صله رحم و قطح رحم، از موضوعاتی هستند که در دین اسلام بسیار مورد توجه قرار گرفته اند و صله رحم، واجب و قطع رحم، حرام شمرده شده است. صله رحم به معنای حفظ ارتباط با ارحام و خویشاوندان است و قطع رحم به معنای قطع ارتباط با آنان است.
در دین اسلام صله رحم در کنار کارهای خوب دیگر اجر رسالت محسوب گردیده است و گفته شده که «مودت قربى» در قرآن کریم به معناى عشق به كارهاى خوب است؛ دوست داشتن نماز، روزه، حج، جهاد، صله رحم، احترام به بزرگان و ديگر كارهاى خوب، اجر و مزد رسالت محسوب مى شود.[1]
روايات صله رحم و رسيدگى به خويشاوندان متواتر و بسيار زياد است كه ما فقط به چند روايت اكتفا مى كنيم تا بى دردان جامعه كمى احساس درد كرده، و به رسالت انسانى اسلامى خود آگاه گردند.
قَالَ الامام محمد الباقر ( علیه السلام): ثَلَاثُ خِصَالٍ لَا یمُوتُ صَاحِبُهُنَّ أَبَداً حَتَّى یرَى وَبَالَهُنَّ الْبَغْی وَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ وَ الْیمِینُ الْكَاذِبَةُ یبَارِزُ اللَّهَ بِهَا وَ إِنَّ أَعْجَلَ الطَّاعَةِ ثَوَاباً لَصِلَةُ الرَّحِمِ وَ إِنَّ الْقَوْمَ لَیكُونُونَ فُجَّاراً فَیتَوَاصَلُونَ فَتَنْمِی أَمْوَالُهُمْ وَ یثْرُونَ وَ إِنَّ الْیمِینَ الْكَاذِبَةَ وَ قَطِیعَةَ الرَّحِمِ لَیذَرَانِ الدِّیارَ بَلَاقِعَ مِنْ أَهْلِهَا؛[2]
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: سه خصلت است كه صاحبشان نمیرد تا نتیجه بد شان را ببیند: ستمكارى، قطع رحم و سوگند دروغ كه پیكار با خداست. راستى كه زود پاداش ترین طاعت، صله رحم است و راستى كه (هر چند) گروهى بدكار باشند ولى (چون) صله رحم كنند (و با هم پیوند نگاه دارند) اموالشان افزایش پیدا کرده و ثروتمند شوند. و راستى كه سوگند دروغ و قطع رحم خانه ها را ویران و از خانمانشان تهى كند.
امام محمد باقر (علیه السلام) در حدیثی دیگری فرموده است: «صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَكِّی الْأَعْمَالَ وَ تُنْمِی الْأَمْوَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تُیسِّرُ الْحِسَابَ وَ تُنْسِئُ فِی الْأَجَلِ؛[3] رسيدگى به خويشاوندان و مرتفع ساختن احتياجات آن ها، اعمال انسان را رشد و نمو داده (عاملى براى تكثير اعمال نيك است) و موجب زيادى اموال و رفع بلا و مصيبت گشته، و محاسبه را آسان و اجل را به تاخير مى اندازد.[4]
در حدیث دیگری بر اهمیت صله رحم تاکید داشته و آن را از مکارم دنیا و آخرت دانسته و حتی با اقاربی که رابطه خود را قطع می کند باید صله رحم را انجام داد. وَ قَالَ امام محمد باقر (علیه السلام): ثَلَاثَةٌ مِنْ مَكَارِمِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ أَنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ تَحْلُمَ إِذَا جُهِلَ عَلَیكَ.[5]؛ سه چیز، به دنیا و آخرت، از بزرگواری هاست: آن كس را كه بر تو ستم كرده ببخشى، با آنكه با تو قطع رحم کرده صله رحم انجام دهی و چون بر تو جهالتى رود بردبارى كنى.
در اینجا یک حدیثی درباره صله رحم از امام صادق (علیه السلام) نیز ضمیمه می کنیم که فرموده است:«صِلَةُ الرَّحمِ و حُسْنُ الجوارِ يَعْمُران الدّيارِ و يَزيدان فى الاعْمارِ»[6]؛ رسيدگى به خويشاوندان و رفع احتياجات آن ها و رفتار نيكو با همسايگان شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند».
