مراتب و ابعاد شجاعت حضرت زینب (س) در قیام سید الشهداء

مراتب و ابعاد شجاعت حضرت زینب (س) در قیام سید الشهداء

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکی از جنبه های مهم در شخصیت حضرت زینب (س) شجاعت بی نظیر و مثال زدنی آن حضرت می باشد. شجاعت حضرت زینب (س) در برابر زورگوترین و ستمکارترین بیدادگران تاریخ، رفتاری بی بدیل بود که سبب رسوایی خاندان بنی امیه شد. شجاعت حضرت زینب (س) مراتب مختلفی دارد که در ادامه به بررسی این مراتب بر اساس شواهد تاریخی می پردازیم.

احیای اسلام مرهون شهادت امام حسین (ع) و شجاعت حضرت زینب (س)

پیش از بیان مراتب و ابعاد شجاعت حضرت زینب (س) باید به این نکته اشاره کنیم که احیای اسلام در دورانی که بنی امیه کمر به نابودی اسلام بسته بود، مرهون رشادت های شهدای کربلا و پس از آن، روشنگری های کاروان اسراء بود. بدون شک شجاعت حضرت زینب (س) در برابر ستم های لشگریان ابن زیاد، نقش بسزایی در دلگرمی و حمایت از کاروان اسراء داشت. مأمن و پناه بیشتر زنان و کودکان در دوران اسارت، زینب کبری (س) بود.

حضرت زینب (س) در دوران اسارت، قافله سالار کاروان اسراء بود و زیر نظر ولایت امام سجاد (ع)، اهداف اسارت را دنبال کرد. در حقیقت، اگر زینب (س) نبود، هیچ دستاوردی از اسارت ها به دست نمی آمد و عملا اهداف اصلی قیام امام حسین (ع) محقّق نمی شد.

قافله سالاری کاروان اهل بیت (ع) و به ثمر نشاندن خون شهدای مظلوم کربلا، لیاقت خاصّی می طلبید که حضرت زینب (س) از آن لیاقت برخوردار بود. به همین خاطر است که نه تنها شجاعت زینب (س) بلکه صبر زینب، حیا زینب، سخنوری زینب، اخلاص زینب، ایثار زینب و بسیاری دیگر از صفات زینب کبری (س) در طول تاریخ مشهور و برجسته شده است.

اما سخن گفتن از تمام این صفات از عهده این نوشتار کوتاه برنمی آید لذا تنها به یک صفت یعنی شجاعت حضرت زینب (س) آن هم به صورت مختصر و کوتاه می پردازیم.

مراتب سه گانه شجاعت حضرت زینب (س)

اغلب وقتی سخن از شجاعت به میان می آید، ویژگی مردانه به ذهن خطور می کند و شهامت و دلاوری در میدان های جنگی به ذهن می رسد، اما شجاعت، انواع مهمتری نیز دارد که صرفا مختص مردان نیست و زنان شجاع نیز در طول تاریخ با شهامت و دلاوری خود توانستند هیمنه ظالمان و ستمگران را در هم شکنند. بدون شک یکی از شجاع ترین و دلاورترین زنان تاریخ حضرت زینب کبری (س) است.

شجاعت، سه مرتبه یا سه معنا دارد؛ مرتبه اول شجاعت، نترسیدن از دیگران به خصوص نترسیدن از افراد زورگو و قدرتمند است. مرتبۀ دوم شجاعت که بالاتر از معنای اول است، تسلط بر هوی و هوس و نفس اماره است. اما بالاتر از این دو مرتبه، معنای سوم شجاعت است؛ به این معنا که انسان در جزر و مد روزگار خودش را نبازد. حضرت زینب (س) از هر سه مرتبه شجاعت، در حد اعلای آن برخوردار بود.

شجاعت حضرت زینب (س) و ایستادگی در برابر ستمگران

مرتبه اوّل شجاعت یعنی نترسیدن از افراد زورگو و ظالم، به خوبی در شخصیت حضرت زینب (س) ظهور و بروز داشت؛ به گونه ای که آن حضرت در دوران اسارت و پس از آن، هیچ گاه از زورگویانی چون ابن زیاد و حتی یزید نترسید و در برابر سخنان ناحق و بی منطق آنان با عزت و اقتدار تمام و با قاطعیت ایستادگی کرد.

