حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) از آن نظر یك الگوی كامل است كه معصوم است. دست پرورده وحی و رسالت است و در تمام صفات ارزنده الهی گوی سبقت را از همگان ربوده، جامع اضداد است و در تمام جوانب زندگی فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، نمونه و آینه تمام نمای اسلام است.
در این مقاله به «سیره عملی امام علی (علیه السلام)» و نمونه هایی از آن اشاره می شود:
اول: عبادت امام
1- عبادت در كودكی
همه مردم می دیدند كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و كودكی به نام علی (علیه السلام) وارد خانه خدا می شوند و نماز می گزارند. امام (علیه السلام) خود فرمود: «من با پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش از همه انسان ها نماز خواندم. در حالی كه هفت ساله بودم من اول كسی هستم كه با پیامبر نماز گزاردم» [1]
حتی آن زمان كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای عبادت به غار «حراء» می رفت، علی (علیه السلام) را نیز همراه خود می برد. وقتی كه جبرئیل برای نخستین بار در همان غار بر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آن حضرت را به پیامبری بشارت داد علی (علیه السلام) در كنار آن بزرگوار بود.[2]
2- مدهوش در عبادت
ابو درداء به نقل عروه بن زبیر در مسجد مدینه خطاب به مردم گفت: آیا می دانید پارساترین مردم كیست؟ گفتند: شما بگویید. پاسخ داد: امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و آنگاه خاطره ای نقل كرد كه: ما و تعدادی از كارگزاران با علی(علیه السلام) در یكی از باغ های مدینه كار می كردیم، به هنگام عبادت، علی(علیه السلام) را دیدم كه از ما فاصله گرفت و در لابه لای درختان ناپیدا شد. با خود گفتم شاید به منزل رفته است. چیزی نگذشت كه صدای حزن آور علی (علیه السلام) را در عبادت شنیدم كه با خدا راز و نیاز می كرد.
آرام آرام خود را به علی (علیه السلام) رساندم، دیدم در گوشه ای بی حركت افتاده و آن قدر گریه كرده كه بدن او بی حركت شده است. با خود گفتم: شاید از خستگی كار و شب زنده داری به خواب رفته باشد، كمی صبر كردم. خواستم او را بیدار كنم هر چه تكانش دادم بیدار نشد، خواستم او را بنشانم نتوانستم. با گریه گفتم: انالله و انا الیه راجعون.
فوراً به منزل فاطمه (سلام الله علیها) رفتم و گریان و شتاب زده خبر را گرفتم. حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود:
«ابودرداء به خدا علی (علیه السلام) مانند همیشه در عبادت از خوف خدا بی هوش شده است»
آب بردم و به صورت امام (علیه السلام) پاشیدم، به هوش آمد. وقتی مرا گریان دید، فرمود:
«در قیامت كه مرا برای حساب فرا می خوانند چگونه خواهی دید» ابودرداء گوید: به خدا سوگند كه این حالت را در هیچ كدام از یاران رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ندیدم.[3]
3- مشاهده معبود
مولا علی (علیه السلام) فرمود: «ما كنت أعبد ربا لم أره» من آن نیستم كه خدایی را كه با چشم جان و باطن ندیده ام عبادت كنم![4]
در عبادت مولای متقیان همین بس كه «بیرون آوردن تیر از پای مباركش را در حالت معنوی عبادت متوجه نمی شود»
دوم: شجاعت و ایثارگری
شجاعت و ایثارگری، یكی از صفات بارز و مثال زدنی مولای متقیان علی(علیه السلام) است. شجاعتی كه در جهت پیشبرد اهداف الهی و به ثمر رساندن مقاصد اسلام بود. شجاعتی كه یاد دلاوران روزگار را از دل های مردم برد و نام دلیرانی را كه بعدها آمدند، به كلی از خاطره ها زدود.
