در این مقاله، اقسام توحید از دیدگاه فرقه های مهم اسلامی و علمای علم کلام و فلسفه با توجه به منابع دینی، مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
توحید در لغت
واژه توحيد، مصدر باب تفعيل و از ريشه «وحد» است. يكى از معانى باب تفعيل، كسى يا چيزى را داراى وصفى دانستن است؛ براى مثال، «تعظيم» به معناى بزرگ دانستن است. بر اين اساس توحيد، به معناى يكى دانستن و يكتا شمردن است. در كتب لغت در اين باره آمده است: «وحد: انفرد بنفسه؛ وحَدَ الشيئ: اي أفرَدَه؛ وَحَّدَ الله سبحانه: اقرّ وآمن بأنّه واحدٌ»؛[1]«التوحيد في اللغة، الحكم بأن الشيئ واحد و العلم بأنه واحد».[2]
البته در برخى كتاب های لغت، به اين معناى توحيد اشاره نشده است، بلكه مفاد آن را در وصف خداوند متعال و در برابر تثنيه و تثليث ذكر كرده اند.[3]
توحيد در اصطلاح
توحید در اصطلاح، به معناى اعتقاد به وحدانيت و يكتايى خداوند در ذات، صفات و افعال و شريك برنگزيدن براى او در عبوديت است.[4] البته اين واژه در برخى منابع، در معناى گسترده ترى به كار رفته كه شامل مباحث مربوط به اثبات وجود خدا، اوصاف الهى، مانند توحيد، علم، قدرت و…، و افعال الهى نيز مى شود؛[5]
در واقع اين معانى از توحيد، برابر با خدا شناسى است. همچنين اين واژه، گاهى براى اشاره به همه مباحث اعتقادى، اعم از خدا شناسى، نبوت، امامت و معاد به كار مى رود و به معناى اصول دين است كه در برابر فروع دين و اخلاق قرار می گيرد.[6] گفتنى است در اينجا همان كاربرد و معناى اول مقصود است و اين معنا را به صورت كلى همه فرق اسلامى پذيرفته اند؛ هر چند در حدود و ثغور آن اختلافاتى وجود دارد.
اقسام توحيد
مباحث مرتبط با توحيد بسيار گسترده و از ظرافتى خاص برخور دار است؛ از آن جايى كه هر فرد مسلمان و موحد بايد هم باور و اعتقاد موحدانه داشته باشد و هم در عمل موحدانه رفتار كند، متكلمين همواره مى كوشند كه اين مباحث را با تنظيم و دسته بندى دقيق در اختيار مردم گذارند. البته تقسيم بندى هاى متفاوتى مطرح شده كه از شايع ترين و دقيقترين تقسيمات توحيد، تقسيم آن به توحيد نظرى و عملى است.
اقسام توحید بر اساس نظر و عمل
– توحيد نظرى؛ يعنى انسان در حوزه نظر و اعتقاد بايد باور موحدانه داشته باشد.
– توحيد عملى؛ يعنى انسان در حوزه عمل بايد رفتار موحدانه داشته باشد كه البته رفتار موحدانه، مبتنى بر اعتقاد و باور موحدانه است.
اقسام توحید نظری
توحيد در حوزه شناخت و معرفت (نظرى)، خود به گونه هاى مختلفى تقسيم مى شود كه عبارت است از:
- توحيد ذاتى: يعنى اعتقاد به يكتايى و بساطت ذات خداوند؛
- توحيد صفاتى: يعنى اعتقاد به يكتايى خداوند در برخوردارى از صفات كمال و عينيت اين صفات با ذات الهى.
- توحيد افعالى: يعنى اعتقاد به بى نيازى خداوند در افعال خود و نيازمندى موجودات ديگر به او در انجام كارهايشان و تحقق همه پديده ها با اراده و خواست حق تعالی.