یکی از صحنه های شجاعت حضرت زینب (س) در شام و در مجلس ابن زیاد رقم خورد. وقتی اسرا وارد مجلس شدند، حضرت زینب (س) در گوشه ای از قصر نشست که در دید نامحرم نباشد. ابن زیاد رو به سوی ایشان کرد و گفت: دیدی خدا با شما چه کرد؟ حضرت زینب (س) برخاست و با شجاعت فراوان فرمود:

«مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا هَؤُلَاءِ قَوْمٌ کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلَی مَضَاجِعِهِمْ وَ سَیَجْمَعُ اللَّهُ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ یَوْمَئِذٍ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ یَا ابْنَ مَرْجَانَه؛ [۱]

من جز زیبایی ندیدم! آنان کسانی بودن که خداوند سرنوشت شان را شهادت تعیین کرده بود، لذا با شهادت به جایگاه های ابدی خود ر فتند، اما خداوند به همین زودی تو و آنان را در یک جا گردهم خواهد آورد و تو باید پاسخگوی اعمالت باشی و برای محکمه الهی جواب آماده نمایی، حال بنگر که در آن محاکمه پیروزی و سرفرازی از آن چه کسی خواهد بود؟»

در مجلس یزید هم  شجاعت حضرت زینب (س) همگان را متعجب و شگفت زده کرد. آن جلسه به عنوان جشن پیروزی ترتیب داده شده بود، اما سخنان قاطع حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) یزید را رسوا کرد و پیروزی ظاهری او را به شکستی مفتضحانه مبدل ساخت.

حضرت زینب (س) در مجلس یزید، در ابتدای سخنان خود بعد از حمد الهی، خطاب به یزید فرمود:

«أَ ظَنَنْتَ یَا یَزِیدُ حِینَ أَخَذْتَ عَلَیْنَا أَقْطَارَ اَلْأَرْضِ وَ ضَیَّقْتَ عَلَیْنَا آفَاقَ اَلسَّمَاءِ فَأَصْبَحْنَا لَکَ فِی إِسَارٍ نُسَاقُ إِلَیْکَ سَوْقاً فِی قِطَارٍ وَ أَنْتَ عَلَیْنَا ذُو اِقْتِدَارٍ أَنَّ بِنَا مِنَ اَللَّهِ هَوَاناً وَ عَلَیْکَ مِنْهُ کَرَامَهً وَ اِمْتِنَاناً وَ أَنَّ ذَلِکَ لِعِظَمِ خَطَرِکَ وَ جَلاَلَهِ قَدْرِکَ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِکَ وَ نَظَرْتَ فِی عَطْفِکَ …لاَ تَطِشْ جَهْلاً؛[۲]

آیا پندارى که چون اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما بستى و راه چاره بر ما مسدود ساختى و ما را برده وار به هر سوى کشانیدی ما نزد خدا خواریم و تو نزد او گرامی هستی، و این غلبۀ تو بر ما به خاطر آبروى تو نزد خدا است!؟ پس بینى بالا کشیدى و تکبّر نمودى و بخود بالیدى … جاهلانه قدم بر ندار!»

سپس حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمود:

«وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ؛[۳] آنها که کافر شدند، و راه طغیان پیش گرفتند، گمان نکنند مهلتى که به آنان می دهیم، به سودشان است. ما به آنان مهلت می دهیم فقط براى این که بر گناهان خود بیفزایند؛ و براى آنها، عذاب خوارکننده اى آماده شده است».

حضرت زینب (س) با تلاوت این آیات، به حاضران در مجلس فهماند مهلتی که خداوند به دشمنان خاندان اهل بیت (ع) داده، نه به خاطر قرب و منزلت آنها نزد خداوند، بلکه به خاطر افزودن عذاب آنان است.

شجاعت حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) و خطبه های کوبنده ایشان در برابر یزید چنان خاندان بنی امیه را رسوا و مفتضح ساخت که یزید به ناچار، اظهار پشیمانی کرد و تمام تقصیرها را به گردن ابن زیاد انداخت. او به هنگام عزیمت کاروان نیز به امام سجّاد (ع) گفت: خدا لعنت کند پسر مرجانه را، اگر من با پدرت روبرو شده بودم، نمی گذاشتم او را بکشند. بعد گفت: تو وقتی به مدینه رسیدی، هر درخواستی داشتی، نامه بنویس تا اجابت کنم.[۴]

 شجاعت حضرت زینب (س) در عمل به وظیفه

برخورداری از شجاعت، حتی در مرتبه اول آن، این توان را به انسان می دهد که پس از تشخیص وظیفه، به آن وظیفه عمل نماید و هراسی از موانع انجام وظیفه نداشته باشد. شجاعت حضرت زینب (س) چنین بود.

