کشته شدن عثمان بن عفان هجده ذی الحجه

1400-10-06

351 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

منابع تاریخ اسلام، نسب او را چنین ضبط کرده اند: عثمان بن عفان بن ابی العاص بن امیة بن عبد شمس بن عبد مناف ابن قصی القرشی الاموی. عثمان از طایفه بنی امیه است[۱] و اجداد او و بنی هاشم در عبد مناف به هم می رسد.[۲] بدین ترتیب، او از طایفه بنی امیه، شاخه ابوالعاص است.[۳]

مادرش أروی از طایفه پدر او است که نسبش را چنین آورده اند: بنت کریز بن ربیعة بن حبیب بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصی.[۴] مادر عثمان، فرزند‌ ام حکیم بنت عبدالمطلب عمه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.[۵]

تولد عثمان را سال ششم[۶] عام الفیل نوشته اند. او دو کنیه داشت: ابوعمرو و ابوعبدالله که اولی مشهورتر است.[۷] رقیه دختر پیامبر از همسران او است که برخی گفته اند برای او عمرو و عبدالله را به دنیا آورد؛ ولی هیچکدام زنده نماندند و در کودکی از دنیا رفتند.[۸]

برخی منابع، عمرو را فرزند رقیه ندانسته اند و آورده اند که عمرو در جاهلیت از همسری دیگر برای عثمان به دنیا آمده و بدین رو کنیه عثمان در جاهلیت ابوعمرو بود و چون اسلام آورد و با رقیه ازدواج کرد، عبدالله به دنیا آمد و کنیه ابوعبدالله را بر ابوعمرو ترجیح داد.[۹]

بنا بر منابع،‌ ام‌کلثوم دختر پیامبر نیز پس از وفات رقیه، به عقد عثمان درآمد.[۱۰] منابع اهل سنت بدین رو که دو دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به همسری او درآمده اند، او را «ذوالنورین» (صاحب دو نور) خوانده اند.[۱۱]

در ايام خلافت عثمان چيزهائى ظاهر شد که بر مردم گران آمد از جمله زدن عمار و بذل مال بسيار به بنى اميه و تبعيد ابوذر به ربذه، لذا قريب به هزار نفر از مصريان به مدينه آمدند و همچنين از بصره و کوفه و جمعى از مهاجر و انصار جمع شدند و به عثمان اعتراض کردند از جمله گفتند:

چرا عبدالله بن سرح را که پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) خون او را هدر کرده بود والى مصر کردى و چرا کتاب خدا را سوزاندى و چرا حکم بن ابى العاص را که پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) از مدينه طرد کرده بود به مدينه آوردى و…، روز جمعه مردم بر منبر عثمان شوريدند و به سر او ريختند، عثمان غش کرد و به زمين افتاد سپس او را به منزلش بردند.

سپس، رأى مسلمين بر اين قرار گرفت که عبدالله بن ابى سرح را از مصر عزل کنند و جناب محمد بن ابى بکر را والى مصر نمايند، عثمان قبول کرد.

محمد با جمعى از مهاجر و انصار به جانب مصر روانه شدند، در بين راه قاصدى را ديدند که از مدينه با عجله به طرف مصر مى رود، او را تفتيش نمودند، و نامه اى به مهر عثمان يافتند که در آن نوشته بود: اى عبدالله! در حکومت خود ثابت هستى و سخن محمد بن ابى بکر را قبول نکن و او را به قتل برسان.

محمد با مهاجر و انصار به مدينه برگشت، صحابه را جمع نمود و نامه را نشان آنها داد، مردم به قاصد عثمان دشنام دادند، اهل مصر و مهاجر و انصار جمع شدند.

درب خانه عثمان را سوزاندند، مروان بن حکم، سعد بن عاص، مغيره، عبدالله بن عبد الرحمن و ساير نزديکان عثمان با پانصد مرد مشغول قتال شدند، بالاخره جمعى از عثمانيان کشته شدند، آن روز را يوم الدار گويند.

محمد بن ابى بکر به داخل خانه آمد، ريش عثمان را گرفت و خواست ضربتى بزند ولى انجام نداد، کناية بن بشر عمودى بر فرق عثمان زد و سودان بن عمران نيز شمشيرى به وى زد.عمرو بن حمق بر روى سينه عثمان نشست و او را طعنه زد تا از دنيا رفت، سه روز بدنش به روى زمين ماند. سپس در مدينه در حشّ کوکب که مقبره يهوديان بود بدون غسل و نماز در شب با لباسى که کشته شده بود دفن کردند.

در تاريخ آمده جنازه عثمان را بر مزبله انداختند سه روز همانطور ماند، بعد از سه روز در حشّ کوکب خارج از بقيع دفن نمودند، وقتى معاويه به حکومت رسيد، امر کرد ديوار را خراب کردند و دستور داد مردم مردگان خود را حول قبر عثمان دفن کنند تا به مقابر مسلمين در بقيع برسد.

عثمان پس از 11 يا 12 سال و يازده روز و ده يا هفده روز در سن 81 يا 88 سالگى در سال 35 هجرى قمرى کشته شد.

بعضى از کارهاى عثمان در زمان خلافت عبارتند از: امارت کوفه را به عثمان بن وليد عقبه داد که شارب خمر بود، تبعيد ابوذر به ربذه، متولى نمودن بنى اميه بر ممالک ،زدن عبدالله بن مسعود تا حدى که استخوان سينه اش شکست به علت اينکه به فسق و ظلم عثمان شهادت مى داد.

سوزاندن مصاحف قرآن، بدعت در اذان که دستور داد بالاى خانه خود که در بازار بود اذان ديگرى پيش از اذان معمولى بگويند اين اذان را ثانى و گاهاً ثالث گويند.

بذل مال بسيار به بنى اميه، بدعت در خطبه نماز عيدين (عيد قربان و فطر) که قبل از نماز عيد مى خواند به خلاف سنت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)، جاهل بودن به احکام الهى مثل دستور به رجم زنى که شش ماهه، نوزادى را به دنيا آورد و غيره.(11)

پي نوشت ها

ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۷.
2. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۸.
3. دایره المعارف اسلام (انگلیسی)، ذیل مدخل ‘UTHMAN B. ‘AFFAN.
4. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۸.
5. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۸.
6. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۸؛ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۳۷۷.
7. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۷.
8. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۷.
9. ابن جوزی، المنتظم، ج۴، ص۳۳۴.
10. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۹.
11. حوادث الايام، صفحه 297.

منبع: ویکی شیعه