تجسیم خداوند در کتاب های حدیثی اهلسنت از جمله صحاح سته که عبارت اند از صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابی داود، سنن ابن ماجه، سنن ترمذی و سنن نسایی، به صراحت منعکس شده است. در اینجا به برخی از این احادیث اشاره میشود:
1. روایاتی دراین کتاب ها وجود دارد که برای خداوند مکان های مختلفی مشخص شده است و معنای آن این است که خدواند مانند موجودات مادی به مکان نیاز دارد و لازمه اش تجسیم خداوند است یعنی خداوند العیاذ بالله جسم است و به مکان نیاز دارد.
یکی از مکان های که برای خداوند در صحاح سته نقل شده آسمان است. یعنی بنابر این روایات خدواند در آسمان ساکن است. در روایتی آمده که زنی را برای اینکه مشخص شود استحقاق عتق را دارد یا نه پیش پیامبر خدا بردند. رسول خدا از او پرسید: «أَيْنَ الله؟ قالت في السَّمَاءِ قال من أنا؟ قالت أنت رسول اللَّهِ قال أَعْتِقْهَا فَإِنَّهَا مُؤْمِنَةٌ»؛[1] خدا کجاست؟ زن گفت در آسمان. پیامبر پرسید من کیستم؟ زن جواب داد تو پیامبر خدا هستی. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با تأیید سخن زن آسمان را مکان خداوند قلمداد کرده است.
2. روایاتی در صحاح وجود دارد که برای خداوند حرکت را ثابت می کند. حرکت خداوند نیز ملازم با تجسیم خداوند است. یعنی خدواند مانند انسان از جایی به جایی می رود. در صحیح بخاری آمده است: «… يَنْزِلُ الله إلى السَّمَاءِ الدُّنْيَا كُلَّ لَيْلَةٍ حين يَمْضِي ثُلُثُ اللَّيْلِ الْأَوَّلُ فيقول أنا الْمَلِكُ أنا الْمَلِكُ من ذَا الذي يَدْعُونِي فَأَسْتَجِيبَ …»؛[2] یعنی خداوند هر شب هنگامی که ثلث شب گذشته باشد به زمین آسمان نزول می کند و می گوید من پادشاهم کیست که مرا بخواند و من خواستة او را اجابت کنم… .
3. از مطالب دیگری که در صحاح آمده و تجسیم خدا را می رساند دیده شدن و صورت داشتن خداست. مثلاً در صحیح بخاری نقل شده که پیامبر اسلام(ص) در شب چهاردهم به ماه نگاه کرد و فرمود: «اِنَّكُمْ سَتَرَوْنَ رَبَّكُمْ كما تَرَوْنَ هذا الْقَمَرَ لَا تُضَامُّونَ في رُؤْيَتِهِ»؛[3] یعنی شما خدا را مانند این ماه به وضوح خواهید دید و از دیدن او اذیت نخواهید شد. روایات رویت خدواند به گونه های مختلفی در صحاح نقل شده است که به ذکر همین یک مورد بسنده می شود.
4. چیزی دیگری که در این کتاب ها برای خدا ثابت شده و دلالت بر تجسیم خداوند دارد، پا و قدم خداوند است. به رسول خدا نسبت داده شده که فرموده است: «يُلْقَى في النَّارِ وَتَقُولُ هل من مَزِيدٍ حتى يَضَعَ قَدَمَهُ فَتَقُولُ قَطْ قَطْ»؛[4] وقتی جهنمیان در آتش افکنده می شوند آتش می گوید ایا باز هم هست تا اینکه خدواند قدمش را بر آن می گذارد و آتش می گوید بس است بس است.
