مزایا و مشکلات خانواده های دارای چند فرزند

مزایا و مشکلات خانواده های دارای چند فرزند

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

با این که در گذشته چند فرزند بودن خانواده ها، یکی از بدیهیات جامعه ایرانی بوده و خانواده ها تا دهه شصت اغلب دارای چند فرزند بودند و تک فرزندی بسیار کم و معمولا به دلایل پزشکی و یا اتفاقات ناگوار از جمله از دست دادن یکی از والدین رخ می داد، بعد از تبلیغات اجتماعی به سمت کم فرزندی، خانواده ایرانی با همه وجود آن را پذیرفت تا از ابتدای دهه ۹۰ هشدارها برای پیری جمعیت به صدا در بیاید.

پیری جمعیت به علاوه نسلی که قرار است به تنهایی و بدون خواهر و برادر دوران جوانی و میانسالی را طی کند و فرزندانش از نعمت خاله،‌دایی، عمو و عمه محروم خواهند بود.

در خصوص کاهش چشمگیر تعداد خانوارهای دارای چند فرزند، به عوامل متعددی اشاره شده که مهمترین آن ها عبارتند از: عوامل اجتماعی فرهنگی، فردگرایی، رواج اندیشه های فمینیستی و نیز سکولاریسم، بالا رفتن سن ازدواج، طلاق، عوامل اقتصادی، عوامل روانشناختی، تحصیلات، تغییر نگرش ها و باورها، ضعف در باورهای دینی و تغییر سبک زندگی.

این در حالی است که چند فرزند بودن خانواده، دارای مزایا و ویژگی های مثبت زیادی است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

مزایای چند فرزند بودن خانواده

۱-استقلال بیشتر کودکان چند فرزندی

در خانواده های چند فرزند، استقلال بچه ها هم خیلی بیشتر از تک فرزندی هاست و هم خیلی زود به وجود می آید و پررنگ تر است. بچه های تک فرزند هم خود به خود مستقل خواهند شد ولی به اندازه چند فرزندی ها نیست؛ زیرا ما غالبا والدین کنترلگری هستیم و وقتی چند فرزند داشته باشیم، با آمدن فرزندی بعدی، فرزند یا فرزندان قبلی را از کنترل های افراطی خارج می کنیم و در نتیجه آنها استقلال بیشتری پیدا می کنند.

۲-اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتر

اعتماد به نفس و عزت نفس دو قله ای هستند که در شخصیت همه افراد باید وجود داشته باشند. اعتماد به نفس معمولا در بحث مهارت های فردی مطرح می شود اما عزت نفس بیشتر مربوط به بُعد شخصیت افراد است. اگر کودک شما کاری را خودش می تواند انجام دهد، شما برایش انجام دهید به او ظلم کرده اید؛ زیرا مانع رشد او شده اید.

در خانواده تک فرزند، ممکن است کودک تا سه چهارسالگی انجام کاری مثل کج کردن پارچ و ریختن یک لیوان آب را یاد نگیرد و همیشه مادر برایش انجام دهد ولی در خانواده چند فرزندی، کودک این کار را در ۲ سالگی می آموزد و انجام می دهد. انجام هر مهارتی در سن خودش، ایجاد استقلال می کند و این استقلال حس خودباوری را به همراه دارد و نتیجه این دو اعتماد به نفس را به ارمغان می آورند.

گفتن جمله «من بلد نیستم» اشکالی ندارد ولی گفتن جمله «من نمی توانم» یعنی من در خودم نمی بینم بتوانم این کار را انجام دهم و این بد است. والدین در این موارد باید حواسشان به این کلیدواژه ها باشد.

۳-انحصارگرایی و فردگرایی کمتر

معمولا انحصارگرایی و فردگرایی در فرزندان خانواده های چند فرزندی کمتر است. نسلی که با فردگرایی و انحصارگرایی بزرگ شود، همه چیز را برای خودش می خواهد و در هر اتفاق فقط بدنبال نفع شخصی خودش است. والدین خانواده دارای چند فرزند در صورت مدیریت درست می توانند مانع از تقویت حس انحصارگرایی و فردگرایی شوند و درعوض با تقویت «درک عمومیت» می توانند این قبیل رفتارها را در فرزندانشان کنترل کنند.

