اثبات مرجعیت علمی قرآن به عنوان آخرین کتابی آسمانی، یکی از مباحث مهم در حوزه علوم و معارف قرآنی است. مرجعیت علمی قرآن به این معناست که قرآن دارای بالاترین شایستگی های علمی در رفع نیازها و انتظارات علمی نسبت به سایر منابع علمی است. این موضوع نشان می دهد که قرآن می تواند منبعی غنی از موضوعات معرفتی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و … برای محققان به شمار آید. در ادامه، به منظور اثبات مرجعیت علمی قرآن، به شواهدی در این زمینه از کلام علامه سید محمد حسین طباطبایی به عنوان یکی از بزرگترین مفسران قرآن اشاره می کنیم.
جامعیت و کمال دین
از جمله مباحث علامه که شاهدی بر مرجعیت علمی قرآن کریم از آن استنباط می شود، اعتقاد ایشان به کمال و تمامیت دین اسلام است در مقابل سایر ادیان. ایشان این مطلب را در موارد مختلف از جمله ذیل آیه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» بیان می کند.
به اعتقاد علامه، ظاهر آیه بر این دلالت دارد که موارد پنجگانه مذکور در آیه (امر به معروف، نهی از منکر، تحلیل طيبات، تحریم خبائث و برداشتن تکالیف شاقه جعلی و غیرالهی) از مختصات دین اسلام و موجب کمال این دین است. از نگاه علامه قوانین مجعوله در هیچ دین و هیچ قانون اجتماعی ای به تفصیل قوانین دین اسلام نیست و مانند آن به جزئیات و دقایق امور نپرداخته است.[1]
علامه در کتاب رسالت تشیع در دنیای امروز نیز به جامعیت دین در تأمین حیات معنوی انسان تصریح دارد.[2] وی همچنین ذیل آیه ۱۴۵ سوره اعراف و ۴۸ سوره مائده ضمن اثبات عدم کمال ادیان مسحیت و یهودیت بر کمال دین اسلام تأکید می کند؛ نیز در جای دیگر با استناد به روایاتی از اهل بیت (ع) بر عدم کمال شریعت های سابق و کمال و جامعیت شریعت اسلام تأکید می نماید.[3]
علامه در کتاب قرآن در اسلام می گوید قرآن مشتمل بر حقایق مقاصد همه کتاب های آسمانی است؛ بلکه بیشتر از آنها و هر آنچه بشر در پیمودن راه سعادت از اعتقاد و عمل به آن نیازمند باشد، در این کتاب به صورت تام و کامل وجود دارد؛[4] در نتیجه قرآن کتابی است که اعتبار و صحتش محدود به زمان خاصی نیست؛ زیرا ماورای کمال چیزی نیست.
وی در بحث تاریخی پیرامون پیدایش علوم در میان امت اسلام بیان می دارد که قرآن کریم هیچ شأنی از شئون انسان را واگذار نمی کند و نوع انسان را در همه احوالش محکوم به احکام خود می داند و این امر به انسان های خاص و زمان های خاصی اختصاص ندارد. به عقیده وی قرآن با تمامی علوم و صنعت ها که با ناحیه ای از نواحی زندگی بشر ارتباط داشته باشد، اصطکاک دارد و این امر از آیاتی که بشر را به تدبر، تفکر، تذکر و تعقل دعوت و تشویق می کند، فهمیده می شود و هدف قرآن از این دعوت و تشویق معرفت خداوند است.[5]
گرچه بر اساس مباحث بیان شده در موضوع جامعیت معرفتی قرآن از نظر علامه به سادگی می توان دریافت که مراد ایشان از تمامیت و کمال دین صرفاً تمامیت در امر هدایت و تشریع است، همین مقدار نیز می تواند شاهدی باشد برای اعتقاد وی به مرجعیت قرآن کریم در هدایت و تشریع.
جامعیت معارف قرآن و معجزه
مرحوم علامه طباطبایی اعجاز قرآن کریم را به صورت مشخص در سه جهت معرفی می کند: ۱. در حقایقی که راهی برای کشف آن نیست، مانند امور غیبی و اختلاف در حکم؛ ۲. علم؛ ۳. بیان. وی همچنین می گوید اعجاز قرآن که در جهات مختلف تحقق یافته است برای تمام افراد بشر و در هر شرایطی ادعا شده است.
انسان اگر در فضایل خود یا دیگران بیندیشد، خواهد دید که معارف قرآن کریم برترین معارف است و بدیلی برای آن نتوان یافت؛ همچنین در اخلاق و سعادت بشر نیز دستوری یافت نمی شود که همسنگ قرآن باشد؛ نیز در احکام و رفتار و فروعات قرآن کریم دارای جامعیت و شمولی است که هیچ قانون و قانونگذاری را توان همسانی با قرآن نیست.
