آینده حادثه ای پیش آید كه چون در آن به یاری ایشان چشم داشته باشی، با كمال صفای دل آن را تحمل كنند؛ زیرا چون بلاد آباد گردد، هرچه بر عهدة مردمش نهی، انجام دهند. كه ویرانی زمین از فقر مردم آن نتیجه می شود، و زمانی مردمان فقیر می شوند كه والیان در اندیشة جمع مال و نسبت به باقی ماندن بر سر كار خود بدگمان باشند….»

ایجاد توازن اقتصادی، و رفع نیازهای همگانی، و دستیابی به توسعه ای پایدار، در پرتو بهره برداریِ درست از اراضی و عمران و آبادی زمین صورت می گیرد. این موضوع در كشورهای پیشرفته بسیار مورد توجه قرار دارد، و از بیشترین بخش های زمین بهره برداری می شود، و در جامعه های توسعه نیافته عمران و آبادی گسترده ای انجام نیافته است.

ب – سرمایه گذاری

امام علی(ع): «لیس فی المال الصامت نفل[105] در مال راكد (ذخیره شده) زیاده (و رشدی) نیست.»

نقش سرمایه گذاری در رشد تولید و ایجاد كار و تامین رفاه عمومی و تعادل اقتصادی تردیدناپذیر است. برای دستیابی همگان به نیازهای خود، همة امكانات، سرمایه ها و نیروی كار باید در جهت رشد تولید هدایت شود، و فراوانی و وفور كالاها پدید آید و نظام عرضه و تقاضای عمومی هماهنگ گردد، قیمت ها تعادل یابد و مردمان به نیازهای خود دست یابند. در اندیشة امام(ع) تهیدستی مردم عامل ویرانی و توسعه نیافتگی و استفاده نكردن یا استفادة نابهینه از امكانات بالقوه است.

امام علی(ع): «… و انما یوتی خراب الارض من اعواز اهلها…؛[106] ویرانی زمین از تهیدستی مردم آن پدید آید.»

زمامداران وظیفه دارند، بار مشكلات را از دوش مردم بردارند و اموال و سرمایه های مردمی را افزایش دهند، تا آنان بتوانند به سرمایه گذاری روی آورند و به عمران و آبادی بپردازند. رشد سرمایه های مردمی، عامل افزایش درآمد و رشد اقتصادی و تعادل یابی جامعه است. و اینجا زمینه ساز كمك به دولت و تامین هزینه های دولتی است.

امام علی(ع): «… و لا یثقلنَّ علیك شییء حففتَ به المؤ ونة عنهم، فانه ذخر یَعودون به علیك فی عمارَةِ بلادك…[107] و این كار (كمك و یاری به مردم) نباید بر تو گران آید، زیرا كه این (یاری رسانی) همچون ذخیره ای است كه مردم خود آن را با آباد كردن به تو باز خواهند گرداند… .»

اگر دولت هایی سطحی نگر و قشری باشند و به زیباسازی پایتخت و مراكز استان ها بیندیشند و با ساختن ادارات و وزارتخانه های تشریفاتی دل خوش دارند و با بَزَك شهرها شادمان شوند و چند كاخ و خیابان و پارك و فواره و امثال آن را عامل شوكت و اقتدار دولت بدانند نیز باید به سرمایه گذاری روی آورند و قدرت اقتصادی مردم را رشد دهند و از این رهگذر هدف های صوری و ظاهرسازی خود را برآورند.

امام علی(ع):

«من كان له مال فایاه و الفساد…[108] آنكه سرمایه ای دارد از تباه شدن آن بپرهیزد.»

مردم و زمامداران وظیفه دارند برای رشد و اصلاح نظام اقتصادی جامعه بكوشند. اصلاح و صلاح در مال به رشد آن بستگی دارد و نیز به هزینه كردن آن در امور تولیدی، نه تجملی و مصرف های اسرافی.

جامعه با فقر و تهیدستی است كه به انواع انحراف ها دچار می گردد، و زمینة بیماری های فردی و اجتماعی پدید می آید، و مسئولیت ها و كارها انجام نمی یابد.

امام علی(ع): «اذا قلت المقدورة كثر التعلل[109]

هرگاه توان و قدرت (اقتصادی یا جز آن) كاستی یابد، سر باز زدن و عذرآوری اوج می گیرد.»

و سرانجام زمامداران باید نیك باور داشته باشند كه قدرت آنان، در قدرت و توان مردم نهفته است، و قدرت مردم جز در پرتو سرمایه گذاری و توان مالی دست نیابد.

