آیا حضرت موسی(ع) معصوم بود؟

۱۳۹۴-۰۲-۲۸

560 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

 شبهه

برخی شبهه می کنند که شیعه قائل به عصمت پیامبران قبل از بعثت آنان است. در حالی حضرت موسی (ع) با کشتن مرد قبطی مرتکب گناه شد و از خداوند متعال درخواست مغفرت نمود. این قصه قرآنی عقیده شیعه را زیر سوال می برد.

معرفی اجمالی حضرت موسی علیه السلام

موسی(ع) از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و رهبر بنی‌اسرائیل. داستان‌ها و معجزات حضرت موسی در قرآن بیش از هر پیامبر دیگری ذکر شده است. یکی از القاب اصلی حضرت موسی، کلیم‌الله است که در این باره گفته شده،‌ خداوند با وی مستقیم و بدون واسطه سخن می‌گفت.

موسى بن عمران بزرگ‌ترین پیامبر بنی‌اسرائیل و رهبر آن قوم بود، که آنان را از اسارت مصری‌ها آزاد کرد و به سمت سرزمین موعود حرکت داد.
حضرت موسی(ع) یکی از پنج پیامبر اولوالعزم، یعنی دارای شریعت، بود. نام موسی(ع) ۱۳۶ بار در قرآن آمده و معجزات بسیاری از او در قرآن نقل شده است. قرآن داستان‌های زندگی موسی را بیش از دیگر پیامبران یاد کرده است. او داماد حضرت شعیب بود. حضرت یوشع، وصی و جانشین موسی(ع) بود.
رسالت موسی(ع) را محدود به گروه یا مکان معینی ندانسته و آن‌را جهانی و همگانی معرفی کرده‌اند؛ البته برخی محققان براساس آیات قرآن و تورات معتقدند که دین یهود و کتاب تورات، دینى قومى است و خطاب آن به بنى‌اسرائیل (فرزندان یعقوب) است و خطابى به سایر امت‌ها ندارد.

موسی فرزند عمران از نوادگان یعقوب می‌باشد. نَسَب او تا یعقوب عبارت است از (موسی بن عمران بن یصهر بن یافث بن لاوی بن یعقوب). (او ۵۰۰ سال بعد از ابراهیم خلیل ظهور کرد.)
موسی نامی است که از دو جزء تشکیل شده یکی «مو» به معنای آب و دیگری «سی» به معنای درخت است. (در روایاتی دیگر نام مادر موسی را «یوکابد» گفته‌اند)او را موسی نام نهادند چون گهواره او در کنار درختی در داخل آب بدست آمد. نام مادرش «یوخابید»[۵] بود که در تورات نیز نامش برده شده است. موسی سه برادر داشت،‌ هارون که بزرگتر از موسی بود و بشر و بشیر که کوچکتر بودند.

منزلت حضرت موسی علیه السلام

موسى بن عمران بزرگ‌ترین پیامبر بنی‌اسرائیل و رهبر آن قوم بود، که آنان را از اسارت مصری‌ها آزاد کرد و به سمت سرزمین موعود حرکت داد. حضرت موسی(ع) یکی از پنج پیامبر اولوالعزم، یعنی دارای شریعت، بود. نام موسی(ع) ۱۳۶ بار در قرآن آمده و معجزات بسیاری از او در قرآن نقل شده است. قرآن داستان‌های زندگی موسی را بیش از دیگر پیامبران یاد کرده است. او داماد حضرت شعیب بود. حضرت یوشع، وصی و جانشین موسی(ع) بود.
رسالت موسی(ع) را محدود به گروه یا مکان معینی ندانسته و آن‌را جهانی و همگانی معرفی کرده‌اند؛ البته برخی محققان براساس آیات قرآن و تورات معتقدند که دین یهود و کتاب تورات، دینى قومى است و خطاب آن به بنى‌اسرائیل (فرزندان یعقوب) است و خطابى به سایر امت‌ها ندارد.

«وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ کَانَ مُخْلَصًا وَکَانَ رَسُولًا نَّبِیًّا…وَقَرَّبْنَاهُ نَجِیًّا؛ و در این کتاب، (سرگذشت) موسی را یاد کن، بی‌تردید او انسانی خالص‌شده و فرستاده‌‌ای [به‌عنوان] پیامبر بود… و او را در حالی که با وی راز گفتیم مقرب خود قرار دادیم.»

قرآن، موسی(ع) را رسول و نبی معرفی کرده و او را به دلیل رسالتش و گفتگو با خداوند، بر قومش برتری داده است. الواح و تورات بر حضرت موسی نازل شد. او صاحب کتاب آسمانی و شریعت بود و شریعت او در میان ادیان الهی، نزدیک‌ترین شریعت به اسلام دانسته‌ شده است.
به‌گفته محمدحسین فضل‌الله از عالمان معاصر، رسالت حضرت موسی محدود به گروه یا مکان معینی نبوده، بلکه جهانی و همگانی بوده است. با این حال برخی محققان براساس آیات قرآن و تورات معتقدند که مخاطب دین یهود و کتاب تورات، صرفا قوم بنى‌اسرائیل (فرزندان یعقوب) بوده و خطابى به سایر امت‌ها ندارد.

پاسخ

مفسران بحث هاى دامنه دارى، در مورد مشاجره مرد قبطى و بنى اسرائیلى، و کشته شدن قبطى به دست موسى کرده اند.

البته اصل این عمل، مسأله مهمى نبوده، چرا که جنایتکاران فرعونى مفسدان بى رحمى بودند، که هزاران نوزاد بنى اسرائیلى را سر بریدند، و از هیچگونه جنایت بر بنى اسرائیل، ابا نداشتند، و به این ترتیب افرادى نبودند که خونشان مخصوصاً براى بنى اسرائیل محترم باشد.

آنچه براى علماى تفسیر ایجاد مشکل کرده، تعبیراتى است که خود موسى(علیه السلام) در این ماجرا مى کند:

یک جا مى گوید: «هذا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ».

جاى دیگر مى گوید: «رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی؛ خدایا! من بر خود ستم کردم مرا ببخش».

این تعبیرات، چگونه با عصمت انبیاء، که حتى قبل از نبوت و رسالت باید داراى مقام عصمت باشند، سازگار است؟

اما با اندک توضیحى روشن مى شود که آنچه از موسى(علیه السلام)سر زد، ترک اولائى بیش نبود، او با این عملش خود را به زحمت انداخت، چرا که قتل یک قبطى، به وسیله موسى(علیه السلام)، چیزى نبود که فرعونیان، به آسانى از آن بگذرند، و مى دانیم ترک اولى، به معنى کارى است که ذاتاً حرام نیست، بلکه موجب مى شود که کار خوب ترى ترک گردد، بى آنکه عمل خلافى انجام شده باشد.

نظیر این تعبیر، در سرگذشت بعضى دیگر از انبیاء، از جمله حضرت آدم(علیه السلام)نیز آمده است که شرح آن در سوره «اعراف» آمده است.

در حدیثى که در «عیون الاخبار» از «امام على بن موسى الرضا»(علیه السلام) در تفسیر این آیات آمده، چنین مى خوانیم: «منظور از جمله «هذا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ» نزاع و جدال آن دو مرد با یکدیگر بوده که عمل شیطانى محسوب مى شده، نه عمل موسى(علیه السلام)، و منظور از جمله «رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی»، این است که من خود را در آنجا که نباید بگذارم گذاردم، من نباید وارد این شهر مى شدم، و منظور از جمله «فَاغْفِرْ لِی» این است که مرا از دشمنانت مستور دار تا بر من دست پیدا نکنند».(۱)

۱٫ تفسیر نمونه، جلد ۱۶، صفحه ۵۶٫