جلوه هایی از شهامت و شجاعت امام حسن (ع) در تاریخ اسلام

جلوه هایی از شهامت و شجاعت امام حسن (ع) در تاریخ اسلام

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

شجاعت امام حسن (ع) بدون شک کمتر از سخاوت و کرم آن حضرت نیست؛ اما متاسفانه برخی به خاطر ماجرای صلح آن حضرت با معاویه، به رشادت و شجاعت امام حسن (ع) کمتر توجه می کنند. در ادامه با ذکر چند دلیل نشان خواهیم که داد که شجاعت امام حسن (ع) به هیچ عنوان از سایر ائمه هدی (ع) کمتر نبوده است. همچنین برخی از شواهد تاریخی در مورد شجاعت امام حسن (ع) را بیان می کنیم.

فضیلت اخلاقی شجاعت

بی شک، شجاعت از جمله فضایل اخلاقی و از شریف ترین ملکات نفسانی است. کسی که این صفت را ندارد، فاقد یکی از مهمترین و ارزشمندترین ویژگی های انسانی است. امام علی (ع) فرمود: «اَلسَّخاءُ وَ الشَّجاعَهُ غَرائِزُ شَریفَهٌ، یضَعُهَا اللّه سُبحانَهُ فیمَن أحَبَّهُ وَ امتَحَنَهُ؛[۱] سخاوت و شجاعت، خصلت های والایی هستند که خداوند سبحان آن دو را، در وجود هرکس که دوستش داشته و او را آزموده باشد، می گذارد.»

تردیدی نیست که اهل بیت (ع) به عنوان الگوی انسان کامل، تمام صفات نیکو و کمالات انسانی را در بالاترین درجه دارا هستند. بنابراین شجاعت امام حسن (ع) نیز در بالاترین درجه قرار دارد، هرچند این شجاعت و شهامت در میدان نبرد، کمتر مجال بروز پیدا کرده است.

شجاعت امام حسن (ع) به عنوان رهبر جامعه

رهبر جامعه باید شجاع ترین و دریادل ترین افراد باشد، امام علی (ع) می فرماید: «وَ الْامامُ یجِبُ أنْ یکونَ عالِماً لا یَجْهَلُ وَ شُجاعاً لا ینْکل؛[۲] امام، باید دانشمندی دانا و شجاعی نترس باشد.»

پس از امیرالمومنین (ع)، رهبری شیعیان بر عهده امام مجتبی (ع) قرار گرفت، بنابراین آن حضرت، تمام صفات لازم برای رهبری امت را از پدر بزرگوارش به ارث برده بود. از همین رو، شجاعت امام حسن (ع) نیز همانند امیر مومنان (ع) بی نظیر و بی بدیل بود.

برابری ائمه (ع) در فضائل اخلاقی و کمالات انسانی

شجاعت امام حسن (ع) هیچ تفاوتی با سایر ائمه (ع) ندارد و اهل بیت (ع) در این زمینه برابر و یکسان هستند. امام رضا (ع) می فرماید: «نَحْنُ فِی اَلْعِلْمِ وَ اَلشَّجَاعَهِ سَوَاءٌ؛[۳] ما [اهل بیت (ع)] در علم و شجاعت، برابر هستیم.» با این وصف، در خاندان عصمت و طهارت، شجاعت امام حسن (ع) در صلح با معاویه، همانند شجاعت امام حسین (ع) در جنگ با یزید، به یک اندازه است.

شهامت و شجاعت امام حسن (ع) در میدان جنگ

به شهادت تاریخ، شجاعت امام حسن (ع) در میدان نبرد نیز هویدا و روشن بود. وی فردی شجاع و با شهامت بود و هرگز در میدان جنگ، ترس و بیم در وجود او راه پیدا نکرد و همواره آماده جهاد و مبارزه در راه خدا بود. در ادامه این مطلب، شجاعت امام حسن (ع) در جنگ های مختلف را بررسی می کنیم:

شجاعت امام حسن (ع) در جنگ با مشرکان

امام مجتبی (ع) در سنین جوانی، در میدان نبرد با مشرکان حاضر شد و لشگریان اسلام بارها رشادت و شجاعت امام حسن (ع) را دیده اند. آن حضرت هرگز به خاطر ترس، از میدان نبرد، پا پس نکشید و هر جا مصلحت مسلمانان اقتضاء می کرد، سلحشورانه وارد میدان نبرد می شد. در واقع شجاعت امام حسن (ع)، هرگز کمتر از سخاوت و کرم آن حضرت نبود و جنگ های متعدد ایشان، شاهدی روشن برای اثبات این موضوع است.[۴]

شجاعت امام حسن (ع) در جنگ جمل

شجاعت امام حسن (ع) در جنگ جمل نیز زبانزد خاص و عام است. آن حضرت در این نبرد دشوار، در رکاب پدر خود امیر مؤمنان علی (ع) در خط مقدم جبهه می جنگید و از یاران دلاور و شجاع امام علی (ع) سبقت می گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختی می کرد.[۵] پیش از شروع جنگ نیز، به دستور پدر، همراه عمار یاسر و تنی چند از یاران، وارد کوفه شد و مردم کوفه را جهت شرکت در جهاد دعوت کرد.[۶]

امام حسن (ع) وقتی وارد کوفه شد که هنوز ابوموسی اشعری، یکی از مهره های حکومت عثمان، بر سر کار بود و با حکومت عادلانه امیر مؤمنان علی (ع) مخالفت می ورزید و از جنبش مسلمانان جهت پشتیبانی از مبارزه آن حضرت با پیمان شکنان، جلوگیری می کرد. با این حال، بیش از نه هزار نفر از مردم شهر کوفه، با پشتوانه رشادت و شجاعت امام حسن (ع) به سوی میدان جنگ روانه شدند.[۷]

در همین جنگ، محمد حنفیه، فرزند علی بن ابی طالب (ع) علمدار لشکر بود. امیر مؤمنان (ع) به او فرمان حمله داد. محمد حنفیه حمله کرد؛ ولی دشمن با ضربات نیزه و تیر، جلوی او را گرفت و از پیشروی بازماند. حضرت خود را به محمد رساند و فرمود: از ضربات دشمن مترس، حمله کن! او قدری پیشروی کرد، ولی باز متوقف شد. حضرت علی (ع) از ضعف فرزندش آزرده خاطر شد، نزدیک آمد و با قبضه شمشیر به دوشش کوبید و فرمود: أدرَکَکَ عِرقٌ مِن أمِّکَ؛ ضعف و ترس را از مادرت ارث برده ای.[۸]

یعنی من که پدر تو هستم، ترسی ندارم؛ ترس را از مادرت ارث برده ای (اگر مانند حسن مجتبی (ع) مادری چون حضرت فاطمه (س) داشتی، نمی ترسیدی). نباید فراموش کرد که محمد بن حنفیه نیز شجاع بود؛ اما شجاعت امام حسن(ع) در مرتبه و درجه بسیار بالاتری قرار داشت.

سپس حضرت نیزه را گرفت و به امام حسن (ع) داد. او نیزه را گرفت و به سوی شتر عایشه تاخت و پس از مدت کوتاهی بازگشت؛ در حالی که از نوک نیزه اش خون می چکید. محمد حنفیه به شتر نحر شده و نیزه خونین نگریست و شرمنده شد. امیر مؤمنان (ع) به او فرمود: شرمنده نشو؛ زیرا او فرزند پیامبر (ص) است و تو فرزند علی (ع).[۹]

شجاعت امام حسن (ع) در جنگ صفین

حضرت در جنگ صفین، در بسیج عمومی نیروها برای جنگ با معاویه، نقش مهمی به عهده داشت و با سخنان پُرشور، مردم کوفه را به جهاد در رکاب علی (ع) و سرکوبی خائنان و دشمنان اسلام دعوت نمود.[۱۰] شجاعت امام حسن (ع) و جانبازی آن حضرت در راه خدا، به قدری بود که حضرت امیر (ع) از یاران خود خواست که او و برادرش حسین (ع) را از پیشتازی در جنگ باز دارند تا نسل پیامبر (ص) با کشته شدن آن دو از بین نرود.[۱۱]

شجاعت امام حسن (ع) در معاهده صلح با معاویه

مهمترین موضوعی که به سبب آن، ممکن است برخی شهامت و شجاعت امام حسن (ع) را کمرنگ جلوه دهند، پیمان صلح با معاویه است. این برداشت به خاطر تحلیل غلط و درک نادرست از اوضاع سیاسی دوران امامت امام مجتبی (ع) است.

