زندگانی حضرت ابوالفضل(ع)، گنجینه ای از فضایل و الگویی برای زندگی

زندگانی حضرت ابوالفضل(ع)، گنجینه ای از فضایل و الگویی برای زندگی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

زندگانی حضرت ابوالفضل (ع)، چراغ راه هدایت و مجموعه ای بی نظیر از فضایل و ارزش های والای انسانی است. این ستاره درخشان، با نور ایمان و عمل صالح، مسیر کمال و سعادت را برای انسان ها روشن می کند. حضرت ابوالفضل (ع)، یکی از اسوه های بی‌ بدیلی است که با تأمل در زندگی سراسر ایثار و فداکاری اش، می توان درس های بزرگی از وفاداری، شجاعت، بصیرت و عبودیت آموخت. در این نوشتار، با بررسی ابعاد گوناگون زندگانی حضرت ابوالفضل (ع)، تلاش می کنیم تا ضمن آشنایی بیشتر با این الگوی بی نظیر، بتوانیم در مسیر پیروی از ایشان گام برداریم.

الگویی برای کمال

زندگانی بزرگان الهی، گنجینه ای گرانبهاست که انوار تابناک آن، راهنمای بسیاری از انسان ها در مسیر زندگی بوده است. با مطالعه زندگی این بزرگان، با فهرستی از فضایل و ارزش های والای انسانی روبرو می شویم که برخی از آنها حتی پیش از تولدشان نمایان بوده و برخی دیگر، پس از زندگی کوتاه اما پربارشان، در عرصه های مختلف تجلی یافته اند. این صفات نیکو و آموزنده، برای تمامی انسان ها، با هر عقیده و در هر سنی، مفید و مؤثر است و می تواند وجود آنها را سرشار از شور و عشق و نور الهی کند.

نکته مهم در مورد این اسوه ها، چگونگی الگوبرداری از آنهاست. هدف این نیست که این شخصیت های آسمانی را تا سطح انسان های عادی پایین بیاوریم، بلکه باید از عظمت و جایگاه والای آنها به درستی آگاه باشیم. با این حال، اگر آنها را چنان در اوج آسمان ها قرار دهیم و از نقش الگویی شان برای زمینیان غافل شویم، خسارت بزرگی به بار خواهد آمد. در این صورت، این اسوه ها به اسطوره هایی دست نیافتنی تبدیل می شوند که تنها می توانیم به تصورات و یافته های ذهنی خود درباره آنها بسنده کنیم و هیچ گاه نمی توانیم آنها را در زندگی خود حاضر بیابیم. این در حالی است که هدف اصلی از معرفی این بزرگان، الگوبرداری از رفتار و منش آنهاست. این نگرش، نه تنها از مقام آنها نمی کاهد، بلکه بر نقش آموزه های تربیتی و اخلاقیشان در زندگی انسان ها تأکید می کند.

با نگاهی به آیه «أنا بَشَرٍ مِثلُکُم؛[۱] من هم بشری مانند شما هستم»، درمی یابیم که این اسطوره ها، انسان های کاملی بوده اند که می توانند در هر عصر و نسلی، الگویی برای ما باشند. نه تنها پیروان دین اسلام، بلکه پیروان ادیان دیگر نیز با مطالعه زندگی آنها، می توانند به راه راست هدایت شوند.

بنابراین، زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) نیز از این قاعده مستثنی نیست. آن حضرت، با الگوبرداری از پدر بزرگوارشان حضرت علی (ع) و مادر فداکارشان حضرت ام البنین (س)، به چنان مقام والایی رسیدند که می توانند برای همیشه، الگویی برای جوانان و رهروان راه حق باشند. زندگانی حضرت ابوالفضل (ع)، سرشار از درس های ارزشمند برای همه ماست؛ از جمله این درس ها می توان به وفاداری، شجاعت، ایثار، و بصیرت اشاره کرد. زندگانی حضرت ابوالفضل (ع)، گنجینه ای است که با تأمل در آن، می توان راه سعادت و کمال را یافت.

ارکان شخصیتی حضرت ابوالفضل (ع)

نظام تربیتی اسلام، با دو چهره الهی و هدایتی خود، همواره راهنمای انسان ها در مسیر کمال بوده است. چهره الهی آن، رو به سوی آسمان و تابش وحی دارد، و چهره هدایتی آن، با همراهی معصومان (ع)، انسان ها را به سوی خداوند هدایت می کند.

بُعد الهی این نظام، با فطرت انسان سازگار است و تکامل، جاودانگی و سعادت ابدی را برای او به ارمغان می آورد. این بُعد، با نام خداوند آغاز و با یاد او پایان می پذیرد: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ؛[۲] بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید.»