1- شجاعت و چالاكی در كودكی
نوشته اند: در كودكی با هر یك از همسالان خود كشتی می گرفت آنها را بر زمین می كوبید. چنان سریع می دوید كه در حال دویدن به اسب های تندرو می رسید و بر آنها سوار می شد.[5]
امام(علیه السلام) خود فرمود: «من در كودكی، بزرگان و شجاعان عرب را به خاك افكندم و شاخه های بلند درخت قبیله ربیعه و مضر را درهم شكستم.»[6]
2- شهامت علی(علیه السلام) در نوجوانی
یكی از القاب علی(علیه السلام) «قضم» است، هشام از امام صادق(علیه السلام) پرسید: چرا به علی(علیه السلام) این لقب را دادند؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:
«در آغاز بعثت، مشركان به كودكان گفته بودند كه به طرف پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سنگ بیندازند و آن حضرت هرگاه از خانه بیرون می آمد، كودكان به طرف او سنگ و خاك می ریختند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این جریان را به علی(علیه السلام) (كه آن وقت نوجوانی بود) گفت. علی(علیه السلام) عرض كرد: پدر و مادرم به فدایت، هرگاه از خانه بیرون آمدی مرا نیز خبر كن كه همراه تو بیرون آیم. تا اینكه روز بعد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) همراه علی(علیه السلام) از خانه بیرون آمدند، كودكان مانند عادت هر روزه به سوی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سنگپرانی كردند. در این وقت علی(علیه السلام) به آنها حمله كرد و آنها را می گرفت و به صورت و بینی و گوش آنها می زد، كودكان با گریه نزد پدران خود می رفتند و گریه كنان می گفتند: «قضمنا علی قضمنا علی» (علی ما را كوبید علی ما را زد) از این رو، پس از این واقعه به آن حضرت قضم گفتند.[7]
3- شجاعت بی همانند امام (علیه السلام)
شجاعت و قدرت بازو و قوام و قدرت روحی امام(علیه السلام) را با هیچ كس و با هیچ قدرتی نمی توان مقایسه كرد. كسی كه در كودكی و نوجوانی سر سركشان و دلاوران را به خاك مالید، كسی كه صخره سنگ بزرگی را كه همه سپاهیان از كندن آن عاجز بودند، از جای كند تا آب روان را همه بنوشند؛ كسی كه تمام زخم های دشمن را از روبرو تحمل كرده و هرگز پشت به دشمن نكرده است؛ و كسی كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود:
اگر مردم شرق و غرب در برابر علی(علیه السلام) بایستند، بر همه آنها غلبه می كند.[8]
و خود فرمود: «سوگند به خدا اگر تمامی عرب رو در روی من قرار گیرند، فرار نمی كنم.»
و در بزرگ ورودی خیبر را كه ده ها نفر آن را باز و بسته می كردند با دست یداللهی خود از جای كند و بر روی خندقی قرارداد كه سربازان اسلام از آن عبور كنند و خود فرمود: «سوگند به خدا من اگر دشمنان را در حالی ملاقات كنم كه تمام روی زمین را پركرده باشند، باكی ندارم و وحشتی نخواهم كرد.»[9]
4- امام در میدان های كارزار
امام علی(علیه السلام) در جنگ ها در خط مقدم شركت می كرد و زره می پوشید و خود را به قلب سپاه دشمن می زد و چنان حملات شدیدی انجام می داد كه دشمن چون روباه در مقابلش می گریختند. نوشته اند در جریان جنگ با شورشیان بصره چند بار شمشیر امام (علیه السلام) خم شد و برای اصلاح به خیمه برگشت.
كسی كه اینطور خط شكن جبهه هاست و خود را در تمام جنگ ها در قلب سپاه دشمن فرو می برد. طبیعی است كه باید زخم های فراوانی بر تن داشته باشد.
اما دو نكته درباره جراحات بدن مولا علی (علیه السلام) وجود داشت:
الف) همه زخم ها در قسمت جلوی بدن او وجود داشت
ب) زخم ها، فراوان و عمیق بود. این بدان جهت بود كه امام به دشمن پشت نمی كرد و همواره درحالت پیش روی و خط شكنی و دفاع بود. نوشته اند زره امام تنها قسمت جلوی بدن را می پوشاند، زیرا نیازی نداشت تا پشت سر را حفظ كند.