5. انگشت یکی از چیزهایی است که در این کتابها برای خدا ثابت شده است و دلالت بر تجسیم خداوند دارد. نقل شده که یک یهودی پیش پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت ای محمد خداوند آسمان ها را با یک انگشت، زمین ها را با یک انگشت، کوهها را با یک انگشت، درختان را با یک انگشت و همة مخلوقات را با یک انگشت نگه داشته سپس می گوید من پادشاه هستم. در این هنگام«فَضَحِكَ رسول اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم) حتى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ ثُمَّ قَرَأَ «وما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» … فَضَحِكَ رسول اللَّهِ (ص) تَعَجُّبًا وَتَصْدِيقًا له».[5] یعنی پیامبر خدا وقتی این سخنان یهودی را شنید خندید و حتی دندانهای نواجذ او آَشکار گردید و سپس آیه قرآن را تلاوت کرد و با تعجب سخنان یهودی را مورد تأیید قرار داد.
6. در سنن ابی داود برای خدواند وزن و سنگینی ثابت شده و به پیامبر خدا نسبت داده شده که فرمود: «إِنَّ عَرْشَهُ على سَمَاوَاتِهِ لَهَكَذَا وقال بِأَصَابِعِهِ مِثْلَ الْقُبَّةِ عليه وَإِنَّهُ لَيَئِطُّ بِهِ أَطِيطَ الرَّحْلِ بِالرَّاكِبِ»؛[6] یعنی عرش خداوند بر آسمانها است مانند این و باآنگشتانش قبه ای ساخت و به آن اشاره کرد. و سپس ادامه داد که عرش خدا در اثر سنگینی خداوند شبیه صدای پالان شتر که در اثر سنگینی بار ایجاد میشود، صدا میدهد.
سوالات ما
1. تجسیم خداوند یکی از مسائلی است که نه عقل آن را می پذیرد و نه قرآن کریم. آیا این احادیثی که بر تجسیم خداوند دلالت دارند، از نظر اهل سنت قابل پذیرش است؟ در حالی که همه این احادیث در صحیح بخاری و مسلم نقل شده اند.
2. نیازمند بودن خداوند به مکان زندگی و ساکن بودن آن در آسمان از سوی اهل سنت چگونه قابل توجیه است؟ اگر خداوند در آسمان ساکن باشد افزون بر اینکه جسم بودن او را می رساند، جاهای دیگر از وجود خداوند خالی می شود آیا چنین ملازمه ای را اهل سنت می پذیرد؟
3. حرکت خداوند از جایی به جایی دیگر و اینکه خداوند در قیامت مانند ماه چهارده دیده می شود، دلالت صریح بر تجسیم خداوند دارد و تجسیم از نظر عقل و دلایل قرانی و از نظر متکلمان اسلامی باطل است، با پذیرش این مطالب برای خداوند آیا مجسمه بودن اهل سنت ثابت نمی گردد؟
4. خداوند با قدرت و اراده ای که دارد و همه چیز آن گونه که در قرآن فرموده است«إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛ چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مى گويد باش پس [بى درنگ] موجود مى شود»[7] با اراده او هست می شود، چه نیازی به انگشتان دست دارد که مخلوقات خود را با آن ها حفظ کند؟ آیا این حدیث همانگونه که از زبان یهودی نقل شه از اسرائیلیات نیست؟
5. سنگینی و وزن داشتن خداوند نیز بر تجسم خداوند دلالت دارد آیا واقعا خداوند دارای وزن و سنگینی است و وزنش آن قدر زیاد است که در هنگام نشستن صدای کرسی را در می آورد؟
نویسنده: حر
پی نوشت ها
[1] . مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج1، ص381، دار إحياء التراث العربي – بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي.
[2] . صحیح مسلم، ج1، ص522.
[3] . صحیح بخاری، ج1، ص203.
[4] . صحیح بخاری، ج4، ص1835.
[5] . صحیح بخاری، ج6، ص2697
[6] . سلیمان بن اشعث سجستانی، سنن ابی داود، ج4، ص232، دار الفكر ، بیجا، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد
[7] . سوره یس، آیه 82.