دعاکننده باید حالت زارى و تضرّع داشته باشد و این امر با سجع گویى مناسبت ندارد. دربارۀ قول خداوند متعال که: «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»[1] که می فرماید:
پروردگار خود را (آشكارا) از روى تضرّع، و در پنهانى، بخوانيد، گفته اند مقصود خودنمایى در به کار بردن سجع است.
معنای تضرع در این آیه اظهار ضعف و ذلت است. و «خفية» به معناى پنهانى و پوشيده داشتن است، و بعيد نيست كنايه از همان تضرع بوده و غرض از ذكرش تاكيد همان اظهار ذلت و عجز باشد، چون شخص متذلل همواره در اثر ذلت و خوارى در صدد پنهان ساختن خويش است.
ذكر اين دو آيه بعد از آيه «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ …» كه توحيد ربوبيت خدا را از راه وحدت خالقيت او اثبات مى کند به منزله نتيجه گيرى از آن است، گويا مى فرمايد: وقتى خداى تعالى در مساله خلقت و تدبير شريكى ندارد پس بر هر بندهاى لازم است كه تنها او را بخواند، و او را بندگى كند، و دينى را اتخاذ نمايد كه موافق با ربوبيت انحصارى او باشد.
و چون در صدد نتيجه گرفتن بود بلافاصله شروع به دعوت بشر كرد، نخست بشر را به اين عبوديت خواند، و فرمود:” ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ …” و دستور داد تا اين عبادت را با تضرع و زارى انجام دهند و اين تضرع و زارى هم علنى و به صداى بلند كه منافى با ادب عبوديت است نبوده باشد، البته اين معنا در صورتى است كه «واو» براى جمع باشد، و اما اگر «واو» براى تنويع باشد معناى آيه چنين مى شود: بايد خداى را عبادت كنند، يا علنا و به صداى بلند و يا آهسته. ممكن هم هست منظور از تضرع را عبادت بدون سر و صدا دانسته و بگوييم معناى آيه اين است كه: عبادت بايد آهسته انجام شود نه با داد و فرياد، مگر اينكه از در تضرع و زارى باشد كه در آن صورت سر و صدا داشتن عيب ندارد.[2]
در عدّه الدّاعى آمده است: از جمله شرائط دعا این است که حرام یا قطع رحم یا چیزى را که متضمّن کمى حیا و سوء ادب باشد درخواست نکند، وى مى گوید: مفسّران دربارۀ قول خداوند متعال: «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً» گفته اند مراد با خشوع و تذلّل و پنهانى دعا کردن است. و «إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» بدین معناست که در دعا از حدّ تجاوز نشود. مثلا دعاکننده مقام پیامبران را از خدا نخواهد. امیر مؤمنان علیه السلام فرموده است: «اى دعاکننده چیزى را که انجام نشدنى و یا حلال نیست درخواست مکن». و نیز فرموده است: «هر کس بیش از مقدار خود درخواست کند مستحقّ محرومیّت است.»[3]
در خبر آمده است: «بزودى گروهى خواهند آمد که در دعا و وضوء از حدّ تجاوز مى کنند.»[4] برخى از بزرگان گفته اند: با زبان ذلّت و خوارى دعا کن نه با فصاحت و زبان آورى. گفته مى شود: دعاى عالمان و ابدال از هفت کلمه تجاوز نمى کند و یا کمتر از آن است، و گواه این مطلب آخر سوره بقره است. خداوند در هیچ جا خبر نداده که دعاى بندگانش از این اندازه بیشتر بوده است.[5]
منظور از سجع کلام مصنوع و متکلّفانه است، چه این نوع سخن با تذلّل و تضرع مناسبت ندارد، و گرنه در دعاهاى مأثور از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم کلمات هم وزن فراوان است لیکن متکلّفانه نیست، مانند قول آن حضرت: «أسألک الأمن یوم الوعید، و الجنّه یوم الخلود مع المقرّبین الشّهود، و الرّکع السّجود، و الموفین بالعهود، انّک رحیم و دود، و أنت تفعل ما ترید»[6] و نظایر اینها. بنابراین در این گونه دعاها باید به دعاهاى مأثور بسنده کرد و یا با زبان تضرّع بدون سجع و تکلّف از خدا درخواست و مسألت کرد، زیرا آنچه محبوب مى باشد زارى و تضرّع است.[7]
پی نوشت ها
[1] . اعراف، 55.
[2]. طباطبايى، محمدحسين، ترجمه تفسير الميزان، ج8، ص198، قم، دفتر انتشارات اسلامى،چ5، 1374ش.
[3] . عدّه الداعی ، ص ۱۱۰.
[4] . سنن ابن ماجه، شماره ۳۸۶۴؛ ابو داود، ج ۱، ص ۲۲.
[5] . راه روشن؛ ترجمه المحجه البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج۲، ص۴۰۴.
[6] .صحیح ترمذى، ج ۱۲، ص ۳۰۳ در حدیثى طولانى.
[7]. فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى، راه روشن: ترجمه کتاب المحجه البیضاء فی تهذیب الإحیاء، ج۲،ص ۴۰۴، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهشهاى اسلامى – مشهد مقدس (ایران)، چ ۱، ۱۳۷۲ ش.
منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجه البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج۲. (با اضافات)