سقط جنین از جمله موضوعات دیرپا و مناقشه برانگیز در تاریخ جوامع انسانی است؛ پدیده ای که در مرز میان زندگی و مرگ، اختیار و اخلاق، حق فرد و حق دیگری قرار دارد. از دوران باستان تا امروز، انسان همواره با پرسش های دشواری درباره مشروعیت، ضرورت یا حرمت این عمل رو به رو بوده است.
در قانون حمورابی، در سنت های ایران باستان و در متون دینی یهود، مسیحیت و اسلام، رد پای احکام و داوری هایی درباره سقط دیده می شود؛ احکامی که نشان می دهد این مسئله از دیرباز در وجدان بشر جایگاهی پرچالش داشته است.
با گسترش دانش پزشکی و تغییرات فرهنگی و اجتماعی عصر جدید، سقط جنین از حیطه فقه و قانون به عرصه فلسفه و اخلاق نیز کشیده شد. نوشتار حاضر با رویکردی اخلاقی می کوشد ضمن مروری کوتاه بر تاریخچه این پدیده، مبانی نظری و استدلال های موافقان و مخالفان سقط جنین را بررسی کند.
معنا و تاریخچه سقط جنین
سقط جنین[۱] اصطلاحا به پایان حاملگی اطلاق می شود که ممکن است در نتیجه عوامل بیوشیمی درونی یا آسیب های بدنی اتفاق افتد یا در نتیجه مداخله عمدی انسان باشد.[۲] این کار هنگامی که به فعل اختیاری انسان برگردد، به لحاظ اخلاقی درخور بررسی است.
سقط جنین در جوامع بشری سابقه ای بس طولانی دارد، بعضی مطالعات حاکی از شیوع این پدیده بین انسان های ماقبل تاریخ است. در قانون حمورابی که حدود ۲۳۰۰ سال قبل از میلاد تدوین شده از سقط جنین اسم برده شده و برای آن مجازات تعیین شده است. در قوانین ایران باستان و روم قدیم نیز برای سقط جنین مجازات تعیین شده بود. ادیان یهودیت و مسیحیت جز در موارد محدود با این کار مخالفت می کردند. امروزه مخالفت کلیسای کاتولیک با این امر آشکارا به چشم می خورد.
دین اسلام نیز با سقط جنین مخالف است و جز در موارد محدودی آن را جائز نمی شمارد. امروزه به دنبال پیشرفت های علمی و صنعتی و نیز وجود بسترهای فرهنگی خاص، سقط جنین شیوع یافته و به امری عادی تبدیل شده است. این در حالی است که کمتر کسی به صورت مطلق آن را اخلاقاً مجاز دانسته است؛ شاید با بازنگری شیوه مبارزه با این امر، بتوان نتیجه بهتری گرفت.
ابعاد مسئله سقط جنین
سقط جنین از ابعاد مختلف پزشکی، قانونی، فقهی، اخلاقی، فلسفی و اجتماعی قابل بررسی است.[۳] هر یک از این ابعاد در جای خود تا حدودی مورد بحث قرار گرفته است. اشاره ای اجمالی به مسائل سقط جنین از بعد اخلاقی، دغدغه اصلی این نوشتار است. آیا سقط جنین از نظر اخلاقی توجیه پذیر است؟ پرسش های زیر ابعاد مسئله را نمایان تر می سازد:
- آیا سقط جنین برای نجات مادر در بارداری هایی که مستقیماً حیات مادر را به خطر می اندازد و در عین حال جنین نتواند خارج از رحم به حیات خود ادامه دهد، اخلاقاً مجاز است؟
- آیا سقط جنین در بارداری های ناشی از تجاوز به عنف یا زنای با محارم، اخلاقاً مجاز است؟
- آیا سقط جنین های ناقص الخلقه، از مجوز اخلاقی برخوردار است؟
