حادثه دلخراش و جانسوز کربلا، از جمله حوادثی است که پیامبر اسلام (ص)، پیشاپیش از آن خبر داده و حتی برای آن گریسته بودند. امام علی (ع) نیز با نقل حادثه کربلا و گریستن بر مظلومیت امام حسین (ع) و یارانش، نسبت به آن پیشگویی نموده بودند. در این نوشتار به سخن و گریه امام علی (ع) پیرامون حادثه کربلا و مصیبت شهادت امام حسین (ع) و یارانش اشاره می شود.
گریه امام علی (ع) در سرزمین کربلا
طبق نقل ابن عباس، امام علی (ع) هنگام عبور از کربلا، در آنجا متوقف شده و برای مصیبت کربلا گریسته است. او گریه امام علی (ع) و تعزیت مردانی آسمانی بر آن حضرت را چنین نقل می کند:
در زمان خروج امام علی (ع) به سوی صفین (برای جنگ با معاویه)، با او همراه بودم. هنگامی که وارد سرزمین نینوا شد (آن زمین نزدیک شط فرات بود) به من فرمود: ای پسر عباس! آیا این موضع را می شناسی؟ عرض کردم: نمی شناسم. فرمود: اگر این سرزمین را بشناسی، از آن عبور نمی کنی تا این که گریه کنی.
ابن عباس گفت: علی (ع) پس از این سخن گریست. گریه امام علی (ع) طولانی گشت، تا آنکه محاسن شریفش، تر شد و دانه های اشک آن جناب، بر سینه اش ریخت و ما نیز با آن حضرت گریه کردیم. او می فرمود: آه آه چه می خواهند از من آل ابی سفیان که حزب شیطان و اولیای کفرند.
سپس برای نماز آب طلبید و وضو گرفت و بعد از نماز مختصری چشمانش به خواب رفت؛ وقتی بیدار شد فرمود: ای پسر عباس! برای تو چیزی را بگوبم که هم اکنون در خواب دیدم. (فرمود:) دیدم مردهایی از آسمان نازل شدند که با آنها علم های سفید بود و در شمشیرهای سفید حمایل داشتند که می درخشید و اطراف این زمین خطی را کشیدند و گویا درختانی بود در این زمین که شاخه های آنها به زمین آمد و خونی تازه در این زمین پیدا شد مانند دریا و گویا حسین من که پاره تن من است، در آن دریای خون، غرق بود؛ استغاثه و طلب یاری می کرد و کسی به داد او نمی رسید.
و آن مردمان سفید که از آسمان آمدند، او را ندا می کردند و می گفتند: ای آل رسول! صبر کنید! البته شما کشته می شوید به دست بدترین مردم و اینک بهشت به شما مشتاق است. پس مرا تعزیت گفتند و گفتند: ای أبا الحسن! بشارت باد تو را؛ خداوند چشم تو را روشن گرداند در روزی که مردم برای حساب بر می خیزند.
سپس فرمود: قسم به آن کسی که جانم به دست اوست، خبر داد مرا صادق مصدق ابوالقاسم محمد مصطفی (ص) به این که عبور می کنم به این زمین در وقت رفتن به سوی اهل طغیان و این که این زمین زمین کرب و بلا است. در این سرزمین، حسین و هفده نفر از اولاد من و فاطمه (س) دفن می شوند و این زمین در آسمان ها معروف است به زمین کرب و بلای حسین، همچنان که ذکر می شود بقعه مکه و مدینه و بیت المقدس.[1]
خبر دادن از قاتل امام حسین (ع)
از جمله پیشگویی هایی امام علی (ع) درباره کربلا خبر دادن آن حضرت از قاتل امام حسین (ع) است. ابوالحکم گوید: از پیرمردان و دانشمندان خود شنیدم می گفتند: امام علی (ع) در ذیل خطبه ای فرمود: هنوز که دستتان از دامن من کوتاه نشده، هر چه می خواهید از من بپرسید، سوگند به خدا از عده مردمی که صد نفر آنها گمراه کننده دیگران و صد نفرشان هدایت کننده آنان باشند، سؤال نکنید جز این که از خواننده و رهنمای آنها که تا فردای قیامت پایدارند اطلاع خواهم داد. مردی همان وقت از جای برخاست پرسید: بر سر و روی من چند تار موی روییده؟
امام علی (ع) فرمود: سوگند به خدا دوست من رسول خدا (ص) از پرسش تو به من اطلاع داد و اضافه کرد همانا بر هر تار موی سر تو، فرشته ای موکل است که تو را لعنت می کند و بر هر تار موی ریش تو، شیطانی موکل است که اسباب سرگردانی و بیچارگی تو را فراهم می سازند و همانا در منزل تو، بزغاله ای است که فرزند رسول خدا (ص) را می کشد و نشانه این پیشامد صحت و درستی سخن من است و هر گاه پاسخ پرسش تو دشوار نبود از حقیقت آن تو را باخبر می ساختم، باز هم نشانه همان است که گفتم: فرشته و شیطان تو را لعنت می کنند.