علامه در اثبات اعجاز قرآن کریم ضمن ادعای عمومیت و فراگیر بودن جامعیت قرآن برای تمامی بشر در بسط این ادعا که قرآن دل ها و عقول بشر را متوجه خود ساخته و انسان های دارای فطرت پاک را مجذوب خود کرده است، تأکید فراوانی بر جامعیت معرفتی، هدایتی، قانونی و نظام مندی اخلاقی آخرین کتاب آسمانی دارد. آخرین معجزه آسمانی از سنخ علم و معرفت است و فهم و ادراک آن منحصر در قوای ادراکی حسی نیست تا ادعای آن مخاطبان محدودی در زمان محدود را در بر گیرد.[6]
وی پس از فتح باب دیگری در بحث اعجاز بـا اشاره به تحدی قرآن کریم به علم و معرفت و اشاره به آیاتی چون «وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ»[7] و «لا رَطْبٍ وَ لا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»[8] می نویسد: هر کس در تعالیم اسلام و کلیاتی که قرآن کریم بیان کرده است، سیر کند و نیز در جزئیات بیان شده در قرآن کریم مانند «و ما آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ، وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»[9]يا آيه «لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللهُ»[10] و آیاتی از این قبیل که معارف قرآن را به بیان پیامبر گرامی اسلام (ص) حواله داده است، تأمل نماید، خواهد دید که اسلام از معارف الهی فلسفی، اخلاق فاضله و قوانین دینی و فرعی، از عبادت ها و معاملات و سیاسات اجتماعی و هر چیز دیگری که انسان ها در مرحله عمل بدان نیازمندند، نه تنها متعرض کلیات و اصول مسائل شده، بلکه جزئی ترین مسائل را نیز بیان کرده است. عجیب اینکه تمام معارفش بر اساس فطرت و اصل توحید بنا شده است؛ به گونه ای که تفاصیل و جزئیات احکامش بعد از تحلیل به توحید بر می گردد و اصل توحیدش بعد از تجزیه به همان تفاصیل بازگشت می کند.[11]
بیان فوق از علامه می تواند شاهدی باشد برای مرجعیت علمی قرآن کریم در حوزه های معرفتی، اخلاق، احکام و قوانین.
رابطه قرآن با علوم
یکی از مهمترین شواهد موجود در نوشته های علامه طباطبایی برای اثبات اعتقاد وی به مرجعیت علمی قرآن کریم مسئله پیوند قرآن و علم از نگاه علامه است. وی ضمن تبیین تجلیل قرآن کریم از علم و دانش اندوزی و ترغیب به تحصیل علم و دانش به نمونه هایی از تأکیدات قرآنی در این مورد اشاره می کند؛ آنگاه از سه دسته علومی که با قرآن کریم ارتباط برقرار می کنند، نام می برد: علومی که قرآن کریم به تعلیم آنها دعوت می کند؛ علومی که خاص قرآن کریم و درباره آن است؛ علومی که قرآن کریم در پیداش آنها نقش داشته است.
گروه اول شامل مجموعه ای از علوم می گردد که در دسترس فکر انسانی قرار دارد و تعلّم آنها به نفع بشر و سعادت جامعه انسانی است. البته دعوت قرآن به تعلیم و تعلم این دانش ها به شرطی است که به حق و حقیقت منتهی شوند، و گرنه علمی که انسان را به خود مشغول سازد و از حقیقت باز دارد، از نگاه قرآن کریم مترادف با جهل است.
نوع دوم از علوم نیز مجموعه دانش هایی است از قبیل فنون و هنرهای تلاوت، فنون قرائات مختلف، فنون شمارش اعداد و سوره ها و کلمات و حروف، فنون رسم و ضبط و املای قرآن کریم، فن تفسیر و دانش هایی از ایــن سنخ.
نوع سوم از علوم عموماً دانش هایی هستند که در سده های نخستین عصر اسلامی و در میان امت اسلام پدیدار شده اند. گرچه برخی از آنها ریشه یونانی نیز داشته اند، پس از اندکی در عالم اسلام از ماهیت یونانی خود جدا شده و با فکر و فرهنگ اسلامی آمیخته گردیده اند. این دانش ها حدیث، رجال، درایه، اصول فقه، کلام، ادبیات و تاریخ است. مرحوم علامه حتی ارتقای علومی مانند فلسفه، طبیعیات و ریاضیات در عالم اسلام را مرهون دعوت و انگیزه بخشی قرآن کریم می داند.[12]
گرچه وجود هر سه قسم ارتباطی قرآن و علم، نشان از عظمت علمی قرآن کریم دارد، مرجعیت علمی قرآن لزوماً در هر سه قسم برشمرده اثبات شدنی نیست. قسم اول که تنها به تعلیم علوم مختلف دعوت می نماید. این دعوت خاص قرآن کریم نیست که به آن مرجعیت ببخشد؛ چراکه سایر کتاب های آسمانی، همچنین سایر نوشته های بزرگان علمی دنیا مشحون از تمجید دانش و دعوت به آن است. دانش های نوع دوم نیز اساساً دانش هایی بیرون از قرآن کریم و صرفاً در مورد قرآن است، نه برساخته قرآن کریم. نوع سوم دانش ها در صورت اثبات نقش قرآن کریم در ایجاد توسعه یا راهبری آنها می تواند از ابراندیشگی قرآن کریم و هیمنه آن بر دانش ها و در نهایت مرجعیت علمی قرآن کریم حکایت نماید.