اختلاف فرق در اقسام توحید
بيشتر فرق اسلامى، هر چند در تعريف و بيان حقيقت اين تقسيم بندى با يكديگر اختلاف نظر دارند، فى الجمله آن را پذيرفته اند. اما وهابيت در تبيين و دسته بندى اقسام توحيد نظر ديگرى دارد. پيروان فرقه وهابيت در مباحث توحيد، اهتمام ويژه اى به توحيد در الوهيت دارند. صالح بن فوزان در شرح كلام محمد بن عبدالوهاب مى گويد:
«أما الذين يقولون إن التوحيد هو الإقرار بأن الله هو الخالق الرازق المحيي المميت … إلخ فهم غالطون غلطاً فاحشاً، و لم يأتوا بالتوحيد المطلوب الذي دعت إليه الرسل … ما بعث الرسل لتقرير توحيد الربوبية لأنَّ هذا موجود لكنه لا يكفي بل بعثهم لتوحيد الألوهية الذي هو إفراد الله تعالي بالعبادة و هو دين الرسل كلهم من أوَّلهم إلي آخرهم.»[7]
اما كسانى كه مى گويند توحيد يعنى اقرار به خالقيت، رازقيت، حيات دهنده و مي راننده بودن خداوند، در اشتباهى روشن هستند و بيان نكرده اند آن توحيد مطلوبى را كه همه پيامبران به آن دعوت كرده اند … پيامبران براى بيان توحيد در ربوبيت مبعوث نشده اند؛ زيرا اين توحيد در بين مردم وجود داشته، اما كافى نبوده است؛ بلكه آنان براى توحيد در الوهيت كه به معناى شايسته دانستن فقط خداوند براى عبادت است، مبعوث شده اند و اين دين همه پيامبران، از اول تا آخر است.
عبدالرحمن ناصر السعدى در اين باره می گويد:
«القرآن كله لتقرير التوحيد و نفي ضده، و أكثر الآيات يقرر الله فيها توحيد الألوهية، و إخلاص العبادة لله وحده، لا شريك له، و يخبر أن جميع الرسل إنما أرسلت تدعوا قومها إلي أن يعبدوا الله و لا يشركوا به شيئا، و أن الله تعالي إنما خلق الجن و الإنس ليعبدوه، و أن الكتب و الرسل بل الفطر و العقول السليمة كلها اتفقت علي هذا الأصل، الذي هو أصل الأصول كلها، و أن من لم يَدِنْ بهذا الدين الذي هو إخلاص العبادة و القلب و العمل لله وحده فعمله باطل.»[8]
قرآن تماماا براى براى بيان توحيد و نفى شرك است و بيشتر آيات، توحيد در الوهيت و خالص بودن عبادت براى خداوند را بيان كرده اند و آيات خبر مى دهند كه همه انبيا فرستاده شده اند تا قوم خود را به اين فرا بخوانند كه خدا را عبادت كنند و به او شرك نورزند. همانا خداوند جن و انس را خلق كرده است تا او را عبادت كنند و همانا همه كتب [آسمانى] و پيامبران، بلكه فطرت و عقل سليم همگى بر اين اصل اتفاق دارند و همانا كسى كه متدين به اين دين، يعنى خالص كردن عبادت، قلب و عمل براى خداوند نباشد، عملش باطل است.
اقسام توحید از نگاه وهابیت
در آثار فرقه وهابيت، توحيد به سه نوع توحيد در صفات، توحيد در ربوبيت و توحيد در الوهيت منحصر شده است. محمد بن عبدالوهاب توحيد را به سه نوع تقسيم كرده است: توحيد ربوبى، توحيد الوهى و توحيد اسماء و صفات.[9]
عبدالوهاب توحيد ربوبيت را به اين معنا می داند كه خداوند را در خلق و تدبير يگانه بدانى و از فرشتگان، پيامبران و غير ايشان، براى او در اين امور شريكى قائل نباشى.[10] وى در توضيح توحيد در الوهيت می گويد:
توحيد الوهيت عبارت است از اين كه افعال بندگان براى غير او انجام نشود؛ مانند دعا، نذر، قربانى …[11] او توحيد اسما و صفات را همان توحيد علمى مى داند.[12] البته برخى شارحان، اين سخن او را اين گونه توجيه كرده اند كه توحيد اسماء و صفات، در حقيقت داخل در توحيد ربوبيت است. ازاين رو برخى علما در تقسيم بندی هاى خود توحيد را فقط به دو نوع تقسيم كرده اند: توحيد در معرفت و اثبات كه همان توحيد ربوبيت و اسما و صفات يا توحيد علمى است؛ و توحيد در طلب و قصد، كه توحيد عملى و همان توحيد در الوهيت است.[13]
صاحب «شرح العقيدة الطحاويه» نيز می نويسد:
التوحيد يتضمن ثلاث أنواع: أحدها: الكلام في الصفات و الثاني: توحيد الربوبية، و بيان أن الله وحده خالق كل شيء. و الثالث: توحيد الالهية، و هو استحقاقه سبحانه و تعالي أن يعبد وحده لا شريك له.[14]
توحيد سه نوع است: «توحيد در صفات؛ توحيد در ربوبيت؛ يعنى اين كه فقط خداوند خالق هر چيزى است و توحيد در الوهيت؛ يعنى اين كه فقط خداوند شايسته عبادت و پرستش است.
