زندگینامه و ویژگی های شخصیتی حبیب بن مظاهر اسدی

زندگینامه و ویژگی های شخصیتی حبیب بن مظاهر اسدی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکی از یاران باوفای سیدالشهداء، حبیب بن مظاهر است. او با وجود سن بالایی که داشت در کوفه به مسلم پیوست و پس از آن خود را به کربلا رساند و در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسید. در ادامه نگاهی مختصر به زندگی و فعالیت های حبیب بن مظاهر از دوران پیامبر تا زمان شهادت می پردازیم.

تولد و نسب حبیب بن مظاهر

نام کامل او، حبیب فرزند مَظاهر بن رئاب بن اشتر است. کنیه اش ابوالقاسم و ساکن کوفه بود.[۱] سال تولد وی در اسناد تاریخی ذکر نشده است. اگر شهادت حبیب را در سن ۷۵ سالگی بدانیم،[۲] ایشان چهارده سال پیش از هجرت در خاندان بزرگ بنی اسد در یمن متولد شده و سال نهم هجری به همراه خانواده به مدینه آمده است.[۳]

مورخان و نویسندگان، نام پدر ایشان را اسامی مختلفی نظیر «مُظَهَّر»[۴]، «مشکور»[۵] و «مطهّر»[۶] ثبت کرده اند. حبیب بن مظاهر از اشراف و چهره های سرشناس مورد اعتماد و احترام اهالی کوفه و از قبیله بنی اسد بود، همان قبیله ای که افتخار تجهیز و تدفین شهدای کربلا نصیبشان شد.[۷]

حبیب بن مظاهر پیش از امامت امام حسین (ع)

این که حبیب بن مظاهر از اصحاب پیامبر بوده است یا خیر در منابع تاریخی و اسناد علمی مورد اختلاف است. به گزارش ابن حجر عسقلانی[۸]، حبیب بن مظاهر جزو اصحاب پیامبر اکرم (ص) بوده و ایشان را درک کرده است. وی مدت محدودی از جوانی اش را در زمان پیامبر اکرم (ص) گذرانید؛ حتی در نقلی آمده است: او به خدمت رسول خدا (ص) مشرف شده و از آن حضرت حدیث شنیده است.[۹] یکی دیگر از نویسندگان، او را جزو اکابر تابعین ذکر نموده[۱۰] اما علمای رجال او را در زمره اصحاب امام علی(ع)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به شمار آورده اند. چنانچه در کتاب اعیان الشیعه آمده است: «شیخ طوسی، ابن اثیر و ابن عبدالبرایشان را جزو اصحاب پیامبر بیان نکرده اند و سخنی درباره صحابی بودن او نگفته اند.»[۱۱]

حبیب بن مظاهر در دوران امام علی (ع) در کوفه سکونت داشت و همراه ایشان بود. به گزارش عالمان رجال حبیب جزو اصحاب امام علی[۱۲] و یکی از یاران مقرب و از نزدیکان ایشان بوده تا جایی که امام او را در شرطه الخمیس[۱۳] گمارده بود.[۱۴] وی در تمام جنگ ها در رکاب امام علی (ع) شمشیر زده و از نزدیکان امام به شمار می رفت.[۱۵]

در کتب و اسناد تاریخی هیچ گزارشی از فعالیت حبیب بن مظاهر در دوره امام حسن (ع) ثبت نشده است. شاید علت آن را در سیاستی که امام مجتبی (ع) در پیش گرفت، باید جست. در حقیقت حبیب بن مظاهر در این دوره کاملا مطیع امام (ع) بوده و همانطور که آن حضرت صلح با معاویه را پذیرفت و اقدامی نکرد، حبیب بن مظاهر نیز سیاست سکوت را پیش گرفت و شاهد مظلومیت امام حسن (ع) بود؛ زیرا بدون اذن امام اجازه انجام کاری نداشت و این دوره سخت با شهادت امام مجتبی (ع) به پایان رسید.

