در این نوشتار به فرمایشات حضرت امیرالمومنین پیرامون تقسیم غنائم جنگ جمل اشاره شده است:
يحيى بن عبد اللَّه بن حسن از پدرش عبد اللَّه بن حسن و او از حضرت اميرالمومنین علی (عليه السلام) نقل نموده كه آن حضرت چند روز پس از ورود به بصره خطبه اى ايراد فرمود و در اثناى آن مردى برخاسته و گفت: اى اميرالمومنين! بفرماييد كه اهل جماعت و اهل افتراق چه کسانی هستند؟ و نيز اهل بدعت و اهل سنت چه كسانى هستند؟
حضرت فرمودند: «واى بر تو، حال كه پرسيدى با دقت به جوابش گوش كن كه پس از من نياز نباشد كه دوباره از كسى بپرسى.
اهل جماعت، من و پيروان من هستند هر چند در تعداد اندك باشند، و اين همان حقى است كه مطابق با امر خدا و پيامبر مى باشد و اهل افتراق، مخالفان با من و پيروانم مى باشند هر چند تعدادشان بسيار باشد و اهل سنت، افرادى هستند كه دست تمسك به سنن خدا و پيامبر زده اند، هر چند تعدادشان كم باشد و اهل بدعت، مخالفان اوامر خداوند و قرآن و پيامبر بوده و افرادى خودراى و هوا پرستند هر چند تعدادشان بسيار باشد، و از اين گروه جمعى درگذشته اند، و تعدادى نيز زنده اند، كه نابودى و محو آنان از روى زمين بر عهده خود خداوند است.»
سوال عمار از غنائم
در اينجا عمار برخاسته و عرض كرد: اى اميرالمومنين! مردم درباره غنيمت سخنانى مى گويند و فكر مى كنند كسانى كه با ايشان جنگ كردند، خود آنان و اموال و اولادشان مال ما مى شود و به عنوان غنيمت قابل تصرف مى باشند.
پرسش عباد بن قیس از غنائم
در اين هنگام مردى به نام عباد بن قيس از قبيله بكر بن وایل كه زبان گويا و تندى داشت برخاسته و گفت: اى اميرالمومنين! بخدا قسم كه تو در تقسيم غنائم ميان مردم، مراعات عدل و داد و مساوات را نكردى!
جواب امام علی از مساله غنائم
حضرت فرمود: واى بر تو، براى چه؟
گفت: براى اينكه تو آنچه در محيط لشكرگاه بود قسمت نمودى ولى اموال و زنان و بچه هاى مخالفين را وا گذاشتى.
حضرت فرمود: اى مردم، هر كه جراحتى دارد آن را با روغن مداوا كند.
اشکال عباد بن قیس بر سخن امام علی درباره غنائم
عباد گفت: ما مطالبه سهم خود را مى كنيم و او به ما حرف هاى نامربوط مى زند!
اميرالمومنين (عليه السلام) به او فرمود: اگر گفته ات باطل و دروغ باشد خدا تو را مرگ ندهد تا غلام ثقيف را درك كنى! پرسيدند: غلام ثقيف كيست؟ فرمود: مردى كه هيچ حرمتى براى خدا باقى نمى گذارد و همه را هتك مى كند.
پرسيدند: آيا او به مرگ طبيعى مى ميرد يا او را مى كشند؟ فرمود: خداوندى كه درهم كوبنده ستمكاران است او را به مرگى فاحش نابود مى كند و آن به جهت كثرت فضولاتى است كه از او خارج مى شود به سوزشى شديد در مقعد مبتلا مى شود.
پاسخ امام علی درباره عدم اخذ غنائم
اميرالمومنين على (علیه السلام) در جواب عباد بن قیس درباره عدم گرفتن غنائم در جنگ جمل فرمود: اى برادر بكرى، تو مرد ساده اى هستى، مگر نمى دانى كه من كوچكتر ها را به جرم بزرگان عقاب و مواخذه نمى كنم؟
آيا اين اموال پيش از افتراق و ارتداد ملك آنان نبوده؟ و آيا ازدواج ايشان روى جريان صحيح نبوده؟ و مگر فرزندان ايشان بر اساس قوانين اسلام اولادشان محسوب نمى شدند؟ و اين بچه ها روى فطرت اسلام متولد نشده اند؟
پس چطور ما مى توانيم اموال اين بچه ها را تصرف كرده و از ايشان بستانيم؟ و شما فقط مى توانيد آنچه كه در لشكرگاه است را تصرف نماييد و آنچه در خانه هاى ايشان است ميراث خود آنان است، بنابراين هر كدام از آنان را كه دشمنى كند وى را به همان گناه مواخده نماييم و هر كه از تمرد باز ايستد گناه ديگرى را بر او بازخواست ننمایيم.
