احسان و نیکی در کلام امام محمد باقر (علیه‌ السلام)

احسان و نیکی در کلام امام محمد باقر (علیه‌ السلام)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

احسان و نیکی با دیگران از ارزش های بسیار مهم انسانی است که در دین اسلام به آن توجه خاصی شده است. احسان و نیکی با انگیزه های مختلف در افراد تحقق می یابد.

احسان و نیکی معمولا به معناى نيكو كارى تفسير مى‏ شود، ولى گاه معناى وسيع ترى براى آن ذكر شده، و آن هر گونه عمل صالح، بلكه انگيزه‏ هاى عمل صالح است چنان كه در حديثى از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مى ‏خوانيم كه در تفسير احسان فرمود:

«ان تعبد اللَّه كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك‏؛ احسان آن است كه خدا را آن چنان پرستش كنى كه گويى او را مى ‏بينى و اگر تو او را نمى ‏بينى او تو را مى ‏بيند».[1]

بديهى است هنگامى كه انسان، چنان ايمان به خدا داشته باشد كه گويى او را مى ‏بيند و او را در همه حال حاضر و ناظر بداند به سراغ اعمال صالح مى‏ رود، و از هر گونه گناه و معصيت خوددارى مى ‏نمايد.[2]

متن حدیث امام باقر (علیه‌ السلام)

قَالَ الامام الباقر (علیه‌ السلام): إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَهْلًا مِنْ خَلْقِهِ حَبَّبَ إِلَیهِمُ الْمَعْرُوفَ وَ حَبَّبَ إِلَیهِمْ فِعَالَهُ وَ وَجَّهَ لِطُلَّابِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَیهِمْ وَ یسَّرَ لَهُمْ قَضَاءَهُ كَمَا یسَّرَ الْغَیثَ لِلْأَرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِیحْییهَا وَ یحْیی أَهْلَهَا.

  وَ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَعْدَاءً مِنْ خَلْقِهِ بَغَّضَ إِلَیهِمُ الْمَعْرُوفَ وَ بَغَّضَ إِلَیهِمْ فِعَالَهُ وَ حَظَرَ عَلَى طُلَّابِ الْمَعْرُوفِ التَّوَجُّهَ إِلَیهِمْ وَ حَظَرَ عَلَیهِمْ قَضَاءَهُ كَمَا یحْظُرُ الْغَیثَ عَنِ الْأَرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِیهْلِكَهَا وَ یهْلِكَ أَهْلَهَا وَ مَا یعْفُو اللَّهُ عَنْهُ أَكْثَرُ؛[3]

امام باقر (علی السلام) فرمود: خدا براى احسان و نیکی شایستگانى از خلق خود را قرار داده، آنان را احسان دوست نموده و نیكوكارى را محبوبشان ساخته و احسان ‏جویان را روى به سوى ایشان داشته و روا كردن نیاز اینان را بر آنان آسان فرموده است، چنان كه باران را براى زمین بی حاصل به آسانى (روان) كرده تا آن را زنده كند و به اهلش جان دهد.

و به راستى خدا از خلق خود (برخى) را دشمن احسان قرار داده كه خصم نیكى و احسانند و نیكوكارى را بر آنان ناگوار ساخته است، و احسان ‏جویان را از آنكه رو به سوى آنان‏ آرند باز داشته و آنان را نیز از نیكو كارى مانع شده چنان كه باران را از زمین بی حاصل باز داشته تا آن را تباه و ساكنانش را نابود كند، و (با این همه) آنچه را خدا مى ‏بخشاید بیش از اینهاست.[4]

باتوجه به این حدیث شریف در جامعه افراد مختلفی وجود دارد برخی احسان و نیکی را نسبت به دیگران دوست می دارند و آنان را به بارانی تشبیه نموده که بر زمین بی حاصل ببارد و به آن حیات بخشد. اما برخی هم هستند که با احسان و نیکی میانه خوبی ندارند و آنان را به کسانی تشبیه نموده که نمی گذارند بارانی بر زمین بی حاصل ببارد تا ساکنین آن هلاک شوند.

امام باقر (علیه‌ السلام) در حدیثی دیگیر فرموده است: مَنْ صَنَعَ مِثْلَ مَا صُنِعَ إِلَیهِ فَقَدْ كَافَأَ وَ مَنْ أَضْعَفَ كَانَ شَكُوراً وَ مَنْ شَكَرَ كَانَ كَرِیماً وَ مَنْ عَلِمَ أَنَّهُ مَا صَنَعَ كَانَ إِلَى نَفْسِهِ لَمْ یسْتَبْطِئِ النَّاسَ فِی شُكْرِهِمْ وَ لَمْ یسْتَزِدْهُمْ فِی مَوَدَّتِهِمْ فَلَا تَلْتَمِسْ مِنْ غَیرِكَ شُكْرَ مَا آتَیتَهُ إِلَى نَفْسِكَ وَ وَقَیتَ بِهِ عِرْضَكَ. وَ اعْلَمْ أَنَّ طَالِبَ الْحَاجَةِ لَمْ یكْرِمْ وَجْهَهُ عَنْ مَسْأَلَتِكَ فَأَكْرِمْ وَجْهَكَ عَنْ رَدِّهِ؛[5]

