علت سکوت اهل سنت درباره ظلمهای معاویه

2022-04-16

348 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

در مذهب اهل سنت اصلی وجود دارد که مانع از قضاوت و نقد و بررسی اصحاب می شود بلکه بر طبق این اصل اگر کسی به صحابه رسول خدا(ص) دید بدی داشته باشد ایمان و اسلام او زیر سوال می رود تا چه رسد که آنان را ظالم و فاسق و غیر عادل بدانند. این اصل عبارت است از اینکه صحابه پیامبر(ص) بدون استثنا عادل و با تقوی و مقدس می باشند و کسی حق ندارد که افعال و کردار آنان را مورد نقد و بررسی قرار دهند و هر کاری کرده اند درست بوده و هیچ اشکال دینی ، اعتقادی و اجتماعی بر آن وارد نمی باشد.  اهل سنت به این پندار اعتقاد دارند که صحابه پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ همانند دیگر مسلمانان نيستند، بلكه داراي مقامي مقدس در نزد خداوند مي باشند و كسي حق ندارد با استناد به رواياتي اين امتياز را بپوشاند و حتي اگر روايتي پيدا شود كه در آن بر برخي از صحابه طعن و عيبي وارد كرده باشد، بايستي آن روايت را دور انداخت و دليل شان بر اين مطلب آياتي از قرآن كريم در وصف امت اسلامي است مانند: « كُنتُمْ خَير أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ‏؛ شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم به وجود آورده شديد»[1] « وَ كَذَالِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شهَدَاءَ عَلىَ النَّاسِ، و شما را گروهي قرار داده ايم كه در نهايت ميانه روي هستيد تا شما در مقابل (مخالفان) گواه باشيد»[2] و يا « يَوْمَ لَا يخزی اللَّهُ النَّبى وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُ؛ روزي كه خداوند، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و كساني كه همراه وي هستند، ذليل و رسوا نخواهد كرد».[3]

اهل سنت اين گونه آيات را دليل بر عدالت، ممتاز بودن و اهل بهشت بودن همه اصحاب مي دانند[4] و بر همين اساس حاضر نيستند بپذيرند كه عده اي از صحابه عادل نبودند و از مسير اسلام منحرف شده اند و یا مرتکب ظلم  و جنایات شده اند.

آنان می گویند به هيچ وجه ثابت نشده است كه برخي از صحابه از روي علم و آگاهي به سوي فسق رفته باشند بنابراين آيات قرآن آن ها را ستوده است و اين همان عادل بودن همه صحابه مي باشد.[5]

اهل سنت از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ برای توجیه این عقیده شان روایاتی را هم به رسول خدا (ص) نسبت داده اند مثلا می گویندکه پیامبر فرموده است: بهترين مردمان، مردم عصر من هستند…[6] و يا فرموده است: صحابه مرا بد نگوييد زيرا اگر كسي از شما برابر كوه احد طلا در راه خدا خرج كند برابر با مُدّ صحابي و حتي با نصف مدش هم نمي تواند باشد.[7]  و يا: هر گاه كساني را ديديد كه از اصحاب من بدگويي مي كنند بگوئيد لعنت خدا باد بر كسي كه بد است.[8]

اهل سنت با اين روايات مي خواهند بگويند كه چون صحابه بهترين مردم، داراي بالاترين عمل و بدگويي شان سزاوار لعن است و کسی حق عیب جویی در آنان را ندارند. البته برای توجیه کارهای خلاف برخی صحابه که در تاریخ نقل شده و از آن جمله ظلم خلفا و معاویه در حق امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و سایر اهل بیت، اصل دیگری درست کرده اند و ان عبارت از اجتهاد است.  این اجتهاد در مذهب اهل سنت مورد پذيرش قرار گرفته است تا به وسيله آن رفتار و اعمال برخي از صحابه را در صدر اسلام و در برخي موارد در برابر نصوص مورد توجيه قرار مي دهند. البته آنان اين نوع اجتهاد را فقط حق صحابه رسول خدا مي دانند و فقط خطاهاي آشكار و روشن آنان را از اين طريق مورد تاييد قرار داده و آنان را از جرم و جنايتي كه انجام داده اند تبرئه مي كنند و تازه براي آنان ثوابي هم در برابر كار خطا و حتي جنايت شان قائل هستند! آنان مي گويند صحابه در مسائل فقهي در حيات رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ اجتهاد مي كردند و پيامبر هم آنان را از اين كار منع نمي كرد[9] آنان مي گويند صحابه اجتهادهاي زيادي انجام داده به خصوص در باب تعيين خلافت و امامت مانند اجتهاد صحابه در باره ابوبكر كه او نسبت به ساير صحابه براي امامت سزاوارتر است و نيز اجتهاد ابوبكر درباره خلافت عمر كه او را به خلافت برگزيد.[10]  و همین اجتهاد معاویه ، عمر عاص ، طلحه، زبیر، عایشه و دیگران با این اصل مورد پذیرش اهل سنت قرار گرفته است.

و صحابه هم از نظر اهل سنت به هر كسی گفته می شود که با پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مصاحب بوده يك سال يا يك ماه يا يك روز يا يك لحظه او را ديده باشد.[11] بخاري مي‌گويد: هر مسلماني كه با پيامبر مصاحبت داشته، يا او را ملاقات نموده از اصحاب پيامبر است.[12]

ما به صحت و سقم این عقیده اهل سنت در این مقاله کاری نداریم ولی آنان رفتار خلفا و بنی امیه را در برابر اهل بیت (ع) کار نادرست نمی دانند و از این روی آنان را بر حق دانسته و مخالفین شان را محکوم به خروج از دین می کنند.

ابته این فرهنگ به وسیله بنی امیه در میان اهل سنت ترویج و تثبیت شده و امروز بدون تحقیق برگشت از آن برای اهل سنت مشکل است. بلی کسانی در میان اهل سنت بوده و هستند که با پی بردن به بطلان این اصول، به حقیقت رسیده و از مذهب شان دست برداشته و شیعه شده اند. 

پی نوشت:

[1]. آل عمران /110.

[2]. بقره / 143.

[3]. تحريم /8.

[4]. رك: خطيب بغدادي، الكفايه في علم الروايه، بي جا، دار الكتب العربي، اول 1405ق، ص 64.

[5]. غزالي، محمد، المستصفي في علم الاصول، بيروت، دار الكتب العلميه، 1417ق.ص 130.

[6]. بخاري، محمد، صحيح البخاري، بيروت، دار الفكر، 1401ق، ج 3 ، ص 151.

[7]. همان، ج 4، ص 159.

[8]. همان، ص 195.

[9]. شنقيطي، محمد الامين بن محمد، اضواءالبيان، بيروت، دارالفكر للطباعه و النشر، 1415ق، ج4، ص194.

[10]. همان، ص195.

[11] . ابوبعلي فراء حنبلي، العدة في اصول الفقه، ج 3، ص 988 به نقل از شيعه شناسي پاسخ به شبهات علي اصغر رضواني، ج 1، ص 319.

[12] . ابن حجر عسقلاني شهاب الدين، فتح الباري شرح صحيح بخاري، ج 7، ص 3، دارالمعرفه للطباعة والنشر، بيروت، چاپ دوم.

منبع: نرم افزار مرکز مطالعات حوزه.

بدون دیدگاه