آثار و خواص صله رحم
از اين دو روايات استفاده چند خاصيت كه بر صله رحم مترتب مى گردد قابل توضيح است:
1. رشد و نمو اعمال
صله رحم و رسيدگى و نيكى به خويشاوندان موجب تصفيه و پاكيزگى اعمال و رشد كردار آدمى مى گردد؛ وقتى انسان به شاخ و برگ درخت زندگى خود كه همان اقوام او باشند، رسيدگى كرد، و از خشكيدن حتى برگى از برگ هاى اين درخت جلوگيرى نمود، احساس آرامش و صفاى باطنى خواهد كرد، كه خود عاملى براى تصفيه و رشد اعمال نيك است. وقتى چنين صفائى را حاكم بر نفس خود مشاهده كرد، به تدريج در صدد برمى آيد تا به وسيله نيكي هاى ديگر بر اين صفا و روحانيت دل بيفزايد، و بالطبع كردار او خالص تر و اعمال نيك او بيشتر مى گردد.
2. رشد و افزايش اموال
صله رحم عاملى براى رشد و افزايش مال است، افزايش چه از نظر ارزيابى ذهنى و چه از نظر عينى و در خارج از ذهن. اگر روح انسانى به اينجا رسيد كه ايثار و گذشت را سرلوحه زندگى قرار داد، و در صدد رفع نياز دوستان و نزديكان خود برآمد، يك ريال زيادتر از مؤونه زندگى خود را هم زياد ارزيابى كرده، و افزون مى يابد، و در صدد است حتى اين مقدار كم را هم صرف غير كند.
و اما از نظر عينى و محيط بيرون از محدوده ذهن هم مال او فزونى مى يابد، كسى كه به دستور خداوند متعال عمل كرده و نيكى مى كند خداوند راه هایى را براى توسعه اموال براى او مى گشايد، راه هایى كه قبل از اين نيكى به روى او باز نبود، راه هایى كه اموال حلال از آن طريق به دست مى آيد و ديگر لازم نيست براى جمع مال حتى به كارهاى حرام روى آورد و علاوه بر اين طبعا از نظر روانى وقتى اين آسودگى را احساس كرد كه شاخ و برگ خاندان و وابستگان او با طراوت و شادابى به زندگى ادامه مى دهند، خود نيز با فكر و انديشه اى باز در تمام امور و جهات و از جمله كسب مال تلاش مى كند، و با روشنائى تفكر آزاد روزهائى را مى يابد كه قبل از اين اعمال نيك نمى يافت زيرا تاكنون تاريكى خودپسندى و حبس مال اجازه روشنائى و يافتن آن روزنه را نمى داد.
3. برطرف شدن بلاها و گرفتاري ها
صله رحم موجب رفع بلاها و گرفتاری ها می شود. امورى كه نام آن را بلا و گرفتارى مى ناميم عوامل مختلف و گوناگونى دارد از مهمترين آن ها جمع ثروت است، جمع مال خود عاملى براى بلاها و حوادث است، اختلالات روانى، تشتتات ذهنى و افكار درهم ريخته كه از ازدياد مال بروز مى كند، عواملى براى خودكشى ها، تصادفات، نزاع ها، كشمكش ها و تخاصمات است.
اكثر اين پيشامدها را بايد در كانال توجه بيش از حد به ثروت و انقطاع عاطفى نسبت به خويشاوندان جستجو كرد، بى عنايتى به كسانى كه همچون بازوهاى كارسازى مى توانند در هر لحظه و برهه زمانى يار و ياور و مددكارى مفيد باشند.
چرا ايجاد حوادث معلول طبيعى و منطقى جمع ثروت نباشد؟ در حالى كه هر چه اموال بر هم انباشته گردد، به همان نسبت فكر انسان در زندان محاسبات محبوس و زندانى مى گردد؛ حتى در خواب هم فكر آزادى ندارد، و دائما مشغول به محاسبه در مورد ثروت و راه هاى ازدياد و حفظ آن است.