هر كه احسان و نیکی چنان كند كه با او كرده‏ اند، پاداشى سربه ‏سر داده و هر كه دو چندان كند سپاسگزارى كرده و هر كه سپاس گزارد، كریم است. و هر كه بداند هر احسانى كند به خود كند (و ذخیره دیگر سراى خود اندوزد) مردم را ناسپاس نشمرد و بیش مهرى آنان را نخواهد. سپاس مندى دیگران را بر آنچه خود به خویشتن كرده و با آن آبرویت را نگهداشته ‏اى از آنان مخواه و بدان كه نیاز خواه آبرویش را از خواهش آورى به نزد تو حفظ نكرده است پس تو آبرویت را از رد كردن (و دریغ داشتن بر) او نگاهدار.

در این حدیث مراتب احسان و نیکی را بیان فرموده است. و نیز بیان فرموده که در احسان و نیکی نمودن با دیگران باید حفظ آبرو شود. و کسی که دست رد به نیازمند می زند در حقیقت آبروی خود را ضایع کرده است.

احسان و نیکی به فقرا و نیازمندان

احسان و نیکی با عمل و با رفتار درست و با کمک و برآورده نمودن نیازهای دیگران محقق می شود. مصداق اتم و اکمل احسان و نیکی، رفع نیازهای مادی دیگران است. همچنین سخت نگرفتن مقروض نیز از مصادیق احسان و نیکی است. و  بهترين راه براى عبور از گردنه ‏هاى سخت آخرت و مناسب ‏ترين زاد و توشه براى لحظه‏ هاى هولناك صحراى محشر، كمك به فقرا و احسان‏ به نيازمندان است. اين كار در حقيقت شبيه آن است كه اين زاد و توشه را در دنيا تحويل آن‏ها دهيم و آن‏ ها با خود حمل كنند و در قيامت تحويل ما دهند. آيا از اين معامله پرسودتر و بهتر وجود دارد؟[6]

به همین دلیل خداوند در قرآن کریم فرموده است: «وَ أَنْفِقُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنين‏؛[7] و در راهِ خدا، انفاق كنيد! و (با ترك انفاق،) خود را به دست خود، به هلاكت نيفكنيد! و نيكى كنيد! كه خداوند، نيكوكاران را دوست مى‏ دارد».

در آیات قبل از جهاد سخن گفته شده و سپس به انفاق دستور داده و احسان ونیکی در آخر آمده است؛ يعنى، این آیات انسان را  از مرحله جهاد و انفاق به مرحله احسان‏ و نيكى رهبرى مى ‏كند؛ زيرا مرحله احسان‏ بالاترين مراحل تكامل انسانى است كه اسلام به آن توجه دارد. آمدن اين جمله در ذيل آيه انفاق در ضمن اشاره به اين است كه در انفاق مى ‏بايست كمال نيكى و مهربانى باشد و از هر نوع منّت و آنچه باعث رنجش و ناراحتى انفاق شونده مى ‏باشد برحذر گردد.[8]

اميرمومنان (عليه السلام) در عهدنامه مالك اشتر به او چنين توصيه فرمود:

«إيّاك و المنّ على رعيّتك باحسانك أو التّزيّد فيما كان من فعلك أو أن تعدّهم فتتبع موعدك بخلفك فإن المنّ يبطل الإحسان و التّزيّد يذهب بنور الحقّ؛[9]‏ از منت بر رعيت به هنگام احسان و نيكى ‏كردن، بپرهيز، و از آن ها زياده خواهى در برابر آنچه انجام داده‏اى، مكن، و هرگاه وعده ‏اى به آن ها مى‏ دهى، تخلف منما، چرا كه منت، احسان‏ را باطل مى‏ كند و زياده ‏خواهى، نور حق را از ميان مى ‏برد.[10]

احسان و نیکی نسبت به همسر

یکی از موضوعات انفاق همسر انسان است که در معرض طلاق قرار می گیرد. خداوند در آیه طلاق می فرماید: «الطَّلاقُ مَرَّتانِ‏ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ‏».[11] طلاق، (طلاقى كه رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است؛ (و در هر مرتبه،) بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند (و آشتى نمايد)، يا با نيكى او را رها سازد (و از او جدا شود)

بنا بر اين طلاق سوم، رجوع و بازگشتى ندارد، و هنگامى كه دو نوبت كشمكش و طلاق و سپس صلح و رجوع انجام گرفت، بايد كار را يكسره كرد، و به تعبير ديگر اگر در اين دو بار، محبت و صميميت از دست رفته، بازگشت مى‏ تواند با همسرش زندگى كند و از طريق صلح و صفا در آيد، در غير اين صورت اگر زن را طلاق داد ديگر حق رجوع به او ندارد مگر با شرايطى كه در آيه بعد بیان شده است.