شناخت وظیفه و عمل به وظیفه در سیره زینب کبری (س)، به خصوص در مدت اسارت به خوبی مشهود بود. به عنوان مثال، وقتی وظیفه ایشان اقتضا می کرد که سخنرانی کند و با خطبه خواندن، به افشاگری بنی امیه بپردازد، به خوبی به وظیفه خود عمل می کرد و از هیچ کس ترس و واهمه نداشت.

از سوی دیگر گاه امام سجاد (ع) مصلحت را در آن می دید که عمه شان سکوت اختیار کرده و از ادامه کلام منصرف شود و با اشاره ای عمه شان را نسبت به این موضوع آگاه می کرد، شجاعت حضرت زینب (س) به گونه ای که بود که بلافاصله از سخن امام خود تبعیت کرده و دم فرو می بست. امام سجّاد (ع) در میانه یکی از خطبه های حضرت زینب (س) در کوفه فرمود:

«یَا عَمَّهِ اسْکُتِی… أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ فَهِمَهٌ غَیْرُ مُفَهَّمَهٍ؛[۵] عمّه جان سکوت اختیار کن؛ شما عالم و زن فهمیده ای هستید که بدون معلّم به این درجه رسیده ای.»

وظیفه شناسی و شجاعت حضرت زینب (س) در این لحظه سکوت را ایجاب می کرد و ایشان از ادامه خطبه طبق دستور امام سجاد (ع) منصرف گشت.[۶]

شجاعت حضرت زینب (س) در حفظ جان امام سجاد (ع)

یکی دیگر از جلوه های شجاعت حضرت زینب (س) در مواجهه با ستمگران و ایستادگی در برابر آن، حفظ جان امام سجاد (ع) در برابر هجوم دشمنان بود.

پس از شهادت امام حسین (علیه السلام)، سپاه عمرسعد برای غارت خیمه های اهل بیت (ع) هجوم بردند. گروهی از آنان به امام سجاد (ع ) رسیدند. امام در آن حال از شدت ضعف و بیماری نمی توانست از جای خود برخیزد. وقتی سپاه عمرسعد به امام سجاد (ع) رسید، یکی فریاد برآورد:

«به صغیر و کبیر آنها رحم نکنید و احدی از آنان را باقی نگذارید» دیگری گفت: «شتاب نکنید تا با امیر عمر سعد در این باره مشورت کنیم!»شمر شمشیر کشید و قصد جان امام را نمود. حمید بن مسلم گفت: «سبحان الله! آیا بیماران کشته می شوند؟ همانا او مردی مریض است!» شمر گفت: «ابن زیاد دستور کشتن فرزندان حسین را صادر کرده است.»

حضرت زینب (س) با مشاهده این منظره به امام سجاد (ع) نزدیک شد و گفت:«او کشته نخواهد شد تا من در دفاع از او کشته شوم». سخن حضرت زینب (ع) سبب شد تا عمرسعد شمر را از تصمیم خود منصرف سازد.[۷]

شجاعت حضرت زینب (س) در غلبه بر هوای نفس

مرتبۀ دوّم شجاعت، یعنی غلبه بر هوای نفس نیز در شخصیّت حضرت زینب «س» تجلّی بارزی داشت. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «أَشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاه؛[۸] شجاع ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غلبه پیدا کند.»

حضرت زینب (س) در جهت مبارزه با هوای نفس و پیروی از دستورات و احکام خداوند در عالی ترین مرتبه قرار داشت. مداومت بر عبادت خداوند و به ویژه نمازهای واجب و مستحب از جمله مهمترین مصادیق غلبه بر هوای نفس است. امام سجاد (ع) درباره این مرتبه از شجاعت حضرت زینب (ع) و توجه ایشان به نماز می فرماید:

«اِنَّ عَمَّتی زَیْنَب کانَتْ تُؤَدّی صَلَواتِها مِنْ قِیام اَلفَرائِضَ وَ النَّوافِلَ، عِنْدَ مَسیرِنا مِنَ الکُوفَهِ اِلَی الشّامِ، وَ فی بَعْضِ المَنازِل تُصَلّی مِنْ جُلُوسٍ لِشِدَّهِ الجُوعِ وَ الضَّعْفِ مُنْذُ ثَلاثِ لَیالٍ؛ لاَنَّها کانَتْ تَقْسِمُ ما یُصیبُها مِنَ الطَّعامِ عَلَی الاَطْفالِ، لِاَنَّ القَوْمَ کانُوا یَدْفَعُونَ لِکُلِّ واحِدٍ مِنّا رغیفاً واحِداً مِنَ الخُبْزِ فِی الیَوْمِ وَ اللَّیلَه؛ [۹]

همانا عمه ‏ام زینب همه نمازهای واجب و مستحب خود را در طول مسیر از کوفه به شام ایستاده می خواند و در بعضی از منزل ‌ها نشسته نماز خواند و این هم به‏ جهت گرسنگی و ضعف او بود؛ زیرا سه شب بود که غذایی را که به او می دادند میان اطفال تقسیم می کرد، چون که آن مردمان (سنگدل) در هر شبانه روز به ما یک قرص نان بیشتر نمی دادند.»