امام علی(ع): «و كل مقدرة یحتاج الی بذل[110] هرگونه قدرتی نیاز به هزینه گذاری دارد.»

ج – مدیریت كارآمد و برنامه ریزی درست

امام علی(ع): «قوام العیش حسن التقدیر، و ملاكه حسن التدبیر[111]

قوام زندگی به اندازه داری (و حسابگری) بستگی دارد و ملاك و معیار زندگی به برنامه ریزی درست (و مدیریت ماهر) مربوط است.»

برنامه ریزی و مدیریت آگاه و ماهر، از شرایط لازم توازن و تعادل اقتصادی است، و بدون آن كاری كارستان در راستای تحقق عدالت اجتماعی انجام نخواهد گرفت.

اصل مدیریت و برنامه ریزی حكیمانه در سخنان امام علی(ع) گاه با همین تعبیر گویای «حسن التدبیر» تبیین گشته است، و گاه با واژة «تقدیر فی المعیشة» یعنی اندازه داری و حسابگری در مسائل معیشتی و برآورد هزینه ها و درآمدها در امور اقتصادی، كه این جز با برنامه ریزی و مدیریت منطقی پدید نیاید. برنامه ریزی و مدیریت و حسابگری دو ركن اقتصاد جامعه و معیشت افراد است.

از نظر امام خیانت و ناواردی پیآمدی یكسان دارد، و آن واپس گرایی اقتصادی و ركود اقتصادی است.

امام علی (ع) : «… و لكنی اسی اَن یلی امر هذه الامة سفهاؤ ها و فجارها، فیتخذوا مال ا دُولاً و عباده خولا…[112] ولی اندوه من از این است كه مشتی بیخردان و ناواردان و تبهكاران (خائنان) این امت، حكومت را به دست گیرند، و مال خدا را میان خود دست به دست گردانند، و بندگان خدا را به بردگی گیرند… .»

باری ناواردی و خیانت هر دو سد راه رشد و تعالی است و مانع پیدایی عدالت اجتماعی و توازن اقتصادی. اگر برنامه ریزی و مدیریت آگاه و متخصص در جامعه بود، و سرمایه ها و امكانات در حد كفاف و بسندگی، و نه بیشتر، جامعه ره به جایی می برد و توسعه ای پایدار برقرار می گردد. و اگر سرمایه و امكانات به فراوانی وجود داشت؛ لیكن مدیریت و تدبیر در كار نبود، و ریخت و پاش و اسراف راه و روش دولتمردان جامعه را تشكیل می داد، جامعه به رفاه و بی نیازی و تعادل اقتصادی دست نخواهد یافت.

امام علی(ع): «حسن التدبیر مع الكفاف، الكفی لك مد الكثیر مع الاسراف[113] تدبیر نیكو (مدیریت و برنامه ریزی درست) با (سرمایه ای در حد) كفای و بسندگی، برای تو بسنده تر است از (سرمایه و امكانات) بسیار با اسراف.»

د – بخش عمومی نه بخش خصوصی

امام علی(ع): «… و انما عمودالدین و جماع المسلمین، و العُدة للاعدأ، العامة من الامَّة، فلیكن صفوك لهم، و میلك معهم[114] بی تردید ستون دین و مایة اجتماع مسلمانان و فراهم آورندة وسایل برای روبرو شدن با دشمنان، همان تودة امتند، پس باید كه میل تو به جانب ایشان باشد و رضای آنان را به چنگ آوری.»

بخش خصوصی و طبقة مرفه؛ همواره با مصرفزدگی و تجمل گرایی تعادل و توازن جامعه را برهم می زنند، و نه تنها خود به مصرف روی می آورند؛ بلكه فرهنگ مصرفی را در جامعه نشر و تبلیغ می كنند، و امكانات را به سود خویش جلب و جذب می كنند، و كمبودها و مشكلات اقتصادی را برنمی تابند، و ریاضت اقتصادی و صرفه جویی را در صورت لزوم نمی پذیرند. از اینرو بخش خصوصی همواره چون باری بر دوش جامعه و مدیران اجتماعی هستند.

امام علی(ع): «… و لیس احد من الر عیة اَثقَل علی الوالی مؤ ؤ نة فی الرخأ، و اقل معونة له فی البلأ… و اضعف صبرأ عند ملمات الدهر، من اهل الخاصة…[115] هیچیك از افراد ملت برای دولت در هنگام رفاه و راحتی پرخرج تر، و در هنگام حوادث كم فایده تر… و در ناراحتی های روزگار ناشیكباتر از خواص (بخش خصوصی) نیست… .»

