چیستی خاتمیت

چیستی خاتمیت

۱۴۰۰-۰۸-۲۵

556 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

واژه «خاتم» (بفتح «تاء» یا به کسر «تاء») دلالت دارد که باب نبوّت، ختم شده و مُهر خورده است و این مُهر، شکسته نخواهد شد و پیامبر دیگری با شریعتی جدید نخواهد آمد؛ چنان که هم‏خانواده‏های واژه «ختم» در قرآن همچون «نختم» و «مختوم» و «ختام» به همین معناست؛ یعنی بر پایان و آخر رسیدن و مُهر کردن و نهایت یافتن دلالت دارد .

لذا «خاتم» یعنی مُهر، که در پایان نوشته‏ ها قرار می‏گیرد؛ وقتی نویسنده هر آنچه لازم بود بیان داشت و مقاصد خود را عنوان کرد، پایان نوشتار خود را مهر کرده، ختم آن را اعلام می‏دارد؛ خدای سبحان که با جهانیان سخن می‏گوید، از راه فرستادن وحی برای هدایت انسان‌ها برنامه دارد؛ لذا نه تنها عیسای مسیح، بلکه همه انبیا کلمات الهی هستند؛ منتها در باره حضرت یحیی آمده است که: ﴿مصدّقاً بکلمه منا لله﴾ [۱] و در باره حضرت عیسی آمده است که: ﴿یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم﴾ [۲] انبیا کتاب حقّ و کلام حقّند. خدای سبحان با فرستادن آنها برای جوامع بشری پیام می‏فرستد. پس از پایان گفتار و کلماتش، سلسله ‏نبوتشان را با فرستادن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ختم، و صحیفه رسالت آنان را با وجود مبارک خاتم المرسلین مهر کرده است پس هرگز جا برای نبوت و رسالت دیگری نیست لذامی‏فرماید: رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم زیور همه انبیا و خاتم آنان بوده، و سلسله نبوت، با آن حضرت مهر شده و پایان پذیرفته است.

خاتمیت پیامبر اکرم(ص) در آئینۀ قرآن و احادیث

قرآن و احادیث قطعی، دلالت دارد که پیامبر اسلام‏ صلی الله علیه و آله و سلم خاتم پیامبران است و پس از او پیامبر و شریعتی نخواهد آمد و امّت اسلامی نیز اتفاق دارند که شریعت اسلام تا قیامت ادامه دارد.

قرآن در این‏باره می‏فرماید: ﴿ مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا ﴾ [۳]؛ محمّدصلی الله علیه و آله و سلم پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزی داناست.

هم چنین درروایات وارد شده از پیامبر و خاندان او(علیهم‌السلام) نیز بر مفهوم و معنای مذکور به چشم می آید:

۱-     انس» گوید: از رسول‏خداصلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می‏فرمود: «أنا خاتم الأنبیاء وأنت یا علی خاتِم الأولیاء، وقال أمیرالمؤمنین(علیه‌السلام): ختَم محمّدٌ ألفَ نبی وإنّی ختمتُ ألفَ وصی… »؛ من پایان دهنده پیامبران و تو یا علی! پایان بخش اولیایی. و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: محمّدصلی الله علیه و آله و سلم، پایان بخش هزار پیامبر است و من، هزار وصی را پایان بخشیدم [۴]

۲-      پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «أنا أوّل الأنبیاء خَلْقاً وآخرهم بعْثاً»؛ من از نظر آفرینشْ اوّلم و از حیث بعثت، پایان بخشم [۵]. مقصود از اوّل بودن به‏ لحاظ سبق آفرینش روح آن حضرت‏صلی الله علیه و آله و سلم است، نه خلقت بدن. اولیت آفرینش روح آن حضرت‏صلی الله علیه و آله و سلم را می‏توان از صادر اول یا ظاهر اول بودن وی استظهار کرد.

۳-     حضرت موسی بن عمران (علیه‌السلام) نیز مانند سایر پیامبران، این حقیقت را بر زبان آورده است که پیامبر اسلام، حضرت محمّدصلی الله علیه و آله و سلم خاتم پیامبران است: «قال رسول اللّه: وفیما عهد إلینا موسی بن عمران (علیه‌السلام) إنّه إذا کان آخر الزّمان یخرج نبی یقال له «أحمدصلی الله علیه و آله و سلم خاتم الأنبیاء لا نبی بعده، یخرج من صلبه أئمّه أبرار عدد الأسباط» [۶]؛ پس از او پیغمبری نیست و از صلب او دوازده پیشوا به تعداد اسباط بنی اسرائیل خارج می‏شوند.