5- پرچمدار رسول الله
مولا علی (علیه السلام) در تمام جنگ همراه پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و پرچم رسول الله در موارد بسیاری بدست علی (علیه السلام) بود و در روز بدر هم در دست او قرار داشت و چون «مصعب بن عمیر» در روز احد كه پرچم پیامبر را به دست خویش داشت كشته شد، رسول الله آن را به دست علی (علیه السلام) داد. علی (علیه السلام) شاهد جنگ بدر بود و در آن شركت كرد، در حالی كه بیش از 20 سال نداشت (قول ابن سراج).
6- امام (علیه السلام) و شمشیر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
در جنگ احد بود كه پیامبر اكرم و مولا علی (علیه السلام) و یكی از اصحاب در صحنه مانده بودند علی (علیه السلام) در برابر حمله های دسته جمعی دشمن می ایستاد و آنها را پراكنده می كرد. بسیاری از افراد دشمن را كشت، در این میان شمشیرش شكسته شد.
پیامبراكرم شمشیر خود را كه ذوالفقار نام داشت، به مولا علی (علیه السلام) داد، امام علی(علیه السلام) پیاپی بدون وقفه، با شمشیر از حملات دشمن جلوگیری می كرد، سراسر بدنش مجروح شده بود و شناخته نمی شد جبرئیل بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت:
«ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)! برادری و فداكاری یعنی این!»
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«انه منی و أنا منه» علی از من است و من از او هستم جبرئیل گفت: «و من از شما هستم» و حاضران زمزمه ای از طرف آسمان شنیدند كه می گفت: «لا سیف الا ذوالفقار، و لا فتی الا علی: شمشیری جز ذوالفقار نیست و جوانمردی مانند علی (علیه السلام) وجود ندارد.»[10]
آری فداكاری مولای متقیان آنچنان شكوهمند بود، كه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) افتخار می كرد كه علی (علیه السلام) از او است، و جبرئیل بزرگترین فرشته مقرب درگاه خدا، آرزو می نمود كه از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و از علی(علیه السلام) باشد، یعنی دارای چنان فضائلی گردد كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) دارای آن بودند.
سوم: كار و كشاورزی امام (علیه السلام)
امامی كه عبادت و راز و نیاز شبانه اش با خدا و شجاعت و جنگ آوریش نظیر نداشت. در كار و تولید و سازندگی نیز یگانه دوران بود. از دسترنج خود می خورد و با كار و عرق جبین، خانواده اش را اداره می كرد و آن را عبادت خدا می دانست و بیكاری و فقر و درنتیجه دست سؤال به سوی این و آن دراز كردن را از صفات زشت و پرنكبت می دانست.
1- آبیاری باغ های مدینه
روزی به خانه آمد و ازفاطمه (سلام الله علیها) پرسید، غذایی داریم؟ پاسخ شنید كه در منزل چند روزی غذای كافی نیست. امام سطل آبی گرفت و بیرون رفت و آبیاری یكی از نخلستان های اطراف «قبا» را به عهده گرفت و شب تا صبح مشغول آبیاری شد.[11]
2-كارگری امام (علیه السلام)
روزی شرایط مادی زندگی بر علی (علیه السلام) به قدری تنگ شد كه دچار گرسنگی شدید گردید. از خانه به جستجوی كار، بیرون آمد اما در مدینه كاری پیدا نكرد. تصمیم گرفت به حوالی مدینه برود تا شاید در آنجا كار پیدا شود. به آنجا رفت ناگاه دید زنی خاك را غربال كرده و منتظر كارگری است تا آب بیاورد و آن را گل نماید.
حضرت علی(علیه السلام) با او صحبت كرد. دریافت كه او در انتظار كارگر بوده است. پس از توافق در مورد دستمزد مشغول آب كشیدن از چاه و آماده كردن گل برای ساختمان شد و در پایان كار مزد خود را كه مقداری خرما بود از آن زن گرفت و به مدینه بازگشت. وقتی به محضر رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید، ماجرا را بیان نمود.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) با هم نشستند و از آن خرماها خوردند و گرسنگی آن روزشان برطرف گردید.[12]
3- تشویق به كار
امام به بی نیازی و خودكفایی بسیار توجه داشت و همگان را برای بی نیاز شدن، به كار و تولید تشویق می كرد و خود آنقدر كار می كرد كه در دستانش پینه و آبله وجود داشت.
