قیس بن مسهر صیداوی پیامرسان امام حسین (ع)

قیس بن مسهر صیداوی پیامرسان امام حسین (ع)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکی از اولین فرستادگان نامه به سوی امام حسین (ع)، قیس بن مُسهِر صَیداوی است. او همچنین وظیفه انتقال پیام میان امام و کوفه را برعهده داشت. او در حین رساندن پیام امام (ع) به کوفه دستگیر شد و توسط عبیدالله به شهادت رسید.

اصل و نسب قیس بن مُسهِر

نام کامل وی «قیس بن مسهر بن خلید بن جندب بن منقذ بن جسر بن نکره بن صیداء» است.[۱] قبیله به بنی صیداء معروف بودند، بنی صیداء طایفه ای از بنی اسد به شمار می آمد. بدین جهت در بعضی از منابع، نام وی جزء شهدای بنی اسد ذکر شده است.[۲] همچنین قیس بن مسهر در شمار اصحاب امیر المومنین علی (ع) و امام حسن مجتبی (ع) آورده شده است.[۳]

ارسال نامه به امام حسین (ع)

پس از مرگ معاویه، جمعی از شیعیان در خانه سلیمان بن صُرَد خُزاعی اجتماع نمودند تا از فرصت به دست آمده حکومت اهل بیت (ع) را در کوفه احیاء کنند.[۴] بر اساس تصمیمی که در آن جلسه گرفته شد، نامه ای به امام حسین (ع) در مکه ارسال کرده و او را برای امامت و رهبری شیعه به کوفه دعوت کردند. یکی از امضاء کنندگان آن نامه، قیس بن مسهر صیداوی بود.[۵] این نامه نخستین نامه کوفیان به امام حسین (ع) بود که در تاریخ دهم رمضان سال شصت هجری به دست امام (ع) رسید.[۶]

اولین سفر قیس بن مسهر به سوی امام حسین (ع)

دو روز پس از رسیدن نامه اول یعنی در دوازده رمضان، کوفیان صد و پنجاه نامه جدید برای امام نوشتند که در هر نامه، امضاء یک تا چهار نفر مهر شده بود. قیس بن مسهر صیداوی، عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی، عُماره بن عبدسَلولی این نامه ها را به مکه بردند و تقدیم حضرت (ع) کردند.[۷] این اولین سفر قیس بن مسهر به سوی امام بود.

آنان در مکه ماندند تا آخرین نامه کوفیان توسط سعید بن عبدالله حنفی و هانی بن هانی به دست امام (ع) رسید. امام (ع) در پاسخ، اولین نامه خود را به کوفیان ارسال کرد. نامه امام (ع) حاوی سه نکته بسیار مهم بود:

۱. اعلام قبول دعوت کوفیان و پذیرفتن امامت آنان

۲. پیشنهاد تشکیل حکومت الهی برای رسیدن به عدالت اجتماعی

۳. خبر اعزام مسلم بن عقیل به عنوان نماینده خود به کوفه.[۸]

مطالب مذکور مهمترین تصمیمات امام (ع) بود که در آن نامه مرقوم شده بود. پس از آن امام حسین (ع) مسلم بن عقیل را پیش خود خواند و تکالیف مأموریت را برای او بیان کرد و او را به همراه قیس بن مسهر و عبدالرحمن بن عبدالله و عماره بن عبد سَلولی به کوفه اعزام کرد.[۹]

پیامرسانی قیس بن مسهر بین امام (ع) و مسلم

مسلم و همراهانش برای رسیدن به کوفه با مشکلاتی روبرو شدند که صلاح ندید راه را ادامه بدهد و نظر خود را توسط قیس بن مسهر با نامه ای به امام (ع) ابلاغ کرد. امام (ع) در پاسخ مسلم، او را به اتمام مأموریت امر کرد و آن را به قیس داد تا به دست مسلم برساند.[۱۰]

مسلم طبق دستور امام حرکت و قیس او را همراهی نمود تا به کوفه رسیدند.[۱۱] پس از اعلام بیعت بسیاری از مردم کوفه، مسلم در تاریخ دوازدهم ذیقعده (بیست و هفت روز قبل از شهادت خود)[۱۲] با ارسال نامه ای به امام (ع) وضعیت کوفه را آماده حضور ایشان دانست.[۱۳]