هر یک از این موارد می تواند نسبت به زمان سقط جنین ابعاد تازه ای پیدا کند. آیا حکم اخلاقی سقط جنین در روزهای اولیه رشد جنین با سقط جنین در روزهای پایانی رشد یکسان است؟ اصولا از چه زمانی جنین واجد حق حیات گردیده و می توان برای آن شأن اخلاقی در نظر گرفت؟
سقط جنین و نظریات اخلاقی
درباره مسئلۀ سقط جنین به صورت کلی دو دیدگاه وجود دارد: موافقان و مخالفان. موافقان سقط جنین بر اساس یکی از نظریات زیر می توانند سقط جنین را اخلاقاً مجاز شمارند:
-
نظریه وظیفه گروانه
بعضی از وظیفه گرایان ممکن است با تکیه بر اصل تعمیم پذیری، استدلال کنند یک فرد در کنترل زندگی خویش آزاد است، پس حق دارد تصمیم بگیرد که آیا بچه دار شود یا خیر و اگر ناخواسته باردار شد، بدون توجه به این که چگونه حامله شده است، می تواند سقط جنین را انتخاب کند، به شرط این که بتواند به شکل غیر متناقض اراده کند که این تصمیم وی در حوزه مباحث اخلاقی به یک قانون عمومی تبدیل شود و نسبت به همه افراد به طور یکسان اجرا شود.
البته باید توجه داشت که در نگاه کانتی، این استدلال در صورتی صحیح است که برای جنین، هیچ شأن و منزلتی قائل نباشیم اما اگر جنین دست کم در بعضی از مراحل رشد خود دارای ارزش ذاتی و شأن اخلاقی باشد، آنگاه حق زن در بچه دار شدن با حق حیات جنین تعارض خواهد نمود و استدلال وظیفه گروانه بر مجاز بودن سقط جنین کافی نخواهد بود.
-
نظریه نتیجه گروانه
ممکن است بعضی از سودگرایان با تکیه بر نظریه نتیجه گروی استدلال کنند که اگر ادامه بارداری و زایمان نسبت به سقط جنین ناراحتی های بیشتری را در پی داشته باشد، سقط جنین مجاز و درست خواهد بود. بر اساس این معیار، کشتن یک انسان اساساً اشتباه نیست، ملاک، بیشترین خیری است که این عمل می تواند برای بیشترین افراد در پی داشته باشد.
در برابر این استدلال اگر کسی قائل شود که آزادی سقط جنین به عنوان یک خط مشی همگانی ممکن است نسبت به منع سقط جنین ناراحتی های بیشتری ایجاد کند، سقط جنین اخلاقاً روا نخواهد بود. بدین ترتیب سنجش میزان نتایج و چیستی آنها و موازنه و ترجیح میان نتایج، مترتب بر هر یک از گزینه های فراروی، یکی از دشواری های این نظریه است.
دلایل مخالفان سقط جنین
مخالفان سقط جنین نیز با توسل به اصول ذیل می توانند از نظر خویش دفاع کنند:
-
قانون طبیعی
بر اساس این قانون، جنین، یک انسان است و همچون انسان های بالغ، حقوقی دارد که از طبیعت ناشی شده است؛ از این رو سقط جنین از نظر اخلاقی، حکم قتل را دارد، حتی اگر حاملگی حاصل تجاوز به عنف باشد باز هم نمی توان گناه را به گردن جنین انداخت و او را کشت.
-
نظریه امر الهی
سقط جنین بر اساس متون دینی، امری ناروا و خلاف اخلاق است. مخالفت با سقط، اگرچه قابل تبیین و مدلل است، اما دلیل اصلی و قاطع چنین حکمی، همان فرمان الهی است.
سقط جنین در شرایط خاص
موافقان و مخالفان، فروع و صورت های متنوع این مباحث را بر مبنای خویش در معیارهای کلی احکام هنجاری مورد داوری قرار می دهند؛ مثلاً مخالفان سقط جنین با توجه به حق حیات جنین در بعضی از اوقات، سقط را اخلاقا مجاز شمرده اند، از جمله زمانی که جنین، ناشی از تجاوز به عنف یا زنای با محارم باشد.