امام حسن (ع)، وارث دشواری ها و مشکلاتی است که از سال ها پیش بر سر راه تحقق حکومت اسلامی پدید آمده، امور مسلمانان را با خطر جدی مواجه کرده بود؛ اشرافیتی که به رهبری معاویه از نو جان گرفته است و طبقات ممتاز و احیا شده در عصر عثمان در مقابل امام قرار دارند و شکست خوردگان صفوف مشرکان در مقام رهبری قرار گرفته اند.

برخی از صحابه پیامبر (ص) در خدمت معاویه و پول او قرار دارند؛ آنان که به قنداقه امام حسن (ع) تبرک می جستند، امروز به معاویه روی آورده اند. خوارج کج فهم، همچنان اعلام موجودیت می کنند که نتیجه افکار منحط آنان، ناامنی و تقویت اخلالگری های بنی امیه است.

معاویه، سمبل سیاست های شیطانی، نژادگرا، فریبکار، سرکرده غارتگران و تجسم همه ایده های بنی امیه، مانع بزرگی بر سر راه امام حسن (ع) بود. با این همه، امام (ع) در قبال اسلام، امت و دشمنان چه وظیفه ای داشت؟ حفظ کیان اسلام و امت مسلمان، مهمترین وظیفه ای بود که حضرت به آن می اندیشد.

برای حل این مشکل بزرگ، چند گزینه پیش روی امام (ع) قرار داشت که آن ها را بررسی می کنیم:

۱. کناره گیری بدون شرط از حکومت

نخستین راه، کناره گیری بدون شرط از حکومت بود. این راه، با هیچ معیاری قابل قبول نبود و تعهد و درایت و شجاعت امام حسن (ع)، هرگز اجازه چنین کاری را به حضرت نمی داد.

۲. اقدام نظامی

دومین راه، جنگ و درگیری نظامی به منظور از میان برداشتن معاویه و یارانش بود. در بدو امر، این، راه حل خوبی برای مشکل باند اموی و طغیان معاویه به نظر می رسد؛ اما با بررسی همه شرایط و جوانب، روشن می شود که عمل به این نسخه هم به علاج جامعه منجر نخواهد شد؛ چراکه برای این اقدام، موانع عدیده ای وجود دارد که با وجود آنها، احتمال پیروزی را به صفر کاهش می دهد؛ از جمله موانع می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

ـ وجود خوارج که گاهی به ایجاد ناامنی می پرداختند و نسبت به امام علی (ع) دلی پُرکینه داشتند.

ـ سستی و تنبلی مردم از نبرد و درگیر شدن با شامیان! سستی و تنبلی، نتیجه جنگ با ناکثین، قاسطین و مارقین در زمان امیرالمومنین (ع) بود و بنابراین کمبود نیروهای مؤمن و کارآمد و یاران مخلصِ جان برکف. طیف وسیعی از یاران امام حسن (ع) در آن زمان، عافیت طلبانی بودند که همواره به فکر حفظ جان و موقعیت خویش بودند. امام (ع) در توصیف یاران خود می فرماید:

«کُنْتُمْ فِی مُنْتَدَبِکُمْ إِلَى صِفِّینَ وَ دِینُکُمْ أَمَامَ دُنْیَاکُمْ وَ قَدْ أَصْبَحْتُمُ اَلْیَوْمَ وَ دُنْیَاکُمْ أَمَامَ دِینِکُمْ؛[۱۲] شما در حالى به مأموریت نبرد به صفّین بودید که دینتان را مقدّم بر دنیاى خود مى دانستید ولى امروز، دنیا مقدّم بر دینتان شده است.»