در حدیثی فرمود: تجارت كنید و به كار و تولید روی بیاورید تا از آنچه در دست دیگران است بی نیاز شوید.[13]
چهارم: سخاوت و دست كرم امام(علیه السلام)
مولا علی(علیه السلام) هم در گفتار و هم در متن زندگی و رفتار خود، به سخاوت و بذل و بخشش در راه حق، اهمیت بسیار می داد. او، همان مقدار كه به تأمین زندگی خانواده خود می اندیشید، برای رفع نیاز نیازمندان و سیر كردن گرسنگان نیز تلاش می كرد و در كنار خودكفایی و فراهم آوردن وسایل رفاهی برای زن و فرزندان خویش، شب و روز برای رفع نیازمندی های تهی دستان جامعه به كار و تولید می اندیشید.
1- بخشش از درآمد باغ ها
امام علی(علیه السلام) با كار و تلاش شبانه روزی، باغ های زیادی بوجود می آورد و سپس آنها را می فروخت و پول آن را بین مستمندان تقسیم می كرد. شعبی می گوید: روزی كه امام یكی از باغ ها را فروخت و طلا و نقره را روی هم انباشت. مستمندان زیادی را دیدم كه اجتماع كرده و امام(علیه السلام) همه طلا و نقره ها را به آنها بخشید و خود دست خالی به منزل باز گشت.
البته این نكته را هم باید توجه داشت كه امام ضمن بخشش به مستمندان، زندگی زنان و فرزندان خود را نیز تأمین می فرمود، و باغ های منطقه «ینبع» را وقف اهل و عیال خود كرد و به كسی نبخشید تا آنها كاملا تأمین شده و سربار جامعه نباشند.[14]
2- بخشیدن انگشتر در حال ركوع
عده ای از مسیحیان خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند. یهودیان حاضر در جلسه پرسیدند: هر پیامبری وصی و جانشینی دارد. اگر شما پیامبر خدایید وصی و جانشین شما چه كسی است؟ جبرئیل آمد و آیه «و یعطون الزكاه و هم راكعون» را بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تلاوت كرد (كسی كه در حال ركوع صدقه می دهد)[15]
مطلب برای حاضران روشن نبود. از این رو همراه پیامبر برخاستند و وارد مسجد شدند. فقیری را دیدند كه از مسجد خارج می شود، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «كسی به تو كمكی نكرد؟» گفت: چرا آن مرد كه نماز می خواند وقتی صدای مرا شنید كه از مردم كمك می خواهم اشاره كرد، به سوی او رفتم و در حالی كه در ركوع بود انگشتری را به من بخشید.
رسول خدا با شگفتی تكبیر گفت و اصحاب هم تكبیر گفتند. پیامبر به مسیحیان و یهودیان رو كرد و فرمود: «علی(علیه السلام) كه در حال ركوع صدقه می دهد وصی و جانشین من است»[16]
3- بخشیدن غذای مورد احتیاج به فقیر
امام حسن و امام حسین مریض شدند. علی و فاطمه «علیهما السلام» نذر كردند سه روز روزه بگیرند. در منزل نیز غذای كافی نبود، علی(علیه السلام) از شمعون یهودی مقداری پشم گرفت تا تبدیل به نخ كرده در قبال آن جو و گندم دریافت كند. گندم و آرد تهیه شد و 5 قرص نان پخته و سفره افطار آماده گردید فضه نیز در روزه گرفتن شركت كرده بود، تا خواستند افطار كنند، فقیری در را كوبید و تقاضای غذا كرد.
