آیه صادقین و نقش امامان معصوم (ع) در هدایت و رهبری جامعه اسلامی

آیه صادقین و نقش امامان معصوم (ع) در هدایت و رهبری جامعه اسلامی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

آیه صادقین در تفاسیر اسلامی، به موضوع امامان معصوم (علیهم السلام) اشاره شده‌ است. امامان معصوم (علیهم السلام) به عنوان پیشوایان و رهبران دینی و معنوی جامعه اسلامی، نقش اساسی در هدایت و رهبری جامعه دارند. آنها به دلیل عصمت و دوری از خطا و گناه، الگوهای کاملی برای پیروان خود هستند و راهنمایی‌ های آنان در تمامی زمینه‌ های زندگی از اهمیت ویژه‌ ای برخوردار است.

آیه صادقین به آیه ۱۱۹ سوره توبه اشاره دارد که می‌ فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌ اید! از خدا بپرهیزید و با صادقان باشید».

۱. ارتباط آیه صادقین با امامت امامان معصوم (ع)

در نگرش ابتدايى به نظر مى آيد منظور از جمله «كونوا مع الصّادقين» امر به بودن با راستگويان باشد.

اكنون بايد توجه داشت كه اولا آنچه لازم است راستگويى و پرهيز از دروغگويى است، اما بودن با راستگويان يكى از واجبات شرع نيست؛ در حالى كه بودن با صادقان در آیه صادقین مورد امر قرار گرفته است و امر براى وجوب است و وقوع جمله «كونوا مع الصادقين» در سياق «اتقوا الله» كه امر به تقواى الهى بوده و بى ترديد براى وجوب است، وجوب را بيشتر تأكيد مى كند.

با توجه به گستره مفهوم صدق – كه در انحصار مقوله سخن و كلام نيست و قلمرو آن انديشه، اخلاق، كردار و رفتار را فرا مى گيرد – و با توجه به اينكه بودن با صادقين در آیه صادقین واجب شمرده شده است؛ به اين نتيجه مى رسيم كه منظور از بودن با صادقین در آیه صادقین همراهى و معيت جسمانى نيست، بلكه همراهى در هر چيزى است كه راستى و درستى در آن مطرح است.

و منظور از صادقين در آیه صادقین كسانى هستند كه صدق مطلق را دارا باشند نه مطلق صدق را، و صادق به قول مطلق كسى است كه از هر جهت راست و درست باشد و در انديشه و گفتار و كردار و اخلاقش كوچكترين كژى و انحراف وجود نداشته باشد. چنين كسى جز معصوم نخواهد بود، و بودن با چنين انسانى به معناى همراهى و همگامى با انديشه و كردار و اخلاق او و پيروى از وى خواهد بود.

از آنجا كه اجماع مسلمانان بر اين است كه جز چهارده معصوم كسى داراى مقام عصمت و صادق به قول مطلق نيست، لذا منظور از صادقین، در آیه صادقین، پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) خواهند بود.

۲. بررسى سخنان دانشمندان و مفسران

در اين زمينه سخن دو تن از علماى بزرگ را يادآور مى شويم:

الف) سخن علامه بهبهانى

سخن نخست از آن يكى از علماى شيعه اماميه، مرجع بزرگ و متفكر ارزشمند مرحوم علامه محقق سيد على بهبهانى است. ايشان در كتاب «مصباح الهداية» در تبيين آيه صادقین چنين مى فرمايد:

«و قد استفاضت الروايات من طريقنا و طريق العامة أنّ الصادقين هم أهل بيت النبيّ المطهّرون.» و قد ذكر في غاية المرام عشرة أخبار من طريقنا و سبعة أخبار من طريق العامة …[1]

روايات مستفيض از شيعه و اهل سنت وارد شده است كه «صادقين» در آیه صادقین اهل بيت پيامبر (ص) هستند. مرحوم بحرانى در كتاب «غاية المرام» ده حديث از طرق شيعه و هفت حديث از طرق اهل سنت آورده است».

