تقدم‌ شیعه‌ در علم‌ مکارم‌ اخلاق‌

۱۳۹۸-۰۲-۱۲

249 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اوَّلین‌ کسی‌ که‌ در این‌ علم‌ تصنیف‌ نمود، امیرالمومنین‌ علی‌ بن‌ أبیطالب‌ (علیه السلام) است‌ که‌ کتابی‌ در هنگام‌ مراجعتش‌ از جنگ‌ صِفّین‌ بنوشت‌، و آن‌ را به‌ سوی‌ فرزندش‌ حسن‌ یا محمد بن‌ حَنَفِیَّه‌ ارسال‌ فرمود. این‌ مکتوب‌، مکتوب‌ طویلی‌ است‌ که‌ تمام‌ أبواب‌ این‌ علم‌، و طرق‌ سلوک‌ آن‌، و مکارم‌ ملکات‌، و جمیع‌ مُنجیات‌ و مُهْلکات‌، و سُبُل‌ تخلُّص‌ از آن‌ مهالِک‌ در آن‌ درج‌ گردیده‌ است‌.

این‌ کتاب‌ را علمای‌ فریقین‌ روایت‌ نموده‌اند، و به‌ طوری‌ که‌ سزاوار تمجید است‌ از آن‌ ثنا و تمجید و تحمید به‌ عمل‌ آورده‌اند. از میان‌ علمای‌ ما کُلَینی‌ در کتاب‌ «الرَّسَائل‌» از طرق‌ عدیده‌ای‌ آن‌ را روایت‌ نموده‌ است‌. و امام‌ أبومحمد حسن‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ سعید عَسْکَری‌ آن‌ را نیز روایت‌ کرده‌، و بتمامه‌ در کتاب‌ «الزَّوَاجِر و الْمَوَاعِظ‌ » آن‌ را تخریج‌ کرده‌ است‌. و گفته‌ است‌: اگر از مطالب‌ حکمت‌ چیزی‌ بود که‌ واجب‌ بوده‌ است‌ آن‌ را با طلا بنویسند تحقیقاً این‌ کتاب‌ می‌باشد.

 وی‌ گفته‌ است‌: آن‌ کتاب‌ را برای‌ من‌ جماعتی‌ حدیث‌ کرده‌اند. و در این‌ حال‌ به‌ ذکر طرقش‌ در روایت‌ آن‌ در این‌ کتاب‌ پرداخته‌ است‌.(۱)

 و اوَّلین‌ مصنِّف‌ آن‌ از میان‌ شیعیان‌، اسمعیل‌ بن‌ مهران‌ بن‌ أبی‌نصر أبو یعقوب‌ سَکُونی‌ می‌باشد، و آن‌ را کتاب‌ «صِفَهُ الْمُومِن‌ و الفَاجِر» اسم‌ گذارده‌ است‌. و کتابی‌ دگر در خُطَب‌ أمیرالمومنین‌ (علیه السلام) و مَثَلْهای‌ حضرت‌ جمع‌ کرده‌ است‌. این‌ دو کتاب‌ را أبو عَمْرو کَشِّی‌ و أبو العبّاس‌ نجاشی‌ در فهرست‌ اسامی‌ مصنِّفین‌ شیعه‌ آورده‌اند و ذکر نموده‌اند که‌ او از عدّه‌ای‌ از اصحاب‌ امام‌ أبوعبدالله‌ صادق‌ (علیه السلام) روایت‌ کرده‌ است‌، و عمرش‌ طولانی‌ شد تا حضرت‌ امام‌ رضا (علیه السلام) را زیارت‌ نمود و از او روایت‌ کرد. وی‌ از علمای‌ قرن‌ دوم‌ محسوب‌ می‌گردد.