بی دلیل نیست که همواره نام زینب کبری (س) در کنار سید الشهداء و شهدای دشت کربلا برده می شود. شجاعت حضرت زینب (س) در مبارزه با نفس و از خودگذشتگی ایشان در طول اسارت الگویی ممتاز برای تمام کسانی است که می خواهند در راه عدالت و آزادگی قدم بردارند و با ظلم و ستم مبارزه کنند.

استقامت و شجاعت حضرت زینب (س) در جزر و مدّ روزگار

والا ترین مرتبه از مراتب شجاعت، آن است که انسان در جزر و مدّ روزگار خودش را نبازد و در رویارویی با پیروزی ها یا هنگام رخ دادن مصیبت و بلا و در مواجهه با بحران، شخصیت خود را حفظ کند و صبر و استقامت داشته باشد.

امیرالمؤمنین (ع) در بیان ویژگی های دنیا، آن را خانه ای پیچیده شده در بلا و مصیبت توصیف می فرمایند: «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَهٌ؛[۱۰] [دنیا] خانه ای است که در بلا و مصیبت پیچیده شده است.» اساساً خاصیّت دنیا این است که روزی طبق مراد و خواسته انسان است و روزی هم بر خلاف میل او خواهد چرخید. امیرالمؤمنین (ع) در نامه ای به ابن عباس می نویسند: «أَنَّ الدَّهْرَ یَوْمَانِ یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ؛[۱۱] دنیا دور روز است روزی به نفع توست و روزی ضد تو.»

بنابراین دنیا برای همه جزر و مدّ و بالا و پایین دارد و همه باید طعم سختی و آسانی را بچشند. باید توجه داشت که جزر و مدّ دریای زندگی در بسیاری از موارد، امتحان الهی است؛ زیرا بشر حتماً امتحان می شود؛ قرآن در این باره می فرماید:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ، وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ؛[۱۲] آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند و به یقین کسانی را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد.»

در این میان، انسان شجاع کسی است که در دریای موّاج و متلاطم دنیا، خویشتن را نبازد و خود را حفظ کند. حضرت زینب (س) از مرتبه سوم شجاعت نیز به خوبی برخوردار بود. به خصوص در دوره اسارت که برای ایشان یک دریای پر تلاطم و موّاج بود، به اعتراف دوست و دشمن، از عهده وظیفه و مسئولیت خود برآمد و هجوم مصائب و بلایا او را منزوی و منفعل نکرد.

شجاعت حضرت زینب (س) در مصیبت شهادت بستگان

یکی از جلوه های شجاعت حضرت زینب (س) در مواجه با مصائب و مشکلات صبر ایشان در تحمل غم از دست دادن بستگان و نزدیکان خود است. حضرت زینب (س) از همان کودکی و در حالی که تنها پنج سال داشت، پدربزرگ بزرگوار خود پیامبر خاتم (ص) را از  دست داد. اندکی بعد صدیقه طاهره (س) که مادری مهربان و دلسوز برای او به شمار می رفت به شهادت رسید.

پس از این دوران، شاهد دوران سخت زندگی پدر و برادرانش بود که در نهایت نیز امیرالمومنین علی (ع) و امام حسن (ع) به شهادت رسیدند. این مصیبت ها ذره ای از شجاعت حضرت زینب (س) کم نکرد و ایشان با صلابت تمام، برادر خود حضرت امام حسین (ع) را در راه قیام همراهی و پشتیبانی کرد.

مصیبت های بزرگ عقیله بنی هاشم در ماجرای کربلا چندین برابر شد به گونه ای که با گذشت ساعاتی از روز عاشورا، بسیاری از نزدیکان خود  از جمله برادرانش، برادرزاده ها و فرزندانش را از دست داد. زینب کبری (س) نه تنها بار مصیبت جانسوز نزدیکانش را به دوش می کشید، بلکه همدم و سنگ صبور تمام بازماندگان و زنان کاروان کربلا بود و همه آنها به هنگام سختی ها و مشکلات به وی پناه می بردند.