۴-     حضرت مسیح(علیه‌السلام)، بنا به نقل انجیل یوحنّا فرمود: «إنّی سائل ربّی أن یبعَث إلیکم «فارقلیط» آخر یکون معکم إلی الأبد و هو یعلّمکم کلّ شی‏ءٍ» [۷]؛ من از پروردگارم خواستم که برای شما «فارقلیط» دیگری (یعنی حضرت محمّدصلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث فرماید که تا ابد با شما باشد و هر چیز را به شما بیاموزد.

۵-      امام محمّد باقر(علیه‌السلام) در تفسیر آیه «ما کان محمّد أبا أحد من رِجالکم ولکنْ رسول اللّه و خاتَمَ النّبیین» می‏فرماید: خاتم النّبیین یعنی پیامبری پس از حضرت محمّدصلی الله علیه و آله و سلم نیست: «یعنی لا نبی بعد محمّد» [۸]

خاتمیت از دیدگاه عقل

اصل نبوّت را می‏توان هم از دلیل‏های برون دینی (دلیل عقلی) و هم از دلیل‏هایدرون دینی (دلیل نقلی) اثبات کرد؛ ولی در انقطاع وحی، دلیلی عقلی بر ضرورت انقطاع خاتمیت نداریم؛ یعنی عقل، آمدن پیامبر دیگر را محال نمی‏بیند، جز این که دلیل‏های درون دینی عقل را متقاعد به پذیرفتن خاتمیت می‏کند؛ هر چند که قلب طاهر و عارف می‏تواند انقطاع نبوّت را مشاهده کند و این راه یعنی شهود خاتمیت اختصاصی به پیامبر ندارد، بلکه اعم از پیامبر و امام و معصوم است.

نمونه آن، مشاهده وحی توسط علی (علیه‌السلام) و تصدیق پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم است: یا علی! آنچه را من می‏شنوم، تو هم می‏شنوی: «إنّک تسمع ما أسمع» [۹]

بنابراین، عقل بشری به ضرورت انقطاع نبوّت و استحاله تداوم آن دست نمی‏یازد، بلکه ادراک پایان نبوّت از راه دانشی است که اگر خداوند به پیامبر نیاموخته بود، خود او نیز بر آن آگاه نبود؛ چنان که قرآن فرمود: ﴿…وعلّمک ما لم تکن تعلم… ﴾ [۱۰]. بنابراین، اگر پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم ادعای خاتمیت نکرده بود، هیچ کس را امکان دست‏یابی بر این راز نبود.

انقطاع وحی، بدان معنا نیست که آنچه دین آورد تا این زمان، صحیح و درست و مستحکم بود و پس از قطع وحی، نسخ و فسخ و باطل و سراب یا به ضد خود مبدّل می‏شود؛ چون دین الهی، نه زوالی از پیش خود می‏گیرد و نه به واسطه شی‏ء دیگر از بین می‏رود و به فرموده قرآن: ﴿ لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ ﴾ [۱۱]؛ از پیش رو و از پشت سر، باطل به سویش نمی‏آید.

همه دست‏آوردهای قرآن تا آستانه قیامت پایدار است؛ گرچه نبوّت از جنبه خبرگزاری تشریعی قطع می‏شود و شریعت و منهاجی جدید نیز نمی‏آید. بنابراین، اگر شریعت نبوی رخت بر بندد، باید اندیشه بشری جای‏گزین آن شود که سر از ادّعای ﴿أنا ربّکم الأعلی﴾ [۱۲] و مانند آن بیرون می‏آورد و چنین چیزی، عقلاً و نقلاً محال و باطل است.

خاتمیت؛ مهمترین شاخصۀ برتری حضرت محمد(ص) بر دیگر پیامبران الهی. [۱۳]

از مهمترین مزایای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خاتمیت اوست، قرآن کریم در این مورد می‏فرماید: ﴿ماکان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول‏الله و خاتم النبیین﴾ [۱۴]

