احادیث مهدویت با توجه منابع روایی و تاریخی شیعه و اهل سنت از اعتبار بلای برخور دار است و اکثر مجامع حدیثی به این موضوع تصریح نموده و روایات را در باب جدا گانه ذکر کرده اند.
اهل سنت از آنجا که موضوع مهدی موعود را از جمله خبرهایی می دانند که پیامبر صلی الله علیه و آله به آن بشارت داده، لذا از این جهت در صورتی که ولو یک روایت صحیح در این زمینه وجود داشته باشد اعتقاد و ایمان به آن را واجب می دانند. حمود بن عبدالله تویجری می گوید: «هر چه به طریق صحیح از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسیده و حضرت به آن خیر داده ایمان به آن بر هر مسلمانی واجب است؛
زیرا در راستای اعتراف و شهادت به رسالت اوست، خداوند متعال می فرماید: «و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» (۱) احمد بن حنبل گفته است هر آنچه از پیامبر صلی الله علیه و آله به سند صحیح به اثبات رسیده به آن اقرار و اعتراف می کنیم، و اگر چنین نکنیم امر را بر خدا رد نموده ایم، خداوند متعال در قرآن می فرماید: ( ما آتاکم الرسول فخذوا و ما نهاکم عنه فانتهوا).
موفق ابو محمد مقدسی نیز در کتاب «لمعه الاعتقاد» گفته است: «واجب است ایمان به هر چه که رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن خبر داده و خبر صحیح بر آن دلالت دارد…»(۲).
او در جایی دیگر می گوید: «در وجوب ایمان به خبرهای غیبی تواتر شرط نیست، همان گونه که برخی از اهل بدعتها و متابعینشان چنین گمان کرده اند… بلکه هر خبر غیبی که به سند صحیح از رسول خدا صلی الله علیه و آله ثابت شده ایمان به آن واجب است، خواه آن خبر متواتر باشد و یا واحد، و این قول اهل سنت و جماعت است… آن گاه برای اثبات مدعای خود به آیه ی «نبأ» تمسّک می کند.»(۳)
دکتر محمد احمد اسماعیل مقدم می گوید: «هر حدیثی که به طور صحیح از رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده ایمان به آن بر هر مسلمانی واجب است، و این از لوازم شهادت به نوبت و رسالت پیامبر اسلام است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «امر شده ام که با مردم قتال کنم تا شهادت به لا اله الا الله داده و به من و پانچه را که آورده ام ایمان آورند، اگر چنین کنند خون ها و اموالشان از ناحیه ی من محفوظ بوده و حسابشان بر خداوند است.»(۴)
شافعی می گوید: «هرگاه ثقه ای خبری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرد آن خبر ثابت است، و هرگز حدیثی را نباید از رسول خدا ترک کرد مگر در صورتی که برای آن مخالفتی وجود داشته باشد».(۵)
و نیز از احمد بن حنبل نقل شده که گفت: هر کس حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله را ردّ کند بر لب پرتگاه هلاکت قرار خواهد گرفت.(۶)
سخن بربهاری بر اعتبار احادیث مهدویت
«بربهاری» می گوید: «هرگاه شنیدی که شخصی در اخبار طعن می زند و آنها را قبول نمی کند یا چیزی از اخبار پیامبر را انکار می کند او را در اسلامش متهم ساز، زیرا او کسی است که در مذهب و گفتار پست است…»(۷)
در رابطه ی با احادیث صحیح السند در باره ی حضرت مهدی علیه السلام و ظهور او، روایات فراوانی وجود دارد که در کتاب های اهل سنت به چشم می خورد. از میان آن روایات انبوه تعداد بسیاری را دکتر عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی در کتاب خود «المهدی المنتظر فی الاحادیث الصحیحه» نقل کرده و هر کدام را با طرق مختلف آورده و بررسی سندی نموده است و در آخر به درایه ی آنها پرداخته و هر کدام را به نحوی تصحیح سندی نموده است.
اشکال ابن خلدون
بنابر این اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان اهل سنّت، احاديث مربوط به حضرت مهدى را صحيح و مورد قبول مىدانند. اما تنى چند، آنها را رد نموده يا مورد تشكيك قرار داده اند كه از آن جمله «ابن خلدون» است. وى مىگويد:
در ميان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست كه در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پيامبر ظهور مى كند و دين را تأييد و عدل و داد را آشكار مى سازد، مسلمانان از او پيروى مى كنند، وى بر تمام كشورهاى اسلامى تسلّط پيدا مى كند، اين شخص مهدى ناميده شود و ظهور دجال و حوادث بعدى كه از مقدمات مسلّم قيامت است، به دنبال قيام او خواهد بود، عيسى فرود مى آيد و دجّال را مى كشد يا در قتل دجّال او را يارى می كند و عيسى پشت سر او نماز مىخواند…
گروهى از پيشوايان حديث، مانند: ترمذى، ابو داود، بزّاز، ابن ماجه، حاكم، طبرانى، ابو يَعْلى احاديث مربوط به مهدى را در كتابهاى خود به نقل از گروهى از صحابه مانند: على، ابن عباس، عبد الله بن عمر، طلحه، عبد الله بن مسعود، ابو هريره، أنس، ابو سعيد خُدرى، أُمّ حبيبه، أُمّ سلمه، ثوبان، قره بن ایّاس، على هلالى، عبد الله بن حارث، آورده اند.
