«دست بسته نماز خواندن» و «آمین گفتن پس از قرائت حمد»، از نظر مذهب شیعه بدعت هایی هستند که توسط اهل سنت به نماز اضافه شده، و با الگوی نماز پیامبر اسلام (ص) مطابقت ندارد. فقیهان شیعه این دو بدعت را حرام می دانند؛ آنان به روایاتی استناد می کنند که نماز پیامبر اسلام (ص) را بدون «دست روی دست گذاشتن» و «آمین گفتن» گزارش کرده اند. همچنین روایاتی از اهل بیت (ع) نقل شده که در آنها از این دو بدعت نهی شده است.
نماز، سنت مشترک ادیان ابراهیمی
«صلاة» همان عبادت مخصوص به معنای نماز است و اصل آن به معنای دعاست. نماز از جمله عباداتی است که هیچ شریعتی از آن خالی نبوده و سنت مشترک ادیان ابراهیمی است. در قرآن کریم آمده است: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا»[1] «و پس از آنها [پيامبران و صالحان]، جانشينانى [ناخلف] جانشين [آنها] شدند كه نماز را ضايع نموده و از شهوت ها پيروى كردند، پس به زودى [نتيجه] گمراهى خود را خواهند ديد.»
در مورد حضرت عیسی (ع) نیز در قرآن آمده است که «قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَ أَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا» «آن طفل (عيسى) [به اجازه خدا زبان گشود و] گفت: همانا من بنده خدا هستم ،[او] مرا كتاب عطا فرموده و پيامبر قرار داده است و مرا هر كجا كه باشم وجود پربركتى ساخته، و تا زنده هستم، به نماز و زكات سفارشم فرموده است.[2]
بنابراین در همه شریعت های آسمانی، نماز وجود داشته است، ولی مسئله این است که ما مسلمانان از سنت و الگوی موسی و عیسی پیروی نمی کنیم، بلکه از سنت پیامبر اسلام (ص) پیروی می کنیم و نماز پیامبر (ص) را الگوی خود قرار می دهیم؛ آن حضرت فرمود: «صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي»[3]؛ نماز بخوانید همان گونه که دیدید من نماز می خواندم.
روی هم گذاشتن دست ها و آمین گفتن
نماز در اسلام یک مسئله تعبدی است و اجزای آن توسط پیامبر اسلام (ص) تبیین شده است؛ اما اختلافاتی در برخی اجزای نماز میان مذاهب وجود دارد و برخی موارد از جمله «دست بسته نماز خواندن» و «آمین گفتن پس از قرائت حمد» را به نماز اضافه کرده اند.
اینکه «دست بسته نماز خواندن» از چه زمانی شروع شده است باید گفت دست بسته نماز خواندن در زمان عمر بن الخطاب باب شد. وقتی عده ای اسیران ایرانی را نزد عمر آوردند، آنها در حالی که دست بر روی شکم نهاده بودند مقابل عمر ایستادند. عمر پرسید: این چه طرز ایستادن است؟ گفتند: ما جهت احترام در مقابل امیران و بزرگان این گونه می ایستیم. عمر هم دستور داد مردم دست بسته نماز بخوانند.[4]
در مورد آمین گفتن نیز مرحوم شیخ صدوق می گوید: آمین در نماز از شعار مسیحیان اقتباس شده است.[5] شیخ مفید نیز می گوید: نباید بعد از قرائت حمد، آمین گفت آن گونه که یهود و برادران ناصبی آنان می گویند.[6]
در دو حدیث زیر درباره کیفیت نماز پیامبر اسلام (ص) مشاهده می شود که در هیچ کدام از این دو حدیث کوچکترین اشاره ای به «دست بسته نماز خواندن» و «آمین گفتن بعد از قرائت حمد» نشده است.
نماز پیامبر اسلام (ص) به روایت ابی حمید ساعدی
در این مقاله دو حدیث درباره کیفیت نماز پیامبر اسلام (ص) نقل می کنیم، و مشاهده می کنیم که در هیچ کدام از این دو حدیث کوچک ترین اشاره ای به «دست بسته نماز خواندن» و «آمین گفتن بعد از قرائت حمد» نشده است.
از طریق اهل سنت روایت شده است که ابی حمید ساعدی رو به اصحاب پیامبر اکرم (ص) کرد و گفت: من داناترین شما به نماز پیامبر (ص) هستم. گفتند به چه سبب؟ تو نه بیش از ما پیرو آن حضرت بوده ای و نه افزون تر از ما مصاحبتش کرده ای. گفت: چرا. گفتند: پس کیفیت نماز پیامبر (ص) را بر ما عرضه کن.