نظام صالح و نیرومند، بر اراده مردم تكیه دارد، و در بحرانها و حوادث اجتماعی – اقتصادی، توده ها به پشتیبانی از آن برمی خیزند، و كمبودها را می پذیرند و طرح و برنامه های اقتصادی را اجرا می كنند.

هـ – صرفه جویی و ریاضت اقتصادی

امام علی(ع): «و لا مال اذهب للفاقة من الرضی بالقوت…[116] هیچ سرمایه ای چون بسنده كردن به مقدار لازم (و صرفه جویی)، فقر را بیشتر از بین نمی برد.»

دوران ریاضت اقتصادی، و قناعت پیشگی، و صرفه جویی های بسیار دقیق و منطقی، برای دستیابی به توازن و تعادل اقتصادی، امری اجتناب ناپذیر است. در پرتو چنین روشی عدالتی فراگیر پدید می آید و همه به نیازهای خود دست می یابند.

تجربة كشورهای توسعه یافته بهترین شاهد این موضوع است، و دقیقاً سخن والای امام همین است كه هیچ امری بیشتر از رضایت به قوت و حداقل زندگی (یعنی ریاضت اقتصادی) برای از میان برداشتن عقب ماندگی و فقر، كارسازتر نیست. در صورت تقسیم عادلانة كمبودها و زهد و قناعت اقتصادی، همه به كار و تلاش روی می آورند و چرخ اقتصاد را به گردش می اندازند، و از انتظارات خود می كاهند و همین بستر مناسب برای عدالت اجتماعی خواهد بود. این سخن آمده است: «و كنزَ اغنی من القناعة هیچ سرمایه ای كارآتر از قناعت نیست.» و این بر گویایی این اصل می افزاید كه تحمل و پذیرش دشواریها مقدمه ای خواهد بود برای سامانیابی اقتصادی و اجتماعی.

و – كار و تلاش

امام علی(ع): «من یعملَ یزدَد قوة، و من یققر فی العمل یزددا فتره[117] آن كس كه كار كند توانش فزونی می یابد و آن كس كه كم كار كند (و بیكاره باشد) سستی (و ناتوانی) او افزون می گردد.»

ماهیت هستی انسان را – در ارتباط با ظرف وجود و حیات او – سختكوشی، تلاش، پویایی و تحرك، تشكیل می دهد، و در قانونمندی عمومی جهان، حركت و عمل و دشواری برای انسان ضروری شناخته شده است. قرآن كریم، این حقیقت را این چنین تبیین می كند: «لقد خلقنا الانسان فی كبد [118] انسان را در رنج (و دشواری) آفریده ایم.»

بنابراین كار به عنوان قانونی طبیعی شناخته می شود كه نظام طبیعت بر دوش آدمی نهاده است، و سر باز زدن از آن چون سرپیچی از دیگر قوانین طبیعت جز سقوط و تباهی نتیجه ای ندارد. در این سخن امام به كار به عنوان سنتی طبیعی نگریسته شده است. كار در قانون شریعت و نظام تشریع نیز از منزلتی والا و حیاتی برخوردار است.

امام علی(ع): «ان ا یحب المترف الامین…[119]

خداوند پیشه ور درستكار را دوست دارد….»

درست كار كردن و انجام دقیق و اصولی كارها نیز در تعالیم علوی مورد تاكید قرار گرفته است. برای توجه دادن به موضوع مهم وجدان كاری و بها دادن به كار امام می فرماید:

«الناس ابنأ ما یحسنون[120]

مردمان فرزندان آن چیزند (كارند) كه آنرا نیك انجام می دهند.»

یعنی مردم فرزندان هنرها و تخصصهای خویشند، و با انتساب به آن هنرها و تخصصها شناخته می شوند و به اندازة كاردانی و مهارت قدر می یابند.

ز – همكاری دولت و ملت

امام علی(ع): «… فاذا أدَّت الر عیة الی الوالی حقه، و اد یَ الوالی الیها حقها، عزَّ الحقُّ بینهم، و قامت مناهج الدین، و اعتدلت معالم العدل…؛[121] زمانی كه رعیت حق خود را نسبت به دولت بگزارد، و دولت نیز حق خود را نسبت به مردم ادا كند، حق در میان آنها عزت یابد، و پایه های دینشان استواری گیرد، و نشانه های عدالت برپا گردد….»