ولى چه بسا منكران اين احاديث، در سند آنها مناقشه كنند در ميان دانشمندان اهل حديث معروف است كه «جَرْح» بر «تعديل» مقدّم است. بنابراين اگر ما، در بعضى از راويان اين احاديث نقطه ضعفى از قبيل: غفلت، كم حافظگى، ضعف يا انحراف عقيده يافتيم، اصل حديث از درجه اعتبار ساقط مىشود….
وى آنگاه به نقل تعدادى از اين احاديث و بررسى وضع راويان آنها پرداخته و برخى از آنها را غير موثق اعلام نموده و اضافه مىكند:
اين است مجموع احاديثى كه پيشوايان حديث درباره مهدى و قيام او در آخر الزمان نقل كرده اند و چنانكه ملاحظه كرديد، همه آنها جز مقدار بسيار كمى مخدوش است.
اين بود خلاصه و فشرده نظريه ابن خلدون درباره احاديث مربوط به مهدى منتظر – عجل الله تعالى فرجه -.
نقد سخنان ابن خلدون
دانشمندان صاحبنظر و متخصصان علم حديث اعم از شيعه و سنى، سخنان وى را با دلائل روشن رد كرده و آن را بى پايه دانسته اند. ولى ما، در اينجا به عنوان نمونه خلاصه سخنان «شيخ عبد المحسن عباد»، استاد و رئيس دانشگاه مدينه را نقل مىكنيم:
وى در كنفرانسى تحت عنوان «عقيده أهل السنه والأثر فى المهدى المنتظَر»، در ردّ نظريه ابن خلدون چنين مىگويد:
الف – اگر ابراز شك و ترديد در مورد احاديث مهدى از طرف شخصى حديث شناس بود، يك لغزش به شمار مىرفت،
چه رسد به مورّخانى كه اهل تخصّص در علم حديث نيستند. چه خوب گفته است «شيخ احمد شاكر»:
ابن خلدون چيزى را دنبال كرده است كه به آن آگاهى ندارد و وارد ميدانى شده است كه مرد آن نيست. او در فصلى كه در مقدمه خود به مهدى اختصاص داده، پريشان گويى عجيبى كرده و مرتكب اشتباهات روشنى شده است. اصولاً او متوجه نشده است كه مقصود محدثان از اين جمله كه: «جرح بر تعديل مقدّم است» چيست؟!
ب – وى در آغاز فصل مربوط به مهدى اعتراف كرده است كه: در ميان مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست كه در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پيامبر ظهور مىكند…
با اعتراف به اينكه موضوع قيام مهدى در ميان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار امرى مشهور و مورد قبول بوده و هست، آيا صحيح نبود كه او نيز اين عقيده مشهور را مثل ديگران نپذيرد؟ ايا نظريه وى، با وجود اعتراف به اينكه همه مسلمانان برخلاف او عقيده دارند، نوعى كجروى و تكرروى نيست؟ آيا همه مسلمانان اشتباه كرده اند و فقط ابن خلدون درست فهيمده است؟!
اصولاً اين موضوع يك موضوع اجتهادى نيست، بلكه يك موضوع نقلى و غيبى است و جايز نيست كسى آن را با هيچ دليلى جز با كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) اثبات كند و دليل مزبور در اينجا نظريه مسلمانان را اثبات مىكند و آنان در اين موضوع نقلى داراى تخصص هستند.
ج – ابن خلدون پيش از نقد و بررسى اين احاديث مىگويد: «اينك ما در اينجا احاديثى را كه در اين باره نقل شده، ذكر مىكنيم». و پس از نقل احاديث مىگويد: «اين است مجموع احاديثى كه پيشوايان حديث درباره مهدى و قيام او در آخر الزمان نقل كرده اند». و در جاى ديگر مىگويد: «آنچه محدثان از روايات مهدى نقل كرده اند، ما همه را به قدر توان در اينجا آورديم.
در حالى كه وى بسيارى از احاديث مهدى را ناگفته گذاشت است، چنانكه اين معنا با مراجعه به كتاب «العرف الوردى فى أخبار المهدى»» تأليف «سيوطى» روشن مىگردد. همچنين او از حديثى كه با سند معتبر در كتاب «المناز المنيف» تأليف «ابن قيم» نقل شده، غفلت كرده است.
د – ابن خلدون تعدادى از اين احاديث را نقل و به خاطر بعضى از راويان آنها در سند آنها اشكال مىكند، در حالى كه راويان ياد شده، كسانى هستند كه «بخارى» و «مسلم» يا حداقل يكى از آنها در صحيح خود از آنها نقل حديث كرده اند و دانشمندان در سند آنها ايرادى نكرده اند.
ه- ابن خلدون اعتراف مىكند كه تعداد كمى از احاديث مربوط به مهدى جاى هيچ نقد و ايرادى از نظر سند ندارد.
بنابراين بايد بگوييم: آن تعداد كم كه به گفته وى مورد قبول است، براى اثبات مطلب كافى است و بقيه احاديث نيز مؤيد آن تعداد خواهد بود.(8)
پی نوشت :
۱- سوره ی نجم، آیه ۳ و۴٫
۲- اتحاف الجماعه، ج۱، ص۶٫
۳- پیشین، ص۷٫
۴- صحیح البخاری، ج۳، ص۲۱۱، المهدی و فقه اشراط الساعه،ص۲۳-۲۴٫
۵- الردّ القویم علی المجرم الأثیم، ص۲-۳٫
۶- همان.
۷-طبقات الحنابله، ج۲، ص۲۵٫
8. گردآوري از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390ه.ش، ص 705.