ابو حمید گفت: رسول خدا (ص) هرگاه می خواست به نماز بایستد، دست ها را تا برابر شانه هایش بالا می برد، سپس تکبیر می گفت، و هنگامی که همه اعضایش به حال اعتدال در جای خود قرار می گرفت به قرائت می پرداخت. آن گاه تکبیر می گفت و دست ها را تا برابر شانه بالا می برد؛ پس از آن به رکوع می رفت و دو کف دست را بر زانوها می گذاشت و در حال اعتدال که نه سرش را بالا می گرفت و نه پایین می انداخت رکوع را انجام می داد. پ
س از رکوع سر را بلند می کرد، می ایستاد و می گفت: «سَمِعَ اللّه ُلِمَنْ حَمِدَهُ»؛ آنگاه دست ها را تا برابر شانه ها بالا می برد و تکبیر می گفت. سپس برای سجده متوجه زمین شده و دست هایش را در سجده از پهلوهایش جدا می گرفت، آنگاه سر از سجده بر می داشت و پای چپش را خم می کرد و بر آن می نشست. انگشت پاهایش را در سجده باز می نمود و سجده دوم را نیز همین گونه انجام می داد و پس از سجده تکبیر می گفت، پس پایش را خم کرده بر آن می نشست در حالی که هر عضوی به حال اعتدال قرار می گرفت.
رکعت بعدی را هم به همین کیفیت انجام می داد و پس از دو رکعت در حال قیام تکبیر می گفت و دست هایش را تا برابر شانه ها بالا می برد همان گونه که تکبیر افتتاحیه را انجام می داد؛ و در بقیه نمازش نیز همین طور عمل می کرد تا به سجده آخر پس از آن سلام می گفت. پای چپ را عقب قرار می داد و بر سمت چپ می نشست.
همه گفتند ابو حمید راست گفت؛ نماز پیامبر (ص) همین گونه بود.[7]
نماز پیامبر اسلام (ص) به روایت امام صادق (ع)
از طریق شیعه نیز حماد بن عیسی از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمودند: «چه قدر ناپسند است برای مردی که ۶۰ یا ۷۰ سال از عمرش بگذرد و یک نماز با شرایط کامل انجام نداده باشد. حماد گفت از این سخن امام (ع) در دلم احساس حقارت کردم و عرض کردم: فدایت شوم، نماز کامل را به من تعلیم فرما.
امام (ع) راست قامت رو به قبله ایستاد و دست هایش را با انگشتان بسته بر روی ران هایش انداخت و پاهایش را نزدیک به هم به فاصله سه انگشت باز قرارداد و انگشتان پاهایش همه رو به قبله بود و آنها را از قبله منحرف نمی کرد و با خشوع و فروتنی تمام بود؛ پس تکبیر گفت و سوره حمد و توحید را با ترتیل قرائت کرد.
سپس به اندازه نفس کشیدنی در حال قیام صبر کرد و پس از آن تکبیر گفت در حالی که هنوز ایستاده بود. آنگاه به رکوع رفت و دو کف دستش را با انگشتان باز روی کاسه زانوهایش قرارداد و زانوها را به عقب داد تا پشتش صاف شد به طوری که اگر قطره ای آب یا روغن بر پشتش ریخته می شد به واسطه راست بودن پشتش به هیچ طرف مایل نمی گشت.
امام گردنش را در رکوع راست گرفت و چشمانش را بست و سه مرتبه با ترتیل، تسبیح «سُبْحانَ رَبِّی العَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» گفت. سپس راست قامت ایستاد و چون کاملاً به حال قیام درآمد گفت: «سَمِعَ اللّه ُلِمَنْ حَمِدَهُ» و بعد از آن در همان حال قیام تکبیر گفت و دست ها را تا مقابل صورت بالا آورد و آنگاه به سجده رفت و دست هایش را قبل از زانوها بر زمین گذاشت و سه مرتبه گفت: «سُبْحانَ رَبِّی العَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ».
در سجده عضوی از بدنش را بر عضو دیگر نگذاشت و بر هشت موضع سجده کرد: پیشانی، دو کف دست، دو کاسه زانو، دو انگشت ابهام پا و بینی. سپس سر از سجده برداشت و هنگامی که راست نشست تکبیر گفت و ساق پای چپ را خم کرده و روی آن نشست و پشت پای راستش را بر کف پای چپش گذاشت و گفت: «أَسْتَغْفِرُ ٱللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ».
در همان حال نشسته تکبیر گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اول به جا آورد و همان ذکر تسبیح را در سجده دوم نیز گفت و از عضوی از بدنش برای عضو دیگر رکوع و سجود کمک نگرفت و در حال سجده دست هایش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراع دست ها را بر زمین نگذاشت و بدین ترتیب دو رکعت نماز بجا آورد.