ملت و دولت، حقوقی متقابل دارند؛ یعنی دولتها وظیفه دارند در قلمرو و اختیارات خویش، شرایط رشد و تعالی مادی و معنوی مردم را فراهم كنند و زمینه تكامل و بستر توازن اجتماعی و دستیابی عادلانه هر كسی به حق و حقوق خویش را فراهم سازند.

مردم نیز وظیفه دارند، به تعهدات خود نسبت به زمامداران وفا كنند، كارهای جامعه را انجام دهند، و هر كسی در هر بخش از جامعه مسئولیت شناس باشد و برای استواری جامعه تلاش كند. افراد بدانند كه كارهای فردی و شخصی در عین حال اجتماعی نیز هست، و از این نظر مجموعة این تلاش های فردی حركتی بزرگ و پیوسته اجتماعی و گروهی را پدید می آورد و سامان یابی كل جامعه را موجب می گردد. در این صورت است كه حق و حقوق حاكم می گردد. چنانكه امام فرمود: حق و حقوق عزت می یابد، و نشانه های عدالت و تعادل اجتماعی آشكار می گردد، و عدل در پهنة اجتماع فروغ می گسترد و فرد یا گروه و یا طبقه ای در جامعه از گستره عدالت بیرون نمی ماند.

ح – امنیت و انسجام اجتماعی

امام علی(ع): «العدل نظامُ الامرَة؛[122]

عدالت نظام حكومت است.»

امنیت اجتماعی از زمینه های اصلی اجرای عدالت و مناسب ترین بستر پیدایش تعادل در جامعه می باشد. رابطة عدالت و امنیت اجتماعی، رابطه ای متقابل است؛ یعنی امنیت اجتماعی زمینة عدل گرایی و توازن بخشی است و عدل گرایی و توازن بخشی زمینة امنیت اجتماعی.

امنیت اجتماعی موجب می گردد كه سرمایه ها از گردونة كارهای سازندة اقتصادی خارج نشود، و كارهای كاذب و زود سودآور رونق نگیرد، واسطه گری و سودهای لحظه ای و تورم ساز، اقتصاد جامعه را بیمار نسازد. نیروهای كاری با دلگرمی به تولید و تلاش مشغول باشند و به آیندة خود امیدوار گردند و كارگر و كارفرما همبستگی و همكاری دوستانه ای بیابند.

امام علی(ع): «من عدل فی سلطانه استغنی عن اعوانه[123] دولتمردانی كه در حكومت خویش به عدل رفتار كنند از كم كاران بی نیاز می گردند.»

آن ساده دلانی كه می خواهند راه سرمایه گذاری را هموار سازند، و زمینة كار و تولید فراهم كنند، و توسعه اقتصادی پدید آورند، و عدالت اجتماعی را فراموش كنند، در اشتباهی بزرگ بسر می برند. كجا ممكن است و چگونه می شود توده های مردم بی عدالتی ها و ظلم های ویرانگرِ اقتصادی را بنگرند و تبعیض ها را ببینند و فشارهای كوبندة تورمِ ساختگیِ سرمایه داران را تحمل كنند و به كمترین حقوقشان دست نیابند، و آرام بنشینند و برنیاشوبند و امنیت جامعه را حفظ كنند. این چنین شیوه هایی از خامی و ساده اندیشی است.

امام علی(ع): «… استعمل العدل، و احذر العشفَ و الحیف؛ فان العشفَ یعودُ بالجلأ، و الحیفَ یدعو الی السیف[124] عدالت را به كارگیر، و از بی انصافی و بی عدالتی برحذر باش؛ كه بی انصافی كردن با مردم آنان را آواره می كند، و بی عدالتی به قیام مسلحانه وامی دارد.»

تجربة مكرر تاریخ است كه بیشتر ناآرامی ها، كشمكش ها و جنگ ها در سایة همین جریان ناسالم توزیع درآمدها صورت گرفته است. تمام مشكلات بشر امروز نیز در سراسر دنیا و بلوك بندی ها و تقسیم كشورها به پیشرفته و عقب افتاده در اثر همین علت است. و روابط انسان ها در چنین اجتماعی از روابط برابری و برادری و حق شناسی و قانون گرایی به روابط ظالم و مظلوم و آكل و مأكولی تبدیل خواهد شد. و چنان می شود كه امام فرمود:

«… فانما اهلها (الدنیا) كلابٌ عاویة… یأكل عزیزها ذلیلها، و یقهر كبیرها صغیرها[125] بیگمان دنیاداران سگانی زوزه كشند… (كه) نیرومندشان ناتوانشان را می خورد، و بزرگشان بر كوچكشان چیره می گردد… .»

