اسلام واقعی و گروه های تروریستی

1400-12-24

368 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

امروز جهانیان رفتارگروه های تروریستی مثل داعش، بوکوحرام و القاعده  را به عنوان اسلام واقعی تلقی می کنند و می گویند مسلمانان هیچ بهانه ای برای فرار از این واقعیت ندارند. این مقاله به مطالبی پرداخته تا غیر واقعی بودن  این باور را ثابت کند.

اسلام واقعی را باید از متون دینی مثل قرآن و احادیث صحیح به دست آورد نه از عمل کرد کسانی که به نام دین جنایت می آفرینند و علت اینکه دین اسلام واقعی اجرا نشده است روی‌گردانی مسلمانان از اهل بیت عصمت و طهارت است و اجرای کامل آن ممکن نیست مگر با وجود افراد صالح و معصوم و خود دین خودش را نمی‌تواند اجرا کند.

کسی که واقعا از اسلام اطلاعات لازم داشته باشد، اینگونه شبهات ذهن او را مشغول نمی کند چه اینکه بسیاری از مسلمانان و حتی غیر مسلمانان که اندک اطلاعاتی از اسلام و آموزه های آن دارند، این سوالات و شبهات در ذهن آنان خطور نکرده بلکه همة این واقعیات و عمل کردهای خشن و غیر انسانی گروه های تروریستی را مخالف با آموزه‌های دین اسلام تلقی می کنند. این جریانها که خاستگاهی در میان اهل سنت داشته حتی از طرف علمای اهل سنت خارج از دین اسلام می دانند. بنابراین کسی که عمل کرد داعش، بوکوحرام و القاعده و سایر جریانهای تروریستی و تکفیری را از دین اسلام ناشی دانسته از دو حالت خارج نیست یا اینکه هیچ اطلاعی از دین اسلام ندارد و یا اینکه این شبهات را برای تخریب و ضربه زدن به دین اسلام شایع کرده تا  دین اسلام در افکار مردم ناآگاه منفور جلوه کند. به هر حال و در هر فرضی ما وظیفه خود دانسته تا به پاسخ این شبهات بپردازیم.

در اینکه کافران و غیر مسلمانان از نظر دین اسلام حق و حقوقی دارند هیچ تردیدی در آن نیست. خداوند می فرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ * إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»[1] یعنی خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏كند چرا كه خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد. تنها شما را از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‏كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون‏راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستمگر است!

معناى آيه اين است كه: خدا با اين فرمانش كه فرمود:«دشمن مرا و دشمن خود را دوست نگيريد» نخواسته است شما را از احسان و معامله به عدل با آنهايى كه با شما در دين قتال نكردند، و از ديارتان اخراج نكردند، نهى كرده باشد، براى اينكه احسان به چنين كفارى خود عدالتى است از شما، و خداوند عدالت‏كاران را دوست مى‏دارد.[2]                       

 بنابراین اسلام رعایت حقوق انسانی را برای همه ابنای بشر لازم می داند و تجاوز به جان ناموس و  مال هر انسانی را ممنوع و عمل غیر انسانی معرفی می کند.  

اما در اینکه کافران حق و حقوقی خاصی دارند، منافات با این ندارد که اگر کافران جنگ را بر علیه مسلمانان راه اندازی کنند، زنان و یا مردان آنان توسط مسلمانان به اسارت گرفته شوند.

آیه 24 سوره نساء که می فرماید: «وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» حرمت ازدواج با زنان شوهر دار را بیان کرده است. اما اینکه ازدواج با زنان شوهر دار کفار که در جنگ به عنوان اسیر به دست مسلمانان می‌افتادند، جایز دانسته شده است، معنای جواز ازدواج با این گونه زنان در جنگهای مشروع صدر اسلام این نیست که مسلمانان حق داشته اند به آنان تجاوز کنند. بلکه این حق برای مسلمانان داده شده بود که با آنان ازدواج شرعی انجام دهند.

در اين آیه که ازدواج به زنان شوهردار حرام شده اختصاصى به زنان مسلمان ندارد بلكه زنان شوهردار از هر مذهب و ملتى همين حكم را دارند يعنى ازدواج با آنها ممنوع است. تنها استثنايى كه به اين حكم خورده است در مورد زنان غير مسلمانى است كه به اسارت مسلمانان در جنگها درمى‏آيند و اسلام اسارت آنها را بمنزله«طلاق» از شوهران سابق تلقى كرده، و اجازه مى‏دهد که بعد از تمام شدن عدة آنها با آنان ازدواج كنند و يا همچون يك كنيز با آنان رفتار شود (إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ).