بُعد هدایتی این نظام، بیانگر هدایت الهی است که گاه به صورت تکوینی و گاه به صورت تشریعی تجلی می یابد: «نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا؛ [۳]هر کس از بندگانمان را بخواهیم به وسیله آن هدایت می کنیم.»

نکته مهم در این میان این است که هیچ مقام والا و ارزشمندی بدون اراده، تلاش و اخلاص به دست نمی آید. استعدادهای فطری مانند گوهری در وجود انسان هستند؛ اما برای شکوفایی آنها، باید با تعالیم انبیا و رسولان الهی آشنا شد و در مسیر صراط مستقیم گام برداشت: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا؛ [۴]ما راه را به او نشان دادیم یا سپاسگزار خواهد بود یا ناسپاس.»

خداوند مهربان، بر اساس تلاش ها و لیاقت ها، فرصت دستیابی به قله های معنویت و آزادی را برای انسان ها فراهم می سازد.

با آغاز تکلیف، برنامه های مدرسه آفرینش شروع می شود. زنگ اول این مدرسه، «درس دینی» و آخرین زنگ، «زنگ حساب» است. کسانی که شیفته «مقام آدمیت» هستند، باید محیط زندگی را عرصه بندگی بدانند و خود و دیگران را به سوی بزرگی و فرزانگی رهنمون کنند.

ارکان پرورش روحی و تربیت اخلاقی در سه مرحله تجلی می کند:

۱-پدر و مادر و ویژگی های اخلاقی تربیتی آنان

۲-پرورش و تربیت در دوران کودکی

۳-دوران نوجوانی و جوانی؛ تأثیر دوستان و اجتماع.[۵]

با توجه به این مقدمه و این ارکان، به بررسی زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) می پردازیم تا از چگونگی رشد، پرورش و تکامل شخصیت ایشان آگاه شویم.

عباس و اصالت خانوادگی (تأثیر ژنتیک و تربیت در شکل گیری شخصیت)

صفات پدر و مادر و ویژگی های اخلاقی نیاکان، تأثیری بسزا در شخصیت افراد دارند. به گونه ای که در سپردن مسئولیت های بزرگ و اداره جامعه، توجه به این ویژگی های ذاتی و شرافت خانوادگی از معیارهای ارزشمند محسوب می شود.

امیرمؤمنان علی (ع) در نامه ای به مالک اشتر، توجه او را به این نکته جلب کرده و می فرماید: «از کارگزاران خود کسانی را برگزین که دارای تجربه و حیا و از خاندان های صالح و پیشگام در اسلام باشند».[۶] حضرت علی (ع) پس از اشاره به اصالت خانوادگی با عبارت «خاندان های صالح»، آثار این گزینش را چنین بیان می کند: «زیرا اینان اخلاقشان کریم تر، ناموسشان سالم تر، طمعشان کمتر و عاقبت اندیشی شان برتر است».[۷]

این ویژگی که در بین مردم به «اصل و نسب» شهرت دارد، تأثیری شگرف در حالات، روحیات و رفتار انسان ها داشته و گاه ضعف در این نکات، افرادی را از اوج عزت به حضیض ذلت کشانده است.

از این رو، رسول اکرم (ص) در جمله ای کوتاه به این حقیقت والا اشاره کرده و فرموده است: «از علف های زیبایی که در جاهای متعفن می رویند، بپرهیزید… اینان دختران زیبارویی هستند که در خانواده ای بد، تربیت شده اند».[۸]

صفات و جایگاه والای پدرش حضرت علی (ع)

زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) از نسبی ارزشمند و برجسته نشأت گرفته است. آن حضرت انسانی والاگوهر بود. از سوی پدر، علوی و هاشمی است؛ پدری که پیامبر اکرم (ص) او را از کودکی در دامان تربیت خود پرورش داد و از بارش صفات ارزشمند اخلاقی، وی را بهره‌مند ساخت.[۹]

پیامبر (ص) او را همسان خود در خلقت نامید: «من و علی، پدران این امتیم». [۱۰] و نور و روح خود را مایه پدید آمدن وجود خود و علی (ع) معرفی کرد [۱۱] و چون رسول خدا به معراج رفت، خداوند با او به زبان علی (ع) سخن گفت و به این حقیقت روشنی افروز اشاره نمود که: «[ای رسول ما!] تو را از نور خودم و علی را از نور تو آفریدم و بر دلت آگاهی یافتم و در دل تو هیچ کسی را محبوب تر از علی نیافتم. از این رو تو را با زبان علی خطاب کردم تا دلت آرام گیرد».[۱۲]

