احتجاج امام علی (ع) بر پنج تن از اهل شورای شش نفره

احتجاج امام علی (ع) بر پنج تن از اهل شورای شش نفره

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

شورای شش نفره، شورایی شامل گروهی است از صحابه که عمر بن خطاب پیش از مرگش (سال ۲۳ق/۶۴۴م)، برای انتخاب خلیفه بعدی تعیین کرد. وی اعضای شورا را ملزم کرد که در این انتخاب حضور یابند و در صورت مخالفت با نتیجه شورا، کشته شوند. نتیجه این شورا انتخاب عثمان بن عفان به عنوان سومین خلیفه مسلمانان بود. امام علی (ع) با توجه به جهت گیری اعضای انتخاب شده و کثرت مخالفانش در ترکیب شورا، پیش‌بینی کرده بود که شورا منجر به انتخاب عثمان خواهد شد.

عمرو بن شمر از جابر بن يزيد جعفى و او از امام باقر (ع) نقل نموده كه فرمود:

هنگامى كه زمان وفات عمر بن خطاب فرا رسيد و امر خلافت را به شورى مقرر نمود به دنبال شش نفر كه على بن ابى طالب (ع) و عثمان بن عفان و زبير بن عوام و طلحة بن عبيد الله و عبد الرّحمن بن عوف و سعد بن ابى وقاص بودند فرستاد و دستور داد كه آنان در اطاقى نشسته و در پيرامون خلافت با هم مشاوره كرده، و از ميان خودشان يكى را كه سزاوارتر و اولی ‏تر می ‏بينند انتخاب نمايند، و از آن مكان بيرون نروند تا با يكى بيعت كنند، و هر گاه يك يا دو نفر در طرف اقليت واقع شده و از موافقت اكثريت و بيعت آن كسى كه از طرف اكثريت انتخاب مى‏ شود امتناع نمايند: كشته شوند. و در نهايت مجلس به نفع عثمان تمام شد.

پس هنگامى كه امام علی (ع) تلاش جمع را در بيعت عثمان ديد، براى اتمام حجت و روشن شدن حقيقت در میان شورای شش نفره برخاسته و فرمود:

گفتار مرا بشنويد و چنانچه آن حقّ و درست بود بپذيريد و اگر باطل و نادرست بود آن را انكار كنيد، سپس فرمود: شما را به خدا سوگند! همان خدايى كه بر صدق و كذب شما واقف است آيا در ميان شما جز من كسى هست كه بر دو قبله نماز گزارده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه دو بار بيعت كرده باشد، يكى بيعت فتح، و ديگرى بيعت رضوان؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه برادرش مزين به دو بال در بهشت باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه عمويش سيد الشهداء باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه همسرش بانوى زنان عالميان باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه دو فرزندش دو فرزند رسول خدا (ص) بوده و آن دو آقاى جوانان بهشتى باشند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه ناسخ را از منسوخ قرآن تشخيص دهد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه خداوند رجس و ناپاكى را از او دور ساخته و او را پاك مطهّر گردانيده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه جبرئيل را در مثال دحية الكلبىّ ديده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه در حال ركوع زكات داده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) روى چشمانش را مسح نموده و در روز خيبر رايت اهل اسلام را به او داده باشد و پس از آن ديگر هيچ گرمى و سردى را نبيند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) او را در غدير خم به اذن خداوند با دست مبارك خود بلند كرده و بفرمايد: «هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست، خداوندا با دوست او دوست و با دشمن او دشمن باش»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه برادر رسول خدا (ص) در حضر و رفيق او در سفر باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه در غزوه خندق با عمرو بن عبد ودّ نبرد كرده و او را بقتل برساند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) در باره ‏اش فرموده باشد: «تو در نزد من همچون هارون در نزد موسى می ‏باشى جز آنكه پس از من پيامبرى نباشد»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه خداوند او را در ده آيه از قرآن؛ مؤمن خوانده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه از رسول خدا (ص) مشتى خاك گرفته و آن را بر روى كفّار انداخته و آنان تار و مار شوند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه فرشتگان در روز جنگ احد با او ايستادگى نموده تا همه كفّار فرار كردند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه دين رسول خدا (ص) را ادا كرده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه بهشت مشتاق ديدار او باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه هنگام وفات رسول خدا (ص) حضور داشته باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) را غسل داده و دفن و كفن كرده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) طلاق همسرانش را بدست او سپرده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) او را بر دوش مبارك خود سوار نموده كه به بالاى بام بيت اللَّه الحرام براى شكستن بتها رفته باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه در كارزار بدر منادى حضرت حقّ بنام او ندا كرده باشد كه‏ «لا سيف إلّا ذو الفقار و لا فتى إلّا علي»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه همراه رسول خدا (ص) مرغ بريان‏ شده ‏اى كه به هديّه براى آن حضرت آورده بودند تناول كند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد كه: «تو صاحب علم و رايت من در دنيا و آخرتى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه براى نجواى رسول خدا (ص) صدقه ‏اى را پيش فرستاده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه نعلين رسول خدا (ص) را دوخته باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد: «من برادر تو و تو برادر من هستى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد: «تو محبوبترين خلق و راستگوترين ايشان به من هستى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه صد دلو آب را در برابر صد دانه خرما بكشد و آن را به رسول خدا (ص) بخوراند و خود گرسنه باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل همراه با سه هزار فرشته ديگر در كارزار بدر بر او سلام كرده باشند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه چشمان رسول خدا (ص) را [هنگام وفات‏] بر هم نهاده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا قبل از من كسى در ميان شما هست كه خداوند را به يگانگى شناخته باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه پيش از همه بر رسول خدا (ص) وارد شده و آخر همه از نزد او خارج شود؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه پس از قدم زدن با رسول خدا (ص) و گذر بر باغى بگويد: چه باغ زيبايى! و آن حضرت به او بفرمايد:

«و باغ تو در بهشت زيباتر از اين است» و اين سخن پس از گذر از سه باغ از جانب آن رسول گرامى تكرار شود؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو گفته باشد: «تو نخستين فردى هستى كه به من ايمان آورده و تصديقم نمودى، و تو نخستين فردى هستى كه به روز قيامت بر حوض بر من وارد خواهى شد»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه دست او و همسر و دو پسرش را گرفته باشد و براى مباهله با مسيحيان اهل نجران همراه خود ببرد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) در باره او به انس گفته باشد: «اوّلين فردى كه از اين در بر شما وارد شود، همو أمير المؤمنين و آقاى مسلمين، و بهترين اوصياء و افضل مردم است» و انس بگويد: خدايا آن فرد را مردى از انصار قرار بده، و من وارد شوم و رسول خدا (ص) بفرمايد: «اى انس تو اوّلين مردى نيستى كه قوم و خويش خود را دوست دارد»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه آيه: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا- إلخ در باره او نازل شده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه خداوند آيه: إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً تا آخر را در باره او و فرزندانش نازل كرده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه خداوند آيه: أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ‏ را در باره او نازل كرده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول گرامى اسلام (ص) او را هزار كلمه تعليم كرده باشد، كه هر كلمه از آنها مفتاح‏ و كليد هزار كلمه ديگر باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) در روز طائف با او نجوى و تكلم نموده باشد و أبو بكر و عمر به آن حضرت عرض كنند: اى پيامبر! شما تنها با علىّ تكلّم كردى نه با ما، و پيامبر به آن دو بفرمايد: «من از خود با او نجوى نكردم بلكه به امر حضرت حقّ اين كار را كردم»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) را از مهراس سيراب ساخته باشد؟ گفتند: نه.

مترجم گويد: در كتاب نهايه ابن اثير گويد: «در روز احد رسول اكرم (ص) تشنه شد، و علىّ از آب مهراس براى او آورد، و آن حضرت از آن نوشيده و صورت خون‏ آلود خود را با آن شستشو داد» و مهراس صخره گودى است كه آب زيادى را در خود جاى می ‏دهد، و نيز گفته: مهراس در اين حديث نام آبى در احد می ‏باشد.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد: «تو از همه مردم در روز قيامت به من نزديكترى، و به واسطه شفاعت تو به تعداد افراد قبيله ربيعه و مضر وارد به بهشت گردند»؟ گفتند: نه.

