انحرافت فرقه عرفان کیهانی

2022-05-11

349 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اشاره:

برخی درباره انحراف عرفان کیهانی تردید دارند و می گویند اگر عرفان كیهانی منحرف و مخالف دین است پس درمان امراضی كه از این طریق حاصل می شود و مبلغین آن متدین و مشتاق به نماز و قرآن هستند چه توجیهی دارد و به چه دلیل منافات با اسلام دارد؟ در این نوشته به این پرسش پاسخ داده شده است.

برای تبیین بیشتر مسأله و رفع شبهه در این زمینه ناگزیر باید چند مقدمه بیان شود تا جواب سوال بهتر روشن شود.

مقدمه اول:

عرفان از معرفة به معنای شناسایی و در اصطلاح به معنی شناسایی راه كمالات و معرفت برای رسیدن به حقّ تعالی است پس عارف به كسی گفته می شود كه راه های رسیدن به حقّ تعالی را بشناسد و برای رسیدن به خداوند آنها را طی كند.(1)

مقدمه دوم:

عرفان ناب اسلامی (برای وصول به حقّ) برگرفته شده از اصل متن اسلام است فلذا عمل به فرامین اسلامی و شریعت دینی به عنوان مقدمه ای است برای معرفت خداوند و وصول به آن، پس تا انسان به تكالیف الهی اعمّ از انجام واجبات و ترك محرّمات تماما و كمالا پایبند نباشد آن وصول و معرفت حاصل نخواهد شد. و این مقدمه را می توان تشبیه كرد به پوسته گردو و مغز داخل آن یعنی اسلام و شریعت به عنوان پوسته و محافظ هستند بر عرفان اسلامی كه مثل مغز گردو در داخل اسلام است و تا آن پوسته نباشد مغز گردو (تشبیهی عرفان) به كمال نمی رسد.

مقدمه سوم:

همان طور كه در مقدمه دوم اشاره شد مبنی بر اینكه عمل به فرامین شریعت دینی به عنوان مقدمه ای برای عرفان اسلامی است حال باید توجه داشت كه عارف حقیقی كسی است كه در مراحل اولیه سیر و سلوك خود باید به ظواهر شریعت و آنچه به عنوان تكلیف الهی برای ما ارسال و بیان شده است عمل كند مثل انجام واجبات و ترك محرّمات. و در مراحل بعدی سیر و سلوك (بعد از متخلّق شدن به ظواهر شریعت) باید به بعضی از اعمال درونی مثل تفكّر و توبیخ نفس و محاسبه اعمال و… چنگ زند همان طور كه دستور العمل های عرفانی و اخلاقی علماء و عرفاء مخصوصا عارف كبیر امام امّت در این زمینه زیاد است برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به كتاب «روح عرفانی روح الله» نویسنده محمد رضا رمزی اوحدی مراجعه كنید.

مقدمه چهارم:

اعمال ذكر شده درباره شریعت (ظاهرا و باطنا) اگر مطابق با قرآن و سنت رسول خدا(ص) و ر.ایات صحیح و معتبر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بود قابل قبول و مورد عمل است ولی اگر مخالف به آنها بود با قاطعیت این علم حاصل می شود كه این اعمال غیر مشروع و نهتنها انسان به خدا نزدیك نمی كند بلكه مایه گمراهی و فساد اجتماعی خواهد بود. و این یك قاعده كلی در تمامی عرفان های ادّعائی است كه اگر اصول و عقائد شان با كتاب خدا و سنّت نبوی و روایات معصومین سازگاری داشته باشد مورد قبول است و اگر نه قابل قبول نمی باشد.

با توجه به این مقدمات ، درباره عرفان كیهانی طبق آنچه از اصول یاد شده در كتاب آنها به دست می آید آن است كه عرفان ادّعائی این فرقه در بعضی از موارد با ظواهر و بواطن شریعت همخوانی ندارد بلكه با آنها در تضاد می باشد و در بعضی موارد دیگر هم بعضی از اصول قرآنی و روائی را از جانب خودشان به عنوان اصول مطرح می كنند كه ما در اینجا به چند مورد به عنوان مثال اشاره می‌كنیم.

