نگاهی مختصر به کمالات و فضائل حضرت زینب (س)

نگاهی مختصر به کمالات و فضائل حضرت زینب (س)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

بدون شک یکی از برجسته ترین و با فضیلت ترین بانوان در خاندان اهل بیت (ع) حضرت زینب (س) است. کمالات و فضائل حضرت زینب (س) در منابع بسیاری بیان شده که جمع آوری و ذکر تمامی آن ها در این نوشتار میسر نیست. از همین رو ما در اینجا تنها به بیان برخی از فضائل حضرت زینب (س) به صورت مختصر و کوتاه بسنده می کنیم.

فضائل حضرت زینب (س) در دوران کودکی

روایات مختلفی درباره فضائل حضرت زینب (س) به هنگام ولادت نقل شده است. از جمله مهمترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. نامگذاری توسط خداوند

نخستین فضیلت از فضائل حضرت زینب (س) انتخاب نام ایشان توسط خداوند متعال است. در روایات آمده است هنگامی که زینب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش امیرالمؤمنین (ع) آورد و گفت: این نوزاد را نامگذارى کنید! حضرت فرمود: من از رسول خدا پیشی نمی گیرم.

در آن هنگام، حضرت رسول اکرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، امیرالمؤمنین على (ع) به آن حضرت عرض کرد: نامى را براى نوزاد انتخاب کنید. رسول خدا (ص) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گیرم. در این هنگام جبرئیل (ع) فرود آمده و سلام خداوند را به پیامبر(ص) ابلاغ کرده و گفت: نام این نوزاد را (زینب) بگذارید! خداوند بزرگ، این نام را براى او بر برگزیده است.[۱]

انتخاب نام زینب توسط خداوند از جمله نشانه ها و فضائل بزرگ حضرت زینب کبری (س) به شمار می رود و ایشان را از این جهت در کنار برادران بزرگوارش که انتخاب نام آنها نیز توسط خداوند صورت گرفت[۲]، قرار می دهد.

۲. گریه جبرئیل (ع) و پیامبر(ص) و امام علی (ع) بر حضرت زینب (س)

سرنوشت غمبار نوزاد فاطمه زهرا (س) از همان روزهای آغازین تولد با گریه پیامبر خدا (ص) بر او روشن شد. نقل شده است وقتی برای نخستین بار پیامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزیزش را در آغوش کشید، صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشک ریختن کرد.

فاطمه (ص) ناگهان متوجه این صحنه شد و از پدر پرسید: پدرم! چرا گریه مى کنى؟! رسول خدا (ص) فرمود: «گریه ام به این علت است که پس از مرگ من و تو، این دختر دوست داشتنى، سرنوشت غمبارى خواهد داشت، در نظرم مجسم گشت که او با چه مشکلاتى دردناکى رو به رو مى شود و چه مصیبت هاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند، با آغوش باز استقبال مى کند.»[۳]

گریه رسول خدا (ص) بر مظلومیت این بانو، بدون شک از علو درجه و فضائل حضرت زینب (س) حکایت دارد. این حزن و اندوه، توسط امیرالمومنین (ع) نیز پیش از پیامبر (ص) آنگاه که برای اولین بار خبر تولد دخترش را می شنود، در چهره مبارک ایشان ظاهر می شود. در روایت است که چون حضرت زینب متولد شد، امیرالمؤمنین (ع) متوجه به حجره صدیقه طاهره گردید، در آن وقت حسین (ع) به استقبال پدر شتافت و عرض کرد: «اى پدر بزرگوار! همانا خداى کردگار خواهرى به من عطا فرموده.»

امیرالمؤمنین (ع) از شنیدن این سخن، بى اختیار اشک از دیده هاى مبارکش جارى شد. چون حسین (ع) این حال پدر را دید، عرض کرد: «ای پدر! من برای شما بشارت آوردم اما شما گریه مى کنید، علت چیست و این گریه بر کیست؟» امام على (ع) در پاسخ فرمود: «ای نور دیده ام! بزودی راز این گریه آشکار و اثرش نمودار خواهد شد.» (اشاره امام در این سخن، ناظر به حوادث کربلاست).[۴]

همچنین نقل شده که روزى جبرئیل نزد رسول خدا (ص) آمد، در حالى که گریه مى کرد، رسول خدا (ص) از علت گریه او پرسید، جبرئیل عرض کرد:

«این دختر (زینب) از آغاز زندگى تا پایان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گریبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصیبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصیبت جانسوز برادرش امام حسن (ع) گردد و از این مصایب دردناکتر و افزون تر اینکه به مصایب جانسوز کربلا گرفتار شود، به طورى که قامتش خمیده شود و موى سرش سفید گردد.»[۵]

گریه آخرین فرستاده خدا و وصی او و همچنین مقرب ترین فرشته الهی، نشان می دهد که مظلومیت، مقام شامخ و فضائل حضرت زینب (س) که بخشی از آن به خاطر تحمل رنج فراوان این بانوی کریمه در طول زندگی است، از آغاز روشن و امری معلوم برای اولیای الهی بوده است.

۳. ثواب گریه بر حضرت زینب (س)

رسول گرامی اسلام (ص) نه تنها بر مصیبت های نواده خویش گریست، بلکه آیندگان را نیز به گریه بر او تشویق کرد. کلام پیامبر (س) در این باره فضیلتی بلند از فضائل حضرت زینب (س) را آشکار می کند. در روایت آمده است که پیامبر (ص) پس از گریه بر زینب کبری (س)، به دخترش فاطمه (س) فرمود: «اى پاره تن من و روشنى چشمانم فاطمه جان! هر کسى که بر زینب و مصایب او بگرید، ثواب گریستن کسى را به او مى دهند که بر دو برادر او حسن و حسین گریه کند.»[۶]

۴. تغذیه زینب (س) از دهان پیامبر (ص)

یکی دیگر از فضائل حضرت زینب (س) در دوران خردسالی، تَغذِّی ایشان از دهان مبارک رسول الله (ص) همانند دو برادرش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است.

همانطور که در بسیارى از اخبار آمده، پیامبر اکرم (ص) زبان خود را در دهان حَسَنین مى گذاشت، آنان با مکیدن زبان پیغمبر تغذیه مى شدند و از همین طریق گوشت و پوست بدنشان مى رویید و رشد مى کرد[۷]، در مورد حضرت زینب (س) نیز همین عمل را انجام مى داد. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: «پیغمبر (ص) پیوسته نزد فرزندان شیر خوار فاطمه مى آمد، از آب دهان خود آنان را تغذیه مى کرد و سپس به فاطمه (س) مى فرمود به آنان شیر ندهید.»[۸]

شباهت حضرت زینب (س) به حضرت خدیجه (س)

یکی از فضائل حضرت زینب (س) که مورد تاکید پیامبر و امیرالمومنین (ع) قرار گرفته، شباهت ایشان به مادربزرگ خود به جهت شأن و مقام است. پیامبر اسلام (ص) در سخنی نورانی فرمود: «به حاضران و غایبان امتم وصیت می کنم که حرمت این دختر [حضرت زینب (س)] را پاس بدارند، همانا وی مانند خدیجه کبری (س) است.»

همچنین نقل شده است وقتى که اشعث بن قیس از حضرت زینب (س) خواستگارى کرد، حضرت على (ع) بسیار دگرگون و خشمگین شد، و با تندى به اشعث فرمود: «این جراءت را از کجا پیدا کرده اى که زینب (س) را از من خواستگارى مى کنى؟! زینب (س) شبیه خدیجه (س)، پروریده دامان عصمت است، شیر از دامان عصمت خورده، تو لیاقت همتایى از او را ندارى.»[۹]

این تشبیه نشان می دهد که فضائل حضرت زینب (س) همانند فضائل حضرت خدیجه (س) است و بر مسلمانان لازم بود که مقام و جایگاه زینب کبری (س) را همانند ام المومنین حضرت خدیجه (س) پاس بدارند، امری که متاسفانه از سوی کوفیان و شامیان هیچگاه رعایت نشد.

فضائل حضرت زینب (س) در علم و آگاهی

فضائل حضرت زینب (س) به مرور زمان و در طول زندگی آن حضرت، برای مسلمانان آشکار می شد. از جمله فضائل حضرت زینب (س) که به روشنی برای مسلمانان به اثبات رسیده بود، علم و دانش فراوان این بانوی مکرمه بود.

حضرت زینب (س) در حدود شش سالگى، خطبه غرا و طولانى مادرش حضرت زهرا (س) را که در مسجد النبى (ص)، پیرامون فدک و رهبرى امام على(ع) ایراد کرد، حفظ نموده بود، براى مسلمانان روایت مى کرد، با اینکه آن خطبه، هم مشروح و طولانى است و هم واژه ها و جمله هاى دشوار و پر معنایی دارد و دیگران آن خطبه را از زینب (س) نقل نموده اند.[۱۰]

همچنین در تاریخ آمده است یکسال پس از استقرار حضرت على (ع) در کوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت پیام فرستادند و گفتند: «ما شنیده ایم که دختر شما، زینب کبری (س) همانند مادرش، زهراى مرضیّه، منبع سرشار دانش و داراى علوم و کمالات است. اگر اجازه بدهید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره مند شویم». امام على (ع) نیز اجازه داد تا دختر عالمه اش، بانوان مسلمان کوفه را آموزش دهد و مشکلات علمى و دینى آنان را حل کند.[۱۱]

شیخ صدوق، مى گوید: حضرت زینب (س) نیابت خاصى از طرف امام حسین (ع) داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه کرده از او مى پرسیدند، تا اینکه حضرت سجاد (ع) بهبود یافت.[۱۲] فضائل حضرت زینب (س) در باب علم و دانش به اندازه ای بود که ایشان به «عقیله بنی هاشم» یعنی شخص دانشمند و دانای خاندان بنی هاشم معروف شد؛ چنان که فرزندان وى را بنى عقیله  می گفتند.[۱۳]

عبد الله بن عباس صحابی برجسته پیامبر (ص) و یکی از عالمان معروف زمانه خود، وقتی سخنان صدیقه طاهره (س) در ماجرای فدک را از زبان زینب کبری (س) نقل می کند، می گوید: «عقیله ما (بنی هاشم)، زینب دختر على (ع) به من چنین گفت.»[۱۴]

اما شاید هیچ تعبیری مانند تعبیر امام سجاد (ع) فضائل حضرت زینب (س) در علم و آگاهی را نشان ندهد. آن حضرت خطاب به عمه شان فرمود: «أنْتِ بِحَمْدِاللَّه عالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ و فَهِمَهٌ غَیْرُ مُفَهَّمَهٍ؛[۱۵] به حمداللَّه تو دانشمند معلم ندیده و فهمیده اى فهم نیاموخته هستى».

بدون شک برترین درجه علم، علمى است که از ذات الهى به انسان افاضه مى شود که به تعبیر قرآن مجید، علم «لَدُنّى» نام دارد: «و عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً؛[۱۶] علم فراوانى از نزد خود به او (حضرت خضر) آموختیم». اشاره حضرت سجاد (ع) در اینجا حاکی از علم لدنی زینب کبری (س) است که بیانگر فضیلتی بزرگ و ارزشمند در میان فضائل حضرت زینب (س) می باشد.

انتقال وصایای امامت به امام سجاد (ع) توسط حضرت زینب (س)

یکی دیگر از فضائل حضرت زینب (س) و شاید مهمترین آن ها، واسطه انتقال وصایای امامت از امام حسین (ع) به امام سجاد (ع) باشد. با توجه به شدت بیماری امام سجاد (ع) در روز عاشورا و ترس از کشته شده ایشان توسط دشمنان، امام حسین (ع) خواهرشان زینب کبری (س) را برای انتقال وصایای امامت به هنگام شهادت انتخاب می کنند.[۱۷]

در واقع حضرت زینب (س) برای مدت هر چند کوتاه ودایع امامت را نزد خود نگه می دارند؛‌ موضوعی که حکایت از عظمت و بزرگی شأن حضرت زینب (س) دارد و نشان می دهد فضائل حضرت زینب (س) تا چه اندازه گسترده و عظیم است.

زهد حضرت زینب (س)

فضائل حضرت زینب (س) در کمالات اخلاقی و معنوی نیز فراوان و بسیار است. در اینجا فقط به زهد و بی اعتنایی زینب کبری (س) نسبت به دنیا دو مطلب نقل می کنیم:

نقل شده است روزی میهمانى براى امیرالمؤمنین (ع) رسید. آن حضرت به خانه آمده و فرمود: اى فاطمه! آیا طعامى براى میهمان خدمت شما مى باشد؟ عرض کرد: فقط قرض نانى موجود است که آن هم سهم دخترم زینب مى باشد. زینب (س)، عرض کرد: اى مادر! نان مرا براى میهمان ببرید، من صبر مى کنم.»[۱۸]

همچنین در تاریخ مشهور است که عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب کبری (س) از تمکن مالی مناسبی برخوردار بود؛‌ به گونه ای که بعد از دستگاه حکومت، اموال و درآمد او بی مانند بود و نظیری در مدینه برایش نبود. بنابراین حضرت زینب (س) از زندگی مناسب و خوبی برخوردار بود. با این وجود تا امام حسین (ع) خواهر را از تصمیم خود آگاه می کند، بدون معطلی و درنگ، زندگی راحت و با آسایش خود را رها کرد و همراه برادر می شود.[۱۹]

عشق زینب کبری به امام حسین (ع)

از دیگر فضائل حضرت زینب (س) که بی شک ریشه در اعتقاد عمیق وی به مقام امامت دارد، عشق وافر و بی پایان زینب کبری (س) به برادرش امام حسین (ع) است. محبت و علاقه زینب (س) از همان دوران کودکى، به امام حسین (ع) به قدرى سرشار بود، که نمى توان آن را وصف کرد. او همواره مى خواست در کنار برادرش حسین (ع) باشد، رخسار زیباى حسین (ع) را بنگرد و با او انس و الفت داشته باشد.

این محبت عجیب و سرشار از مهر و خلوص، موجب تعجب حضرت زهرا (س) شد و راز آن را نمى دانست، تا آنکه روزى این موضوع را با پدرش در میان گذاشت و پرسید: «پدرجان! از محبتى که میان زینب (س) و حسین (ع) است، شگفت زده شده ام، به طورى که زینب (س) لحظه اى بدون دیدار حسین (ع) قرار ندارد، اگر ساعتى بوى حسین (ع) را استشمام نکند جانش به لب مى رسد.»

پیامبر (ص) با شنیدن این سخن، دگرگون شد و اشک از چشمانش ‍ سرازیر گشت و آهى از سینه پرسوزش بر کشید و خطاب به دخترش زهرا (س) فرمود: «اى نور چشمم! این دختر همراه حسین (ع) به کربلا مى رود، در رنج ها و سختی هاى مصایب حسین (ع) شریک خواهد بود.»[۲۰]

هنگامى که عبداللَّه بن عباس به امام حسین (ع) عرض کرد: شما که به این سفر خطرناک مى روید چرا زن ها را با خود مى برید؟ حضرت زینب (ع) با شنیدن این سخن، سر از محمل خود برآورده و فرمود: «اى پسر عباس! آیا مى خواهى بین من و برادرم جدایى بیندازى؟ هرگز من از او جدا نخواهم شد.[۲۱]. به نوشته بعضى مورخان، درجه محبت حضرت زینب (س) به امام حسین (ع) به گونه اى بود که هر روز چند بار به دیدار حسین (ع) مى رفت.[۲۲]

حضرت زینب (س) در روز عاشورا دو نوجوانش ‍محمد و عون را نزد حسین (ع) آورد و عرض کرد: «جدم ابراهیم خلیل (ع) از درگاه خدا، قربانى را قبول فرمود، تو نیز این قربانى را از من بپذیر، اگر چنین نبود که جهاد و جنگ براى زنان روا نیست، در هر لحظه هزار جان فداى جانان مى کردم، هر ساعت هزار شهادت را مى طلبیدم.[۲۳]

علامه جزایرى در کتاب «الخصائص الزینبیه» مى نویسد: وقتى که حضرت زینب (س) شیرخوار و در گهواره بود، هر گاه برادرش حسین (ع) از نظر او غایب مى شد، گریه مى کرد و بى قرارى مى نمود. هنگامى که دیده اش به جمال دل آراى حسین (ع) مى افتاد، خوشحال و خندان مى شد. وقتى که بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه، نخست به چهره حسین (ع) نگاه مى کرد و بعد نماز مى خواند.[۲۴]

بنابراین عشق به امام حسین (ع) که عصاره ی تمام خوبی ها و فضیلت هاست، یکی دیگر از فضائل زینب کبری (س) می باشد و همانطور که بیان شد به صورت های مختلف در طول زندگانی آن حضرت جلوه پیدا کرده است.

کرامتی از حضرت زینب (س)

از دیگر فضائل حضرت زینب (س)، کرامات بسیاری است که از این بانوی بزرگوار نقل شده و در اینجا تنها به یک نمونه از کرامات ایشان بسنده می کنیم. مرحوم ثقه لاسلام نورى از سید محمدباقر سلطان آبادى نقل مى کند:

«به چشم درد شدیدى در چشم چپ مبتلا شدم. هرچه درمان کردم فایده اى نکرد و برعکس مریضى ام شدیدتر شد. بعضى از دکترها مى گفتند قابل علاج نیست. برخى هم قول شش ماه بعد مى دادند و من هر روز از روز قبل نالان تر مى شدم تا این که سیاهى چشمم گرفته شد و دیگر نمى توانستم بخوابم.

در آن موقع یکى از دوستانم براى خداحافظى به دیدنم آمد. او مى خواست به کربلا برود. من هم با او همراه شدم. در منزل اول دردِ چشم شدیدتر شد و همه مرا شماتت مى کردند. بالاخره به منزل دوم رسیدیم، درد شدیدتر از قبل شد و ورم چشمم افزون تر؛ تا اینکه نزدیک سحر آرام شد.

در عالم رؤیا عقیله بنى هاشم، زینب کبری (س) را دیدم که گوشه مقنعه اش را به چشمم مى کشید. از خواب بیدار شدم و چشمم خوب شد. دوستانم باور نمى کردند، سوار شدیم در بین راه درد و ناراحتى احساس نمى کردم. من که همیشه ناراحت و عاجز بودم، پیش خود گفتم: کاش بسته روى چشمم را باز مى کردم. تا باز کردم، دیدم همه چیز را مى بینم. صدا زدم که رفقا بیایید. همه آمدند و گفتند: کدام چشمت درد مى کرد؟ گفتم: چشم چپم بود. هرچه نگاه کردند تفاوتى بین چشم چپ و راستم ندیدند.»[۲۵]

جمع بندی

فضائل حضرت زینب (س) فراوان تر از آن است که بتوان در یک متن کوتاه از تمام آن ها سخن گفت. انتخاب نام زنیب کبری (س) توسط خداوند، گریه اولیای الهی و ثواب گریه بر زینب کبری (س)، شباهت مقام ایشان به حضرت خدیجه (س)، علم وسیع و گسترده آن حضرت، واسطه انتقال وصایای امامت، زهد و بی اعتنایی به دنیا و عشق وافر به امام حسین (ع) از جمله فضائل حضرت زینب (س) بود که در این یادداشت به آن ها اشاره کردیم.

پی نوشت ها

[۱] قزوینی، زینب الکبری من المهد الی اللحد، ص ۳۵.

[۲] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص ۲۳۸.

[۳] جزائری، خصائص الزینبیه، ص ۱۵۵.

[۴] سپهر، ناسخ التواریخ، ج۱، ص ص ۴۵.

[۵] جزائری، خصائص الزینبیه، ص ۱۵۵.

[۶] جزائری، خصائص الزینبیه، ص ۱۵۵.

[۷] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص ۲۴۳.

[۸] قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص ۹۴.

[۹] جزائری، خصائص الزینبیه، ص ۲۶۰.

[۱۰] قمی، سفینه البحار، ج۱، ص ۵۵۸.

[۱۱] محلاتی، ریاحین الشریعه، ج۳، ص ۵۷.

[۱۲] رحمانی همدانی، فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر، ص ۸۶۵.

[۱۳] بنت الشاطی، شیر زن کربلا، ص ۴۰.

[۱۴] رحمانی همدانی، فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر، ص ۸۶۵.

[۱۵] قمی، سفینه البحار، ج۱، ص ۵۵۸.

[۱۶] کهف/۶۵.

[۱۷] مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص ۷۹.

[۱۸] محلاتی، ریاحین الشریعه، ج۳، ص ۶۴.

[۱۹] محلاتی، ریاحین الشریعه، ج۳، ص ۴۱.

[۲۰] محلاتی، ریاحین الشریعه، ج۳، ص ۴۱.

[۲۱] محلاتی، ریاحین الشریعه، ج۳، ص ۴۱.

[۲۲] سپهر، ناسخ التواریخ، ص ۷۴.

[۲۳] سپهر، ناسخ التواریخ، ص ۷۴.

[۲۴] جزائری، الخصائص الزینبیه، ص ۳۳۶.

[۲۵] دستغیب، زندگانی فاطمه زهرا و زینب کبری، ص ۱۹.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. بنت الشاطی، عایشه عبدالرحمن، شیر زن کربلا یا زینب دختر علی، ترجمه شهیدی، جعفر،  تهران، نشر مشعر، ۱۳۷۶ش.
  3. جزائری، سید نور الدین، الخصائص الزینبیه، بیروت، دار الحوراء، ۱۴۲۵ق.
  4. دستغیب، عبدالحسین، زندگانی فاطمه زهرا و زینب کبری، تهران، کانون تربیت، ۱۳۶۲ش.
  5. رحمانی همدانی، احمد، فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر، افتخار زاده حسن، تهران، بدر، ۱۳۸۱ش.
  6. سپهر، محمد تقی، ناسخ التواریخ، تهران، اسلامیه، ۱۳۵۱ش.
  7. قزوینی، سید محمد کاظم، زینب الکبری من المهد الی اللحد، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۷ق.
  8. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، الخرائج و الجرائح، قم، موسسه الامام المهدی، ۱۴۰۹ق.
  9. قمی، عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۸۸ش.
  10. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، موسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۳۸۱ش.
  11. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  12. محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه در ترجمه دانشمندان بانوان شیعه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا.

منبع اقتباس

  1. عزیزی، عباس، ۲۰۰ داستان از فضایل، مصایب و کرامات حضرت زینب (س)، قم، نشر سلسله، ۱۳۷۸.
  2. نساجی زواره، اسماعیل، شمه ای از کمالات معنوی حضرت زینب (س)، درس هایی از مکتب اسلام، ش ۳، ۱۳۸۴، ص ۵۶ـ۴۸.