در نقد اين ديدگاه و اين نوع تقسيم بندى بايد گفت كه در نگاه قرآنى بايد به يگانگى ذات خداوند معتقد باشى (توحيد ذاتى) و همه ما سوی الله را مخلوق او بدانى (توحيد در خالقيت) و تدبير و اداره امور عالم را مختص او بدانى (توحيد در ربوبيت) و بر اين باور باشى كه لزوم بندگى و فرمانبردارى فقط مختص اوست (توحيد در عبادت). توحيد خالقيت و ربوبيت، گاهى ذيل عنوان توحيد افعالى جاى می گيرد؛ زيرا خلق و تدبير هر دو از مقوله تأثيرند و براساس تعاليم قرآنى، تنها موثر مستقل در هستى خداوند است.
اما از نگاه وهابيون، توحيد در ربوبيت مفهومى عام دارد كه نه تنها شامل توحيد افعالى می شود، بلكه از ديدگاه ديگر مسلمانان مساوى با توحيد نظرى است؛ به عبارت ديگر همه مسلمانان، اعتقاد به يكتايى خداوند در ذات، صفات و افعال را شرط موحد بودن مىدانند كه به اين، توحيد نظرى گفته می شود؛ معمولا فرد با وجود چنين باورى، رفتار موحدانه خواهد داشت كه همان توحيد عملى است.
اما از نگاه وهابيت، توحيد در ربوبيت كه از اقسام توحيد افعالى است و خود توحيد افعالى از اقسام توحيد نظرى به شمار می رود، برابر با كل توحيد نظرى است. البته در آثار و منابع وهابيت، توحيد افعالى با عنوان توحيد ربوبى مطرح شده است: «توحيد الربوبية و هو توحيد الله بأفعاله».[15]
پی نوشت ها
[1] . معجم الوسيط، ابراهيم مصطفى، ص 1016.
[2] . موسوعة مصطلحات ابن خلدون والشريف محمد على جرجانى، رفيق عجم، ج 2، ص 124.
[3] . ر. ك: تهذيب اللغة، محمدبن احمد، ازهرى، ج 3، ص 128؛ الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية، اسماعيل بن حماد جوهرى، ج 1، ص 545؛ لسان العرب، محمد بن مكرم ابن منظور، ج 15، ص 166.
[4] . ر. ك: هداية الامة الى المعارف الأئمة، ابوجعفر خراسانى، ص 347.
[5] . ر. ك: سرمايه ايمان، عبدالرزاق لاهيجى، ص 19؛ موسوعة مصطلحات علم الكلام الاسلامى، سميع دغيم، ج 1، ص 398.
[6] . ر. ك: شرح المقاصد، سعدالدين تفتازانى، ج 1، ص 164؛ تاريخ فلسفه اسلامى، سيدحسين نصر، ج 1، ص 136.
[7] . شرح كتاب كشف الشبهات، صالح بن فوزان، ص 12.
[8] . القواعدالحسان فى تفسير القرآن، عبدالرحمن بن ناصر السعدى، ج 1، ص 15.
[9] . الرسالة المفيدة، محمد بن عبدالوهاب، ص 39؛ الفتاوى و المسائل، همو، ص 42.
[10] . الرسائل الشخصية، محمد بن عبدالوهاب، ص 65.
[11] . الرسالة المفيدة، ص 41.
[12] . الفتاوى و المسائل، همو، ص 42.
[13] . المجموع المفيد شرح كتاب التوحيد، عبد العزيز بن باز، ص 618.
[14] . شرح العقيدة الطحاويه، ابن ابى العز الحنفى، ص 78؛ ر. ك: الإرشاد إلى صحيح الإعتقاد، صالح بن فوزان، ص 27.