مترجم گويد: عرب را رسم بر اين بوده كه جماعت و تعداد بسيار زياد را با تشبيه به قبيله ربيع و مضر كه از قبائل پر جمعيت بوده ذكر می ‏كرده است.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد: «اى على! هر گاه من لباس جديد پوشم تو نيز ملبّس به لباس جديد گردى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) در باره او فرموده باشد: «تو و پيروانت در روز قيامت رستگار و فائز خواهيد بود»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) درباره ‏اش فرموده باشد: «دروغ می ‏گويد كسى كه پندارد مرا دوست دارد در حالى كه على را دوست نمی ‏دارد»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد: «هر كس اين چند تار موى مرا دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كه مرا دوست بدارد در اصل خدا را دوست داشته است» و از آن حضرت پرسيده شد: اى رسول خدا! منظور شما از آن چند دانه تار مو كيست؟ فرمود: «على و حسن و حسين و فاطمه»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد: «تو بهترين آفريده پس از پيامبران می ‏باشى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد: «تو فاروقى، كه ميان حق و باطل را جدا می كنى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او فرموده باشد: «تو از لحاظ كردار و عمل در روز قيامت از همه خلائق پس از انبياء برتر و افضل می ‏باشى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) كساء و شمد خود را بر او و همسر و دو فرزندش كشيده و فرموده باشد: «خدايا من و اهل بيتم را به سوى بهشت خود فرا خوان نه به آتش»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه براى رسول خدا (ص) در غار؛ آذوقه فرستاده و از اخبار باخبرش ساخته باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص)‏ بدو فرموده باشد: «هيچ سرّ و رازى از تو پوشيده نيست»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو برادر و وزير و مصاحب من در اهل منى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو اقدم امّت در اسلام و افضل آنان در علم و از همه حليم و بردبارترى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه پهلوان يهودى مرحب را در روز خيبر با نبرد تن به تن از پاى در آورده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) اسلام را بدو عرضه دارد و او تا كسب تكليف از والدين خود مهلت طلبد و پيامبر بدو فرمايد: آن بصورت امانت نزد تو باشد، و من بگويم: چنانچه آن امانت است پس من اسلام آوردم؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه درب خيبر را يك صد ذرع حمل نموده و پس از فتح قلاع خيبر چهل نفر هم نتوانند آن را بدوش كشند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه آيه: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً در شأن او نازل شده و من بودم كه صدقه را تقديم نمودم؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) درباره ‏اش فرموده باشد: «هر كه على را سب و دشنام گويد مرا سب گفته، و هر كه مرا سب و دشنام دهد چنان است كه خداوند را سب نمايد»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «جايگاه و منزل تو در بهشت روبروى جايگاه من است»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «هر كه با تو بجنگد با خدا جنگيده، و هر كه با تو دشمنى كند چنان است كه به خداوند دشمنى ورزيده»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه هنگام هجرت پيامبر به مدينه در جاى خواب آن حضرت خسبيده و جان خود را در برابر هجوم مشركين براى قتل آن جناب فدا كند؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو برترين فرد براى امّت پس از من هستى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو بروز قيامت در قسمت راست عرش بوده و خداوند دو لباس به تو خواهد پوشاند؛ يكى سبز و ديگرى سرخ»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه هفت سال و چند ماه پيش از همه مردم نماز گزارده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «من به روز قيامت دست به دامن خداوند خواهم بود و آن نور است، و تو دست بدامن من خواهى بود و اهل بيت من دست به دامن تو خواهند بود»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو مانند خود منى، و دوستى تو دوستى من و دشمنى با تو دشمنى با من است»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «ولايت من همچون ولايت تو است، اين عهدى است كه خداوند با من گذارده و مرا مأمور به ابلاغ آن فرموده است»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) در باره او فرموده باشد: «بار خدايا او را براى من يار و پشتوانه و ياور ساز»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «مال و ثروت رهبر ستمكاران و تو پيشواى اهل ايمانى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) در باره او فرموده باشد: «حتما بسوى شما فردى را مى‏ فرستم كه خداوند قلب او را به ايمان آزموده است»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو انارى خورانده و فرموده باشد: «اين از انارهاى بهشت است كه جز پيامبر يا وصىّ پيامبر هيچ كس حقّ خوردن آن را ندارد»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «هر چه از خدا درخواست نمودم عطا فرمود، و هر چه دعا كردم مانند همان را براى تو نيز مسألت نمودم»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو از همه به دستورات الهى فرمانبرترى، و به عهود پروردگار وفادار- ترى، و در احكام قضا از همه عالمترى، و در تقسيم به مساوات از همه برترى، و از همه در نزد خداوند لايقترى»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «فضل و برترى تو بر اين امّت در مثال همچون فضيلت خورشيد بر ماه بوده، و همچون فضيلت ماه بر ستارگان است»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «اى علىّ، خداوند دوستدار تو را به بهشت‏ رهنمون و دشمن تو را به جهنم مى‏ فرستد»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «مردمان از درختان گوناگونند و من و تو از يك درخت واحديم»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «من آقاى بنى آدم مى‏ باشم و تو آقاى عرب هستى و هيچ فخرى نيست»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه خداوند موجبات رضايت خود را از او در دو آيه از قرآن بيان داشته باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «موعد تو موعد من است و موعد شيعيان تو حوض است، در هنگامى كه ميزان بر پا شده و همه مردم در خوف و هراسند»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) درباره ‏اش فرموده باشد: «خداوندا من او را دوست دارم تو نيز او را دوست بدار، خداوندا من او را به تو مى‏سپارم»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو حجّت مردمانى، پس ايشان را به اقامه نماز، و پرداخت زكات، و امر به معروف و نهى از منكر و برپائى حدود و تقسيم به مساوات راهنمايى و ارشاد نما»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) دست او را در روز غدير خمّ بالا گرفته تا آنجا كه مردم زير بغلش را ببينند و فرموده باشد: «بدانيد كه اين پسر عموى من و وزير من است پس او را يارى نموده و همفكرى كنيد و او را تصديق نمائيد زيرا همو است كه پس از من سرپرست شما است»؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه آيه: وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[1] در شأن او نازل شده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه فرشته وحى؛ جبرئيل يكى از ميهمانان او باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) به او حنوطى از حنوط بهشت عطا نموده و بفرمايد: آن را سه قسمت كن، قسمتى را براى تحنيط من و قسمتى را براى دخترم فاطمه و باقى را براى خودت بردار؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه هر گاه خدمت پيامبر شرفياب مى‏شد آن حضرت به او تحيت می ‏كرد و به نزديك خود جاى داده و مرحبا مى ‏فرمود، و اظهار بشاشت و شكفتگى در روى او مى ‏نمود؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «من به روز قيامت به تو مباحات می كنم وقتى كه انبياء به اوصياى خود مباحات می كنند»؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) او را با سوره برائت به اذن خداوند به سوى مشركين اهل مكّه فرستاده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «هر آينه من به تو رحم می كنم از حقد و كينه‏اى كه در سينه اين جماعت عليه تو پنهان است، و آن را تا پيش از مرگ من ظاهر نكنند، و پس از من مخالفت خود را با تو ظاهر سازند»؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «اميدوارم خدا امانت تو را ادا فرمايد، اميدوارم خداوند ذمّه تو را پرداخت فرمايد»؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو قسمت‏كننده آتش هستى، كسى را كه پاك و پرهيزكار است از آتش بيرون آورده و مخالفين و كفّار را در آتش رها می كنى»؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه قلعه خيبر را فتح نموده و دختر مرحب يهودى را به اسارت تحويل رسول خدا (ص) داده باشد؟ گفتند: نه.