ـ وجود خائنان و جاسوسان معاویه و به اصطلاح امروزی، ستون پنجم دشمن. امام (ع) عبیدالله بن عباس، پسرعموی خود را با دوازده هزار نفر به جنگ معاویه فرستاد؛ حتی با دوراندیشی ای که داشت، دو نفر را جانشین او قرار داد که در صورت خطر و کشته شدن، به جای هم بنشینند. عبیدالله بن عباس با وعده یک میلیون درهم که نصف آن نقد بود، همراه هشت هزار نفر از سپاهیان، به سوی معاویه شتافت و به سپاه شصت هزار نفری او نیرو بخشید.[۱۳]

ـ خطر حمله روم. معاویه با امپراطوری روم شرقی پیوند برادری می بندد؛ تا جایی که در صورت شکست از علی (ع)، او را پناه دهند. یعقوبی می نویسد: معاویه متعهد شد یک صدهزار دینار به دولت روم بدهد تا با آنان صلح برقرار کند. امام حسن (ع) این مسئله را دریافت و از خطر حمله روم به کشور اسلامی جلوگیری کرد.[۱۴]

با توجه به این همه مشکلات و موانع، اقدام نظامی، عاقلانه نبود و زیانش به مراتب بیش از منافع احتمالی آن بود. بنابراین انتخاب گزینه جنگ در این زمان، نمی توانست نشانه شجاعت امام حسن (ع) باشد بلکه تنها برخاسته از هوای نفس و نادیده گرفتن مصلحت جامعه اسلامی بود.

۳. کناره گیری مشروط

سومین گزینه پیش روی امام، کناره گیری مشروط و روی آوردن به تلاش های فرهنگی است. در واقع حضرت، چاره ای جز این نداشت. امام (ع) در این باره در پاسخ نامه ای به معاویه نوشت:

«إِنَّمَا هَذَا الْأمْرُ لِی وَ الْخِلَافَهُ لِی وَ لِأهْلِ بَیتِی وَ إِنَّهَا لَمُحَرَّمَهٌ عَلَیکَ وَ عَلَی أهْلِ بَیتِکَ  سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُ صَابِرِینَ  عَارِفِینَ بِحَقِّی غَیرَ مُنْکرِینَ مَا سَلَّمْتُ لَک وَ لَا أعْطَیتُک مَا تُرِیدُ؛[۱۵] مقام خلافت، از من و اهل بیت من است. این مقام، بر تو و خاندان تو حرام می باشد. من این موضوع را از رسول خدا (ص) شنیدم. اگر افرادی را که صابر و عارف به حق من بودند، می یافتم، هرگز تسلیم تو نمی شدم و پیشنهادت را نمی پذیرفتم.»

بسیاری از شجاعان عالم در مواجهه با چنین وضعیتی، شهامت و شجاعت لازم در اتخاذ تصمیم خردمندانه را ندارند؛ اما حسن بن علی (ع) با معاهده صلح خویش توانست معاویه و حزب اموی را در هدف انهدام دین نبوی و محو نام پیامبر اسلام (ص) ناکام بگذارد.

امام مجتبی (ع) بعد از کناره گیری از قدرت سیاسی، با شجاعت تمام به تلاش فرهنگی روی آورد. امام هرگز در بیان حق و دفاع از حریم اسلام، نرمش نشان نمی داد و آشکارا از اعمال ضد اسلامی معاویه انتقاد می کرد و سوابق زشت و ننگین او و دودمان بنی امیه را بی پروا فاش می نمود. مناظرات و احتجاج های کوبنده حضرت با معاویه و مزدوران و طرفداران او، نظیر: عمرو بن عاص، عتبه بن ابی سفیان، ولید بن عقبه، مغیره بن شعبه و مروان حکم، شاهد این معناست.[۱۶]