در تبیین این مدّعا باید گفت، مقصود از خاتمیت، هم تأخر و خاتمیت زمانی و هم خاتمیت رتبی در قوس صعود است،لذا همان طور که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در قوس نزول سر سلسله انسان‏های کامل است چون «أوّل ما خلق الله» [۱۵] است، در قوس صعود نیز، اوج و قلّه غایی رسالت است چون خاتم انبیاست. ازاین جمله، نه تنها استفاده می‏شود که پیغمبر اکرم‏ صلی الله علیه و آله و سلم واجد همه مزایای مشترک، و مزایای فرد فرد انبیا، و بعضی از خصایص ویژه است که انبیای قبلی فاقد آن بوده‏اند بلکه نکته دیگری هم استفاده می‏شود که تا روز قیامت احدی بهتر از پیغمبر اسلام نخواهد آمد، زیرا رسول خدا انسان کامل است و هر چند میلیون‌ها سال بگذرد کاملتر از او نخواهد آمد، و اگر کاملتر از وی یافت می‏شد، حتماً او به مقام خاتمیت می‏رسید نه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و چون تالی باطل است پس مقدّم هم، به شرحی که می‏آید، باطل خواهد بود.

اثبات این مطلب، به صورت «قیاس استثنایی» قابل تبیین است به این نحو که: اگر برتر از پیغمبر خاتم، انسانی تا روز قیامت ظهور کند، قطعاً پیغمبر اسلام، پیغمبر خاتم نیست، زیرا اگر خدا انسانی بیافریند که علماً و عملاً اکمل و افضل از پیغمبر اسلام باشد هر گز آن انسان اکمل و افضل، از این انسان کامل و فاضل پیروی نکرده جزو امت او نیست چون اگر انسانی کمالی برتر داشت مطاع و متبوع خواهد بود و دیگران را نیز به مقام خود و آن کمال برتر، هدایت می‏کند، و او باید شاهد جهانیان و اسوه امتها باشد نه پیغمبر اسلام ! لذا اگر تا روز قیامت انسانی کاملتر از پیغمبر اسلام بیاید دیگر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، خاتم‏ الأنبیا نیست و چون آن حضرت به طور قطعی خاتم پیامبران است پس افضل از آن حضرت وجود نخواهد یافت.

پیامبر اسلام؛ مظهر «لیس کمثله شی‏ء»

بنابر این حضرت رسول، شخصیت ممتازی است که نه در گذشته تاریخ همانند داشت و نه در آینده تاریخ مماثل‏دارد. او مظهر ﴿لیس کمثله شی‏ء﴾ [۱۶] و مظهر ﴿ولم یکن له کفواً أحد﴾ [۱۷] است. هر اسمی از اسمای الهی مظهر طلبیده، در بین انسان‌ها ظهوری دارد، وجود مبارک پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم چون در بین انسانها و جهان امکان انسان کاملی است مظهر ﴿لیس کمثله شی‏ء﴾ خدای سبحان است.

همه انبیا، آیات الهی و سایه ﴿نورالسموات والأرض﴾ [۱۸] هستند، ولی پیغمبر،سایه و صورت مرآتی است که  ﴿ولم یکن له کفواً أحد﴾ را بهتر نشان می‏دهد، از این جهت آن حضرت می‏تواند بر همه انبیا مهیمن و خاتِم(به‏کسر) و خاتَم (به فتح) بوده، واجد سیره‏ای علمی ‏باشد که دیگران نداشته و ندارند.

علاقه مندان به شناخت معارف نبوی،برای تأمّل و تعمّق بیشتر درمسألۀ خاتمیت پیامبر(ص)میتوانند به کتاب «وحی و نبوت درقرآن»اثر استاد گرانقدرحضرت آیت الله العظمی جوادی آملی ، مراجعه نمایند.

 پی نوشت ها:

  1. سوره آل عمران، آیه ۳۹.
  2. همان، آیه ۴۵.
  3. سوره احزاب، آیه ۰۴.
  4. تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۲۸۴.
  5. تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۲۸۴.
  6. بحارالأنوار، ج۳۶، ص ۲۸۴.
  7. بحارالأنوار، ج۱۵، ص۲۱۱.
  8. بحار الانوار، ج۲۲، ص۲۱۸.
  9. بحارالأنوار، ج۱۴، ص۴۷۶.
  10. سوره نساء، آیه ۱۱۳.
  11. سوره فصّلت، آیه ۴۲.
  12. سوره نازعات، آیه ۲۴.
  13. سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله در قرآن ج ۱، ص ۲۳-۲۶

‌۱۴. سوره احزاب، آیه ۴۰.

  1. قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «أوّل ما خلق اللهُ نوری»(بحار، ج۱، ص۹۷، ح۷)
  2. سوره شوری، آیه ۱۱.
  3. سوره اخلاص، آیه ۴.
  4. سوره نور، آیه ۳۵.

 

 

بدون دیدگاه