در اوائل كتاب عرفان كیهانی صفحه 20 در مورد روند درمانی كیهانی به این نكته اشاره می كند كه: در درمان بیمار (چه زن و چه مرد) از راه نزدیك باید مریض ها را با تماس دست بر بدن آنها معالجه كرد. در نقض این قول باید گفت كه تماس بدنی با فرد نامحرم در شریعت اسلام اولا جائز نیست.

ثانیا: فقط در صورت اضطرار به مقدار ضرورت اشكال ندارد.

یا در صفحه 107 كتاب مذكور. مقصد عرفان كیهانی را صرفا جهت نزدیكی به انسان ها معرفی می كند در حالی كه در عرفان ناب اسلامی، مقصد نهائی رسیدن به عبودیت حق تعالی است.

یا در صفحه 60 همان كتاب. راه رسیدن به خدا را به واسطه زیر بنای فكری همه افراد معرفی می كند. در حالی كه راه رسیدن به خدا. یا بدون واسطه و صرفا به جهت تابیدن انوار الهی بر بعضی از قلوب انسان های مخلص و پاك است كما اینكه در آیه 16 سوره ق می خوانیم «نحن أقرب الیه من حبل الورید…. و ما به او از رگ قلبش نزدیكتریم! » و یا به واسطه اهل بیت و عمل به سنت آنها و شفیع قرار دادن آنها در پیشگاه خداوند است كما اینكه در ذیل تفسیر آیه 35 سوره مائده «و ابتغوا الیه الوسیله»به آن اشاره شده است.

و باز در صفحه 150 این كتاب، در ذیل اصل «كار زمینی فقط با قانون زمینی»، هیچ نوع حكومتی را برای خداوند در این جهان كه زمین هم داخل آن است قائل نیستند. كه نتیجه اش قانون جنگلی حاكم بر بشر در كره زمین خواهد بود.

و در آخر. بعضی از كار ها و اعمالی كه در داخل حلقه عرفان كیهانی توسط این گروه به بعضی از افراد ساده لوح ـ داده می شود این است كه در رسیدن به اوج عرفان هیچ حجابی بین زن و مرد وجود ندارد. یا می توان نماز را به فارسی خواند. و خیلی از تفسیر به رأی هائی كه توسط این گروه انجام می شود. كه در اینجا اشاره به سخن گهربار امام صادق ـ علیه السلام ـ خالی از لطف نیست كه می فرماید: «من فسّر القرآن برأیه فلیتبوّا مقعده فی النّار. هر كه قرآن را با رأی خود تفسیر كند نشیمن‌گاه او آتش خواهد بود ».

اما در پاسخ این سخن كه كسانی كه به این حلقه وارد می شوند به نماز و قرآن اشتیاق پیدا می كنند، باید از همان مثل معروف استفاده كنم كه می گویند: «هدف وسیله را توجیه نمی كند یعنی این گروه با كارهائی غیر شرعی می خواهند نتیجه ای شرعی گرفته كه این هم در اسلام نفی شده و به مثل این می ماند كه كسی مالی را بدزدد و آن را به فقراء احسان كند این احسان غیر از گناه سودی به حال این فرد نخواهد داشت.

در آخر به عنوان نتیجه كلّی می توان گفت كه ما انسان ها مأمور به انجام وظیفه و تكالیفی هستیم كه از جانب خداوند در ذمّه ما است. و راه خدا به وسیله رسول خدا(ص) و اهل‌بیت آن حضرت به قدری روشن بیان شده كه هیچ ابهامی در آن وجود ندارد تا انسان برای پیدا كردن راه خدا گرفتار دام‌های مكاتب ساخته ی دست این و آن شود.

پی نوشت:

  1. فرهنگ معارف اسلامی، ج2، ص810.

منبع: نرم افزار پاسخ 2 مرکز مطالعات حوزه.

 

بدون دیدگاه