البته محیط کنونی به نحوی است که خواه ناخواه این حس به کودکان تلقین می شود ولی خانواده می تواند آن را کنترل کند. این کنترل کردن در خانواده های چند فرزندی راحت‌تر است.ما در جامعه به «درک عمومیت نیاز داریم». این که از چیزی که برای همه است و مشترک است، همگی استفاده کنیم و هرکس برای خودش آن را نخواهد، یعنی اشتراک و امانت به جای مالکیت.

۴-رشد جمعی و جامعه‌پذیری بیشتر

رشد جمعی و جامعه پذیری در خانواده های دارای چند فرزندی بیشتر است. برای مثال هنگام تماشای تلویزیون همگی با هم به نتیجه می رسند که چه چیزی را ببیند؛ گاهی کوتاه می آیند؛ گاهی تلاش می کنند یکدیگر را راضی کنند؛ یعنی شنیدن نظرات بقیه، رفتار صحیح در مقابل نظر مخالف، کوتاه آمدن و پذیرفتن. این قبیل چالش ها، رشد جمعی را بالا می برد. علاوه بر اینها قوانینی که در خانواده های چند فرزندی وجود دارد نیز به این امر کمک می کند؛ چون آزادی مطلق در تربیت فرزند پذیرفتنی نیست و نباید اینطور باشد که بچه های ما تا هر موقع دلشان مثلا تلویزیون نگاه کنند.

۵-روحیه حمایتگری و پشتیبانی بالاتر

کودکان در خانواده های چند فرزندی، روحیه حمایتگری را بیش از سایر کودکان در خانواده های دیگر می آموزند. البته حمایتگری و مراقبت با زور و تنبیه فایده ای ندارد. گاهی می بینیم فرزندان در خانه باهم دعوا می کنند اما زمانی دیگر از هم بسیار خوب حمایت می کنند و مراقب یکدیگر هستند.

۶-رابطه اجتماعی بهتر و رشد فکری بیشتر

کودکی که در یک خانه بدون خواهر و برادر تنها زندگی می کند، قطعا در زمینه های مختلف رشد بسیار کمتری نسبت به کسی دارد که با افراد بیشتری زندگی می کند؛ چون کسی که با افراد مختلف سروکار دارد اطلاعاتش، مهارت هایش بیشتر می شود و حتی از طریق همین ارتباط به نواقص خودش پی می برد.

او باید بتواند خودش را با دیگران تطبیق بدهد و حساسیت هایش را کنار بگذارد در نتیجه رشد بیشتری هم می کند. اگر دقت کنید بیشترین نظامی ارزشی که دین اسلام برای ما چیده است در رابطه با اجتماع است نه فرد. نماز جماعت، قناعت، ایثار، از خودگذشتگی، صله رحم، انفاق، صدقه و… همگی بر اجتماع گرایی اسلام اشاره دارد.

۷-صبوری بیشتر

فرزندان رشدیافته در خانواده های چند فرزندی، معمولا صبورترند؛ چون در این خانواده ها، رعایت نوبت و صبوری پررنگ تر و بیشتر است؛ مثلا هنگام آب خوردن، فرزندان بزرگتر صبر می کنند تا فرزندان کوچک آب بخورند و یا این که از وسیله هایی مثل تبلت و یا گوشی بچه ها یاد می گیرند که به نوبت استفاده کنند.

۸-جمع گرایی به جای فردگرایی

اگر به مدل تربیتی بچه های خانواده های چند فرزندی نگاه کنید، آنها عادت ندارند که چیزی را تک خوری کنند و یا این که چیزی را بخورند که خواهر یا برادرشان از محروم هستند. این تقسیم شادی و لذت در این بچه ها بسیار بیشتر از سایرین به چشم می خورد، به گونه ای که آنها میل دارند هر طور شده خوراکی هایشان را هرچند کوچک با خواهر و برادرشان تقسیم کنند.

۹-از خودگذشتگی بیشتر

از خودگذشتگی، یکی از روحیه های بسیار زیبایی است که در خانواده های چند فرزندی بیشتر مشاهده می شود. به طور مثال اگر بخواهید یک خوراکی را بین سه فرزند تقسیم کنید و اگر بین آنها کسی بیشتر از بقیه آن خوراکی را دوست داشته باشند معمولا شاهد این هستیم که باقی حاضرند از سهم خودشان کم کنند و یا بگذرند تا خواهر یا برادرشان لذت بیشتری ببرد.