سپس فرمود: ای حماد این گونه نماز بخوان و در نماز به هیچ سویی التفات مکن و با دست ها و انگشتانت بازی مکن و آب دهان بر راست و چپ یا پیش رویت مینداز.[8]
حکم فقهی دست بسته نماز خواندن
مذاهب چهارگانه اهل سنت با وجود اختلافاتی که با یکدیگر دارند، بر اصل این مسئله اتفاق دارند که دست بسته نماز خواندن واجب نیست ولی در عین حال از جهاتی دیگر با یکدیگر اختلاف کرده اند.
الف) برخی مطلقاً قائل به استحباب هستند چه در نماز واجب و چه در مستحب که این قول حنفیه، شافعیه و حنابله است، و بنا بر نقل نووی، ابوهریره و عایشه و برخی دیگر از صحابه و جماعتی از تابعین امثال سعید بن جبیر نخعی، ابو مجلد و تعدادی از فقها از قبیل سفیان، اسحاق، ابوثور، داود و جمهور علما است.[9]
ب) برخی دیگر قائل به جواز در نماز مستحبی و کراهت در نماز واجب اند؛ این قول را ابن رشد قرطبی از امام خود مالک نقل کرده است.[10]
ج) قول سوم تخییر (اختیاری بودن) است؛ این قول را نووی از اوزاعی روایت کرده است.[11]
د) نووی نقل می کند که عبدالله بن زبیر و حسن بصری و نخعی و ابن سیرین از دست بسته نماز خواندن منع می کردند.[12]
بر پایه دیدگاه مشهور میان فقیهان شیعه نیز، دست بسته نماز خواندن حرام است و موجب بطلان نماز می شود.[13] سید مرتضی و شیخ طوسی ادعای اجماع بر این حکم کرده اند.[14] عده ای از فقیهان شیعه فقط آن را حرام دانسته اند، نه باطل کننده نماز.[15] محمد حسن نجفی در کتاب جواهر الکلام گفته است ابوالصلاح حلبی دست بسته نماز خواندن را مکروه و اسکافی ترک آن را مستحب می دانند.[16]
با مراجعه به روایات اهل بیت (ع) پی می بریم که آنان از دست بسته نماز خواندن احتراز جسته و آن را از عمل مجوس نزد پادشاهان خود می دانسته اند. محمد بن مسلم از امام صادق یا باقر (ع) نقل می کند که به آن حضرت عرض کردم «الرَّجُلُ يَضَعُ يَدَهُ فِي الصَّلَاةِ وَ حَكَى الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى؛ فَقَالَ: ذَلِكَ التَّكْفِيرُ فَلَا تَفْعَلْ.»[17] «شخصی دست راستش را در حال نماز این گونه روی دست چپ خود می گذارد؛ حضرت فرمود این همان تکفیر است که نباید انجام داده شود».
زراره از امام باقر (ع) نقل می کند که فرمود: «عَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ … وَ لَا تُكَفِّرْ فَإِنَّمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ الْمَجُوسُ.»[18] «بر تو باد به اقبال در نماز … و از قرار دادن دست روی دست پرهیز کن زیرا این عمل از کارهای مجوس است».
حکم فقهی آمین گفتن در نماز
مذاهب اهل سنت با اختلاف مذاهبشان بر اصل این مسئله اتفاق دارند که آمین گفتن در نماز واجب نیست. طبق نظر مذاهب چهارگانه اهل سنت، آمین گفتن در نماز مستحب است. اما در مذهب شیعه نه تنها گفتن آمین در نماز مستحب نیست، بلکه موجب بطلان نماز می گردد. زیرا کلام آدمی است و دلیلی بر استحباب آن در نماز وجود ندارد.[19]
لازم به ذکر است که گفتن «آمین» پس از سوره حمد مورد اتفاق تمام فقیهان اهل سنت نیست و حتی در دیدگاه امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت اختلاف وجود دارد. به عنوان نمونه برخی از شافعی ها گفته اند: اگر صف های نماز اندک و فشرده بود و نماز گزاران صدای یکدیگر را بشنوند مستحب است که آمین آهسته گفته شود؛ ولی اگر صف ها زیاد بود و صدای امام را نشنیدند مستحب است آمین را با صدای بلند بگویند تا صفوف دورتر بشنوند. از مالک نیز دو نظر نقل شده یکی همانند نظریه ابوحنیفه است که می گوید: امام پس از حمد باید آمین بگوید، و نقل دوم این است که آمین نباید گفته شود.[20]
