نفی تکلّف، ظاهرسازى و سجع در دعا

2016-06-11

564 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

 دعاکننده باید حالت زارى و تضرّع داشته باشد و این امر با سجع ‏گویى مناسبت ندارد. دربارۀ قول خداوند متعال که: «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ‏»[1] که می فرماید:

پروردگار خود را (آشكارا) از روى تضرّع، و در پنهانى، بخوانيد، گفته‏ اند مقصود خودنمایى در به کار بردن سجع است.

معنای تضرع در این آیه  اظهار ضعف و ذلت است. و «خفية» به معناى پنهانى و پوشيده داشتن است، و بعيد نيست كنايه از همان تضرع بوده و غرض از ذكرش تاكيد همان اظهار ذلت و عجز باشد، چون شخص متذلل همواره در اثر ذلت و خوارى در صدد پنهان ساختن خويش است.

ذكر اين دو آيه بعد از آيه‏ «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ …» كه توحيد ربوبيت خدا را از راه وحدت خالقيت او اثبات مى‏ کند به منزله نتيجه‏ گيرى از آن است، گويا مى‏ فرمايد: وقتى خداى تعالى در مساله خلقت و تدبير شريكى ندارد پس بر هر بنده‏اى لازم است كه تنها او را بخواند، و او را بندگى كند، و دينى را اتخاذ نمايد كه موافق با ربوبيت انحصارى او باشد.

و چون در صدد نتيجه گرفتن بود بلافاصله شروع به دعوت بشر كرد، نخست بشر را به اين عبوديت خواند، و فرمود:” ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ …” و دستور داد تا اين عبادت را با تضرع و زارى انجام دهند و اين تضرع و زارى هم علنى و به صداى بلند كه منافى با ادب عبوديت است نبوده باشد، البته اين معنا در صورتى است كه «واو» براى جمع باشد، و اما اگر «واو» براى تنويع باشد معناى آيه چنين مى ‏شود: بايد خداى را عبادت كنند، يا علنا و به صداى بلند و يا آهسته. ممكن هم هست منظور از تضرع را عبادت بدون سر و صدا دانسته و بگوييم معناى آيه اين است كه: عبادت بايد آهسته انجام شود نه با داد و فرياد، مگر اينكه از در تضرع و زارى باشد كه در آن صورت سر و صدا داشتن عيب ندارد.[2]

در عدّه الدّاعى آمده است: از جمله شرائط دعا این است که حرام یا قطع رحم یا چیزى را که متضمّن کمى حیا و سوء ادب باشد درخواست نکند، وى مى‏ گوید: مفسّران دربارۀ قول خداوند متعال: «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً» گفته ‏اند مراد با خشوع و تذلّل و پنهانى دعا کردن است. و «إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»‏ بدین معناست که در دعا از حدّ تجاوز نشود. مثلا دعاکننده مقام پیامبران را از خدا نخواهد. امیر مؤمنان علیه السلام  فرموده است: «اى دعاکننده چیزى را که انجام نشدنى و یا حلال نیست درخواست مکن». و نیز فرموده است: «هر کس بیش از مقدار خود درخواست کند مستحقّ محرومیّت است.»[3]

در خبر آمده است: «بزودى گروهى خواهند آمد که در دعا و وضوء از حدّ تجاوز مى ‏کنند.»[4] برخى از بزرگان گفته‏ اند: با زبان ذلّت و خوارى دعا کن نه با فصاحت و زبان آورى. گفته مى‏ شود: دعاى عالمان و ابدال از هفت کلمه تجاوز نمى‏ کند و یا کمتر از آن است، و گواه این مطلب آخر سوره بقره است. خداوند در هیچ جا خبر نداده که دعاى بندگانش از این اندازه بیشتر بوده است.[5]

منظور از سجع کلام مصنوع و متکلّفانه است، چه این نوع سخن با تذلّل و تضرع مناسبت ندارد، و گرنه در دعاهاى مأثور از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم کلمات هم ‏وزن فراوان است لیکن متکلّفانه نیست، مانند قول آن حضرت: «أسألک الأمن یوم الوعید، و الجنّه یوم الخلود مع المقرّبین الشّهود، و الرّکع السّجود، و الموفین بالعهود، انّک رحیم و دود، و أنت تفعل ما ترید»[6] و نظایر این‏ها. بنابراین در این گونه دعاها باید به دعاهاى مأثور بسنده کرد و یا با زبان تضرّع بدون سجع و تکلّف از خدا درخواست و مسألت کرد، زیرا آنچه محبوب مى‏ باشد زارى و تضرّع است.[7]

پی نوشت ها

[1] . اعراف، 55.

[2]. طباطبايى، محمدحسين، ترجمه تفسير الميزان، ج8، ص198، قم، دفتر انتشارات اسلامى،چ5، 1374ش.

[3] . عدّه الداعی ، ص ۱۱۰.

[4] . سنن ابن ماجه، شماره ۳۸۶۴؛ ابو داود، ج ۱، ص ۲۲.

[5] . راه روشن؛ ترجمه المحجه البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج‏۲، ص۴۰۴.

[6] .صحیح ترمذى، ج ۱۲، ص ۳۰۳ در حدیثى طولانى.

[7]. فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى، راه روشن: ترجمه کتاب المحجه البیضاء فی تهذیب الإحیاء، ج۲،ص ۴۰۴،  آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهشهاى اسلامى – مشهد مقدس (ایران)، چ ۱، ۱۳۷۲ ش.

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجه البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج‏۲. (با اضافات)