حبیب بن مظاهر در دوران امامت امام حسین (ع)

حبیب بن مظاهر در زمان جوانی که حدود ۲۵ سال داشت، با امام حسین (ع) که حدود ۱۰ سال سن داشت؛ آشنا شد و در برابر ایشان فروتن و متواضع بود.[۱۶] فعالیت های حبیب بن مظاهر در دوران امامت امام حسین (ع) به نهایت خود رسید که شامل چند بخش می باشد:

الف) دعوت از امام حسین (ع)

هنگامی که یزید به حکومت رسید، بزرگان و رهبران شیعه کوفه از جمله حبیب بن مظاهر از امام حسین (ع) دعوت کردند تا به کوفه بیاید. نقل شده جلسه ای در منزل سلیمان بن صرد خزاعی برگزار شد که در آن بزرگان شهر کوفه شرکت کردند و در همان مجلس نامه ای بدین مضمون نوشتند:

«نامه ای برای حسین بن علی از جانب سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر … درود بر تو باد که ما حمد خدایی می کنیم که جز او خدایی نیست؛ اما بعد … اینک ما را امام نیست، به سوی ما بیا شاید خدا به وسیله شما ما را بر حق همدل کند.»[۱۷]

ب) بیعت با مسلم بن عقیل

وقتی نامه کوفیان به امام حسین (ع) رسید امام در پاسخ، سفیر خود، مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد.[۱۸] مسلم در ورود به کوفه به خانه مختار رفت و شیعیان به دیدار مسلم می آمدند و با ایشان بیعت می کردند.[۱۹] بنا بر گزارش مورخان، عبدالله حنفی، عابس بن ابی شبیب و حبیب بن مظاهر، از اولین افراد کوفی بودند که با مسلم بیعت کردند.[۲۰]

ابتدا عابس بن ابی شبیب برخاست و بعد از حمد خداوند، خطاب به مسلم گفت: «من تو را از کار افراد و دیگران خبر نمی دهم و نمی دانم در دل چه دارند و از جانب آنها وعده فریبنده نمی دهم، به خدا از چیزی که درباره آن تصمیم گرفته ام سخن می کنم. … همراه شما با دشمنتان می جنگم و با شمشیرم از شما دفاع می کنم تا به پیشگاه خدا بروم و از این کار جز ثواب خدا چیزی نمی خواهم.»[۲۱]

بعد از او، حبیب بن مظاهر برخاست و گفت: «خدایت رحمت کند، آنچه را در خاطر داشتی با گفتار مختصر بیان کردی. سپس گفت: به خدایی که جز او خدایی نیست، من نیز روشی مانند روش او (عابس) دارم.»[۲۲]

پس از سخنان حبیب بن مظاهر، کوفیان فوج فوج می آمدند و همین نوع سخن می گفتند.[۲۳] همچنین نقل شده پس از آن مجلس، حبیب بن مظاهر با مسلم بن عوسجه و دیگر بزرگان شیعه برای امام حسین (ع) بیعت می گرفتند[۲۴] که با تلاش آنها، بیعت کنندگان برای امام حسین به بیشتر از هجده هزار نفر رسید.[۲۵] اما بعد از مدتی با ورود ابن زیاد به کوفه، مسلم تنها ماند و حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، دیگر قدرت هیچ فعالیتی نداشتند و به ناچار در میان قبائل خود مخفی شدند و منتظر فرصت ماندند.[۲۶]

ج) ورود به کربلا

با اقدامات ابن زیاد در کوفه، یاران و اصحاب مسلم پراکنده شدند و مسلم تنها ماند و بقیه پا به فرار گذاشتند. قبایل مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر، آن دو را پنهان ساختند تا از گزند عبیدالله بن زیاد مصون بمانند؛ چرا که ابن زیاد آنها را تحت تعقیب قرار داده بود.[۲۷]

هنگامی که خیمه امام حسین (ع) در کربلا برپاشد و خبر آن به کوفه رسید، بلافاصله حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه که همچنان در خفا بودند؛ شبانه و مخفیانه از کوفه حرکت کردند. شبها حرکت می کردند و روزها مخفی می شدند تا اینکه روز هفتم یا هشتم خود را به کربلا رساندند.[۲۸] حبیب بن مظاهر، نقش پر رنگی در حوادث کربلا داشت که در ادامه به آن اشاره می کنیم:

یاری خواستن حبیب از بنی اسد

حبیب با دیدن یاران اندک امام و سپاه فراوان دشمن، از آن حضرت اجازه خواست تا به قبیله اش برود و آنان را به یاری سیدالشهدا فراخواند. امام اجازه داد. حبیب بن مظاهر نزد قبیله خود رفت و وضع کربلا و غربت امام و محاصره اهل بیت (ع) را در آن سرزمین به آنان خبر داد و از آنها خواست که به یارى حجت خدا و فرزند پیامبر بشتابند.

قوم او اظهار همبستگى کردند و هفتاد نفر آماده پیوستن به سپاه امام شدند. در مسیر حرکت، به دلیل لو رفتن این تصمیم، پانصد سوار از نیروهاى ابن زیاد به فرماندهى «ازرق» در پى آنان رفتند تا مانع پیوستن ایشان به امام شوند.