دليل اينكه مقصود از «صادقين» در آیه صادقین – چنان كه در احاديث فريقين آمده – امامان معصوم (ع) است، اين است كه اگر مراد از «صدق» (راستى) كه در عنوان «صادقين» مأخوذ است، مطلق راستى بود كه شامل هر مرتبه اى از آن مى شد و «صادقين» هر كسى را كه متصف به صدق در هر مرتبه اى باشد شامل مى شد، مى بايست در آیه صادقین: «و كونوا من الصّادقين» تعبير مى شد و معناى آن اين بود كه بر هر مسلمانى لازم است از راستگويان باشد و از دروغ اجتناب ورزد.

اينكه «مع الصّادقين» تعبير شده است دلالت دارد كه منظور از «صدق» مرتبه خاص و ويژه اى است و مقصود از «صادقين» گروهى مخصوص و ممتاز (ومعناى بودن با «صادقين» اتباع و پيروى از آنان) است.

مرتبه كامل صدق همان عصمت و طهارت است كه با وجود آن راستى و درستى در گفتار و كردار به طور كامل تحقق پيدا مى كند.[2]

(شاهد قطعى بر اين مطلب اين كه) اگر منظور از «صادقين» غير از امامان معصوم (ع) بود با فرض اين كه در ميان امت به نص آيه تطهير و اتفاق همه مسلمانان معصوم وجود دارد، لازمه اش آن بود كه بر تمام انسان ها حتى امامان معصوم (ع) لازم باشد كه از غير معصوم پيروى كنند، و اين عقلا قبيح است. اين مرتبه (عصمت و طهارت) جز در خاندان پيامبر (ص) وجود نخواهد داشت.

شاهد ديگر اينكه خداوند تمام مؤمنان را در اول آيه به تقوى و پرهيز از گناهان امر كرده و آنگاه آنان را به بودن با «صادقين» فرمان داده است، و بودن با آنان چيزى جز قرار گرفتن در قيد اطاعت آنان و پرهيز از مخالفت با آنان نيست، و امامت چيزى جز واجب بودن طاعت امام بر مأموم نمى باشد.

بلكه اگر بخواهيم از امامت و ائتمام تعبير دقيقى ارائه كنيم، بهترين تعبير اين است كه بودن با امام و متابعت وى و جدا نشدن از او را مطرح سازيم.

ب) سخن فخر رازى

سخن ديگر از مفسر معروف اهل سنت، فخر رازى است. وى در تفسير آيه كريمه «صادقین» مى گويد:

خداى تعالى مؤمنان را به بودن با صادقين امر كرده است. لازمه اين مطلب اين است كه در هر زمان «صادقين» وجود داشته باشند و اين مانع از اين است كه تمام امت بر باطل اجتماع كنند. بنابراين اگر همه امت بر چيزى اتفاق كنند اتفاق آنان بر حق است و اين دليل است كه اجماع امت حجت است.

اگر گفته شود: چرا منظور از بودن با صادقين، بودن بر روش صادقين نباشد، چنان كه اگر پدرى به فرزندش گويد: «با صالحان باش» يعنى شيوه صالحان را دنبال كن، (و اين دلالت نمى كند كه لازم است در هر زمانى صادقى وجود داشته باشد).

پاسخ اين است: اين خلاف ظاهر است، زيرا ظاهر جمله «و كونوا مع الصادقين» اين است كه وجود صادقين مفروض گرفته شده و به بودن با آنان امر شده است.

و نيز اگر گفته شود: اين جمله فقط در زمان رسول الله (ص) موضوع داشته، زيرا صادق در آن زمان تنها آن حضرت بوده است، و دلالت نمى كند كه در هر زمانى بايد صادقين تحقق داشته باشند.

پاسخ اين است: اين خطاب مانند ديگر خطابات قرآن كه تا قيامت متوجه همه مكلفين است متوجه به مكلفين در هر زمانى است و خطاب ويژه زمان رسول الله (ص) نيست، به دليل اينكه استثناء صحيح است (و صحت استثناء همواره دليل وجود عموم در مستثنى منه است).