اين حوادث و بلاها را انسان خود آفريننده است، و مسلما خداوندى كه عالم به همه مكنونات است وقتى مشاهده كند، كه بنده اى در راستاى اطاعت از فرامين او به بيچاره اى رسيدگى كرد چرا در وقت بيچارگى و گرفتارى حوادثى را كه از ناحيه غير او به او متوجه مىشود، دفع نكند؟
مگر مى شود چنين نكند كه پيامبرش فرمود: «الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيَالُ اللَّهِ، وَ أَحَبُّهُمْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْفَعُهُمْ لِعِيَالِهِ؛[7] خلق همه به منزله خاندان خدايند، محبوب ترين مردم در نزد خداوند سودمندترين مردم به خلق او مى باشند».
4. آسان شدن حساب در روز قيامت
آسان گرفتن بر خلق خدا كه عيال او محسوب مى شوند و به ويژه آسان گرفتن بر نزديكان و كمك كردن بر آن ها مسلما آسانى در آخرت را به دنبال دارد، زندگى و حياتى كه بر محور آگاهى و معرفت دور زده و در آن هر فردى جلوه اى از جلوات الهى و رشحه اى از رشحات خداوندى به حساب آيد، و هر كمكى به فردى بر مبناى چنين ديدى انجام پذيرد، حياتى معقول خواهد بود و چنين حيات معقولى يقينا، معلولى به نام آسانى حساب را به دنبال دارد.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) زمانى كه پسر و دختر حاتم طائى در جنگ اسير شدند، با آن ها رفتار اسير جنگى نفرمود و به آن ها احترام گذارد و وقتى از ايشان سوال مى شود چرا آن ها را مورد احترام قرار داديد با اين كه كافر هستند؟ مى فرمايد: پدر آن ها داراى خصلت نيكوئى بود كه خدا آن را دوست دارد، او داراى صفت پسنديده سخاوت بود، وقتى پيامبر خدا به خاطر آسان گرفتن و اعانت حاتم به مردم، حتى به فرزندان او آسان مى گيرد، چگونه خداوند متعال با خود افرادى كه متصف به چنين صفت نيكى هستند، در دنيا و آخرت آسان نگيرد.
5. ازدياد طول عمر و تاخير افتادن مرگ
یکی از آثا صله رحم ازدیاد عمر است. چنانكه در خصوصيت سوم اشاره شد، بسيارى از مرگ هاى زودرس معلول اختلالات روانى، اندوه ها، غم ها و نگرانى هائى است كه به واسطه درد و رنج همنوع براى وجدان انسان پيش مى آيد، وقتى عضوى از پيكره جامعه در حال درد و غم بسر برد تاثيرى عميق در تمامى اجزاء جامعه مى گذارد، اگر اين مسئله براى ما واضح شد، كه تمامى انسان ها اعضاء يك پيكرند و فشارى در عضوى به مثابه فشار در ديگر اعضاست و چه بسا دردى در عضو كوچكى، تمامى ماشين بدن را از حركت باز مى دارد، و سعى و تلاش كرديم تا هرگز دردى حاصل نشود، و يا اگر شد سريعا برطرف كرديم، خواهيم ديد كه ماشين بيشتر دوام مى يابد.
به قول سعدى:
بنى آدم اعضاى يك پيكرند كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
اگر چنان كرديم كه اصلا بار فقر بر گُرده فردى از افراد جامعه سنگينى نكرد و يا اگر نشانه اى از آن ظاهر گرديد سريعا در زوال آن كوشش كرديم، ديگر مرگ هاى ناشى از اين احساس درد و اندوه مرتفع خواهد شد و انسان ها بيشتر عمر كرده و بهتر به زندگى خود ادامه مى دهند.
گذشته از اين خداوند متعال برحسب مقتضاى حكمت خود هر چه و هر كس نافع تر براى جامعه باشد در صورت عدم وجود مانعى بيشتر ابقاء خواهد نمود، تا هر چه زيادتر مردم از شمع وجودى او نور و حرارت بگيرند قرآن مجيد مىفرمايد: «وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى الْارْضِ؛[8] و امّا آنچه نفع مى رساند به مردم، در زمين باقى مى ماند».
6. آبادى شهرها
انفاق به محرومان و ناتوانان، اگر به طور فراگير بر تمام خانه ها و بر فرد فرد جامعه سايه بگستراند و از جامعه فقر به كلى ريشه كن گردد قهرى است كه شهرها نيز آباد مى گردد. آرى جامعه همچون درختى است كه ثروت بايد به صورت مواد غذائى از آوندها و مجارى تغذيه آن بالا رفته و به تمامى سلول ها، حتى سلول هائى كه در زواياى يك برگ لميده اند برسد، وگرنه به تدريج شاخه هاى آن رو به زردى گرائيده و تمام درخت نابود مى گردد.