با مراجعه به مصادر روایی اهل بیت (ع) پی می بریم که آنان به جهت پیروی از الگوی نماز پیامبر (ص) و حفظ سنت نبوی از تحریف، شدیداً با اضافه کردن آمین به نماز مخالفت نموده و شیعیان را از گفتن آن در آخر قرائت حمد باز داشته اند. محدث کلینی به سند خود از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: «إِذَا كُنْتَ خَلْفَ إِمَامٍ فَقَرَأَ الْحَمْدَ وَ فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهَا فَقُلْ أَنْتَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَا تَقُلْ آمِينَ.» هرگاه پشت سر امام جماعت مشغول نماز بودی هنگامی که امام از قرائت حمد فارغ شد، بگو الحمد لله رب العالمين و آمین مگو.[21]
نتیجه گیری
با توجه به روایت ابی حمید ساعدی و حماد بن عیسی، «دست بسته نماز خواندن» و «آمین گفتن بعد از قرائت حمد» با سنت نبوی و الگوی نماز پیامبر (ص) مطابق نیست و اضافه کردن آن به نماز که امری تعبدی است، نوعی بدعت به شمار می رود. به همین خاطر اهل بیت (ع) شیعیان را از انجام آن منع کرده و آن را خطا دانسته اند. بر پایه دیدگاه مشهور میان فقیهان امامیه نیز «دست بسته نماز خواندن» حرام است و موجب بطلان نماز می شود. همچنین فقهای امامیه معتقدند «آمین گفتن بعد از قرائت حمد» نه تنها در نماز مستحب نیست، بلکه موجب بطلان نماز می گردد.
پی نوشت ها
[1] . مریم/59
[2] . مریم/30، 31
[3] . ابن شهرآشوب، متشابه القرآن، ج2، ص170
[4] . نجفی، جواهر الکلام، ج11، ص19
[5] . ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، ج1، ص390
[6] . مفید، المقنعة، ص۱۴
[7] . ابوداوود، سنن، ج1، ص194؛ ترمذی، الجامع الصحیح، ج2، ص84
[8] . محدث کلینی، کافی، ج3، ص311
[9] . نووی، المجموع، ج3، ص313
[10] . این رشد، بدایة المجتهد، ج1، ص137
[11] . نووی، المجموع، ج3، ص312
[12] . نووی، المجموع، ج3، ص311
[13] . جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهلالبیت، ج21، ص12
[14] . علم الهدی، رسائل الشریف المرتضی، ج1، ص219؛ شیخ طوسی، الخلاف، ج1، 323
[15] . مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسه، ج1، ص111
[16] . نجفی، جواهرالکلام، ج11، ص15
[17] عاملی، وسائل الشیعة، ج7، ص266
[18] . عاملی، وسائل الشیعة، ج7، ص266
[19] . طوسی، استبصار، ج1، ص318؛ نجفی، جواهرالکلام، ج10، ص2
[20] . ابن قدامه، المغنی، ج2، ص156
[21] . محدث کلینی، کافی، ج3، ص314
منابع
1. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، قم، دار بیدار|، چاپ اول، 1369ق
2. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ دوم، 1404ق
3. ابوداوود، سلیمان بن اشعث، سنن، قاهره، دار الحدیث، چاپ اول، 1420ق
4. ابن رشد، محمد، بدایۀ المجتهد، تهران، المجمع العالمي للتقريب بين المذاهب الإسلامية، چاپ اول، 1431ق
5. ابن قدامه، عبدالله، المغنى، ریاض، دار عالم الکتاب، چاپ سوم، 1417ق
6. ترمذی، محمد بن عیسی، الجامع الصحیح، قاهره، دار الحدیث، چاپ اول، 1419ق
7. جمعی از نویسندگان، فی رحاب اهل البیت، قم، المجمع العالمي لاهل البيت عليهم السلام، چاپ دوم، 1426ق
8. طوسى، محمد، الخلاف، قم، جماعة المدرسین، چاپ اول، 1407ق
9. طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، 1363ش
10. عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ سوم، 1416ق
11. علم الهدی، علی، رسائل الشریف المرتضی، قم، دار القرآن الکریم، 1405ق
12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1407ق
13. مغنیه، محمدجواد، الفقه علی المذاهب الخمسه، بیروت، دار التیار الجدید، چاپ اول، 1421ق
14. مفید، محمد بن نعمان، المقنعة، قم، جماعة المدرسین، چاپ دوم، 1410ق
15. نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، 1362ش
16. نووی، یحیی بن شرف، المجموع شرب المهذب، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق
منبع مقاله | اقتباس از:
عباس، محمد ضامن، بررسی فقهی زوائد نماز اهل سنت از دیدگاه امامیه، دوفصلنامه دانش پژوهی تأمل، سال پنجم، ش9، بهار و تابستان 1399