علاوه بر اينكه خداوند در مرحله نخست مؤمنان را به تقوى امر فرموده است، و اين تمام كسانى را كه ممكن است متقى نباشند، امر به تقوى مى كند و مخاطب به اين خطاب كسانى هستند كه جائز الخطا هستند، و آيه دلالت دارد كه افراد جائز الخطا بايد همواره با كسى باشند كه معصوم از خطاست تا آن معصوم از خطا آنان را از اشتباه جلوگيرى كند و اين مسأله در هر زمان تحقق دارد. پس آيه همه زمان ها را فرا مى گيرد و ويژه زمان پيامبر (ص) نيست.[3]

تا اين جا به وضوح از سخنان فخر رازى استفاده شد كه منظور از صادقین را افراد معصوم از خطا مى داند، و اين افراد در هر زمانى وجود دارند و اين مطلب صحيح و بى اشكال است.

ولى فخر رازى مى گويد:

صادقین معصوم مجموع امت هستند و نمى توانند افراد خاص و مشخصى از امت باشند، زيرا در اين صورت بر هر كسى لازم است كه آن افراد مشخص را بشناسد تا بتواند با آنان باشد، در حالى كه اين شناخت و آگاهى ميسور نيست و ما افراد خاصى را نمى شناسيم كه از خطا و اشتباه معصوم باشند. با اين وصف اين معصوم، مجموع امت خواهد بود و نتيجه آن حجيت اجماع امت است.

پاسخ سخن فخر رازى

در اين سخن فخر رازى دو نكته برجستگى خاصى دارد.

نكته نخست: اين صادقین معصوم نمى توانند افراد مشخصى باشند زيرا ما علم و آگاهى به آنان نداريم.

اين سخن اشكالش روشن است، زيرا اين آگاهى به مراجعه ادلّه عصمت امامان شيعه براى هر كسى ميسّر است، احاديثى كه اين معصومان در آنها به صراحت نام برده شده اند، بيش از حد تواتر است. اين احاديث در برخى منابع اهل سنت و منابع بسيارى از شيعه اماميه ذكر شده است.

نكته دوّم: «صادقین معصوم جميع امت هستند». اين سخن نيز اشكالات بسيارى دارد:

۱. قول به عصمت غير از چهارده معصوم بر خلاف اجماع قطعى همه مسلمانان است.

۲. ظاهر از عنوان صادقين در آیه صادقین كه عنوانى عام است، استغراقى و شمولى است نه مجموعى. توضيح اينكه طبق آنچه فخر رازى مى گويد عصمت از آنِ مجموع امت است نه جميع آنها، و «مجموع» عنوانى است اعتبارى، كه قيد وحدت افراد را به هم پيوند مى دهد، و اصل در عنوان عام «استغراقى بودن» است، زيرا عام مجموعى مجاز است و نياز به قرينه دارد در حالى كه مقتضاى اصالة الحقيقة اين است كه عام بر معناى حقيقى آن كه استغراقى بودن است حمل شود.

۳. عصمت عنوانى است واقعى و موضوع واقعى را مى طلبد، و عام مجموعى موضوعى است، اعتبارى و محال است، موجود واقعى به موضوع اعتبارى تقوّم پيدا كند.

۴. سخن فخر رازى بر خلاف قرينه مقابله ميان «صادقين» با «يا أيّها الّذين آمنوا» است، و مقابله بين اين دو عنوان ايجاب مى كند كه مؤمنان مخاطب كسانى باشند و صادقین كه مقابل آنها قرار گرفته اند كسان ديگرى باشند.

۵. اينكه صادقین عام مجموعى باشد، مناقض با سخن خود فخر رازى است، زيرا وى در توجيه اينكه صادقين در انحصار پيامبر (ص) نيست، گفت:

«آیه صادقین در بيان اين جهت است كه در همه زمان ها مؤمنانى يافت مى شوند كه جائز الخطا باشند و صادقینى هم يافت مى شوند كه معصوم از خطا باشند و اين مؤمنان همواره بايد با آن صادقین باشند كه معصومند».

با اين وصف مؤمنان مخاطب را جائز الخطا و صادقین را معصوم از خطا فرض كرده است.