پسر او در آن روزگار خردسال بود و تازه می توانست بنشیند و در هنگام پیشامد کربلا او قاتل حسین شد و قضیه چنان بود که امام علی (ع) خبر داد.[2]
گریه امام علی (ع) هنگام گذر از کربلا
امام سجاد (ع) می فرماید: علی بن ابیطالب(ع) از کربلا عبور می کرد، در حالی که چشمانش پر از اشک شده بود، فرمود: این جا محل زانو زدن شتران آنها است. و اینجا محل انداختن بارهای آنها است. و در اینجا خون آنها ریخته می شود، خوشا به حال خاکی که در آن خون دوستان، ریخته می شود![3]
امام محمد باقر (ع) می فرماید: علی بن ابیطالب (ع) با مردم می رفت تا به یک یا دو میلی کربلا رسیدند؛ حضرت جلوتر از مردم رفت و جایی را طواف کرد که به آن مقدفان می گفتند. فرمود: در اینجا دویست پیامبر و دویست سبط پیامبر کشته شده است و همه آنها شهید بودند. و اینجا مرکب ها را می خوابانند و اینجا شهدا به خاک می افتند که هیچ کس قبل از آنها مثل ایشان نبوده و در آینده نیز هیچ کس نمی تواند مانند آنها باشد.[4]
گریه امام علی (ع) بر دستان حضرت عباس (ع)
یکی از موارد گریه امام علی (ع) بر حادثه کربلا، هنگام تولد حضرت ابوالفضل عباس (ع) و بوسیدن دست های قمر بنی هاشم رخ می دهد. در حکایتی آمده است که پس از ولادت حضرت قمر بنی هاشم (ع)، ام البنین (س) قنداقه او را به دست امیرالمؤمنین علی (ع) داد که با خواندن اذان و اقامه در گوش وی، از همان آغاز حق ببیند و حق بشنود. حضرت دست های او را بوسید و قطرات اشک به صورت نازنینش جاری شد و فرمود: گویا می بینم این دست ها یوم الطف در کنار شریعه فرات در راه یاری برادرش حسین (ع) از بدن جدا خواهد شد.[5]
و از اینجاست که گفته اند: می توان دست فرزند را، از سر عطوفت و شفقت، بوسید. چنان که وارد است رسول خدا (ص) دست دخترش، حضرت فاطمه زهرا (س) را می بوسید و وی را به جای خود می نشانید. و از اینجا کثرت عطوفت شاه ولایت، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) مظلوم تاریخ، نسبت به این مولود بزرگوار معلوم می شود.
در حکایتی دیگر گریه امام علی (ع) بر دست های مبارک قمر بنی هاشم این گونه روایت شده است: در روز ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) ام البنین (س) قنداقه او را به دست امام علی (ع) داد تا نامی بر او بگذارد. حضرت زبان مبارک او را به دیده و گوش و دهان او گردانیده تا حق بگوید و حق ببیند و حق بشنود. سپس در گوش راست وی اذان گفت. یکی از سنت های رسول خدا( ص) که برای مسلمین ارث گذارده این است که در حین تولد فرزند، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگویند تا از همان بدو تولد، با اسامی خدا و رسول خدا (ص) و امام و ولی خدا آشنا گردد.