فرمود: آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا (ص) بدو فرموده باشد: «تو و شيعيانت بر سر حوض بر من وارد شويد، در حالى كه سيراب و خوشحال و سفيد روى باشيد، و دشمنان تو در حالى بنزد من آيند كه تشنه و سوخته و سياه روى باشند»؟ گفتند: نه.

سپس أمير المومنين (ع) روى به اهل این شورای شش نفره كرده و فرمود: در صورتى كه همه آنچه گفتم مورد تصديق شما بوده و بدان اقرار داريد و از فرمايش پيامبرتان بر شما آشكار گرديد، پس رعايت تقواى خداوند واحد بى‏شريك را نموده، و از سخط و غضب و معصيت خداوند بپرهيزيد، و از وصايا و عهود رسول خدا (ص) تخلّف نكرده، و حقوق الهى را رعايت نموده، و حقّ را به اهل آن واگذاشته و از روش پيامبرتان پيروى نمائيد، زيرا اگر مخالفت كنيد در اصل به خدا عصيان ورزيده ‏ايد، پس خلافت را به كسى كه سزاوارتر است واگذاريد.

امام صادق (ع) فرمود: آن جماعت پس از فكر و مشاورت با خود گفتند: ما به فضل او پى برديم، و دانستيم كه او از همه به خلافت شايسته ‏تر است، ولى او مردى است كه هيچ كس را بر ديگرى تفضيل ندهد، و اگر او را خليفه كنيد شما و ديگر مردم را به يك نگاه می نگرد، ولى بهتر است خلافت را به عثمان دهيد زيرا او همان است كه شما بدان ميل داريد. پس امر خلافت را بدو واگذار نمودند!!.[2]

پی نوشت ها

[1] ( 1) حشر: 9.

[2] . الاحتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 300

بدون دیدگاه