تمسک به سیره رسول الله (صلی الله علیه و آله) درباره غنائم
اى برادر بكرى! من همچون رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) در مكه با ايشان رفتار نمودم، آن حضرت نيز اجناس (غنائم) محيط لشكر را بين مسلمين تقسيم نمود و متعرض غير از آن نشد و من تنها قدم به قدم از آن حضرت پيروى نمودم.
اى برادر بكرى! مگر نمى دانى كه در جنگ با كفار حربى آنچه در شهر است براى مسلمين فاتح، حلال است ولى اگر مخالفين از افراد مسلمان باشند آنچه خارج از محيط لشكرگاه است متعلق به ورثه است و جز آن ها كسى در آن اموال حقى ندارند؟
در اينجا آن حضرت خطاب به چند تن ديگر كه زبان به اعتراض گشودند فرمود: آرام گرفته و آهسته سخن گویید؛ خدا شما را رحمت کند! اگر در اين سخن ترديد داشته و مرا تصديق نمى كنيد و فكر مى كنيد نظر شما صحيح است، بگویيد تا بدانم عایشه در سهم كداميك از شما قرار خواهد گرفت؟
در اينجا همه مجاب شده و از سر خجلت گفتند: اى اميرالمومنين! شما راست گفتيد و ما خطا كرديم و تو عالمى و ما جاهليم و از درگاه خداوند طلب مغفرت مى كنيم! و همه فرياد زدند: «حق با شما است اى امير مومنان! خدا تو را به رشاد و سداد برساند!»
در اينجا عباد برخاسته و گفت: اى مردم، به خدا اگر از آن حضرت پيروى نموده و اطاعت امر او كنيد شما را به قدر سر مویى از راه و جاده پيامبرتان گمراه نخواهد ساخت و چرا چنين نباشد كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) علم ايام زندگى و آجال مردم و احكام قضا و داورى و قوه تشخيص و تميز ميان حق و باطل را به او عطا فرموده است؛ همانند هارون نسبت به موسى (عليهما السلام).
و اينكه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) به او فرموده: «تو در نزد من همچون هارون در نزد موسى مى باشى جز آنكه پس از من پيامبرى نباشد»، اين فضلى است كه خداوند، وى را بدان مخصوص داشته و پيامبر وى را بدان گرامى داشته و او را بر ديگران برترى داده است.
سپس اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: خدا شما را رحمت كند! شما بايد به وظایف خود آشنا باشيد و يكى از آن وظایف اين است كه از گفتار فردى كه دانا و آگاه و خيرخواه است اطاعت نموده و فرد بى اطلاع را جز اطاعت و تسليم هيچ وظيفه اى نيست. و اگر حرف مرا گوش كرده و از آن اطاعت كنيد مطمئن باشيد كه من به خواست خداوند شما را به راه حقيقت رسانده و از مراحل تيره و تار زندگى نجات خواهم داد، هر چند كه در طى اين راه سختى و ناگواري هاى بسيار ببينم.
و اين را بدانيد كه اين سراى چند روزه از خوشى و شيرينى دور است و لذت هاى ظاهرى آن آلوده به زحمت و گرفتارى و فشار بوده و آنان كه فريب ظاهر و زينت هاى دنيا را مى خورند، در حقيقت محروم و مغبون شده و در آخر ندامت و پشيمانى سودى به حال ايشان نخواهد داشت.
سپس اين را بدانيد چنان كه گروهى از بنى اسرائيل از نوشيدن آب نهرى ممنوع شدند و جز گروه اندكى همگى بر خلاف دستور و نهى آن پيغمبر رفتار نمودند، شما -خدا رحمتتان کند- از آن گروهى هستيد كه از اوامر و دستورات پيغمبرشان اطاعت نموده و از تكاليف او سرپيچى نكردند.
و اما عایشه در اين جريان راه خطا پویيده و از راى زنانه پيروى نمود، ولى او همچون گذشته نزد ما همان حرمت نخست (ام المومنين) را دارد و رسيدگى امور تنها به دست خداوند است، هر كه را خواهد ببخشد و آن را كه بخواهد عذاب مى كند.
منبع
ابو منصور طبرسى؛ ترجمه از بهزاد جعفرى؛ الاحتجاج؛ ترجمه جعفرى؛ انتشارات اسلاميه؛ تهران؛ اول؛ 1381 ش