۳. احاديث شيعه و اهل سنت پيرامون آیه صادقین

حاكم حسكانى[4] در تفسير شواهد التنزيل[5] احاديثى آورده است كه «صادقين» در آیه صادقین پيامبر (ص) و على (ع) و يا خاندان گرامى پيامبر (ص) هستند. از آن احاديث يک حديث را يادآور مى شويم:

«حدثنا يعقوب بن سفيان البسوى قال: «حدثنا ابن قعنب، عن مالك بن أنس، عن نافع، عن عبدالله بن عمر فى قوله تعالى: «اتقوا الله» قال: «أمر الله اصحاب محمد (ص) بأجمعهم أن يخافوا الله»، ثمّ قال لهم: «و كونوا مع الصادقين» يعني محمداً و اهل بيته.»[6]

ترجمه: يعقوب بن سفيان بسوى از ابن قعنب از مالک بن انس از نافع از عبدالله بن عمر روايت كرده است در قول خداى تعالى: «اتقوا الله» گفت: «خداوند تمامى اصحاب پيامبر (ص) را فرمان داد كه از خدا بترسيد. سپس به آنان گفت: با صادقین يعنى با پيامبر (ص) و اهل بيت گرامى وى (ع) باشيد.

همين حديث را محدث و عالم بزرگ شيعه ابن شهر آشوب[7] از تفسير يعقوب بن سفيان از مالک بن انس از نافع از ابن عمر روايت كرده است.

كلينى محدث بزرگ شيعه در اصول كافى در اين زمينه چنين روايت كرده است: «عن ابن اُذينه، عن بريد بن معاوية العجلي قال: سألت أباجعفر (ع) عن قول الله عزّوجلّ: «اتقوا الله و كونوا مع الصادقين» قال: إيّانا عنى».[8]

از ابن اذينه از بريد بن معاويه عجلى روايت شده است كه گفت: از امام باقر (ع) درباره قول خداى عز و جل: «اتقوا الله و كونوا مع الصادقين» پرسيدم، حضرت فرمود: «خداوند فقط ما (اهل بيت پيامبر (ص) را قصد كرده است.

جوينى محدث بزرگ اهل سنّت در حديثى چنين روايت كرده است:

«سپس على (ع) فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد هنگامى كه آيه «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين» نازل شد»، سلمان گفت: «يا رسول الله، آيا آیه صادقین داراى عموميت است؟ همه مؤمنان را شامل مى شود يا ويژه برخى است؟» پيامبر (ص) فرمود: «كسانى كه اين مأموريت را يافتند عامه مؤمنين بودند، ولى صادقين مخصوص برادرم على (ع) و اوصياى ديگر من پس از وى تا روز قيامت است». گفتند: «بار خدايا، آرى».[9]

البته در برخى كتب حديثى و تفسيرى اهل سنت احاديث ديگرى وارد شده است كه در آنها «صادقين» به ابى بكر و عمر يا پيامبر (ص) و اصحاب وى تفسير شده است، كه از نظر سند قابل اعتماد نيست. برخى از آنها را يادآور مى شويم:

۱. ابن عساكر از ضحاک روايت كرده است: «يا أيّها الّذين آمنوا اتّقوا الله و كونوا مع الصادقين» قال: مع ابى بكر و عمر و اصحابهما».[10]  كه در آيه كريمه «صادقين» را ابوبكر و عمر و اصحاب آنان دانسته است.

۲. طبرى حديث ديگرى از سعيد بن جبير روايت كرده است كه صادقين ابوبكر و عمر هستند.[11]

پاسخ به اين احاديث

در سند حديث اول جويبر بن سعيد ازدى است كه ابن حجر در تهذيب التهذيب[12] از افراد بسيارى از ائمه رجال مانند ابن معين و ابى داود و ابن عدى و نسائى تضعيف وى را نقل كرده است، و طبرى[13] همين حديث را از ضحاک نقل كرده كه جويبر نيز در سند آن است.

در سند حديث دوم اسحاق بن بشر كاهلى است كه ذهبى در ميزان الاعتدال[14] به روايت ابن ابى شيبه و موسى بن هارون و ابوزرعه و دارقطنى وى را دروغگو و واضع حديث دانسته است.