ولى اين استثناء، به اصطلاح،«استثناى منقطع» است، يعنى چنين زنان شوهردارى كه در اسارت مسلمانان قرار مى‏گيرند رابطه آنها به مجرد اسارت با شوهرانشان قطع خواهد شد، درست همانند زن غير مسلمانى كه با اسلام آوردن رابطه او با شوهر سابقش (در صورت ادامه كفر) قطع مى‏گردد، و در رديف زنان بدون شوهر قرار خواهد گرفت.

از اينجا روشن مى‏شود كه اسلام به هيچوجه اجازه نداده است كه مسلمانان با زنان شوهردار از ملل و مذاهب ديگر ازدواج كنند و به همين جهت، براى آنان عده مقرر ساخته و در دوران عده از ارتباط زناشويى با آنها جلوگيرى نموده است.

فلسفه اين حكم در حقيقت اين است كه اين گونه زنان يا بايد به محيط«كفر» بازگشت داده شوند، و يا بدون شوهر همچنان در ميان مسلمانان بمانند و يا رابطه آنها با شوهران سابق قطع شود و از نو ازدواج ديگرى نمايند، صورت اول بر خلاف اصول تربيتى اسلام و صورت دوم ظالمانه است، بنا بر اين تنها راه همان راه سوم است.

از پاره‏اى از روايات كه سند آن به ابو سعيد خدرى صحابى معروف مى‏رسد برمى‏آيد كه آيه فوق در باره اسراى غزوه اوطاس[3] نازل گرديده و پيامبر(ص) بعد از اطمينان به اينكه زنان اسير باردار نيستند به آنها اجازه داد كه با مسلمانان ازدواج كنند و يا همچون يك كنيز در اختيار آنها قرار گيرند. اين حديث تفسير بالا را نيز تاييد مى‏كند.[4]

اما رفتار داعشیان با زنان اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان تجاوز به ناموس و بی عفتی است و هیچ شباهتی با ازدواج ندارد. این آیه شریفه و هیچ آیه دیگری و یا حدیثی عمل شنیع داعشیان را توجیه نمی کند، بلکه این رفتار آنان به دلالت همین آیه زنای محصنه و غیر محصنه به حساب می‌آید. داعشیان به نام جهاد نکاح و یا به هر بهانة دیگری با دختران و زنان مسلمان و غیر مسلمان ازدواج نمی‌کنند بلکه با آنها به صورت غیر مشروع همبستر می شوند. و بدون اینکه مسائل شرعی مانند عده و بچه دار بودن و امثال اینها را رعایت کنند به زور زنان را در اختیار خود قرار می‌دهند.

اما اینکه اسلام واقعی چیست آن را باید در قرآن و متون حدیثی صحیح و سیرة رسول گرامی اسلام و سایر معصومین جستجو نمود نه در عمل کرد عده ای جنایت کاران و غاصبان حکومت اسلامی. پس این سخن بجاست که اسلام واقعی در جامعه عملی نشده است. بنابراین دولت های اسلامی که تا امروز در دنیا رواج داشته است از دیدگاه مذهب شیعه مشروعیت دینی نداشته اند. و عملی نشدن دین اسلام دلیل بر تقصیر یا بطلان آن نیست بلکه این مسلمانان و مردم هستند که نخواسته اند دین اسلام پیاده شود. علت اینکه دین اسلام واقعی اجرا نشده است روی‌گردانی مسلمانان از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است و اجرای کامل آن ممکن نیست مگر با وجود افراد صالح و معصوم. برای اینکه دین اسلام در جامعه بشری عملی شود و انسانهای روی زمین رستگار شده و از گمراهی نجات یابند پیامبر اسلام(ص) دو ثقل محکم را برای هدایت بشر بر جای گذاشت و فرمود: «یا ایهاالناس انی تارک فیکم امرین لن تضلوا ان اتبعتموهما و هما کتاب الله و اهل‌بیتی عترتی»؛[5] یعنی من در میان شما دو چیز را بجا می­گذارم اگر از هردوی آن‌ها متابعت کنید هرگز گمراه نمی‌شوید و آن دو، کتاب خدا و اهل‌بیتم عترتم هستند. اما مسلمانان از این دو امر فاصله گرفته و هر روز فاصله آنان با این دو ثقل هدایت، بیشتر شده و نه تنها به این منبع هدایت متمسک نمی شوند بلکه در مقابل آن دو قرار گرفته اند. پس این مردم و مسلمانان هستند که خود شان را ازبرکات دین اسلام محروم کرده اند و امامان معصوم و اهل بیت رسول خدا را نگذاشتند که دین را در میان مردم اجرایی و عملی کنند. و به همین علت مسلمانان منتظر مهدی موعود هستند تا دین اسلام را صد در صد برای مردم جهان عملی کنند.