حضرت حتی پس از انعقاد پیمان صلح که قدرت معاویه افزایش یافت و موقعیتش بیشتر تثبیت شد، پس از ورود معاویه به کوفه، برفراز منبر نشست و انگیزه های صلح خود و امتیازات خاندان علی (ع) را بیان نمود و آنگاه در حضور هر دو گروه، با اشاره به نقاط ضعف معاویه، با شدت و صراحت از روش او انتقاد کرد.[۱۷]

در این موقعیت، خوارج تمام قوای خود را بر ضد معاویه بسیج کردند. به معاویه خبر رسید که حوثره اسدی، یکی از سران خوارج، برضد او قیام کرده و سپاهی دور خود گرد آورده است. معاویه، برای تثبیت موقعیت خویش و برای آنکه وانمود کند که حسن بن علی (ع) مطیع اوست، به حضرت که راه مدینه را در پیش گرفته بود، پیام فرستاد که شورش حوثره را سرکوب کند و سپس به سفرش ادامه دهد.

امام (ع) به پیام او با شهامت پاسخ داد؛ از جمله فرمود: فَاِنِّی تَرَکتُک لِصَلاحِ الاُمِّه…؛[۱۸] من برای حفظ جان مسلمانان، از جنگ با تو خودداری کردم. اگر قرار به جنگ باشد، پیش از هر کس، باید با تو بجنگم؛ مبارزه با تو، از جنگ با خوارج لازم تر است.

معاویه درباره دلاوری ها و شجاعت امام حسن (ع) می گفت: او، فرزند کسی است که به هر کجا می رفت، مرگ نیز همواره به دنبالش بود.[۱۹] این بیان، کنایه از آن است که حضرت نترس بود و هیچ گاه از مرگ نمی هراسید.

در حقیقت شجاعت امام حسن (ع) هرگز اجازه نمی داد که ایشان از جنگ با معاویه، پا پس کشیده و مسیر را برای استقرار حکومت بنی امیه باز بگذارد. امام حسن (ع) در هنگام اصرار معاویه برای کناره گیری حضرت، ضمن سخنانی به بیان موضع خود پرداخته، می فرماید:

«إِنَّا وَاللَّهِ مَا ثَنَانَا عَنْ أَهْلِ الشَّامِ شَکٌّ وَ لَا نَدَمٌ، وَ إِنَّمَا کُنَّا نُقَاتِلُ أَهْلَ الشَّامِ بِالسَّلَامَهِ وَ الصَّبْرِ؛[۲۰] به خدا سوگند که ما را هیچگونه شک و پشیمانی‌  از اهل شام باز نداشته است، بلکه ما با اهل شام، با آرامش و بردباری می جنگیم.»

لکن ضعف و سستی اصحاب باعث شد که امام (ع) پیمان صلح معاویه را بپذیرد. وقتی عبدالله بن زبیر به صلح امام با معاویه اعتراض کرد و شجاعت امام حسن (ع) را زیر سوال برد، امام فرمود:

«گمان می کنی به دلیل ترس و زبونی با معاویه صلح کردم؟ وای بر تو چه می گویی! من از که ترسیدم؟ من پسر دلیر مردان عربم و فاطمه پیشوای زنان جهان، مرا به دنیا آورده است. وای بر تو! هرگز ترس به من راه ندارد؛ ولی علت صلح من، داشتن یارانی چون تو بود که ادعای دوستی مرا می کنید و در دل، نابودی مرا می خواهید؛ پس چگونه می توان به اشخاصی مثل تو اطمینان داشته باشم.»[۲۱]

متاسفانه برخی پس از معاهده صلح، تعبیر موهن «یا مُذِّلُ المومنین: ای خوارکننده مومنان!»[۲۲]  و برخی «یا عار المؤمنین؛ ای ننگ مومنان!»[۲۳] را خطاب به امام مجتبی (ع) به کار بردند. حضرت در پاسخ، ملاک عزت و ذلت را، بندگی خدا عنوان کرده و می فرمود: «العَارُ خَیرٌ مِنَ النّار؛ ننگ (ظاهری)، بهتر از آتش (جهنم) است.»[۲۴]

در واقع بر خلاف آنچه عده ای گمان می کردند، پذیرش صلح نه تنها نشانه ضعف بلکه نشانه شجاعت امام حسن (ع) است؛ زیرا شجاعت واقعی، در مبارزه با خواسته های نفسانی و در نظر گرفتن مصلحت بالاتر و کلی تر جامعه اسلامی است.

جمع بندی

شجاعت امام حسن (ع) به هیچ عنوان از سایر ائمه (ع) کمتر نبوده است. شجاعت، فضیلت اخلاقی و یکی از صفات مهم در رهبران الهی است که در میان تمام اهل بیت (ع) به عنوان الگوی انسان کامل، به یک اندازه وجود دارد. علاوه بر این، شجاعت امام حسن (ع) بارها در جنگ های مختلف به اثبات رسیده است. صلح با معاویه، نه تنها شهامت و شجاعت امام حسن (ع) را زیر سوال نمی برد بلکه نشانه ای روشن برای اثبات این موضوع به شمار می رود.

پی نوشت ها

[۱] آمدی، غرر الحکم ودرر الکلم، ج ۲، ص ۵۶.

[۲] مجلسی، بحار الأنوار، ج ۲۵، ص ۱۷۲.

[۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص ۳۵۷.

[۴] برای آشنایی با شجاعت امام حسن (ع) در نبرد با مشرکان به رسولی محلاتی، زندگانی امام حسن (ع) ص ۱۰۷ـ۱۰۸ مراجعه کنید.

[۵] حسنی، سیره الائمه الاثنی عشر، ج ۲، ص ۱۶.

[۶] حسنی، سیره الائمه الاثنی عشر، ج ۲، ص ۱۶.

[۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۲۳۱.

[۸] محمدی ری شهری، موسوعه الامام علی بن ابی طالب، ج ۵، ص ۲۴۵.

[۹] احمد زمانی، حقایق پنهان، ص ۱۴۹.

[۱۰] نصر بن مزاحم، وقعه صفین، ص ۱۱۳.

[۱۱] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۱، ص ۲۵.

[۱۲] ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ج ۱، ص ۲۳۴.

[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۵۱.

[۱۴] یعقوبی، تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۰۶.

[۱۵] مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۴، ص ۴۵.

[۱۶] طبرسی، احتجاج، ص ۱۴۴ـ ۱۵۰.

[۱۷] طبرسی، احتجاج، ص ۱۵۶.

[۱۸] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۵، ص ۹۸ ؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۴۰۹؛ مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص ۹۳.

[۱۹] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۴، ص ۷۳.

[۲۰] ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۲۳۴.

[۲۱] رسولی محلاتی، زندگانی امام حسن (ع)، ص ۵۰۵.

[۲۲] ابن قتیبه دینوری، الأمامه و السیاسه، ج ۱، ص ۱۸۵.

[۲۳] ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۱۳، ص ۲۶۱.

[۲۴] ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۱۳، ص ۲۶۱.

منابع

ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، قم، مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۳۶۳ش.

ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۰۷ق.

ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، قم، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، ۱۳۶۳ش.

ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالکفر، ۱۳۷۴ش.

ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الإمامه و السیاسه، لبنان، دارالأضواء، ۱۴۱۰ق.

آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم، قم، دارالکتب الإسلامی، ۱۴۱۰ ق.

حسنی، سید هاشم معروف، سیره الأئمه الاثنی عشر، قم، الشریف الرضی، بی تا.

رسولی، هاشم، زندگانی امام حسن مجتبی (ع)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ش.

زمانی، احمد، حقایق پنهان پژوهشی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی (ع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش.

طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد مقدس، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

محمدی ری شهری، محمد، موسوعه الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام فی الکتاب و السنه و التاریخ، قم، موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۴۲۵ق.

نصر بن مزاحم، وقعه صفین، قم، مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.

یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی تا.

منبع اقتباس: عاشوری لنگرودی، حسن، شجاعت و شهامت امام حسن (ع)، ره توشه راهیان نور ویژه ماه رمضان، ش ۱۳۷، ۱۳۹۴، ص ۲۰۰ـ۱۸۹.