ثانياً: پس از اينكه از خود آيه و شواهد آن دانستيم كه «صادقين» در آيه معصومانى هستند كه به بودن با آنان امر شده است، مى دانيم كسانى كه به اتفاق همه مسلمانان معصوم نباشند از اين آيه خارج هستند.

۴. نقش امامان معصوم (ع) در هدایت و رهبری جامعه اسلامی

با توجه به مصداق آیه صادقین که اهل بیت پیامبر (ع) هستند، نقش امامان معصوم (ع) در رهبری جامعه مسلمین شامل موارد زیر می‌ شود:

۱. تفسیر صحیح قرآن و سنت پیامبر (ص): امامان معصوم به عنوان مرجع علمی و دینی، تفسیر صحیح آیات قرآن و سنت پیامبر را ارائه می‌ دهند و از هرگونه تحریف و انحراف جلوگیری می‌ کنند.

۲. پاسخ گویی به مسائل دینی و شرعی: آنها در حل و فصل مسائل فقهی و شرعی به مسلمانان کمک می‌ کنند و احکام الهی را به نحو احسن توضیح می‌ دهند.

۳. ارائه الگوی عملی: زندگی امامان معصوم (ع) الگوی عملی برای مسلمانان است. رفتار، گفتار و سیره آنها نمونه‌ ای از زندگی کامل اسلامی است که پیروان می‌ توانند از آن پیروی کنند.

۴. حفاظت از اصول و ارزش‌ های اسلامی: امامان معصوم (ع) از اصول و ارزش‌ های اسلامی در برابر تهدیدات و انحرافات محافظت می‌ کنند و تلاش می‌ کنند تا جامعه اسلامی را به سوی سعادت و کمال هدایت کنند.

۵. رهبری جامعه اسلامی: در دوران حضور خود، امامان معصوم (ع) به عنوان رهبران دینی و سیاسی جامعه اسلامی عمل می‌ کنند و تلاش می‌ کنند تا عدالت، امنیت و رفاه را در جامعه برقرار کنند.

۶. مبارزه با بدعت‌ ها و انحرافات: امامان معصوم (ع) همواره در برابر بدعت‌ ها و انحرافات دینی ایستادگی کرده ‌اند و تلاش کرده‌ اند تا دین اسلام را از هرگونه تحریف و انحراف محافظت کنند. آنها با برخورد قاطعانه با بدعت‌گذاران، اصول و مبانی دین را حفظ کرده‌ اند.

۷. ایجاد وحدت و انسجام در جامعه اسلامی: امامان معصوم (ع) با ارائه آموزه‌ های وحدت‌ بخش و تاکید بر برادری و همبستگی میان مسلمانان، تلاش می‌ کنند تا اختلافات و تفرقه‌ ها را کاهش دهند و وحدت و انسجام را در جامعه اسلامی تقویت کنند.

۸. هدایت معنوی و اخلاقی: امامان معصوم (ع) به عنوان راهنمایان معنوی، نقش بسیار مهمی در تربیت اخلاقی و معنوی پیروان خود دارند. آنها با ارائه راهنمایی‌ های اخلاقی و دعوت به تقوا و پرهیزگاری، مسلمانان را به سوی رشد و تعالی معنوی هدایت می‌ کنند.

نتیجه گیری

در تفاسیر شیعه، عبارت صادقین در آیه صادقین به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) معرفی و تفسیر شده‌اند. آنچه معصوم‌ بودن «صادقین» را قوی‌ تر می کند، این است که دستور «کونوا مع الصادقین» بدون هیچ‌ گونه قید و شرطی آمده است و از مسلمانان خواسته شده که به آنها اقتدا کرده و از راهنمایی‌ های آنها بهره‌ مند شوند. این تفسیر با توجه به جایگاه والای اهل بیت (ع) در اسلام و نقش اساسی آنها در هدایت و رهبری جامعه اسلامی، منطقی و مستدل به نظر می‌ رسد. سخن فخر رازی در این که مقصود از «‌صادقین‌» افراد معصوم‌ اند، صحیح است؛ اما اینکه مصداق آن را «‌اجماع امت‌» بیان کرده، نادرست است.