باید توجه داشت که مرجعیت علمی قرآن کریم تنها در گرو ایجاد یا توسعه دانش ها نیست؛ بلکه امکان پاسخگویی به نیازهای علمی، همچنین راهبری جریان تفکر و اندیشه در حوزه های مختلف دانشی می تواند به مرجعیت علمی قرآن کریم بینجامد. تأسیس و تولید دانش امری است و طرح روش های تازه و جریان سازی دانش و راهبری آن امری دیگر. قرآن كريم لزوماً توليد دانش نمی کند؛ اما بر اساس کلیات و ارزش های مطرح در این کتاب می توان روش ها، مکاتب و مبانی مختلفی در دانش های مختلف ایجاد کرد؛ به عبارت دیگر قرآن لزوماً مولَّد دانش ها نیست؛ بلکه مقوم آنها نیز هست.
روش عملی علامه در رجوع به قرآن
قطع نظر از اندیشه و نوشته های علامه در اثبات مرجعیت علمی قرآن کریم در حوزه های برشمرده، با استناد به روش علمی خود علامه در مواجهه با قرآن کریم و مراجعه به آن نیز می توان اعتماد وی به قدرت علمی قرآن کریم و مرجعیت آن را دریافت. از شیوه ها و روش های وی در المیزان و سایر نوشته های ایشان چنین بر می آید که وی فارغ از اعتقاد یا عدم اعتقاد به مرجعیت علمی قرآن کریم، خود در فرآیند فهم معارف عقلی و شهودی، قرآن کریم را میزان و معیار معرفت قرار می داد. این نکته علاوه بر اینکه در برداشت های تفسیری ایشان روشن می شود، در نقد روش های تفسیری برخی مفسران نیز بیان شده است.
مشرب وی در معرفت شناسی این گونه بود که مسائل مختلف علوم اعم از فلسفی و عرفانی را که در حوزه تخصص وی بود بر معارف قرآن کریم عرضه می کرد؛ آنگاه هر چه با آن مطابق بود، می پذیرفت و هر آنچه مطابق نبود، رها می کرد. این نوع عرضه معارف به قرآن کریم و سنجه قرار دادن آن برای صحت سنجی معرفت شاید مهمترین دلیل بر مرجعیت علمی قرآن کریم از نگاه علامه باشد که بیش از کنکاش در نوشته هایش از روش علمی او به دست می آید؛[13] در حالی که وی در مقدمه تفسیر المیزان یکی از چالش های مهم برخی مفسران در روش فهم قرآن را در این می داند که آنان هر چه از ابحاث علمی یا فلسفی به دست آورده اند بر قرآن کریم تحمیل کرده اند بدون اینکه آیات بر آنها دلالت داشته باشد.[14]
جمع بندی
در آثار علامه طباطبایی می توان به شواهدی از پذیرش مرجعیت علمی قرآن از سوی ایشان استناد کرد. از جمله این شواهد تاکید علامه بر جامعیت و کمال دین اسلام نسبت به سایر ادیان است. همچنین از تبیین ایشان درباره جامعیت معارف قرآن و اعجاز کلام وحی و پیوند قرآن با سایر علوم می توان این موضوع را استنباط کرد. علاوه بر این روش عملی علامه در رجوع به قرآن برای حل و فصل برخی مسائل علمی، شاهد دیگری بر تایید ایشان نسب به مرجعیت علمی قرآن است.
پی نوشت ها
[1] طباطبایی، المیزان، ج۸، ص۲۸۱.
[2] طباطبایی، رسالت تشیع در دنیای امروز، ص۱۰۶.
[3] طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۱۴۷.
[4] طباطبایی، قرآن در اسلام، ص۴۰.
[5] طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۲۷۱.
[6] طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۶۰-۶۱.
[7] نحل/۸۹.
[8] انعام/۵۹.
[9] حشر/۷.
[10] نساء/۱۰۴.
[11] طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۶۲.
[12] طباطبایی، قرآن در اسلام، ۱۲۳-۱۲۹.
[13] جوادی آملی، شمس الوحی تبریزی، ص۱۷۴.
[14] طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۸.
فهرست منابع
قرآن کریم.
جوادی آملی، عبدالله، شمس الوحی تبریزی، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۸.
طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
طباطبایی، سید محمد حسین، قرآن در اسلام، بوستان کتاب، ۱۳۸۸.
طباطبایی، سید محمد حسین، رسالت تشیع در دنیای امروز، به کوشش سید هادی خسروشاهی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷.
منبع اقتباس: فاکر میبدی، محمد؛ رفیعی، محمدحسین، مرجعیت علمی قرآن از نگاه علامه طباطبایی، منتشر شده در مجموعه مقالات مرجعیت علمی قرآن از دیدگاه مفسران قرآن، به اهتمام محمدصادق یوسفی مقدم و سید اسدالله موسوی عبادی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۳، ص۶۳-۵۶.