پرتو وجود این پدر در عالم آفرینش، به گونه ای است که بیگانگان با ولایت حضرت، زبان به مدح و ستایش او گشوده اند؛ امام شافعی، عظمت علی (ع) را در چندین بیت شعر، چنین بیان می کند: «گفتند: رافضی شده ای. گفتم: هرگز! رافضی نه دین من است و نه اعتقاد من است. ولی بدون هیچ شکی، بهترین امام و بهترین هدایت کننده را دوست داشتم. اگر دوستی ولی (خدا) رافضی گری است، من رافضی ترین همه بندگانم».[۱۳]

ارزش های اخلاقی مادر، نقشی بی بدیل در تربیت فرزند

تأثیر شگرف صفات و روحیات مادر در تربیت فرزند، حضرت علی (ع) را بر آن داشت تا برادر خود عقیل را فراخوانده و از او بخواهد که با تکیه بر علم انساب، خانواده ای اصیل و دودمانی شجاع را برگزیند تا از بانویی منسوب به آن خاندان، فرزندانی دلیر، شیردل و قوی پنجه در پیکار با دشمنان اسلام به وجود آیند. پس از مدتی تحقیق، عقیل، «فاطمه کلابیه» یا «ام البنین» را برگزید.

بانویی که شمامه یا «لیلی» افتخار مادری اش را داشت و «حزام بن خالد» پدر او بود. در پیشینه اجداد و نیاکان وی، دلاوری، حماسه آفرینی و ستم سوزی بسیاری دیده می شد، به گونه ای که سلاطین زمان در برابر آنان سر تسلیم فرود می آوردند. [۱۴] ابوبراد علم بن خالد، شخصیتی بود که شجاع ترین فرد عرب محسوب می شد و جد مادری فاطمه کلابیه بود. او با پنجاه رزم آور مقابله می کرد و لقب «بازی کننده با نیزه ها» را به خود اختصاص داده بود. از این رو عقیل رو به امیرالمؤمنین (ع) کرد و گفت: «شجاع ترین و زیرک ترین مردمان عرب، این قبیله هستند».[۱۵]

افزون بر صفات نیاکان و پدر و مادر، ام البنین خود از بانوان فرزانه و ارجمندی بود که به اهل بیت (ع) معرفتی والا داشت و از اخلاص و صفا در ولایت بهره مند بود.

شناخت عمیق او از ژرفای وجود و شیفتگی فراوان وی به فرزندان فاطمه (س)، او را بانویی محبوب و مورد احترام نزد فرزندان آن حضرت ساخته بود، به گونه ای که زینب کبری (س) در ایام عید به دیدار وی می شتافت. چون به خانه شوهر خود، علی (ع)، پا نهاد، همانند مادری دلسوز و پرستاری مهربان از امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که بیمار بودند، مواظبت و پذیرایی کرد و با عطوفتی خاص در تأمین سلامتی آن دو کوشید.[۱۶] همواره بر این باور بود که مانند خدمتگزاری افتخارپیشه در خدمت امام علی (ع) و فرزندان ارجمند وی قرار دارد و بر این توفیق، خداوند را سپاس می گفت.

زندگانی حضرت ابوالفضل(ع) در کودکی

در صبح روز جمعه، چهارم شعبان سال ۲۶ هجری، مدینه شاهد تولد نوزادی مبارک در خانهٔ حضرت علی (ع) بود. مشتاقان، برای تبریک این میلاد خجسته به سوی خانهٔ امام (ع) روانه شدند. نوزاد در آغوش پدر قرار گرفت و حضرت علی (ع)، بذر بندگی را در قلب فرزند خود کاشت. اذان و اقامه در گوش او خوانده شد و نامش را «عباس» نهاد، تا «شیر بیشه شجاعت» شود.

در هفتمین روز تولد، حضرت علی (ع) موهای سر کودک را تراشید و هم وزن آن، طلا یا نقره به مستمندان بخشید و گوسفندی را به عنوان عقیقه قربانی کردند. این اقدامات، که ریشه در سنت اسلامی دارند، با هدف سلامتی و برکت برای کودک انجام شدند.

دوران کودکی زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) در کنار پدرش، حضرت علی (ع) سپری شد. حضرت علی (ع) با رفتار و گفتار خود، تأثیر عمیقی بر تربیت فرزندش گذاشت. حضرت ابوالفضل (ع) از همان کودکی، با هوش و فراست خود، از پدرش دانش و معرفت آموخت.

حضرت علی (ع) در مورد فرزندش چنین می فرماید: «همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر که از مادرش آب و غذا می گیرد از من معارف فرا گرفت.»