پی نوشت ها

[1]. بحرانی، غاية المرام، ص ۲۴۸.

[2]. بهبهانی، مصباح الهداية، ص ۹۲- ۹۳.

[3]. فخر رازی، التفسير الكبير، ص ۲۲۰- ۲۲۱.

[4]. ذهبى رجالى بزرگ اهل سنت درباره حسكانى مى گويد: «شيخ متقن ذوعناية تامة بعلم الحديث، و كان معمَّراً عالى الإسناد؛ استادى داراى اتقان و استوارى است و توجه و عنايت كامل نسبت به علم حديث دارد. وى داراى عمرى طولانى و اسنادى عالى (در حديث) بوده است». ذهبی، تذكرة الحفاظ، ج ۳، ص۱۲۰۰.

[5]. حسکانی، شواهد التنزيل، ج ۱، ص۳۴۱.

[6]. حسکانی، شواهد التنزيل، ج ۱، ص ۳۴۵- ۳۵۷.

[7]. ذهبى در «تاريخ الاسلام» حوادث سال۵۸۱تا ۵۹۰، ص۳۰۹ تا ۳۱۰، از زبان برخى از عالمان بزرگ (ابن ابى طى) وى را ستوده و او را در زمان خويش امام و يگانه در علوم مختلف شمرده و در علم حديث وى را هم سنگ خطيب بغدادى و در رجال همانند يحيى بن معين دانسته و به صدق لهجه و گستردگى دانش و كثرت خشوع و عبادت و تهجد متصف ساخته است. ابن شهر آشوب، مناقب، ج ۳، ص ۱۱۱.

[8]. کلینی، اصول كافى، ج ۱، ص ۲۰۸.

[9]. جوینی، فرائد السمطين، ج ۱، ص۳۱۷؛ ابن بابویه، كمال الدين، ص ۲۶۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۱۴۹؛ بهبهانی، مصباح الهداية، ص ۹۱. شايسته يادآورى است كه در مدرک اخير به جاى «انشدكم الله»، «اسألكم بالله» آمده است.

[10]. ابن عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج۳۰، ص ۳۱۰.

[11]. طبری، جامع البيان، ج ۱۱، ص ۴۶.

[12]. ابن حجر عسقلانی، تهذيب التهذيب، ج ۲، ص ۱۰۶.

[13]. طبری، جامع البيان، ج ۱۱، ص ۴۶.

[14]. ذهبی، ميزان الاعتدال، ج ۱، ص ۱۸۶.

منابع

  1. قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، قم، دارالقرآن، ۱۳۷۳ش.
  2. ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ ق.
  3. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذيب التهذيب، بیروت، دار الفكر، ۱۳۲۵ق.
  4. ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، نجف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۷۶ق.
  5. ابن ‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، بیروت، دارالفکر، بی‌ تا.
  6. بحرانی، سیدهاشم، غاية المرام و حجة الخصام، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، ۱۴۲۲ق.
  7. بهبهانی، علی، مصباح الهداية في إثبات الولاية، قم، سلمان فارسى، ۱۴۲۰ق.
  8. جوینی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطين، بیروت، مؤسسة المحمودى للطباعة و النشر، ۱۴۰۰ق.
  9. حسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزیل، بیروت، مؤسسه الطبع و النشر، ۱۴۱۱ق.
  10. ذهبی، محمد بن احمد، تذكرة الحفاظ، بیروت، دارالكتب العلميه، ۱۴۲۸ق.
  11. ذهبی، محمد بن احمد، ميزان الاعتدال، بیروت، دارالفكر، ۱۴۱۶ق.
  12. طبری، محمد بن جریر، جامع البيان، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۴ق.
  13. فخررازی، محمد بن عمر، التفسير الكبير، بیروت، داراحياء التراث العربى، بی‌ تا.
  14. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
  15. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.

منبع اقتباس: کاردان، رضا، امامت و عصمت امامان (ع) در قرآن، چ۳، قم، مجمع جهانى اهل بيت (ع)، ۱۳۹۴ش، صفحات ۱۹۶ – ۲۱۵.

بدون دیدگاه