نویسنده: محمد حكیمی

پی نوشت ها 

[1] . الحیاة 5/ 285 و 286؛ گردانیدة فارسی.

[2] . بحارالانوار، 78/ 83.

[3] . نهج البلاغة/ 1290.

[4] . (الرحمن / 7)

[5] . مجمع البیان 9/ 198.

[6] . المفردات/ 543.

[7] . الحیاة 6/ 403.

[8] . غررالحكم/ 165.

[9] . نابرابریها قابل ژرفنگری است؛ زیرا برخی از آنها درست و بحق است كه براساس اختلافات ژنتیكی، فرهنگی، تربیتی و محیطی است. اینها عادلانه است و برخاسته از هدفداری و حكمت در آفرینش. و برخی از نابرابریها نادرست و ظالمانه است و علتهایی چون استثمار، ظلم، حقكشی، غصب، تجاوز و انحصارگرایی و امثال آن دارد. این نابرابری ها ضد عدالت و ظالمانه است.

[10] . مبانی اقتصاد اسلامی/ 134 و 137.

[11] . مستدرك نهج البلاغة/ 31؛ كافی 8/ 32.

[12] . كافی 1/542.

[13] . حدید/ 25

[14] . الحیاة 6/400.

[15] . بحار 78/83.

[16] . نمونه های این عملكرد را در سلب آزادی توده های انسانی، در سراسر دنیا می بینیم؛ بویژه در كشورهای سرمایه داری و طبقاتی.

[17] . الحیاة، 4/ 657؛ گردانیده فارسی؛ كافی 8/ 21.

[18] . تحف العقول/ 141.

[19] . بحار 72/ 47 – 48.

[20] . نهج البلاغه/ 1166.

[21] . الحیاة، 6/ 412.

[22] . غررالحكم/ 288.

[23] . كافی 8/ 21.

[24] . نهج البلاغه/ 1156.

[25] . نهج البلاغه/ 1043.

[26] . نهج البلاغه/ 211.

[27] . نهج البلاغه/ 389 و 390.

[28] . الحیاة 6/ 349.

[29] . الحیاة، 6/ 327.

[30] . نهج البلاغه/ 544.

[31] . مستدرك الوسائل 18/ 199.

[32] . وسائل 11/119.

[33] . وسائل 6/90.

[34] . الحیاة 6/302؛ وسائل 11/49.

[35] . الحیاة 5/346. «برخی نسخه ها به جای «ورعهم»، «وزعهم» آمده است، یعنی «كه ایشان را از باطل باز دارد» – (وسائل 27/212، مؤ سسة ال البیت(ع) قم، 1412) تعبیر نخست (ورعهم)، مفید معنایی تربیتی است (از راه كار فرهنگی)؛ تعبیر دوم (وزَ عَهم)، مفید معنایی اقدامی است (از راه اقدام سریع و برخوردی).

[36] . الحیاة 6/348.

[37] . الحیاة 6/348 و 347.

[38] . همان.

[39] . تفسیر القمی 2/352.

[40] . بحار 36/172.

[41] . بحار 52/323.

[42] . الاسلام یقودالحیاة/ 52-51 و 160.

[43] . بحار 75/356.

[44] . بقره/ 44.

[45] . نهج البلاغة/ 66.

[46] . الحیاة 2/394؛ گردانیدة فارسی.

[47] . نهج البلاغة/ 1241 و 1137.

[48] . كافی 1/542؛ الحیاة 6/346.

[49] . اقتصاد اسلامی/ 60؛ آیة ا شهید دكتر بهشتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1362.

[50] . نهج البلاغة/ 1017.

[51] . الحیاة 3/198؛ ترجمه فارسی.

[52] . «… و هوالذی سخرالبحر لتأكلوامنه لَماً طریاً…. اوست كه دریا را رام ساخت، تا از آن گوشت تازه (به دست آورد و) بخورید…» (نحل/ 14).

[53] . برای توضیح بیشتر به این كتابها رجوع شود: -1 بحران اقتصادی و اجتماعی. -2 درون جهان سوم. -3 گرسنگی ارمغان استثمار. -4 امپریالیسم و عقب ماندگی. -5 اگر این سیاره را دوست دارید. -6 علائم حیاتی كره زمین. و…

[54] . وسائل 13/ 195.