روایتی از گفتگوی میان حضرت علی (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) در کودکی وجود دارد که عمق تربیت دینی او را نشان می دهد. وقتی حضرت علی (ع) از او می خواهد که عدد دو را بگوید، حضرت ابوالفضل (ع) از گفتن آن امتناع می کند و می گوید: «شرم می کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام، دو بگویم.»

دوران نوجوانی و جوانی زندگانی حضرت ابوالفضل (ع)

دوران نوجوانی، مقطعی حساس در زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) است که بین کودکی و جوانی قرار دارد. در این دوره، فرد دچار بحران های روحی می‌شود و بین خواسته های مختلف خود سرگردان می ماند. برخی از او انتظار رفتارهای عاقلانه و بزرگسالانه دارند، در حالی که برخی دیگر هنوز او را به کارهای کودکانه دعوت می کنند. روح و روان انسان در این دوران، بیش از هر زمان دیگری، آمادهٔ پذیرش و تأثیرپذیری است.

شاید با یک محبت کوچک، مسیر آیندهٔ زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) تغییر کند و گاهی با یک آموزش عمیق و ارزشمند، حقایق و معارف روشنی را در برابر خود ببیند و با تمسک به آن ها، راه طولانی و ناهموار را در مدتی کوتاه و با سربلندی و نیکبختی طی کند.

در این مرحلهٔ حساس از زندگانی حضرت ابوالفضل (ع)، نقش پدر و مادر، تأثیر دوستان و همنشینان و جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند، بسیار مهم و سرنوشت ساز است. زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) در دوران نوجوانی، در آغوش پرمهر پدر و مادر خود پرورش یافت. محبت پدرانهٔ حضرت علی (ع) به گونه ای بود که گاهی فرزندش را می بوسید، می بویید و او را با آداب و اخلاق اسلامی آشنا می کرد.

حضرت علی (ع) لحظه ای از تربیت فرزندش غافل نبود و همواره در شکل دهی شخصیت ارزشمند او تلاش می کرد. او را در همه حال، چه در غربت و چه در وطن، در جنگ و محراب، در نزدیکی و دوری، در کنار خود نگه می داشت. حضرت عباس (ع) که چهارده سال و چهل و هفت روز با پدرش زندگی کرد، فرزندی مطیع و مؤدب در برابر پدر بود.

در دوران دشوار خلافت حضرت علی (ع)، لحظه ای از پدرش جدا نشد و در جنگ صفین، با وجود سن کم، حماسه ای جاوید آفرید.

دوران کودکی حضرت عباس (ع) تا چهارده سالگی به طول انجامید. در این مدت، وجود پربرکت پدر، تأثیر بسیاری در پرورش او داشت. فراگیری علوم و معارف، کسب آداب و فضایل و فنون رزمی، شخصیتی باشکوه برای او به یادگار گذاشت. در واقع، زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) در این دوران، زیر سایه تربیت پدر شکل گرفت.

این دوره با شهادت حضرت علی (ع) در محراب مسجد کوفه به پایان رسید و دوران جوانی حضرت عباس (ع) با همراهی برادرش امام حسن (ع) آغاز شد. زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) وارد مرحله جدیدی شد. در دوران امامت امام حسن (ع)، حمایت و همدلی با ایشان، نیازمند بصیرتی عمیق و ایمانی راسخ بود. فتنه های بسیاری جامعه را فراگرفته بود. در این دوران حساس از زندگانی حضرت ابوالفضل(ع)، ایمان و بصیرت او نقشی کلیدی ایفا کرد.

دشمنان آگاه در بیرون مرزها کمین کرده بودند و دوستان ناآگاه در داخل، مشکل ساز شده بودند. برخی از مردم، امام حسن (ع) را مورد انتقاد و ناسزا قرار می دادند، برخی دیگر با زر و زور و تزویر، با حکومت همراه می شدند و عده ای دیگر با پذیرش شایعات، ایمان خود را از دست می دادند. حضرت عباس (ع) که از پدرش معارف ناب و از مادرش بینش بسیار آموخته بود، ابتدا حق و باطل را شناخت و سپس با دلیری، شجاعت و ایمان راسخ خود به یاری ولایت و امامت پرداخت.

او ضعف ایمان سپاهیان، خستگی سربازان و تبلیغات دشمنان را به خوبی می دانست و حمایت از امام زمان خود را وظیفه ای بزرگ و ضروری می شمرد. به همین دلیل، در طول نه سال و چهار ماه و هفده روز، با تمام توان در رکاب امام حسن (ع) آمادهٔ فداکاری بود. در این دوران پر فراز و نشیب، حضرت عباس (ع) «باب الحوائج» شیعیان بود و نیازمندان را از الطاف و عنایات برادرش بهره مند می ساخت و همواره گوش به فرمان برادر خود بود و لحظه ای نظر خود را بر سخن امام مقدم نمی داشت.