آنها در بخشش دفتر و کتاب ها و یا وسیله شخصی شان نیز قوی تر هستند و ممکن است وسیله ای مثل خودکار را با این که خودشان احتیاج دارند به دیگری ببخشند؛ اما والدین باید بدانند عدالت بین کودکان با مساوات متفاوت است. آنها باید عدالت برقرار کنند نه مساوات. مثلا اینطور نباید باشد که چون لباس مورد نیاز یکی از بچه ها را خریدند، برای بقیه هم حتما باید بخرند. این مساوات است و ممکن است فرزندان نیازتراشی کنند و از خواسته هایشان به عنوان نیاز نام ببرند.

در مجموع باید گفت که در خانواده های چند فرزند و پر جمعیت، همبستگی بین اعضای خانواده، بیشتر است. از طرفی کودکان، همیشه همبازی دارند. خواهرها و برادرها، پشتیبان روحی یکدیگر در تمام طول زندگی هستند. آنها اولین روابط اجتماعی و صمیمانه خود را با هم تجربه می کنند. روابط خانوادگی، عموما نسبت به روابط دوستانه و دیگر روابط، دوام و استحکام بیشتری دارند.

کودکان وقتی خواهر یا برادر دارند، در دوران کودکیشان کمتر بی حوصلگی و روزمرگی را تجربه می کنند. افزون بر این، ضرورت پذیرش مسئولیت در خانواده های پر جمعیت، بیشتر احساس می شود. داشتن برادر و خواهر، این امکان را به کودکان می دهد که هویت خود را شکل بدهند؛ چرا که آنها به کمک بودن در کنار خواهر و برادر خود، راحت تر می توانند شخصیتشان را بشناسند و آن را بسازند.

مشکلات و معایب چند فرزندی

در کنار مزایای خانواده دارای چند فرزند، مشکلات و آسیب هایی نیز در این قبیل خانواده ها مشاهده می شود. والدین در صورت داشتن چند فرزند، وقت کمتری را می توانند به طور اختصاصی به هر فرزند اختصاص دهند. در نتیجه، احتمال به وجود آمدن حس سرخوردگی و گاه ناامیدی در کودکان و همچنین پدر و مادر وجود دارد. در مواردی این امر سبب می شود بین فرزندان، رقابتی ناسالم به وجود بیاید.

هر چند داشتن چند فرزند، نعمتی بزرگ است اما همراه با آن، چالش هایی نیز وجود دارد. از جمله مهمترین مشکلات این خانواده ها می توان به شرایط سخت مالی و اقتصادی برای تامین اعضای خانواده، کمبود وقت و مشغله زیاد، رقابت و حسادت و دعوای بین فرزندان، توزیع نابرابر توجه به آنها و مدیریت تعارضات و چالش های بین کودکان، فرسودگی و خستگی و… باشد. این قبیل چالش ها نیازمند رسیدگی و مدیریت است، اما چگونه می توانید چالش های بین فرزندان را مدیریت کنید؟

مدیریت چالش های خانواده چند فرزند

۱-توزیع عادلانه توجه

چه بخواهید، چه نخواهید، شما مادر و پدر هستید و ظرفیت توانایی هایتان محدود است، پس طبیعی است که به دلیل مشغله زیاد یا تفاوت های شخصیتی و سنی فرزندان، نتوانید به همه آنها به طور یکسان توجه کنید و همین موضوع می تواند زمینه ای برای حسادت و رقابت بین فرزندان شود.

از طرفی باید دقت داشته باشید، میزان نیاز هر فرزند به توجه و محبت می تواند متفاوت باشد. گاهی تنها چیزی که نیاز دارید، آگاهی از شرایط سنی و جنسیت و نیاز فرزندانتان است تا به هرکس در حد توان و آنچه که تشنه آن است را ببخشید و به طور جدی از مقایسه آن ها با یکدیگر، بپرهیزید.