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) به ام البنین (س) فرمود: چه اسمی بر این طفل گذارده اید؟ عرض کرد: من در هیچ امری بر شما سبقت نگرفته ام، هر چه خودتان میل دارید اسم بگذارید. حضرت فرمود: من او را به اسم عمویم، عباس، عباس نامیدم. پس دست های او را بوسیده و اشک به صورت نازنینش جاری شد و فرمود: گویا می بینم این دست ها در یوم الطف در کنار شریعه فرات در راه یاری دین خدا قطع خواهد شد.[6]
همچنین مورخان نسبت به گریه امام علی (ع) بر دستان قمر بنی هاشم چنین نقل می کنند: در دوران طفولیت حضرت عباس (ع)، یک روز امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) وی را در دامان خود گذاشت و آستین هایش را بالا زد و در حالی که به شدت می گریست به بوسیدن بازوهای عباس (ع) پرداخت. ام البنین (س) شتابان و هراسان، پرسید: چه بر سر آنها خواهد آمد؟!
امام (ع) با لحن مملو از غم و اندوه و تأثر گفت: این دست ها از بازو قطع خواهند شد. کلام حضرت چون صاعقه ای بر ام البنین (س) فرود آمد و قلبش را ذوب کرد و با وحشت و شتاب پرسید: چرا دست هایش قطع می شوند؟!
امام (ع) به او خبر داد که دستان فرزندش در راه یاری اسلام از برادرش، حافظ شریعت الهی و ریحانه رسول الله (ص)، قطع خواهند شد. ام البنین (س) گریه کرد و زنان همراه او نیز در غم و رنج و اندوهش شریک شدند. سپس ام البنین (س) به دامن صبر و بردباری چنگ زد و خدای را سپاس گفت که فرزندش فدای سبط گرامی رسول خدا (ص) و ریحانه او خواهد گردید.
امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: ای ام البنین! فرزندت عباس (ع) نزد خدای تبارک و تعالی منزلتی عظیم دارد و خدای متعال در عوض دو دستش، دو بال به او مرحمت خواهد کرد که با آنها با ملائکه در بهشت پرواز کند، همان گونه که قبلاً این عنایت را به جعفر بن ابی طالب (ع) نموده است. ام البنین (س) با شنیدن این بشارت ابدی و سعادت جاودانه مسرور شد.[7]
گریه امام علی (ع) بر دستان مبارک حضرت ابالفضل العباس (ع)، بیانگر جایگاه با عظمت و مقام برجسته آن حضرت در میان اصحاب و همچنین نشان دهنده ایثار و فداکاری قمر بنی هاشم (ع) در جریان حادثه کربلا است.
سفارش امام علی (ع) به حضرت عباس (ع) در مورد واقعه کربلا
علامه شیخ عبدالحسین حلی در النقد النزیه از فخر الذاکرین، عالم بزرگوار، شیخ میرزا هادی خراسانی نجفی، نقل می کند که گوید: امیرالمؤمنین علی (ع)، حضرت عباس (ع) را فرا خواند و به سینه خود چسبانید و چشمانش را بوسید و از او عهد گرفت که چون در کربلا بر آب دست یافت، تا برادرش حسین تشنه است، قطره ای از آن ننوشد، و این که ارباب مقاتل گویند حضرت عباس (ع) در شریعه فرات آب را نخورد و آن را ریخت به سبب اطاعت از سفارش پدرش علی مرتضی (ع) بوده است.[8]
مهتر شهیدان
اصبغ بن نباته در حدیثی از امیرالمؤمنین علی (ع) درباره نص بر ائمه (ع) روایت کرده که فرموده: بهترین مردم و سرور آنان پس از من، این فرزندم است، و او بعد از وفات من، امام هر مسلمان، و فرمانروای هر مؤمنی است. آگاه باشید که به زودی او بعد از من مظلوم می شود، چنان که من بعد از پیامبر خدا (ص) مظلوم شدم. بهترین مردم بعد از فرزندم حسن (ع)، پسرم حسین (ع) است، که او هم بعد از برادرش، مظلوم می شود و در زمین کرب و بلا کشته می شود. آگاه باشید همانا او و اصحابش روز قیامت از مهتران شهیدانند.[9]
تحقق خبر امام علی (ع) نسبت به حادثه کربلا
هرثمه بن ابی مسلم گوید: با علی بن ابیطالب (ع) به نبرد صفین رفتیم. حضرت پس از پایان جنگ و هنگام بازگشت، در کربلا منزل کرد و نماز بامداد را در آن مکان خواند و از خاکش برگرفت و بوسید، سپس فرمود: خوشا به تو ای خاک پاک! از تو قومی محشور می شوند که بی حساب به بهشت می روند.