قیس بن مسهر نامه مسلم را به امام (ع) در مکه رساند و آنجا ماند تا در روز هشتم ذی الحجه با امام (ع) به سوی کوفه حرکت کرد.[۱۴]

وقتی امام به منزل حاجر (حاجز) از منطقه بَطنُ الرّمّه، رسید هنوز خبری از شهادت مسلم نبود.[۱۵] حضرت برای انسجام و آمادگی بیشتر هواداران خود در کوفه نامه ای توسط قیس بن مسهر صیداوی برای مومنان و مسلمانان کوفه ارسال کرد.[۱۶]

محتوای نامه امام حسین (ع) چنین بود:

به نام خداوند بخشنده مهربان؛ از حسین بن علی به برادران مومن و مسلمان خود، حمد خدایی که جز او معبودی نیست. اما بعد؛ نامه مسلم بن عقیل به من رسید و از رأی نیک و اتفاق بزرگان شما بر یاری و گرفتن حق ما خبر داده بود، از خداوند می خواهم که برای ما خیر بخواهد و به شما بزرگترین ثواب را بدهد. من سه شنبه، روز ترویه، هشتم ذیحجه به سوی شما حرکت کردم، چون فرستاده من نزد شما آمد، خود را آماده کنید که من همین روزها نزد شما می آیم، و السلام علیکم و رحمت الله.[۱۷]

دستگیری قیس بن مسهر توسط سربازان عبیدالله

وقتی عبیدالله خبر حرکت امام (ع) به کوفه را شنید، به حصین بن نمیر رییس انتظامات کوفه دستور داد سربازان خود را در جاده قادسیه آرایش دهد تا دو شاهراه قادسیه تا خفان و قادسیه تا قُطقُطانیه را مسدود کند.[۱۸] قیس بن مسهر از تحولات کوفه خبری نداشت تا این که به قادسیه رسید و گرفتار سربازان حصین بن نمیر گردید و دستگیر شد.[۱۹] او بلافاصله نامه امام (ع) را در دهان خود قرار داد و آن را بلعید تا عبیدالله و ماموران او از محتوای آن آگاه نشوند.[۲۰]

قیس بن مسهر را نزد عبیدالله آوردند، از او پرسید: تو کیستی؟ جواب داد: من مردی از شیعیان امیرالمومنین علی (ع) هستم. ابن زیاد پرسید: چرا نامه را بلعیدی؟ پاسخ داد: تا به دست تو نرسد. پسر مرجانه پرسید: نامه از جانب چه کسی و برای چه کسی بود؟ گفت: از جانب حسین (ع) برای جمعی در کوفه که نامشان را نمی دانم.[۲۱] عبیدالله بسیار غضبناک شد و به قیس گفت: به خدا قسم رهایت نمی کنم تا نام کسانی که در نامه ذکر شده بود را به من بدهی. قیس گفت: نام آنان را نمی دانم.[۲۲]

وقتی والی کوفه از افشاء محتوای نامه امام (ع) نا امید شد، به قیس بن مسهر گفت: پس بر فراز منبر برو، حسین و پدرش را لعن کن تا از دستم نجات پیدا کنی و الا تو را قطعه قطعه خواهم کرد.[۲۳]پسر مرجانه در نظر داشت از شیفته ترین شیعه امام علی (ع) و امام حسین (ع) علیه صاحبان ولایت بهره تبلیغی کند.

فرزند مسهر با زیرکی پذیرفت. او در حضور عبیدالله و مردم در مسجد به منبر رفته، حمد و سپاس الهی نمود سپس چنین گفت: ای مردم! حسین بن علی بهترین خلق خداوند و پسر دختر پیامبر (ص) به سوی شما می آید. من فرستاده و حامل پیغام او برای شما هستم که در منطقه حاجز از او جدا شدم، پس او را اجابت کنید. سپس با شجاعت بی نظیر عبیدالله و پدرش زیاد بن أبیه را لعنت کرد و علی بن أبی طالب (ع) را دعا نمود و بر او درود فرستاد.[۲۴]

شهادت قیس بن مسهر صیداوی

پس از این سخنان، قیس بن مسهر را به دستور عبیدالله بالای قصر برده و با کتف های بسته به پایین انداختند.[۲۵] استخوان های او شکست و از درد به خود می پیچید.[۲۶] شخصی به نام عبدالملک بن عُمیر با خنجرش سر از بدن او جدا کرد. این عمل او مورد اعتراض تعدادی از ناظران قرار گرفت و او جواب داد: دیدم درد فراوان می کشد، خواستم راحتش کنم![۲۷]