بعضی از این افراد برای اثبات مدعای خود، مثالی بیان می کنند: فرض کنید طرفداران یک هنرمند بسیار معروف، جهت نجات جان او شما را که دارای گروه خونی مناسب برای کمک به او بوده اید، ربوده و در حالت بیهوشی جریان خون شما را به جریان خون آن هنرمند بیمار متصل کرده اند تا سموم خون بیمار از طریق کلیه های شما از بدن او خارج شود.
وقتی شما به هوش می آیید از طریق مدیر بیمارستان با خبر می شوید که این اتصال، نه ماه طول باید بکشد تا مریض بهبود یابد. قطع اتصال بیمار از شما به مثابه کشتن اوست؛ با این که شما رضایت به این کار نداشتید، آیا حق دارید اتصال را قطع کنید و موجب قتل بیمار شوید؟ از نظر این گروه، اخلاقاً شما الزامی ندارید که نُه ماه در رختخواب بمانید. در زنای با محارم و تجاوز به عنف نیز جنین، حقی در استفاده از بدن مادر ندارد و مادر اخلاقاً الزامی ندارد که نُه ماه بارداری را تحمل کند.
عده ای نیز ممکن است بگویند مثال هنرمند با آن شخص ربوده شده، متفاوت از نسبت مادر با جنین است؛ چرا که هنرمند با آن شخص ربوده شده بیگانه است و از این رو آن شخص بیگانه ممکن است اخلاقاً به تحمل نه ماه الزامی نداشته باشد اما جنین در صورتی که متولد شود، فرزند آن مادر خواهد بود، لذا مادر اخلاقاً حق ندارد جنین را سقط نماید. حتی اگر جنین، ناشی از تجاوز به عنف یا زنای با محارم باشد، مادر تنها می تواند بعد از تولد، ولی چنین طفلی نشود و به اصطلاح حقوقی نفی ولد کند.
عده ای بحث سقط نمودن جنین های معیوب و ناقص الخلقه را از جمله مباحث یوتانازی یا قتل از روی ترحم می دانند اما عده ای معتقدند حتی اگر قتل از روی ترحم اخلاقاً مجاز نباشد، سقط در چنین مواردی اخلاقا مجاز است؛ زیرا جنین معیوب و ناقص الخلقه، همسان یک شخص نیست. به نظر می رسد معیارهای بیان شده در مورد جواز یا عدم جواز سقط جنین از جمله وظیفه گرایی و نتیجه گرایی در این موارد (جنین ناشی از زنای با محارم یا تجاوز به عنف و جنین معیوب) نیز تعیین کننده باشد.
نتیجه گیری
در داوری اخلاقی پیرامون سقط جنین، بین مکاتب اخلاقی و فلسفی، هیچ پاسخ مطلق و یکسانی وجود ندارد و هر رویکرد، از وظیفه گرایی تا نتیجه گرایی، نسبت به موضوع سقط نظرات متفاوتی دارند اما آنچه مسلم است، این است که شأن انسانی جنین و مسئولیت اخلاقی مادر، باید در توازن و تعادل در نظر گرفته شود. جامعه اخلاق محور، به جای عادی سازی این پدیده، باید به ارتقای سطح آگاهی، مسئولیت پذیری و پاسداشت حرمت حیات اهتمام ورزد.
پی نوشت ها
[۱] Abortion.
[۲] برای آشنایی با دیگر تعاریف: ر.ک: امیر دیبایی، چکیدۀ اخلاق و قوانین پزشکی، ص۲۱۵.
[۳] برای مطالعه بیشتر ر.ک: سید مصطفی محقق داماد، تحقیقی در مورد سقط جنین عوارض مسائل و موضوعات پیرامون آن، مجموعه مقالات اخلاق پزشکی، ج ۵، ص ۱۶۸-۱۳۱.
منبع اقتباس: جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی؛ چالش ها و کاوش های نوین در اخلاق عملی، قم، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۹ش، ص۱۵۹-۱۶۴.