علی(علیه السلام) غذای خود را داد، حضرت زهرا، و فرزندان بزرگوار و فضه نیز غذای خود را به فقیر بخشیدند. این حركت ایثارگرانه تا سه روز تكرار شد به طوری كه بدن بچه ها از گرسنگی می لرزید و چشم های حضرت زهرا(سلام الله علیها) در كاسه سرش فرو رفته بود، وقتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) متوجه شد ناراحت گردید. جبرئیل آمد و بشارت داد: یا رسول الله! سوره «هل أتی» به عنوان پاداش برای این خانواده نازل شد.[17]
4- بخشیدن همه دارایی ها به مستمندان
روزی حضرت زهرا(سلام الله علیها) خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و پس از سلام و احوالپرسی از علی(علیه السلام) پرسید. حضرت زهرا فرمود: ای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)! علی(علیه السلام) از غذا چیزی در خانه باقی نمی گذارد، هرچه دارد، به تهی دستان می بخشد[18]
احمد بن حنبل در فضائل آورده كه محصول زراعت علی(علیه السلام) چهل هزار دینار بود كه آن را صدقه مستمندان ساخت[19]
5-عید ضعیفان و مسكینان
از ابوهریره روایت شده كه گفت: روز عید بود، ضعیفان و مسكینان بر در خانه امام(علیه السلام) گرد آمده بودند. مولا علی(علیه السلام) دستور داد كه در بیت المال را بگشایند و سیصد هزار درهم به فقرا انفاق كنند. چون «ابوموسی» فرمان امام را به اجراگذاشت و آن حضرت از مراسم به خانه بازگشت؛ من وارد شدم، دیدم چند قرص نان جو بی روغن آوردند، به امام گفتم: اگر می فرمودی از آن مال یك درهم را روغن می خریدم چه می شد؟ امام فرمود: ای ابوهریره! می خواهی مرا در روز محشر شرمنده گردانی…
6-انفاق علی(علیه السلام) به اعتراف دشمنان
انفاق بسیار و بخشش بی حساب او آنچنان زیاد بود كه سرسخت ترین دشمنان او (معاویه) نیز اعتراف داشت. با این كه وی همواره در جهت مشوش ساختن چهره امام در كار دروغ سازی و افترا زدن بود، با این حال او نمی توانست فضیلت جود و سخای آن حضرت را انكار كند.
مردی بنام «مخفی بن ابی مخفی ضبی» روزی به معاویه گفت: من از پیش بخیل ترین مردم آمده ام. معاویه بن ابی سفیان گفت: «وای بر تو! چگونه می گویی او بخیل ترین مردم است، حال آن كه اگر او خانه ای از طلا داشته باشد و خانه ای از كاه، طلای خود را پیش از كاه انفاق خواهد كرد.[20]
7-تهیه مسكن برای مستمندان
امام علی(علیه السلام) با كار و تلاش فراوان و تولید مناسب، نیاز نیازمندان مدینه را برطرف می فرمود و سالانه چهل هزار دینار درآمد باغ های او بود كه در راه خدا به مستمندان می بخشید یا در ازدواج جوانان و ترغیبشان به ازدواج و یا تهیه مسكن برای مستمندان استفاده می كرد.
در تاریخ نوشته شده كه امام خانه هایی می ساخت و در اختیار مستمندان قرار می داد بعنوان مثال، امام(علیه السلام) در محله «بنی زریق» مدینه چند خانه ساخت و آنها را به خاله های خود بخشید با این شرط كه پس از آنان وقف مستمندان باشد.
پی نوشت ها
[1] . الغدیر ج 3 ص 222.
[2] . خطبه قاصعه (نهج البلاغه).
[3] . امالی شیخ صدوق ص 279.
[4] . حكمت عبادت ص 237 «آیت الله جوادی آملی».
[5] . سفینه البحار «ماده قوا».
[6] . خطبه 192 نهج البلاغه.
[7] . بحار ج 20 ص 67.
[8] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 20 ص 316.
[9] . سفینه البحار ج 1 ص 149.
[10] . علل الشرایع ص 14.
[11] . فروع كافی ج 1 ص 37.
[12] . بحار ج 41 ص 33.
[13] . بحار ج 23 ص 19.
[14] . نهج البلاغه- نامه 24.
[15] . مجمع البیان ج 3.
[16] . امالی شیخ صدوق ص 89.
[17] . بحار ج 43 ص 143.
[18] . امالی شیخ صدوق ص 149.
[19] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 22.
[20] . بحار ج 33 ص.
منبع: احمد شرفخانی؛ روزنامه کیهان