 و أیضاً از جمله‌ مصنَّفات‌ در این‌ علم‌ از قدماء شیعه‌ کتاب‌ «تُحَفُ الْعُقُول‌» است‌ تصنیف‌ أبومحمد حسن‌ بن‌ علی‌ بن‌ حسن‌ بن‌ شُعْبَه‌ حَرَّانِی‌ ۲ از علمای‌ قرن‌ سوم‌. کتاب‌ «تحف‌ العقول‌» در حکم‌ و مواعظ‌ و مکارم‌ اخلاق‌ است‌ که‌ از آل‌ رسول‌ روایت‌ شده‌ است‌. کتابی‌ است‌ جلیل‌ که‌ همانندش‌ به‌ رشته‌ تصنیف‌ در نیامده‌ است‌. مشایخ‌ علماء شیعه‌ همچون‌ شیخ‌ مفید ابن‌المُعَلِّم‌ و غیر او از این‌ کتاب‌ نقل‌ کرده‌ و بر آن‌ اعتماد داشته‌اند، تا به‌ جائی‌ که‌ بعضی‌ از علماء ما گفته‌اند:

دست‌ عطا و بخشش‌ روزگار مثل‌ این‌ کتاب‌ را عطا ننموده‌ است‌.(۲)

پى نوشتها:

[۱] – و سیّد رضی‌ در «نهج‌ البلاغه‌» ج‌ ۲ باب‌ رسائل‌، رساله‌ ۳۱، در تحت‌ عنوان‌: و من‌ وصیَّهٍ له‌ للحَسَن‌ بن‌ علی‌ علیهما‌السّلام کتبها إلیه‌ بحاضرین‌ منصرفاً من‌ صفِّین‌ ذکر کرده‌ است‌، و از نهج‌ البلاغه‌ طبع‌ مصر با تعلیقه‌ شیخ‌ محمدعبده‌ ج‌ ۲ ص‌ ۳۷ تا ص‌ ۵۷ می‌باشد. حقیر در وقت‌ مهاجرت‌ به‌ أرض‌ اقدس‌ و مشهد مقدس‌ رضوی‌ سلام‌ الله‌ علیه‌ در طهران‌ وصیتنامه‌ای‌ به‌ مورّخه‌ ۲۰ شهر ربیع‌ الاوّل‌ سنه‌ ۱۴۰۰ هجریه‌ قمریه‌ نوشتم‌ و در آن‌ مذکور آمده‌ است‌: و اُوصیهم‌ – أدام‌ الله‌ توفیقهم‌ و تأییدَهم‌ – بنظم‌ امورهم‌ و التّوجّه‌ إلی‌ الله‌ تعالی‌ و التّبتّل‌ الیه‌ فی‌ کلّ الاحوال‌ و التّمسّک‌ بالعروه‌ الوثقی‌ و الحبل‌ المتین‌ ولاء امیرالمومنین‌(۷). می‌خواستم‌ وصیّت‌ نامه‌ مفصّلی‌ بنویسم‌ که‌ حاوی‌ مطالب‌ مهم‌ اخلاقی‌ باشد دیدم‌ با وجود مطالب‌ عالیه‌ و حقائق‌ سامیه‌ای‌ که‌ امیرالمومنین‌ (ع) در حاضرین‌ به‌ امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (۷) در وصیتنامه‌ خود نوشته‌اند و در نهج‌ البلاغه‌ مسطور است‌ دیگر از بیان‌ مکارم‌ اخلاق‌ و آداب‌ دم‌ زدن‌ مایه‌ شرمندگی‌ است‌. لذا تمام‌ اولاد خود را توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ این‌ وصیّت‌ را که‌ در نهج‌ البلاغه‌ موجود است‌، مطالعه‌ و کراراً مورد دقّت‌ و نظر قرار دهند، و آن‌ دُرَر شاهوار را آویزه‌ گوش‌ و هوش‌ و الگوی‌ عمل‌ خود قرار دهند و از جدّشان‌ أخذ کنند و بر مَمْشَی‌ و روش‌ آن‌ حضرت‌ باشند و رسول‌ الله‌ و وصیّش‌ را که‌ دو پدر مهربان‌ امّت‌ هستند اسوه‌ خود قرار دهند. و به‌ مقام‌ مقدس‌ حضرت‌ صدیقه‌ کبری‌ سلام‌ الله‌ علیها متمسّک‌ و متشبّث‌ گردند و از معنویّت‌ و روحانیّت‌ آن‌ کانون‌ قدس‌ و طهارت‌ و عصمت‌ بهره‌مند گردند.

[۲] – «الشّیعه‌ و فنون‌ الاسلام‌» ص‌ ۷۹ تا ص‌ ۹۸٫

منبع :علامه طهرانى ،امام شناسى جلد ۱۶ و ۱۷