اندوه امام حسین (ع) از شهادت قیس بن مسهر

گروه چهار نفری که راهنمای آنان طِرماحِ بن عَدی بود در منزل عُذَیبُ الهجانات، به کاروان امام حسین (ع) وارد شدند. امام حوادث کوفه را از آنان سوال نمود و مُجَمّع بن عبدالله از تزلزل مردم خبر داد. امام (ع) فرمود: خبر از فرستاده من دارید؟ آنان پرسیدند: فرستاده شما کیست؟ امام (ع) فرمود: قیس بن مسهر صیداوی. آنها خبر دستگیری و سخنان او بر فراز منبر و پایین انداختن او از بام دارالاماره به دستور عبیدالله را به امام دادند. امام با شنیدن آن بسیار گریست و آیه زیرا را تلاوت نمود:

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا؛[۲۸] از مؤمنان، مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نایل شدند] و برخی از آنان [شهادت را] انتظار می برند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان] نداده اند.»

سپس امام (ع) دست به دعا برداشت و عرض کرد: خداوندا! منزل ما و آنان را در بهشت و جایگاه ما و آن ها را در جوار رحمت خود قرار بده و از ذخایر خود و مورد رغبت اولیاء تو به ما و آنان مرحمت نما.[۲۹]

جمع بندی

قیس بن مسهر صیداوی، از اولین دعوت کنندگان امام حسین (ع) به کوفه بود. او نامه های کوفیان را به امام (ع) در مکه رساند و سپس همراه مسلم بن عقیل به کوفه بازگشت. قیس بن مسهر مامور انتقال نامه میان مسلم و امام حسین (ع) بود. وی سرانجام توسط ماموران عبیدالله دستگیر و به دستور او از بالای دارالاماره به زمین پرتاب شد و به شهادت رسید.

پی نوشت ها

[۱] بلاذری، أنساب الأشراف، ج ۱۱، ص ۱۶۴.

[۲] لبیب بیضون، موسوعه کربلاء، ج ۲، ص ۲۴.

[۳] آل یاسین، صلح الحسن، ص ۹۴.

[۴] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۵۲.

[۵] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۵۲.

[۶] ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۶۲.

[۷] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۸ و ۳۷.

[۸] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۸.

[۹] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۹.

[۱۰] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۵۴.

[۱۱] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۵۵.

[۱۲] بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۶۷.

[۱۳] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۴۷.

[۱۴] بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۶۷.

[۱۵] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۷۰.

[۱۶] ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۶۸.

[۱۷] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۷۰.

[۱۸] بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۶۶.

[۱۹] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۴۱.

[۲۰] ابن اعثم، الفتوح، ج ۵، ص ۸۲.

[۲۱] ابن نما، مثیر الاحزان، ص ۴۳.

[۲۲] ابن أعثم، الفتوح، ج ۵، ص ۸۲.

[۲۳] ابن اعثم، الفتوح، ج ۵، ص ۸۲.

[۲۴] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۹۵.

[۲۵] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۹۵.

[۲۶] بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۶۷.

[۲۷] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۹۸.

[۲۸] احزاب/۲۳.

[۲۹] ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۷۴.

  1. منابع
  2. قرآن کریم.
  3. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۰۷ق.
  4. ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، الفتوح، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق.
  5. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالکفر، بی تا.
  6. آل یاسین، راضی، صلح الحسن علیه السلام، قم، الشریف الرضی، ۱۳۷۳ ش.
  7. ابن نما، جعفر بن محمد، مثیر الاحزان، بیروت، دارالعلوم، ۱۴۲۳ق.
  8. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، المعهد الألمانی للابحاث الشرقیه، ۱۴۲۹ق.
  9. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، موسسه عزالدین، ۱۴۱۳ق.
  10. لبیب بیضون، موسوعه کربلاء، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ۱۴۲۷ق.
  11. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید،۱۴۱۳ق.

منبع اقتباس: قرائتی ستوده، احسان، اصحاب سیدالشهداء، تهران، مدرسه علمیه دارالسلام، مرکز نشر، ۱۳۹۶، ص ۳۴۰ـ۳۳۳.