زینب کبری (س) در عرض چند ساعت، هم خواهر شهیدان، هم عمه شهیدان و هم مادر شهیدان کربلا شد، بی دلیل نیست که به ایشان لقب «ام المصائب» داده اند. با این وجود، شجاعت حضرت زینب (س) چه در روز عاشورا و چه پس از آن در مسیر کوفه و شام و چه در کاخ یزید، ذره ای نقص و کاستی پیدا نکرد و در تمام این مدت، صلابتی که از مادر و پدر به ارث برده بود، در خود زنده نگه داشت.

شجاعت حضرت زینب (س) در حفظ حیا و عفّت بانوان کربلا

آنچه توجه جدی می طلبد، این است که خاندان وحی، از ابتدای مسافرت تا رسیدن به کربلا و پس از آن در دوران اسارت، هیچ گاه در حفظ حجاب خود کوتاهی نکردند و همواره پوشش مورد نظر اسلام را مراعات کردند. آنان در رعایت حیا نیز بسیار کوشا بودند و حتی در شرایط بحرانی اجازه ندادند، نامحرم به آنها خیره شود و خود نیز باحیا و با وقار بودند.

شجاعت حضرت زینب (س) در این زمینه نیز باشکوه و حیرت انگیز بود و آن حضرت همواره با غیرت خاصّی از حجاب، حیا و عفّت زنان کاروان مراقبت می کرد. در مجلس یزید، وقتی حضرت زینب (س) احساس کرد که زنان و دختران اهل بیت (ع) در معرض دید افراد نامحرم قرار دارند، با تندی فرمود:

«أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَی بَلَدٍ؛[۱۳] ای فرزند آزادشدگان![۱۴]، آیا این از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را در امنیّت و پشت پرده بنشانی و دختران پیامبر خدا را در بند اسارت و در برابر دید دشمنان، در این شهر و آن شهر بگردانی؟»

در روز یازدهم محرم هم وقتی افراد لشکر دشمن برای سوار کردن زنان و کودکان و بردن آنها به کوفه آمدند، حضرت زینب (س) به آنها تشر زد و اجازه نداد نزدیک زنان و دختران شوند. سپس، گرچه مشقّت داشت، امّا برای رعایت حیا و عفّت، خود ایشان با کمک امّ کلثوم، زنان و کودکان را سوار بر مرکب کردند.

جمع بندی

شجاعت حضرت زینب (س) مراتب و ابعاد گوناگونی دارد که شامل شجاعت در مبارزه با ظالمان و ستمگران، شجاعت در غلبه بر هوای نفس، شجاعت در مواجهه با سختی ها و مشکلات روزگار می شود. زندگی زینب کبری (س) به ویژه در حوادث سخت و دشوار قیام سیدالشهداء نشان می دهد که شجاعت حضرت زینب (س) در این سه مرتبه در عالی ترین درجه قرار داشته و از ایشان الگوی بی نظیر برای مردان و زنان مبارز ساخته است.

پی نوشت ها

[۱] ابن طاووس، اللهوف، ص ۱۶۰.

[۲] طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص ۳۰۷.

[۳] آل عمران/۱۷۸.

[۴] مفید، الارشاد، ج۲، ص ۱۲۲.

[۵] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص ۱۶۳.

[۶] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص ۱۶۳.

[۷] طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص ۳۵۰.

[۸] مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ۷۶.

[۹] محلاتی، ریاحین الشیعه، ج۳، ص۶۲.

[۱۰] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۰، ص ۸۲.

[۱۱] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص ۱۳.

[۱۲] عنکبوت/۳-۲.

[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص ۱۵۷.

[۱۴] طلقاء به معنای اسیرِ آزاد شده است. پیامبر اسلام (ص) این اصطلاح را در فتح مکه درباره گروهی از اهالی مکه به کار برد. این گروه، از مخالفان پیامبر بودند که بعد از فتح مکه از روی اکراه مسلمان شدند و پیامبر آنان را به بردگی نگرفت و طلقاء یعنی آزادشدگان خطاب شان کرد. از جمله مهمترین این افراد ابوسفیان و معاویه بودند.(ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص ۳۱۰).

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، قم، مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۳۶۳ش.
  3. ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه فهری زنجانی، احمد، تهران، جهان، بی تا.
  4. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد مقدس، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
  5. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، موسسه عزالدین، ۱۴۱۳ق.
  6. محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه در ترجمه دانشمندان بانوان شیعه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا.
  7. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  8. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید،۱۴۱۳ق.

منبع اقتباس: صالحی خوانساری، سید مرتضی، بررسی نقش حضرت زینب در دفاع از اسلام ناب، مجله افق حوزه، ش ۲۵۵، ص۵.