سومین فصل از زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) با آغاز امامت امام حسین (ع) آغاز شد. در این زمان، حضرت عباس (ع) بیست و چهار سال داشت. تأثیر سخنان پدر و مادر، شور و دلدادگی خاصی را در وجود حضرت عباس (ع) ایجاد کرده بود. او همواره در خدمت امام حسین (ع) بود و در مواقع لزوم، از ایشان تبعیت می کرد. امام حسین (ع) نیز که عباس (ع) را یاوری شجاع و قهرمانی شایسته می دید، در موقعیت های مختلف از او به عنوان همراه ویژه و مشاور مخلص استفاده می کرد.

دوران جوانی زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) با اخلاص، اطاعت و حمایت از ولایت سپری شد و افتخارات بسیاری را برای ایشان به همراه داشت. در روز عاشورا، هنگامی که سپاه دشمن قصد حمله به امام حسین (ع) را داشت، حضرت به ابوالفضل (ع) فرمود: «برادر! جانم فدایت! سوار شو و از آنها بپرس که چرا به اینجا آمده اند.» و هنگامی که حضرت عباس (ع) برای آوردن آب برای تشنگان حرم حسینی به شریعه رفت و به شهادت رسید، امام حسین (ع) جمله ای جانسوز در وصف او فرمود که برای هیچ یک از یارانش نگفته بود: «اکنون کمرم شکست، چاره ام رو به کاستی رفت و دشمن زبان به سرزنشم گشود.»

جمع بندی

حضرت ابوالفضل (ع) با تربیت در دامان پدری چون حضرت علی (ع) و مادری فداکار و با فضیلت چون حضرت ام البنین (س)، به اوج کمال و انسانیت رسید. ایشان، با بهره مندی از اصالت خانوادگی و استعدادهای ذاتی، در مسیر بندگی خداوند و خدمت به اهل بیت (ع) خالصانه گام برداشت. شجاعت، وفاداری، ایثار و بصیرت از جمله صفات برجسته آن حضرت بود که در واقعه کربلا به اوج خود رسید. امید است با مطالعه و تأمل در زندگانی حضرت ابوالفضل (ع)، بتوانیم ضمن شناخت بیشتر این اسوه حسنه، در مسیر پیروی از ایشان و کسب فضایل اخلاقی گام برداریم.

پی نوشت ها

[۱]کهف/۱۱۰

[۲]علق/۱

[۳]شوری/۵۳

[۴]انسان/۳

[۵] شریعتمداری، تعلیم و تربیت اسلامی

[۶]نهج البلاغه، نامه شماره ۵۳

[۷] بهشتی، قهرمان علقمه، ص ۲۷

[۸]قائمی، تربیت کودک.

[۹] سبحانی، فرازهایی از تاریخ اسلام.

[۱۰]علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۱۵

[۱۱]رحمانی همدانی، بهجه قلب المصطفی، ص ۲۶

[۱۲]قندوزی، ینابیع الموده، ج ۱، ص ۸۱

[۱۳]قندوزی، ینابیع الموده، ج ۲، ص ۱۰۰

[۱۴]مامقانی، تنقیح المقال، ج ۲، ص ۱۲۸

[۱۵]این قتیبه، معارف ابن قتیبه، ص ۹۲.

[۱۶]مقرم، سردار کربلا، ص ۱۵۸.

منابع

  • قرآن کریم
  1. شریعتمداری، علی، تعلیم و تربیت اسلامی، تهران، بی تا، بی تا.
  2. دشتی، محمد، نهج البلاغه، قم، انتشارات مشهور، ۱۳۷۹ش.
  3. بهشتی، احمد، قهرمان علقمه، قم، نشر جمال، ۱۳۸۵.
  4. قائمی، علی، تربیت کودک،بی جا، بی نا، بی تا.
  5. سبحانی، جعفر، فرازهایی از تاریخ اسلام، قم، بی نا، بی تا.
  6. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ قمری.
  7. همدانی، احمد رحمانی، بهجه قلب المصطفی، بی جا، بی نا، بی تا.
  8. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، قم، دارالسوه، ۱۴۲۲ق.
  9. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۳۱ق.
  10. ابن قتیبه،عبدالله بن مسلم، المعارف ابن قتیبه، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، ۱۹۹۲م
  11. مقرم، عبدالرزاق، سردار کربلا،بی جا، بی نا، بی تا.