[15] . التمهيد لشرح كتاب التوحيد، الشيخ صالح آل الشيخ، ص 11؛ رسالة فى أسس العقيده، محمد بن عودة، السعوى، ج 1، صص 24- 26.
منابع
- المعجم الوسيط، مصطفى، ابراهيم، دار الدعوة، استامبول، 1989 م.
- موسوعة مصطلحات ابن خلدون و الشريف على محمد الجرجانى، رفيق عجم، مكتبة لبنان ناشرون، اول، بيروت، 2004 م.
- تهذيب اللغة، محمد بن احمد ازهرى، اول، دار إحياء التراث العربى، بيروت، 1421 ه. ق.
- الصحاح تاج اللغة و صحاح العربية، اسماعيل بن حماد جوهرى، تحقيق: احمد عبد الغفور عطار، دار الكتاب، مصر، بىتا.
- لسان العرب، محمد بن مكرم بن منظور، اول، دار الصادر، بيروت، 2000 م؛ همان، نشر ادب الحوزه، قم، بىتا.
- هداية الامة الى معارف الائمة، ابوجعفر خراسانى، اول، مؤسسة البعثة، قم، 1416 ه. ق.
- سرمايه ايمان، عبدالرزاق لاهيجى، تصحيح: صادق لاريجانى، دوم، انتشارات الزهراء، بىجا، 1364.
- موسوعة المصطلحات علم الكلام الاسلامى، سميع دغيم، اول، مكتبة لبنان ناشرون، لبنان، 1998 م.
- شرح المقاصد، سعد الدين تفتازانى، الشريف الرضى، قم، 1409 ه. ق.
- تاريخ فلسفه اسلامى، حسين نصر، اول، حكمت، تهران، 1383 ه. ش.
- كشف الشبهات، محمد بن عبدالوهاب، تحقيق: ياسر برهانى، طلعت مرزوق، اسكندرية، دارالايمان للطبع و النشر و التوزيع، بىتا.
- القواعد الحسان لتفسير القرآن، عبدالرحمن بن ناصر آل سعدى، مكتبة الرشد، الأولى، الرياض، 1420 ه. ق.
- . الرسالة المفيدة، محمدبن عبدالوهاب، تحقيق: محمد بن عبدالعزيز المانع، رياض، رئاسة ادارة البحوث العلمية و الإفتاء.
- الفتاوى و المسائل، تحقيق: صالح عبدالرحمن الأطرم و محمد بن عبدالرزاق الدويش، رياض، جامعة الامام محمدبن سعود.
- الرسائل الشخصية، محمد بن عبد الوهاب، المحقق: صالح بن فوزان ابن عبدالله الفوزان، محمد بن صالح العيلقى، جامعة الإمام محمد بن سعود، بىتا؛ (مطبوع ضمن مؤلفات الشيخ محمد بن عبد الوهاب، الجزء السادس).
- الرسالة المفيدة، محمدبن عبدالوهاب، تحقيق: محمد بن عبدالعزيز المانع، رياض، رئاسة ادارة البحوث العلمية و الإفتاء.
- المجموع المفيد شرح كتاب التوحيد، عبدالعزيزبن باز، تحقيق: عبدالعظيم محمود عمران، مصر، مكتبة عباد الرحمن و مكتبة العلوم و الحكم، 1428 ه. ق.
- شرح الطحاوية فى العقيدة السلفية، صدر الدين علىبن على بن محمد بن أبى العز الحنفى، تحقيق أحمد محمد شاكر، وزارة الشئون الإسلامية و الأوقاف و الدعوة و الإرشاد، المملكة العربية السعودية، الأولى، 1418 ه. ق.
- الإرشاد الى صحيح الإعتقاد و الرد على اهل الشرك و الإلحاد، صالحبن فوزان، عربستان، وزارة التعليم العالى جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامية، 1411 ه. ق.
- التمهيد لشرح كتاب التوحيد، الشيخ صالح آل الشيخ، دار التوحيد، الطبعة الأولى، 1424 ه. ق.
- رسالة فى أسس العقيدة، محمد بن عودة السعوى، وزارة الشئون الإسلامية و الأوقاف و الدعوة و الإرشاد، المملكة العربية السعودية، الأولى، 1425 ه. ق.