[55] . نهج البلاغه/ 33.

[56] . الحیاة 6/ 354.

[57] . امام علی(ع) با پلیس ویژة خویش «شرطة الخمیس» كه پیشتازان جنگ و بهترین یاران دولت بودند به بازارها می رفت و بر كار دادوستد و قیمتها و نوع جنسها، شخصاً نظارت می كرد. برای توضیح بیشتر به: بحار 25/ 175 و 76/ 112 و 14/ 11 مراجعه شود.

[58] . الحیاة 6/ 466.

[59] . مناقب 2/ 99.

[60] . نهج البلاغه/ 727.

[61] . هود/ 85 – 84

[62] . مجمع البیان، 4/ 447.

[63] . غررالحكم/ 256.

[64] . مسند الامام الرضا(ع) 1/ 289.

[65] . الحیاة 3/ 103 با ترجمة فارسی.

[66] . المنجد/ 3.

[67] . المفردات فی غریب القرآن/ 10.

[68] . معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی/ 343 و 344.

[69] . نهج البلاغه/ 230.

[70] . تاریخ مالكیت/ 41، فلیسین شاله.

[71] . تمام نهج البلاغه/ 882 و 810.

[72] . بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی/ 359.

[73] . كافی 8/ 61.

[74] . نهج البلاغه/ 1031.

[75] . خصال 1/ 98.

[76] . بحار 77/ 214.

[77] . غررالحلكم/ 274.

[78] . الحیاة 4/ 365؛ گردانیدة فارسی.

[79] . بحران اقتصادی و اجتماعی/ 190 و 189، فیدل كاسترو، ترجمة نصیرزاده، سپهر.

[80] . درون جهان سوم/ 323 و 308، پل هریسون، ترجمة شاداب وجدی، فاطمی.

[81] . گرسنگی ارمغان استثمار/ 91، دكتر حسن فاطمی، شركت انتشار.

[82] . اگر این سیاره را دوست دارید/ 148 و 13، دكتر هلن كالدیكوت، ترجمة منصور عاصمی.

[83] . الحیاة 6/201.

[84] . بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی. 187، 188، 189 و 256.

[85] . همان.

[86] . الحیاة 4/358 و 348؛ ترجمه فارسی.

[87] . غرر الحكم/ 296.

[88] . علائم حیاتی كرة زمین/ 10.

[89] . الحیاة 4/ 314؛ گردانیدة فارسی.

[90] . تحف العقول/ 59.

[91] . نهج البلاغه/ 1017.

[92] . كافی 5/150؛ الحیاة 3/193؛ ترجمه فارسی.

[93] . نهج البلاغة/ 1018.

[94] . بقره/ 275.

[95] . اقتصاد اسلامی/ 62-60، شهید بهشتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1362.

[96] . اقتصادنا/ 364 و 365 و 370؛ شهید صدر. ترجمة فارسی.

[97] . نهج البلاغه/ 66.

[98] . نهج البلاغه/ 420، با ترجمه دكتر سیدجعفر شهیدی.

[99] . نهج البلاغه/ 525 – 527.

[100] . نهج البلاغه/ 993.

[101] . نهج البلاغه/ 544.

[102] . همان.

[103] . نهج البلاغه/ 95.

[104] . نهج البلاغه/ 1014 – 1013.

[105] . مستدرك الوسائل 11/ 126.

[106] . نهج البلاغه/ 1014.

[107] . نهج البلاغه/ 1014.

[108] . مستدرك الوسائل 12/ 351.

[109] . میزان الحكمة 6/ 115.

[110] . الحیاة 5/ 97، ترجمة فارسی.

[111] . الحیاة 4/ 347، ترجمة فارسی.

[112] . نهج البلاغه/ 1050.

[113] . الحیاة 4/ 355؛ ترجمة فارسی.

[114] . نهج البلاغه/ 996 – 995.

[115] . همان.

[116] . تمام نهج البلاغه/ 148.

[117] . غررالحكم/ 269.

[118] . بلد/ 4

[119] . وسائل 12/ 4.

[120] . ارشاد مفید/ 142.

[121] . نهج البلاغه/ 683.

[122] . الحیاة 6/ 330.

[123] . غررالحكم/ 284.

[124] . نهج البلاغه/ 1304.

[125] . نهج البلاغه/ 927.

بدون دیدگاه