برای مثال ممکن است دختر یا پسر ۵ ساله شما، مدام آغوش و بازی با شما را بخواهد و فرزند نوجوانتان فقط نیاز به یک گفت و گوی دوستانه داشته باشد، فرزند دیگری فقط برای تکالیف مدرسه اش راهنمایی بخواهد. مهم این است در لحظه بتوانید نیاز فرزندتان را تشخیص داده و در صورت امکان آن را برآورده کنید. اگر به هر دلیل نمی توانید پاسخگو باشید، حتما زمان دیگری را تعیین کنید. مثلا بگویید: «۱۰ دقیقه دیگه چطوره بیام با هم صحبت کنیم؟» یا «نیم ساعت دیگه میتونیم یه خوراکی خوشمزه بخوریم و بازی کنیم».

۲-برقراری ارتباط موثر

یکی از رمز و رازهای حفظ رابط در خانواده های چند فرزندی، این است که به طور منظم با فرزندانتان صحبت کنید و به نظرات و احساسات آنها گوش دهید و با آن ها همدلی کنید. حتی می توانید برای این کار، یک جلسه یا دورهمی خانوادگی ترتیب دهید و خوراکی آماده کنید. دورهم بنشینید و لطیفه بگویید و بعد نوبت به نوبت از فرزندان بخواهید تا شکایت ها و یا خواسته هایشان را مطرح کنند. هیچ چیز به اندازه یک ارتباط موثر، رابطه خانوادگی را گرم نگه نمی دارد.

۳-تعیین قوانین مشخص و منحصر به فرد

قوانین واضح و مشخصی را برای همه اعضای خانواده تعیین کنید و به طور قاطع آنها را اجرا کنید. اینجا برای شما قوانین مشخصی نیست چون هر خانواده ای متناسب با روحیات و عقاید و نیاز خود، می تواند بهترین قانون گذار خودش باشد. به طور مثال می توانید قانونی برای مشارکت فرزندان در کارهای خانه و مسئولیت ها تعیین کنید. مثلا هر کس باید لباس های خودش را جمع کند یا بشقابش را در ظرفشویی بشوید یا مثلا اگر دوست دارد در کارهای مورد علاقه اش کمک کند، باید در سایر کارهایی که دوست ندارد نیز با خانواده مشارکت داشته باشد.

قانون دیگر می تواند این باشد که هر وسیله یا اسباب بازی که موجب دعوا و چالش بین فرزندان باشد، برای مدتی از دسترس خارج شود یا در صورتی که فرزندان قادر به حل چالش خود نباشند، باید در جای جداگانه بازی کنند؛ یا مثلا هیچ کس حق آسیب زدن به دیگری را ندارد. تلویزیون و موبایل در خانه به صورت مشترک استفاده می شود و هر کس می تواند در زمان معین و به میزان معین از آن ها استفاده کند.

وجود این قوانین و تعیین مرز مشخص برای فرزندان، نه تنها به کنار آمدن با شرایط خانواده کمک می کند، بلکه آنها را برای ورود به اجتماع و پذیرش قوانین جامعه، آماده می کند.

۴-آموزش مهارت های اجتماعی

به فرزندان خود آموزش دهید که چگونه با همدیگر ارتباط برقرار کنند، مشکلات را حل کنند و به یکدیگر احترام بگذارند. کاربردی ترین و عملی ترین آموزش برای این مورد، الگوسازی است و شما بهترین الگویی هستید که می توانید در ارتباط با فرزندان، به ایجاد تصویر مثبت از ارتباط و روش صحیح حل تعارض کمک کنید.

مثلا می توانید در هنگام چالش، بستر گفت و گو فراهم کنید و از آنها بپرسید از چه چیزی ناراحت شده اند، بعد از طرف مقابل بپرسید که چطور می تواند به رفع این ناراحتی کمک کند. گاهی لازم است کودکان عذرخواهی کنند یا کاری را جبران کنند. شما می توانید در مسیر گفت و گو، آن ها را به این موضوع هدایت کنید.

۵-تقسیم مسئولیت‌

به فرزندان خود مسئولیت هایی متناسب با سن و توانایی هایشان بدهید. این کار به آنها کمک می کند تا احساس استقلال و مسئولیت پذیری داشته باشند و از طرفی، با نقش خود در خانواده آشنا شوند. مثلا یکی مسئول خرید مواد غذایی باشد، دیگری جارو کند، فرزند دیگر میوه بشوید، یکی از فرزند کوچکتر مراقبت کند و … به همین منوال، شما با یک تیر، چند نشان زده اید.هم عزت نفس آنها را تقویت کرده و هم از توانایی آنها استفاده مفید و کمک کننده داشته اید.