در پايان به كلام زيبا و بلند مولى در خطبه 23 نهج البلاغه درباره رسيدگى به نزديكان و صله رحم اشاره مى كنم.
«الا لا يَعْدَلَنَّ احَدُكُم عن القرابة يَرى بها الخَصاصةَ انْ يَسُدَّها بالّذىِ لا يَزيدَهُ انْ امسَكهُ و لا يَنْقُصُهُ انْ اهْلكَهُ و مَنْ يَقبض يَدَه عن عَشيرتِهِ فَانَّما تُقْبَضُ منهُ عنهُمْ يدٌ واحدةٌ و تُقْبَضُ منهم عنهُ ايْد كثيرةٌ و مَنْ تَلِنْ حاشِيَتُهُ يَسْتَدِم مِنْ قَومِه المودّةَ».
آگاه باشيد، نبايد يكى از شما از نزديكان خود روى برگرداند، در حالى كه آن ها گرفتار فقر و پريشانى هستند، و (نبايد) امتناع كند از مالى كه اگر نگه دارد به مال او چيزى افزوده نمى شود، و اگر انفاق كند چيزى از مال او كم نمى شود،- اگر از خويشان او تنگدست و محتاج اند نبايد از كمك مالى دريغ كند، مالى كه اگر حفظ شود تاثيرى در ازدياد اموال نداشته و اگر تقديم مستحقى گردد تاثير و كمبودى در ثروت احساس نمى شود و خداوند متعال جبران مى كند.
و كسى كه دست از ارحام خويش كشد جز اين نيست كه او يك دست از آن ها مى كشد، و در مقابل دست هاى زيادى از او كشيده مى شود؛ زيرا او يك نفر و جمعيت طائفه بسيار است و طبعا جدا شدن يك نفر ضررى به ديگران نمى زند ولى جدایى يك فاميل از يك فرد مضر به حال او است. و كسى كه (با خويشان خود) متواضع و مهربان و همراه باشد، دوستى هميشگى آن ها را جلب كرده است (هر وقت كمك و يارى بخواهد دست ها و قدم هائى آماده، براى خدمت به او مهيا خواهد بود.[9]
نتیجه گیری
صله رحم با ارتباط گرفتن با اقوام و نزدیکان و یاری رسانی مادی و معنوی به آن ها تحقق پیدا می کند و آثار مثبت و مفید بسیاری دارد. این اخلاق انسانی، به خاطر همین آثار مثبت و ارزنده اش، در دین اسلام واجب گردیده است. کسی که صله رحم انجام می دهد، سعی می کند تا حتی الامکان مشکلات خویشاوندان و نزدیکان خود را رفع نماید که در نتیجه هم از نظر روانی نشاط پیدا کرده و هم از نظر اجتماعی در میان خویشان خود محبوب می گردد. عوامل روانی و روحی باعث ازدیاد عمر او می گردد و اگر کمک های مالی در حد توان خود انجام دهد نه تنها از مالش کاسته نمی شود بلکه باعث برکت در مالش می گردد.
گرد آوری: حمید الله رفیعی
پی نوشت ها
[1]. آيات ولايت در قرآن، ص 182.
[2]. اتحف العقول، ص 294.
[4] . اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين)، ج1، ص 331.
[5] . تحف العقول، ص 300.
[6] . الکافی، ج2، ص152.
[7] . قرب الإسناد، ص 120.
[8] . سوره رعد، آیه 17.
[9]. اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين)، ج1، ص332 – 336.
منابع
1. قرآن کریم.
2. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسين، چ2، 1404 ق/ 1363 ش.
3. حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلامT محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، چ1، 1413ق
4. كلينى، محمد بن يعقوب، الکافی، مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ4، 1407ق.
5. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين)، ملاحظات: تهيه و تنظيم حجة الإسلام والمسلمين اكبر خادم الذاكرين، قم، نسل جوان، چ1، 1385ش.
6. مكارم شيرازى، ناصر، آيات ولايت در قرآن، ملاحظات: تهيه و تنظيم حجت الاسلام و المسلمين ابوالقاسم عليان نژادى، قم، نسل جوان، چ3، 1386ش.
منبع
مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين).