تاریخ پیدایش فرقه اهل حق

1401-01-26

654 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک
فهرست محتوا

اشاره:

اهل حق یك مذهب باطنی است كه معتقدان آن بیشتر در مغرب ایران زندگی می كنند. بعضی دیگر از فرق اسلام نیز، مانند: حروفی ها و متصوفه، خود را اهل حق و حقیقت نامیده اند. امّا اهل حق به معنی اخص نام گروهی است كه به آن ها علی اللهی هم می گویند. در این نوشته به تاریخ پیدایش این فرقه اشاره شده است.

«مذهب اهل حق مجموعه ای از آراء و عقایدی است كه تحت تأثیر افكار اسلامی، زردشتی، یهودی، مسیحی، مهرپرستی و مانوی و هندی و افكار فلاسفه قرار گرفته است.

از نشانه های خاص آنها «شارب» است. یعنی موی سبیل را نمی زنند تا بلند شود و لب بالا را بپوشاند. آنان شارب را معرّف مسلك حقیقت می دانند و معتقدند كه شاه ولایت علی ـ علیه السلام ـ نیز شارب خود را نمی زده است، از این جهت زدن شارب را گناه بزرگ می دانند»(1)، مركز شان تا قرن هفتم هجری لرستان بوده، سپس این مركز به كردستان و كرمانشاهان منتقل گردید.

اهل حق به چهار مرحله برای رسیدن به كمال باور دارند كه در مرحله اول عمل به واجبات دینی را، لازم می دانند و از این به مرحله شریعت یاد می كنند، ولی در مراحل بعدی، یعنی طریقت، معرفت و حقیقت است كه نیازی به عمل كردن بر واجباتی كه در اسلام آمده، و ترك كارهای حرام، نیست.(2)

اهل حقّ یك سری رهبران اصلی دارند كه مورد قبول همه خاندانهای آنهاست. كه عبارتند از : 1- نصیر، 2- بهلول ماهی،3- شاه فضل ولی،4- باباسرهنگ، 5- شاه خوشین،6- بابا نااوس، 7- سلطان اسحق ،8- شاه ویسقلی قرمزی.(3)

همه اینها همراه با یاران و ساداتی كه برای آنان ذكر شده است، مربوط به قبل از قرن هشتم هجری می باشند. امّا از قرن هشتم به بعد، خاندان ها و دودمان های دیگری به وجود آمده اند، به گونه ای كه امروزه یازده خاندان مجزّا را تشكیل می دهند كه عبارتند از:

1- خاندان شاه ابراهیم،2- خاندان عالی قلندر،3- خاندان بابا یادگار،4- خاندان خاموش،5- خاندان میر سور،6- خاندان سید مصطفی (مصفّی)،7- خاندان حاجی بابو عیسی،8- خاندان ذوالنور،9- خاندان آتش بیگی،10- خاندان شاه حیاس،11- خاندان بابا حیدر».(4)

فرقه اهل حق هم اكنون به دو گروه، محافظه كار و اصلاح طلب تقسیم می شوند و این طرز تفكر توسط سادات آنها كه متأثر از فرهنگ كشورهای غربی بوده، وارد مذهب و آئین آنها شده است.

با توّجه به مطالب یاد شده، باید گفت: در مورد اینكه این فرقه در چه زمانی، به وجود آمده و موسس آن چه كسی است؟ نظرات و آراء مختلفی وجود دارد. طبق نظر جیحون آبادی، نصیر مؤسس و بنیان گذار فرقه اهل حق می باشد. بعد هم ادّعا می كند كه نصیر غلام حضرت علی ـ علیه السلام ـ بوده است.(5)

و نحوه قابل جمع بودن این نظریه با آراء دیگر این است كه: همه آنها كه به نوعی ادّعا می كنند كه بنیان گذار اهل حق هستند، بعد از زمان نصیر بوجود آمده اند و به گسترش مكتب او پرداخته اند. امّا بیشتر رهبران و نویسندگان جدید این فرقه زرنگی كرده، نامی از نصیر نمی برند.

وجه مشترك اینها با فرقه نصیریه هم، همان زیاده روی در بالا بردن مقامات معصومین است. همچنین فرقه اهل حق مسلك و آئین خود را، آئین یاری می نامند و این هم وجه مشترك فرقه اهل حق با نصیریه می باشد. چرا كه معنی نصیر كه كلمه ای عربی است، همان یاری و كمك می باشد. در نتیجه نصیری های ایران نام خود را به فارسی تبدیل كرده و خود را یار و یارستان و مسلك جدید را دین یاری نامیدند.(6)

بنابراین می توانیم بنیان گذار این فرقه را نصیر معرفی كنیم و دیگران را گسترش دهنده مكتب نصیر. امّا نه آن چنان كه جیحون آبادی افسانه سرائی كرده است. زیرا تاریخ وجود چنین صحابه ای را برای حضرت علی ـ علیه السلام ـ ذكر نكرده است و نه حضرت علی به مصر سفر كرده است، نه در بین راه از قرقر بن كركر آدرس خواسته و نه گردن زده و پشیمان شده.

امّا در اواخر عصر ائمه ـ علیهم السلام ـ شخصی به نام محمد بن نصیر وجود داشته است. شیخ طوسی هم در كتاب الغیبه او را از یاران اما م عسكری – علیه السلام – شمرده است و می گوید: چون آن امام درگذشت، نصیر، دعوی بابیت و مقام محمد بن عثمان را كه از نوّاب اربعه است، كرد و از سعد بن عبدالله روایت می كند: محمد بن نصیر نمیری دعوی نبوت می كرد و می گفت: امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ وی را بدان كار برانگیخته و او خداست. محمد بن نصیر زناشوئی با محارم و نزدیكی با مردان را روا می شمرد و آن را نوعی فروتنی و خدمت گذاری می دانست و می گفت: این كار از شهوترانی نیك است و خداوند آن را ناروا نشمرده است.(7)

امّا اینكه در عصر حاضر رهبری این فرقه به عهده چه كسی می باشد؟ باید گفت: از مطالب بالا هم روشن شد كه این فرقه از یازده خاندان و دوده (دودمان) تشكیل شده، در نتیجه رهبری هر خاندان را رهبران و سادات آنها برعهده دارند. البته در مورد سادات فرقه اهل حق، باید گفت: آنها نه سید نسبی هستند و نه حسبی به این معنی كه سادات آنها سید واقعی و هاشمی نیستند، بلكه هر یك از بزرگ خاندان كه رهبری آنها را به عهده دارند، سید هم محسوب می شوند. امّا عده ای از اهل حق خودشان بعضی از بزرگان و رهبران خود را سادات حسبی و نسبی می دانند. خصوصاً در مورد سه خاندان 1- شاه ابراهیمی و 2- خاندان آتش بیگی و 3- خاندان خاموشی.(8)

در پایان به عنوان مثال باید گفت: رهبری خاندان آتش بیگی الآن بر عهده سام مشعشعی است و دیگر خاندان ها هر كدام رهبران خاص خود را دارند. و رهبری خاندان شاه حیاس نیز به عهده بهرام الهی فرزند نور علی الهی رئیس فرقه مكتب، می باشد.

اجمالی از بزرگان فعلی اهل حق كه رهبری دوده ها و خاندانهای آنان را بر عهده دارند آورده می شود.

خاندان شاه ابراهیمی سید قاسم افضلی متوفی 1377- سید علیار ثانی معروف به سید عزیزی- سید جمشید – سید علیار بزرگ- سید اسماعیل – سید فضل الله بیك- افضل خان- شمسعلی بیك- رضا بیك ثانی- فتح الله بیگ- رضا بیگ بزرگ و ….(9)

پی نوشت

  1. مشكور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم، ص87.
  2. الهی، نورعلی، برهان الحق، تهران، جیحون، هشتم، 1373ه‍ ش، ص139.
  3. مالامیری كجوری، احمد، اهل حقّ، بیجا، سرّ مرتضی، چاپ اوّل، 1376، ص23.
  4. الهی، نورعلی، برهان الحق، تهران، انتشارات جیحون، چاپ هشتم، 1373ه‍ ش، ص52و56.
  5. جیحون آبادی، نعمت الله، شاهنامه حقیقت، تهران، جیحون، 1373ه‍ ش، ص135.
  6. مالامیری كجوری، احمد، اهل حق، بیجا، انتشارات مرتضی، چاپ اول، 1376، ص163.
  7. طوسی، محمدبن حسن، الغیبه، قم، موسسه معارف اسلامی، 1411ه‍ ق، ص244.
  8. سلطانی، محمدعلی، خاندانهای حقیقت در كرمانشاه، تهران، سها، چاپ دوم، 1381ه‍ ش، ص18.
  9. سلطانی، محمد علی، تاریخ خاندانهای حقیقت، تهران، انتشارات: سها، چاپ دوم، ص25.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه

 

بدون دیدگاه