هرثمه نزد همسر خود که از شیعیان امام علی (ع) بود بازگشت و به او گفت: مولایت ابوالحسن در کربلا توقف کرد و نماز خواند و از خاکش برگرفت و گفت: خوشا به حال تو ای خاک که از تو مردمی محشور می شوند که بی حساب به بهشت می روند. همسرش گفت: ای مرد! امیرالمؤمنین جز سخن حق نگوید.
هرثمه می گوید: وقتی حسین بن علی (ع) به کربلا آمد، من در لشکری بودم که عبیدالله بن زیاد فرستاده بود. وقتی چشمم به این سرزمین و درخت ها افتاد، آن سخن علی بن ابیطالب (ع) و گریستن او به یادم آمد. بی درنگ بر شتر خود سوار شدم و خدمت امام حسین (ع) رفتم و سلام دادم و آنچه از پدرش در این منزلگاه شنیده بودم را به او گزارش دادم.
حضرت فرمود: تو با ما هستی یا در برابر ما؟ گفتم: نه این و نه آن! من کودکانی به جا گذاردم و از عبیدالله بر آنها ترسانم. فرمود: پس به جایی برو که کشتن ما را نبینی و ناله ما را نشنوی، سوگند به آن که جان حسین به دست او است، هر کس امروز فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، خدایش او را در دوزخ افکند.[10]
کلام امام علی (ع) درباره زائران امام حسین (ع)
از امام علی (ع) نقل شده که فرمود: گویا می بینم قصرها را که اطراف قبر حسین بن علی (ع) بالا رفته، و گویا می بینم محمل ها را که از کوفه به جانب قبر حسین (ع) روان است، و روزها و شب ها نمی گذرد که از اطراف به جانب او حرکت می کنند، و این در وقت زوال سلطنت بنی مروان است.[11]
گریه امام علی (ع) به خاطر حادثه کربلا که پیش از این به آن اشاره کردیم، این درس را برای زوار آن حضرت به همراه دارد که گریه بر امام حسین (ع) از برترین اعمال است که حتی ائمه و اولیای الهی نیز پیش از شهادت سیدالشهداء (ع) بر آن حضرت گریه می کردند.
جمع بندی
از امیرالمومنین (ع) پیشگویی ها و اخبار مختلفی نسبت به حادثه کربلا و گریه امام علی (ع) بر آن نقل شده است. همچنین حضرت در روایتی، قاتل امام حسین (ع) را نیز معرفی می کند. گریه امام علی (ع) هنگام تولد حضرت عباس (ع) و بوسه بر داستان قمر بنی هاشم (ع) نیز از دیگر حکایاتی است که از امیر مومنان (ع) نسبت به ماجرای کربلا رسیده است. آن حضرت شهیدان کربلا را برترینِ شهیدان می داند و خاک کربلا را به خاطر شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفایش، می ستاید.
پی نوشت ها
[1] قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۴۴-۱۱۴۶.
[2] شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص ۳۳۰ و ۳۳۱.
[3] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۲۹۵.
[4] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۲۹۵.
[5] ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج ۱، ص ۱۳۷.
[6] ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج ۱، ص ۱۳۷.
[7] مقرم، سردار کربلا، ص ۱۶۴.
[8] مقرم، سردار کربلا، ص ۲۱۷؛ ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج ۱، ص ۱۳۷.
[9] حر عاملی، اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۴۲.
[10] ابن بابویه، أمالی، ص ۱۳۶ و ۱۳۷.
[11] حر عاملی، اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۴۰.
فهرست منابع
ابن بابویه، محمد بن علی، أمالی شیخ صدوق، با ترجمه آیت الله کمره ای، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.
حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۸۳ش.
ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس، ناشر چاپی: موسسه فرهنگی ثقلین، ناشر دیجیتال: مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان.
قطب راوندی، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، قم، موسسة الامام المهدی، ۱۴۰۹ق.
علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
مقرم، عبدالرزاق، سردار کربلا، حضرت ابوالفضل العباس، قم، نشر مولود کعبه، ۱۴۳۰ق.
مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر لأفیة الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش.