نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در واقعه عاشورا

نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در واقعه عاشورا

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

حضرت عباس (ع)، برادر بزرگوار امام حسین (ع)، شخصیتی برجسته در تاریخ اسلام و به ویژه واقعه عاشورا است. ایشان با فداکاری، شجاعت و وفاداری بی نظیر خود، نقشی کلیدی در این واقعه تاریخی ایفا کردند. در این متن به بررسی برخی از حوادث و نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در واقعه عاشورا می پردازیم.

حوادث و نقش های کلیدی حضرت عباس (ع)

حضرت عباس (ع)، برادر بزرگوار امام حسین (ع)، با شجاعت و فداکاری های خود در واقعه عاشورا جایگاه ویژه ای در تاریخ اسلام دارد و بررسی وقایع و نقش های او در این واقعه تاریخی، نشان دهنده ایثار و وفاداری او به امام و اصول دین مبین اسلام است.نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در شکل دهی هویت شیعی و ترویج ارزش های اسلامی، نقشی بی‌کران داشته است.

۱) آب رسانی حضرت عباس (ع)

یکی از نقش های کلیدی حضرت عباس(ع) در روز هفتم محرم رقم خورد. عبیداللّه به عمر سعد در این روز نامه ای نگاشت؛ ابومخنف در این خصوص می نویسد: از عبیدالله بن زیاد نامه ای به این مضمون به عمر بن سعد رسید؛ اما بعد از حمد و ثنای خدا، بین حسین و یارانش با آب فاصله بینداز، تا قطره ای از آن را ننوشند، همان گونه که با امیرالمومنین خلیفه متقی پاک و مظلوم عثمان بن عفان کردند.[۱]

عمر بن سعد، عمرو بن حجاج زبیدی را در راس پانصد نفر به کنار فرات فرستاد و آن ها بین حسین و یارانش و آب فرات مانع شدند تا قطره ای از آن را ننوشند. این اقدام سه روز قبل از شهادت امام حسین (ع) بود.

وی ادامه می دهد: وقتی تشنگی بر حسین (ع) و یارانش عارض شد، برادر خود عباس بن علی بن ابیطالب (ع) را فراخواند و او را همراه سی سوار و بیست پیاده و بیست مشک برای آوردن آب فرستاد. آنان شبانه آمدند تا به آب نزدیک شدند. جلودار ایشان نافع بن هلال جملی با پرچم پیش آمد. عمرو بن حجاج زبیدی گفت برای چه آمده ای؟ گفت؛ آمده ایم از این آبی که ما را از آن ممنوع کرده اید، بنوشیم. گفت؛ بنوش، نوش جانت. گفت؛ نه، سوگند به خدا مادامی که حسین (ع) و یارانش تشنه هستند، قطره ای از آن نخواهم نوشید.

همراهان عمرو بن حجاج متوجه آن ها شدند. عمرو گفت؛ آنان نمی توانند آب بنوشند. ما را اینجا گذاشته اند که نگذاریم آن ها آب بنوشند. وقتی یاران نافع نزدیک شدند به پیادگان گفت؛ مشک هایتان را پر کنید، پیادگان با سرعت مشک ها را پر کردند. عمرو بن حجاج و یارانش به طرف آن ها هجوم بردند. عباس بن علی (ع) و نافع بن هلال نیز حمله آن ها را دفع کردند. سپس به طرف خیمه ها بازگشتند.

نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در مبارزه با ظلم و ستم و دفاع از حق و عدالت، همواره مورد ستایش قرار گرفته است.

۲) نمایندگی و سخنگویی از جانب امام حسین (ع)

در میان نقش های کلیدی حضرت عباس (ع)، نمایندگی و سخنگویی از جانب امام حسین (ع) در مواقع حساس، به ویژه در شب عاشورا، برجستگی خاصی دارد. شب پنجشنبه نهم محرم عمر بن سعد به حسین و یارانش حمله کرد؛ عمر بن سعد فریاد زد؛ ای لشگر خدا! اسبان خود سوار شوید و خوشحال باشید.

آنان سوار شدند و بعد از نماز عصر برای جنگ با حسین (ع) آماده شدند. حسین (ع) در مقابل خیمه خود دو زانو نشسته و به شمشیرش تکیه داده بود. خواهرش زینب فریادی شنید. نزدیک برادر آمد و گفت: ای برادر! آیا نمیشنوی صداها نزدیک شده است؛ حسین (ع) سر خود را بالا کرد و فرمود: من رسول خدا (ص) را در خواب دیدم که به من گفت تو به سوی ما می آیی.

راوی گفت: زینب به صورت خود زده و گفت: ای وای بر ما! حسین (ع) گفت: خواهرم چرا وای بر تو، آرام باش، خدا تو را رحمت کند. عباس بن علی (ع) گفت: ای برادر! لشگر آمد. حسین (ع) برخاست و گفت: عباس، ای برادر! سوار شو و از ایشان سوال کن چه شده و چه اتفاق تازه ای افتاده است و برای چه آمده اند؟ عباس (ع) همراه بیست سوار از جمله زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر نزد سپاه عمر بن سعد رفت و گفت؛ چه شده و چه می خواهید؟ گفتند فرمان امیر آمده که به شما اعلام کنیم یا بر حکم گردن نهید یا به این کار مجبور خواهید شد.

عباس (ع) گفت: عجله نکنید تا نزد ابا عبدالله برگشته و پیغام شما را به او برسانم. گفتند؛ برو و او را از این خبر آگاه کن و به ما بگو او چه گفته است. عباس (ع) با شتاب نزد حسین آمد و مطلب را به او گفت. یاران امام در این فرصت برای سپاه عمر خطابه می خواندند.

راوی گفت: هنگامی که عباس بن علی (ع) پیام عمر بن سعد را برای امام آورده بود، امام فرمود: به سوی ایشان برو اگر توانستی تا فردا از ایشان مهلت بگیر و امشب آنان را دور کن، تا این شب را به نماز و دعا و استغفار پروردگار بگذرانیم. او خود می داند که من خواندن نماز و قرائت قرآن و دعای فراوان و استغفار نمودن را دوست دارم. و این یکی دیگر از نقش های کلیدی حضرت عباس(ع) بود.

عباس بن علی (ع) با شتاب خود را به لشگر عمر رساند و گفت: ای مردم! ابا عبدالله از شما می خواهد که امشب را برگردید تا در این کار اندیشه کند؛ زیرا در مساله ای که میان شما و او واقع شده ره به جایی نمی برد. پس صبح هنگام یکدیگر را خواهیم دید ان شاءالله. اگر درخواست شما را پذیرفتیم پس بدان گردن می نهیم و اگر مایل نبودیم؛ نخواهیم پذیرفت. حسین(ع) امشب را فرصت می خواهد تا به کارهایش رسیدگی کرده و به خاندانش وصیت کند.

هنگامی که عباس بن علی (ع) این پیغام را داد، عمر بن سعد گفت: ای شمر! نظر تو چیست؟ شمر گفت: تو چه می گویی؟ تو فرمانده هستی، نظر، نظر توست. عمر بن سعد گفت: ای کاش نبودم!

سپس عمر بن سعد به لشگر گفت: نظر شما چیست؟ عمرو بن حجاج سلمه زبیدی گفت: سبحان الله! به خدا سوگند اگر مردم دیلم هم چنین درخواستی از تو می کردند، باید قبول می کردی. قیس بن اشعث گفت: قبول کن، به جان خودم سوگند صبح زود برای جنگ با تو آماده می شوند. عمر بن سعد گفت: سوگند به خدا اگر بدانم که چنین خواهند کرد، امشب به ایشان می تازم.[۲]

در میان نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در واقعه عاشورا، نمایندگی و سخنگویی از جانب امام حسین (ع) در مواقع حساس، از جمله وقایع شب عاشورا و مذاکره با دشمنان، نقشی ممتاز و تعیین کننده بود که عمق بصیرت و وفاداری ایشان را به نمایش می گذاشت.

۳)رد امان نامه دشمن توسط حضرت عباس (ع)

آوازه دلاورمردی حضرت عباس (ع) چنان در گوش عرب آن روزگار طنین افکنده بود که دشمن را بر آن داشت تا با اقدامی جسورانه، وی را از صف لشکریان امام جدا سازد. در این جریان، شمر فردی به نام «عبداللّه بن ابی محل» را که حضرت ام البنین (س) عمه او می شد، به نزد عبیداللّه بن زیاد فرستاد تا برای حضرت عباس (ع) و برادران او امانی دریافت کند. سپس آن را به غلام خود داد تا به نزد لشکر عمر سعد ببرند.[۳]

شمر امان نامه را به عمر سعد نشان داد. عمر سعد که می دانست این تلاش ها بی نتیجه است، شمر را توبیخ کرد؛ زیرا امان دادن به برخی، نشان از جنگ با بقیه است. شمر که تصور می کرد او از جنگ طفره می رود گفت: اکنون بگو چه می کنی؟ آیا فرمان امیر را انجام می دهی و با دشمن می جنگی و یا به کناری می روی و لشکر را به من وامی گذاری؟

عمر سعد تسلیم شد و گفت: «نه! چنین نخواهم کرد و سرداری سپاه را به تو نخواهم داد. تو امیر پیاده ها باش»؛ شمر امان نامه را ستاند و به سوی اردوگاه امام به راه افتاد. وقتی رسید، فریاد برآورد: «أَیْنَ بَنُوا أُخْتِنَا»؛ خواهرزادگان ما کجایند؟

حضرت عباس (ع) و برادرانش سکوت کردند. امام به آن ها فرمود: «پاسخش را بدهید، اگرچه فاسق است».[۴] حضرت عباس (ع) به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند: «خدا تو و امان تو را لعنت کند؛ آیا به ما امان می دهی، در حالیکه پسر رسول خدا (ص) امان ندارد؟!»؛ شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس (ع) و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت.[۵] این جریان یکی از مهمترین نقش های کلیدی حضرت عباس(ع) در واقعه عاشورا بود.

رفع یک شبهه

از گفتگویی که بین شمر و فرزندان ام البنین (س) صورت گرفت، شبهه ای در اذهان به وجود می آید که مراد شمر از جمله «أین بنو أختنا» چه بوده است؟ برخی گفته اند: بین عرب رسم بوده، دختران قبیله خود را خواهر صدا می زده اند. با توجه به زندگی عشیره ای اعراب در آن دوران و انسجام ناگسستنی پیوندهای خونی در چنین جوامعی، بعید به نظر نمی رسد، چنین رسمی بین آنان حاکم بوده باشد.

گفتنی است: ام البنین (س) و شمر هر دو از قبیله «بنی کلاب» می باشند و ام البنین (س) از عموزادگان شمر می باشد. دلیل دیگر و واضح تر این خطاب از سوی شمر، جنبه روانی و کارکرد روانشناختی آن است؛ بدین معنا که شمر با توجه به این که روحیات حضرت عباس (ع) را می شناخته، می دانسته که او امان نامه را نمی پذیرد.

شمر با اتخاذ این لحن، می خواسته حضرت را متوجه پیوند خانوادگی اش با خود نماید و شرایط روحی حضرت عباس (ع) را برای پذیرش امان نامه بیشتر آماده سازد. گذشته از آن، شمر این سخن را در حضور دیگران و با صدای بلند اظهار می کند تا عرصه را بر حضرت بیشتر تنگ نموده و او را وادار به مصالحه نماید.

۴) پاسداری از خیمه ها بر عهده حضرت عباس (ع)

یکی دیگر از نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در شب عاشورا، پاسداری از حرم بود. اگرچه ایشان آن شب را از دشمن مهلت گرفته بود، ولی از پستی و دون مایگی آنان بعید نبود که پیمان شکنی کنند.نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) تنها به فداکاری در میدان جنگ محدود نمی شد، بلکه پیکار شجاعانه ایشان، الهام بخش نسل های آینده در مسیر حق و حقیقت بود.

آن شب، هنگامی که حضرت عباس (ع) از گفتگو با شمر در مورد پذیرش یا رد امان نامه بازگشت، زهیر نزد او رفت. زهیر دیر زمانی بود که با خاندان امام علی (ع) آشنایی داشت.

او پرچمی را که در دست «عبداللّه بن جعفر بن عقیل» بود، گرفت. عبداللّه پرسید: «ای برادر! آیا در من ضعف و سستی دیده ای که پرچم را از من می گیری؟» زهیر پاسخ داد: «خیر، با آن کاری دارم». سپس نزد حضرت عباس (ع) آمد. حضرت بر مرکب خویش سوار و با نیزه ای در دست و شمشیری به کمر مشغول نگاهبانی بود.[۶]

زهیر نزد او آمد و گفت: «آمده ام تا با تو سخنی بگویم». حضرت که بیم حمله دشمن را داشت، فرمود: «مجال سخن نیست، ولی نمی توانم از شنیدن گفتار تو بگذرم. بگو، من سواره می شنوم». زهیر جریان خواستگاری حضرت علی (ع) از ام البنین(س) را بیان کرد و انگیزه امام را از ازدواج با او یادآور شد و افزود: «ای عباس! پدرت تو را برای چنین روزی خواسته، مبادا در یاری برادرت کوتاهی کنی!»؛

حضرت عباس (ع) از شنیدن این سخن خشمگین شد و سخت برآشفت و از عصبانیت آن قدر پایش را در رکاب اسب فشرد که تسمه آن پاره شد و فرمود: «زهیر! تو می خواهی با این سخنانت به من جرات دهی؟! به خدا سوگند تا دم مرگ، از یاری برادرم دست برنمیدارم و در پشتیبانی از او کوتاهی نخواهم کرد. فردا این را به گونه ای نشانت می دهم که در عمرت نظیرش را ندیده باشی».[۷]

در میان نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در شب عاشورا، پاسداری از خیمه های اهل بیت امام حسین (ع) و مراقبت از زنان و کودکان، برجسته ترین وظیفه ایشان بود. البته پاسداری از خیمه ها و اهل بیت، تنها یکی از نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در واقعه کربلا بود، اما همین وظیفه خطیر، به تنهایی گویای عظمت و جایگاه والای ایشان در تاریخ اسلام است.

۵) حضرت عباس (ع) و پرچمداری سپاه

صبح عاشورا، وقتی امام از نماز و نیایش فارغ شد، لشکر دشمن آرایش نظامی به خود گرفت و اعلان جنگ نمود. امام افراد خود را آماده دفاع کرد. لشکر امام از سی و دو سواره و چهل پیاده تشکیل شده بود. امام در چینش نظامی لشکر خود، زهیر را در میمنه و حبیب را در میسره گماشت و پرچم لشکر را در قلب سپاه، به دست برادر خود حضرت عباس (ع) داد.[۸] علمداری سپاه اباعبدالله (ع) یکی از معروف ترین نقش های کلیدی حضرت عباس(ع) است.

۶) شکستن حلقه محاصره دشمن

در نخستین ساعت های جنگ، چهار تن از افراد سپاه امام حسین (ع) به نام های «عمرو بن خالد صیداوی»، «جابر بن حارث سلمانی»، «مجمع بن عبداللّه عائذی» و «سعد، غلام عمر بن خالد» حمله ای به قلب لشکر کوفیان نمودند.

دشمن تصمیم گرفت آنان را محاصره نماید. حلقه محاصره بسته شد؛ به گونه ای که کاملا ارتباط آن ها با سپاه امام قطع گردید. در این هنگام حضرت عباس (ع) با دیدن به خطر افتادن آن ها، یک تنه به سوی حلقه محاصره تاخت و موفق شد حلقه محاصره دشمن را شکسته و آن چهار تن را نجات بدهد، به طوری که وقتی آن ها از چنگ دشمن بیرون آمدند، تمام پیکرشان زخمی و خون آلود بود.[۹] نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در واقعه عاشورا، الهام بخش ایثار و فداکاری برای نسل ها بوده است.

۷) کندن چاه برای تهیه آب

در میان نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در واقعه عاشورا، تلاش برای تهیه آب و کندن چاه برای رفع تشنگی اهل بیت امام حسین (ع) و یارانشان، از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.

در میانه روز، آنگاه که تشنگی بر کودکان، زنان و حتی سپاهیان امام فشار شدیدی آورده بود، امام به حضرت عباس (ع) دستور داد اقدام به حفر چاه نماید؛ چرا که سرزمین کربلا بر کرانه رودی پر آب قرار داشت و احتمال آن می رفت که با کندن چاه، به آب دست یابند.

حضرت عباس (ع) مشغول کندن چاه شد. پس از مدتی کندن زمین، از رسیدن به آب از آن چاه ناامید گردید، از چاه بیرون آمد و در قسمت دیگری از زمین دوباره شروع به حفر چاه نمود، ولی از چاه دوم نیز آبی نجوشید.[۱۰] نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در دفاع از حریم اهل بیت امام حسین (ع) و تأمین آب برای کودکان و زنان، همواره مورد تحسین بوده است.

۸) پیش فرستادن برادران برای نبرد

وقتی حضرت عباس (ع) بدن های شهیدان بنی هاشم و دیگر شهدا را بر گستره کربلا دید، برادران مادری خود، عبداللّه، جعفر و عثمان را فراخواند و به آن ها فرمود: «ای فرزندان مادرم! پیش بتازید تا جانفشانی شما را در راه خدا و رسول خدا (ص) شاهد باشم». آنان که خون علی (ع) در رگهایشان جاری بود، پیش تاخته و پس از مدتی نبرد با دشمن، پیش چشم حضرت عباس (ع) به شهادت رسیدند. تاریخ، نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) را به عنوان نمادی از غیرت و جوانمردی در خود ثبت کرده است.

۹) شهادت فرزندان حضرت عباس (ع)

در میان نقش های کلیدی حضرت عباس (ع)، شهادت فرزندان ایشان نیز نقشی مهم و تأثیرگذار بود.

حضرت عباس (ع)، با لبابه دختر عبیدالله بن عباس، پسر عموی پیامبر اکرم (ص)، ازدواج نمود؛ ثمره این پیوند، فرزندانی به نام های عبیدالله، فضل، حسن، قاسم و یک دختر بود.[۱۱] اما بین تاریخ نگاران در تعداد آن ها اختلاف نظر وجود دارد. برخی، حضرت عباس (ع) را صاحب دو فرزند به نام های عبیدالله و فضل دانسته اند[۱۲] و برخی دیگر، عبیدالله، حسن و قاسم[۱۳] و برخی نیز عبیدالله و محمد[۱۴] را فرزندان او برشمرده اند.

برخی منابع، از شهادت فرزندان حضرت در کربلا سخن به میان آورده اند اما در نام آن ها گوناگونی وجود دارد. نوشته اند: هنگامی که حضرت عباس (ع) از روی اسب خود بر زمین افتاد و در درگیری با دشمنان به شهادت رسید، امام حسین (ع) خود را به او رسانید و وقتی که حالت او را مشاهده نمود، فریاد برآورد: «وَا غَوْثاه، بِکَ یا الله، وَا قِلَّهَ ناصِراه»؛ فریاد [از بی کسی]، به تو پناه می برم ای خدا! وای از کمی یاران.

در این لحظه، محمد و قاسم صدای امام را شنیدند، نزد ایشان رفته و در پاسخ امام، فریاد زدند: «لَبَّیْکَ یَا مَولانا، نَحنُ بَینَ یَدَیکَ»؛ در خدمت توایم ای سرور ما. امام حسین (ع) رو به آنان کرد و فرمود: «بِشَهادَهِ اَبیکُمَا الکِفایَه»؛ شهادت پدرتان بس است. اما آنان امتناع ورزیده و گفتند: «نه به خدا، ای عمو!» سپس از امام اجازه گرفته و به میدان نبرد شتافتند و پس از پیکار با دشمن، ابتدا محمد و پس از او قاسم به شهادت رسید.[۱۵] سید محسن امین، عبدالله بن عباس (ع) را نیز در شمار شهیدان کربلا ذکر می نماید.[۱۶]

اما بنا به گزارش برخی دیگر از تاریخ نگاران، تنها محمد در کربلا به شهادت رسیده است؛[۱۷] در این زمینه نوشته اند: در کربلا سه تن از فرزندان حضرت عباس (ع) با او حضور داشتند که در بین آن ها، حضرت عباس (ع)، محمد را از همه بیشتر دوست می داشت و او را از خود جدا نمی کرد. او نوجوانی پارسا و خداترس بود و در میان ابروانش اثر سجده دیده می شد.

وقتی حضرت عباس (ع) برادر بزرگوار خویش امام حسین (ع) را بی یاور دید، فرزند خود محمد را صدا زد و با دست خود، لباس جنگ بر تن او پوشاند و شمشیر به کمر او بست. سپس دست او را گرفته و نزد امام خویش رفت و خود از امام اجازه پیکار او را گرفت. محمد دست امام را بوسید و پس از خداحافظی با زنان خیمه، به میدان رفته و مبارز طلبید و پس از ساعتی نبرد، به شهادت رسید.[۱۸] نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در تربیت فرزندان و خانواده اش بر اساس آموزه های اسلام، الگویی برای همه مسلمانان است.

۱۰) پیکار شجاعانه حضرت عباس (ع)

پیکار شجاعانه حضرت عباس (ع) در کربلا، یکی از برجسته ترین نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در آن واقعه بود و رشادت های بی نظیر ایشان در آن نبرد نابرابر، نقشی بی بدیل در تاریخ اسلام رقم زد.

در جریان نبرد، حضرت عباس (ع) با سه تن از جنگجویان دشمن روبرو می‌ شود. ابتدا مارد بن صدیف با تجهیزات کامل جنگی و نیزه ای بلند، به میدان می آید و نیزه اش را به حضرت عباس (ع) می زند. حضرت عباس (ع) نیزه او را گرفته و با همان نیزه، مارد را از پای درمی‌آورد.

سپس صفوان بن ابطح که در پرتاب سنگ و نیزه مهارت داشت، به نبرد با حضرت عباس (ع) می پردازد و مجروح می شود، اما حضرت از او می گذرد. در نهایت، عبداللّه بن عقبه غنوی به میدان می آید. حضرت عباس (ع) که پدر او را می شناخت، از سر خیرخواهی به او پیشنهاد می کند که از جنگ با او صرف نظر کند، اما او نمی پذیرد و پس از نبردی کوتاه، شکست خورده و می گریزد.[۱۹]

شهادت حضرت عباس (ع)

تحلیل نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در روز عاشورا، نشان می دهد که ایشان تا آخرین لحظه از امام حسین (ع) و یارانش حمایت کردند. وقتى حضرت عباس (ع) وارد فرات شد، با آنکه تشنه بود، اما بخاطر تشنگى برادرش حسین (ع) آب نخورد و خطاب به خویش چنین گفت: «ای نفس! پس از حسین خوار باش و بعد از او شایسته نیست که زنده باشی. این حسین است که وارد گرداب مرگ شده و تو می خواهی آب خنک بنوشی؟ قسم به خدا این عمل دستور دین من نیست.»

وقتى دست راستش قطع شد، این رجز را مى خواند: «سوگند به خدا اگر دست راست مرا قطع کردید من همیشه از دینم و از امامم که یقینش صادق است و نوه پیامبر پاک و امین است دفاع می کنم.»

و چون دست چپ حضرت عباس (ع) قطع شد، چنین گفت: «ای نفس! از کافران نترس و تو را به رحمت خداوند قدرتمند و در جوار پیامبری که بزرگ و برگزیده است بشارت باد. این گروه کافر، به ظللمشان دست چپ مرا قطع کردند؛ پس خدایا آن ها را با گرمای آتشت بسوزان.»

شهادت حضرت عباس (ع)، براى امام حسین (ع) بسیار ناگوار بود و این جمله پر سوز را وقتی بر بالینش رسید فرمود: «الآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِى وَ قَلَّتْ حِیلَتِى‏ وَ شَمَّتْ بِى‏ عَدُوِّى». پیکرش کنار«نهر علقمه» ماند و سید الشهدا(ع) به سوى خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد. هنگام دفن شهداى کربلا نیز، در همان محل دفن شد.

جمع بندی

حضرت عباس (ع) با ایثار و فداکاری های خود در واقعه عاشورا، الگویی بی نظیر از وفاداری، شجاعت و ایثار برای همیشه در تاریخ اسلام باقی گذاشت. نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در واقعه عاشورا، نقشی بی‌بدیل و ماندگار است.

نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) در آبرسانی به تشنگان، نمایندگی از امام حسین (ع)، رد امان نامه دشمن، پاسداری از خیمه ها، پرچمداری سپاه، شکستن حلقه محاصره دشمن و تلاش برای تهیه آب و… همگی نشان از عظمت شخصیت و جایگاه والای ایشان در تاریخ اسلام دارد. این نقش های کلیدی حضرت عباس (ع) نه تنها در زمان خود، بلکه برای همیشه تاریخ، الهام بخش و راهنمای مسلمانان خواهد بود.

پی نوشت ها

[۱] ادعای خونخواهی عثمان توسط بنی امیه و عبیدالله بن زیاد، صرفاً یک تهمت و بهانه ای برای مقابله با اهل بیت (ع) بود، زیرا امام علی (ع) و فرزندانشان نه تنها در محاصره عثمان نقشی نداشتند، بلکه به دستور امام علی (ع)، امام حسین (ع) به عثمان و خانواده اش آب رساند.

[۲] شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۲؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۹۱؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۱۶؛امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۳۰؛ مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۶۸.

[۳] طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۱۵؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۱۶۶؛

[۴] خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ج۱، ص۲۴۶؛ ابن طاووس، اللهوف، ص۸۸.

[۵] طبرسی، اعلام الوری، ص۲۳۳؛ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۱، ص۲۴۶ ابن جوزی، المنتظم، ج۵، ص۳۳۷.

[۶] مجلسی، وسیله الدارین، ص۲۷۰ ؛ قزوینی، معالی السبطین، ج۱، ص۴۴۳.

[۷] بحرالعلوم، مقتل الحسین(ع)، ص۳۱۴؛ مجلسی، کبریت الأحمر، ص۳۸۶؛ موسوی، بطل العلقمی، ج۱، ص۹۷.

[۸] شرح الاخبار، ج۳، ص۱۸۲؛ابن جوزی، تذکره الخواص، ص۲۵۱ ؛ دینوری الأخبارالطوال، ص۲۵۶.

[۹] طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۴۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۹۳؛ امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۳۰؛ قزوینی، معالی السبطین، ج۱، ص۴۴۳

[۱۰] مجلسی، المنتخب، ج۲، ص۴۴۱؛ ابی مخنف، مقتل ابی مخنف، ص۵۷.

[۱۱] عبدالرزاق المقرم، العباس (ع)، ص ۱۹۵.

[۱۲] السید عبد المجید الحائری، ذخیره الدارین، ج ۱، ص ۱۴۵ ؛ مجلسی، وسیله الدارین، ص ۲۷۸.

[۱۳] موسوی، بطل العلقمی، ج ۳، ص ۴۲۹.

[۱۴] امین، اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۱۰.

[۱۵] موسوی، بطل العلقمی، ج ۳، ص ۴۳۳.

[۱۶] امین، اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۱۰.

[۱۷] مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۶۲ ؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب(ع)،ج ۴، ص ۱۲.

[۱۸] صدر الدین واعظ القزوینی، ریاض القدس ج ۲، ص ۶۳.

[۱۹]  مجلسی، کبریت الاحمر، ص۳۸۷.

منابع

  1. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ ق.
  2. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
  3. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
  4. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ ق.
  5. سید محسن امین، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف، بی تا.
  6. مسکویه، احمد بن محمد، تجارب الامم، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
  7. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ ق.
  8. ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، الفتوح، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۱۱ ق.
  9. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ ق.
  10. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، قم، انتشارات انوار الهدی، ۱۳۸۷ش.
  11. ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف فی رثاء قتلی الطف، قم، انتشارات انوار الهدی، ۱۴۱۷ ق.
  12. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
  13. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ ق.
  14. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۲ ق.
  15. مجلسی، محمد باقر، وسیله الدارین فی احوال الائمه المعصومین، تهران، نشر احسان، ۱۳۸۰ش.
  16. بحرالعلوم، سید محمد، مقتل الحسین علیه السلام، تهران، انتشارات الزهرا، ۱۳۷۸ش.
  17. قزوینی، محمد مهدی، معالی السبطین، قم، انتشارات شریف رضی، ۱۴۱۷ق.
  18. مجلسی، محمد باقر، کبریت الأحمر من الکبریت، تهران، کتابفروشی محمدی، بی تا.
  19. موسوی، سید محمد، بطل العلقمی، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، ۱۴۲۷ق.
  20. شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار علیهم السلام، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۰ ق.
  21. ابن جوزی، یوسف بن غزاوقلی، تذکره الخواص، قم، مکتبه نینوی الحدیثه، بی تا.
  22. دینوری، ابوحنیفه، الاخبار الطوال، قم، نشر نی، ۱۳۶۴ش.
  23. قمی، عباس، منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل، قم، انتشارات ذوی القربی، ۱۳۷۹ش.
  24. مجلسی، محمد باقر، المنتخب من بحار الأنوار، قم، مؤسسه الائمه علیهم السلام، ۱۴۱۸ ق.
  25. ابومخنف، لوط بن یحیی، مقتل الحسین علیه السلام، قم، انتشارات هادی، ۱۴۱۹ق.
  26. حائری، سید عبدالمجید، ذخیره الدارین، نجف، مطبعه المرتضویه، ۱۳۴۵ ق.
  27. عبدالرزاق المقرم، العباس (ع)، نجف، مطبعه الحیدریه، بی تا.
  28. صدر الدین واعظ القزوینی، ریاض القدس (حدائق الانس)، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، بی تا.