به هر حال منظور از جدا شدن توام با احسان‏ و نيكى اين است كه حقوق آن زن را بپردازد و بعد از جدايى، ضرر و زيانى به او نرساند و پشت سر او سخنان نامناسب نگويد، و مردم را به او بدبين نسازد، و امكان ازدواج مجدد را از او نگيرد.

بنا بر اين همانگونه كه نگاهدارى زن و آشتى كردن بايد با معروف و نيكى و صفا و صميميت همراه باشد، جدايى نيز بايد توام با احسان گردد.

و بر طبق آنچه در ادامه آیه آمده است شوهر نمى‏تواند هنگام جدايى چيزى را كه به عنوان مهر به زن داده است باز پس گيرد و اين يك مصداق جدايى بر پايه احسان است. بعضى از مفسران [12] مفهوم اين جمله را وسيع‏ تر از «مهر» دانسته و گفته ‏اند چيزهاى ديگرى را كه به او بخشيده است نيز باز پس نمى ‏گيرد.[13]

احسان و نیکی به والدین

حق پدر و مادر از مسائلى است كه در قرآن مجيد زياد روى آن تكيه شده و كمتر موضوعى است كه اين قدر مورد تاكيد واقع شده باشد، و در چهار مورد از قرآن، بعد از توحيد قرار گرفته است. كه ميان اين دو ارتباط و پيوندى است و در حقيقت چنين است چون بزرگترين نعمت، نعمت هستى و حيات است كه در درجه اول از ناحيه خدا است، و در مراحل بعد به پدر و مادر ارتباط دارد، زيرا كه فرزند، بخشى از وجود پدر و مادر است، بنا بر اين ترك حقوق پدر و مادر، هم دوش شرك به خدا است.[14]

خداوند می فرماید: «وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ‏ إِحْساناً؛[15] (به ياد آوريد) زمانى را كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد؛ و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد».

همچنین می فرماید: «قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ‏ إِحْسانا؛[16] بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد»

و باز می فرماید: «وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ‏ إِحْسانا؛[17] و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد!

و نیز می فرماید: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ‏ إِحْسانا؛[18] و خدا را بپرستيد! و هيچ چيز را همتاى او قرار ندهيد! و به پدر و مادر، نيكى كنيد».

نتیجه گیری

از احادیث امام محمد باقر (علیه‌ السلام) این نتیجه به دست آمد که احسان و نیکی از اموری است که در دین اسلام بسیار مهم است و از این رو د احادیث و آیات قرآن کریم توجهی خاصی به آن مبذول گردیده است.  احسان و نیکی از نظر موضوع محدودیت ندارد با هر کسی حتی با کافران می توان با احسان و نیکی برخورد نمود. همچنین بیان شد که احسان و نیکی درمورد والدین، فقرا و مسمتندان و نیز همسر بسیار مورد تاکید قرار گرفته و به ویژه احسان با والدین در مرتبه بعد از عبادت خداوند و اعتقاد به توحید قرار داده شده است.

گردآوری: حمید الله رفیعی

پی نوشت ها

[1] . تفسير فى ظلال القرآن، ج1، ص 276.

[2] .تفسير نمونه، ج2، 39.

[3] .  تحف العقول‏، ص 295.

[4] .  ترجمه تحف العقول‏، ص 302.

[5] . تحف العقول، النص، ص: 300

[6] .  آيات ولايت در قرآن، ص235.

[7] . سوره بقره، آیه 195.

[8] . اسلام و كمكهاى مردمى‏، ص63.

[9] . نهج البلاغه، نامه 53.

[10] .  اسلام و كمكهاى مردمى‏، ص 128.

[11] . سوره بقره، آیه 229.

[12] . تفسير كبير، جلد 6 صفحه 99.

[13] . تفسير نمونه، ج‏2، ص: 167

[14] . تفسير نمونه، ج‏3، ص 379.

[15] . سوره بقره، آیه 83.

[16] . انعام ، آیه 151.

[17] . سوره اسراء، آیه 23.

[18] . سوره نساء ، آیه 36.

منابع

1. قرآن کریم.

2. نهج البلاغه.

3. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسين‏، چ2، 1404 ق/ 1363 ش.

4. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، ترجمه تحف العقول‏، مترجم: اتابكى، پرویز، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، چ1، 1376ش.

5. سید قطب، تفسير فى ظلال القرآن.

6. مکارم شیرازی، ناصر، اسلام و كمكهاى مردمى‏، ملاحظات: تهيه و تنظيم بانو ج فرازمند، قم، نسل جوان، چ1، 1383ش.

7. مکارم شیرازی، ناصر، آيات ولايت در قرآن، ‏ ملاحظات: تهيه و تنظيم حجة الإسلام والمسلمين ابوالقاسم عليان، قم، نسل جوان‏، چ3، 1386ش.

8. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، تهيه و تنظيم جمعى از فضلاء، تهران، دار الكتب الاسلاميه‏، چ32، 1374ش.

بدون دیدگاه