علت غایی دین اسلام به دو غایت میانی و نهایی منشعب می‌شود که جامع بین آن تحقق سعادت دنیا و آخرت است. هدف میانی دین قیام مردم به قسط و عدل است و هدف نهایی آن نورانی شدن به نور الهی است. یعنی در پرتو تحقق هدف و غایت، سعادت دنیا و آخرت تأمین می‌شود. آیه« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط»[6] هدف میانی و آیه«كِتَابٌ أَنزَلْنَهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلىَ‏ صِرَاطِ الْعَزِيزِ الحَْمِيد»[7] هدف نهایی را بیان می‌کند.[8]

دین اسلام برای تحقق سعادت دنیایی برنامه های کامل دارد. و سعادت دنیوی هم که با اجرای قسط و عدالت قابل تحقق است نیازمند به حکومت و دولت دینی است؛ زیرا این هدف بدون حکومت قابل تحقق نیست. دین اسلام بر طبق آموزه‌های آسمانی حدود و صغور و کیفیت حکومت‌داری را برای بشر عرضه کرده تا اگر بخواهد بر طبق آن برای خود حکومت تشکیل بدهد.

در باره اجرا شدن و عملی شدن دین اسلام توجه به دو امر اساسی زیر لازم است:

1. حاكميت مطلق الهي؛ از منظر دين اسلام، حكومت و مديريت جامعه تنها از آن مدير و مدبّر مطلق هستي است و نيز تنها كساني مي‏توانند عهده‏دار اين سمت شوند كه از سوي پروردگار به صورت مستقيم يا غير مستقيم برگزيده شوند و در مسير حكومت الهي گام بردارند. در پرتو تحقق اين اصل، مردم از قوانين و دستورات الهي كه حافظ مصالح واقعي انسان است بهره‏مند مي‏شوند و در لواي حكومتي به سر مي‏برند كه مبناي تصميم‏گيري‏ها و سياستهاي آن، دين و تعاليم آن است.

2. حق انتخاب و آزادي تكويني؛ انسان تكويناً آزاد آفريده شده است و هرگز بر پذيرش هيچ حاكميتي اعم از الهي يا غير آن مجبور نيست. از اين رو، به حکم آیه«لا إِكْراهَ فِي الدِّينL نه در اصل دين، تحميل رواست و نه حكومت ديني مي‏تواند اجباري باشد؛ هر چند كه انسان تشريعاً بايد دين و حاكميت الهي را بپذيرد. تصميم اجرا يا عدم اجراي دستورها و قوانين الهي در جامعه به دست مردم است و آنانند كه ارادة خود را براي تشكيل حكومت ديني و زندگي الهي بروز مي‏دهند تا چنين حكومتي ايجاد شود و با حمايت آنها برقرار بماند.[9]

بنابراین علت عملی نشدن دین اسلام در جامعه به خواست و تقصیر مردم برمی‌گردد. خود دین که نمی تواند خودش را عملی کند بلکه این مردم است که باید با پیروی دقیق از قرآن و اهل بیت(ع) با گفتار و رفتارش به دین اسلام جامه عمل بپوشانند. تمرد مسلمانان از دین واقعی اسلام، علت اساسی وجود فجایع در کشورهای اسلامی است و امروز داعش، طالبان، و سایر گروهای تروریستی پرچم اسلام را علم کرده و با تلقی خاصی که از اسلام دارند و یا به علت مأموریتی که دارند در برابر اسلام قد علم کرده اند. اگر به تعالیم و آموزه های مذهب شیعه رجوع شود با برداشته شدن پرده های جهل و  نادانی چهره واقعی دین اسلام چشمان را نوازش داده و قلوب حق‌جویان را به سوی خود جذب خواهد نمود.

پی نوشت:

[1] . ممتحنه، 8-9.

[2] . محمد حسین طباطبایی، ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 399 مترجم: موسوى همدانى، قم،   دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏،چ5، 1374ش. 

[3] . اوطاس نام محلى است كه يكى از جنگهاى اسلامى در آنجا واقع شده است

[4] . ناصر مکالرم شیرازی، تفسیر نمونه، ج3، ص333-334، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ1، 1374ش.

[5]. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدک علی الصحیحین، ج3، ص118. بیروت، دارالكتب العلمية، چ1، 1411ق/1990م، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا.

[6]. الحدید،25

[7]. ابراهیم،1.

[8] . عبدالله جوادی آملی، منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص30، قم، مرکز نشر اسراء، چ6، 1391ش.

[9] . ر.ک: عبدالله جوادی آملی، نسبت دین و دنیا، ص23، مرکز نشر اسراء، چ7، 1391ش.

 

بدون دیدگاه