۶-ایجاد فرصت های مشترک

با انجام فعالیت های مشترک خانوادگی، به تقویت روابط بین اعضای خانواده کمک کنید. یک آشپزی خوشمزه یا بازی فکری خانوادگی، نقاشی خواهر و برادری، ساخت و ساز، کاردستی، پارک و شعرخوانی و کتابخوانی و …از هر آنچه که شما را به هم متصل می کند تا کنارهم لذت ببرید و ارتباط والد و فرزندی خودتان را تقویت کنید، غافل نشوید. البته در کنار این فعالیت های مشترک، قرار دادن دقت کوتاه اما با کیفیت اختصاصی با هرفرزند را نیز فراموش نکنید.

۷-وقت گذاشتن برای خود و رابطه عاطفی با همسر

مهمترین راز آرامش خانواده چند فرزندی و هر خانواده ای، این است که شما علاوه بر نیاز فرزندان، به نیازهای خود و همسرتان نیز توجه کنید و زمانی را برای استراحت و تفریح و حال خوب خودتان اختصاص دهید. گاهی در صورت امکان، برنامه منظم بچینید و دو نفره وقت بگذرانید و کنارهم یک فعالیت مشترک انجام دهید. آن چیزی که رابطه فرزندان را مستحکم و پر مهر می کند، جنس رابطه عاطفی و ارتباط موثر والدین با یکدیگر است.هرچقدر شما کنارهم عشق و آرامش و لذت را تجربه کنید، می توانید احساس بهتر و انرژی بیشتری را برای تربیت فرزندان ذخیره کنید.

۹-ایجاد فضا و برنامه های اختصاصی

ضمن ایجاد فضای اشتراگذاری وسایل و اتاق و … در خانه، به یاد داشته باشید که لازم است برای هر فرزندی متناسب با سن و نیازهایش، یک حریم خصوصی و برنامه های اختصاصی تعیین کنید. مثلا یک کشوی خاص برای خودش، یک قفسه بالای کمد برای کتاب هایش، یک دورهمی دوستانه کنار همسالانش. این نیاز به حریم خصوصی برای نوجوانان پررنگ تر است. متناسب با شرایط منزل و زندگی خودتان شرایط را برای فرزندانتان فراهم کنید و اجازه دهید ضمن هویت خانوادگی و مشترک، هویت مستقل خودش را پیدا کند.

۱۰-برنامه ریزی برای انجام کارها

فرقی نمی کند برای کارهای روزانه، جلسات، بازی ها، فعالیت های فرزندان یا برای مهد و مدرسه و کلاس تابستانی، سفر و تفریح برنامه داشته باشید. تمهیدات و آمادگی های لازم را بیاندیشید و بی گدار به آب نزنید. داشتن برنامه ریزی با مشارکت فرزندان، می تواند مسیری را برای همکاری مشترک و کار تیمی، توجه به اهمیت دادن به یکدیگر و کمک به خانواده فراهم کند.

به خاطر داشته باشید، بهترین اقدامی که می توانید داشته باشید این است که به فرزندانتان فرصت بدهید تا چالش ها و مسائل پیش روی خود را کنار خواهر و برادرهایشان تجربه کرده، خودشان راه حل های متفاوت را امتحان کنند و به بهترین راهبرد کارآمد و منحصر به فرد خودشان برسند.

جمع بندی

در خانواده های پرجمعیت، همبستگی بین اعضای خانواده بیشتر است؛ از طرفی کودکان، همیشه همبازی دارند. در خانواده های دارای چند فرزند، فرزندان عموما دارای استقلال، اعتماد به نفس، عزت نفس و رشد مناسب عاطفی و اجتماعی هستند؛ با این حال مواردی همچون شرایط سخت مالی و اقتصادی جهت تامین نیازهای اعضای خانواده، کمبود وقت، مشغله زیاد، توزیع نابرابر توجه، دعوا، حسادت و رقابت ناسالم بین فرزندان، از مشکلات شایع در خانواده چند فرزند عنوان شده است که ضروریست با عمل به توصیه های ده گانه ذکر شده، نسبت به مدیریت و رفع تعارضات و چالش های خانواده های دارای چند فرزند اقدام نمود.

منابع اقتباس: خبرآنلاین؛ کندو