تلاش و مجاهدت حبیب بن مظاهر و همراهانش به جایى نرسید و چون دیدند یاراى مقابله با سواران کوفه را ندارند، شبانه به خانه هاى خود بازگشتند، اما حبیب بن مظاهر توانست خود را به امام حسین (ع) برساند و آنچه را پیش آمده بود گزارش داد. امام (ع) نیز فرمود: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ.[۲۹]

رد امان نامه دشمن

یکی از کسانی که از سوی دشمن به او پیشنهاد امان نامه داده شد، حبیب بن مظاهر بود. او در برابر پیشنهاد امان و پول برای دست برداشتن از یاری امام حسین (ع) گفت: «ما نزد رسول خدا (ص) عذری نداریم که زنده باشیم و فرزند رسول خدا (ص) را مظلومانه به قتل برسانند».[۳۰]

سخنان حبیب در روز عاشورا

حبیب بن مظاهر در روز عاشورا، بارها به دفاع از امام حسین (ع) پرداخت و سخنان هتاکانه سپاه عمر سعد را جواب میداد.

در صبح عاشورا وقتی امام حسین (ع) در سخنرانی خود خطاب به سپاهیان عمر سعد، حسب و نسب و فضایل خویش را یادآور شد، شمر گفت: من خدا را با شک و تردید عبادت کرده باشم اگر بدانم چه میگویی! پس امام (ع) ساکت شد و حبیب بن مظاهر در پاسخ او گفت: ای دشمن خدا و دشمن رسول خدا! به خدا من تو را چنان می بینم که با هفتاد شک و تردید خدا را عبادت می کنی، شهادت می دهم که تو نمی فهمی او چه می گوید، چرا که خداوند بر قلب تو مهر زده است.[۳۱]

گفته اند وقتی حضرت سیدالشهداء (ع) از دشمن درخواست کرد تا برای اقامه نماز ظهر عاشورا دست از جنگ بردارند، فردی به نام حُصَین بن تمیم گفت: «نماز شما پذیرفته نیست!» حبیب بن مظاهر وقتی این جسارت را دید، فریاد زد: «پذیرفته نمی شود؟! گمان برده ای که نماز از خاندان پیامبر خدا (ص) پذیرفته نمی شود و از تو ـ ای درازگوش ـ پذیرفته می شود؟!»

حصین بن تمیم، به آنان یورش برد. حبیب بن مظاهر نیز به سوی او بیرون آمد و با شمشیر به صورت اسبش زد. اسب، دست هایش را بلند کرد و حصین، از آن بر زمین افتاد و یارانش، او را با خود بردند و نجاتش دادند. [۳۲]

ویژگی های شخصیتی حبیب بن مظاهر

در این بخش به ابعاد شخصیتی حبیب بن مظاهر این یار با وفای امام حسین (ع) اشاره می کنیم.

عبودیت و بندگی

حبیب به پارسایی و شب زنده داری معروف بود.[۳۳] وی با قرآن انس داشت و همواره به تلاوت قرآن مشغول بود چنانکه در مورد حبیب گفته اند: حبیب، حافظ قرآن مجید بود و هر شب، یک ختم قرآن می کرد و بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب، قرآن تلاوت می کرد.[۳۴]

 علم و فقاهت

حبیب بن مظاهر دارای جایگاه فقاهت بوده است. این ویژگی از نامه امام حسین (ع) به او روشن می شود، آنجا که می گوید: «من الحسین بن علی بن أبیطالب إلى الرجل الفقیه حبیب بن مظاهر؛[۳۵] از حسین بن علی به حبیب بن مظاهر مردی فقیه و دانشمند.»

محدث

یکی دیگر از فضائل حبیب بن مظاهر، نقل روایت و راوی بودن اوست. حتی بنا بر نقلی، او از پیامبر اکرم (ص) حدیث شنیده است.[۳۶] برای نمونه شیخ صدوق از ایشان یک روایت ذکر کرده است:

«عن حبیب بن مُظَاهِرِ الْأَسْدِی بَیْضَ اللَّهُ وَجْهَهُ أَنَّهُ قَالَ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلی بن أبی طالب(ع): أَی شَیْءٍ کُنتُمْ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ عَزَّوَ جَلْ آدَمَ؟ قَالَ: کُنَّا أَشْبَاحَ نُور تَدُورُ حَوْلَ عَرْشِ الرَّحْمَنِ فَتُعَلَّمُ الْمَلَائِکَهَ التَّسْبِیحَ وَ التهلیل و التحمید؛ از حبیب بن مظاهر اسدی روایت شده که او محضر حضرت حسین بن علی بن ابیطالب عرضه داشت: پیش از آنکه خداوند عز و جل آدم را بیافریند، شما چه بودید و کجا بودید؟ حضرت فرمودند: ما اشیایی نوری بودیم که اطراف عرش خالق رحمان دور میزدیم و به فرشتگان تسبیح (سبحان الله) گفتن و تهلیل (لا اله الا الله گفتن) و تحمید (الحمد لله گفتن) را تعلیم می دادیم.»[۳۷]

حامل اسرار الهی

حبیب بن مظاهر از جمله کسانی است که به علوم منایا و بلایا آشنایی داشته است؛ یعنی از حوادث آینده اطلاع داشته و حامل اسرار الهی بوده است.[۳۸] از جمله آن پیشگویی او از آینده میثم تمار و نحوه شهادت او است. این واقعه و داستان را کَشِّی از فضیل بن زبیر به شرح زیر نقل کرده است:

«میثم تمار در حالی که بر اسب خود سوار بود در جایی که بنی اسد نشسته بودند، به استقبال حبیب بن مظاهر اسدی آمد. آنان با یکدیگر سخن گفتند. حبیب بن مظاهر گفت: شخص بزرگی را می نگرم که جلو سرش مو ندارد و شکم بزرگی دارد و در دارالرزق، خربزه می فروشد. می بینم او را به جرم دوستی اهل بیت پیامبر به دار زده اند و شکم او را با چوب پاره کرده اند.

میثم در جواب حبیب گفت: من مردی را می شناسم که دو گیسوی بافته دارد. او برای یاری پسر دختر پیغمبر خود خروج می کند و کشته می شود و سرش به کوفه برده خواهد شد. آن دو بعد از این گفتگو از یکدیگر جدا شدند. اهل آن مجلس گفتند: ما دروغگوتر از این دو نفر ندیده بودیم!! راوی میگوید: هنوز اهل مجلس پراکنده نشده بودند که رُشَیْد هجری آمد و ایشان را طلبید و از اهل مجلس سراغ ایشان را گرفت. آنان گفتند از یکدیگر جدا شدند و ما شنیدیم چنین و چنان می گفتند.

رشید گفت: خدا میثم را رحمت کند او فراموش کرده بگوید به آن کسی که سر حبیب را می برد، مبلغ صد درهم بیشتر عطا خواهد شد! وقتی رشید رفت آن گروه گفتند: به خدا این شخص از همه دروغگوتر است!! پس از این جریان آن گروه گفتند: به خدا قسم چند شب و روزی بیش نگذشت که دیدیم میثم تمار بر در خانه عمرو بن حریث بالای دار است!! و سر حبیب بن مظاهر را هم آوردند. آنچه را که آنان گفته بودند همان شد.[۳۹]

شهادت حبیب بن مظاهر

حبیب بن مظاهر پس از زندگی پر فراز و نشیب خود، سرانجام در دشت کربلا و در رکاب سید الشهداء به شهادت رسید. درباره نحوه شهادت او گفته اند که نبردی سخت و جانانه کرد و ۶۲ تن از دشمنان را کشت.[۴۰]

مردی از بنی‌ تمیم به نام «بدیل بن صریم» به او حمله کرد و با شمشیر ضربتی بر سر او فرود آورد و او را بر زمین افکند و حبیب بن مظاهر او را به قتل رساند، در همین زمان شخص دیگری از قبیله بنی تمیم با نیزه به حبیب حمله کرد و او را بر زمین انداخت، خواست که از جای برخیزد، ولی حصین‌ بن تمیم از راه رسید و با ضربت شمشیر، حبیب را نقش بر زمین کرد. سپس از اسب پیاده شد و سر مبارک حبیب را از تن جدا ساخت.[۴۱]

جمع بندی

حبیب بن مظاهر اسدی، از اصحاب و یاران برجسته و خاص امام حسین (ع) بود. او از اولین کسانی است که به آن حضرت نامه نوشت و در کوفه با مسلم بیعت کرد. وی پس از مشاهده بی وفایی کوفیان، خود را شبانه به کربلا رساند. تلاش او برای آوردن افراد قبیله اش به کربلا در مواجهه با سپاه دشمن، شکست خورد. او همچنین امان نامه دشمن را رد کرد و بارها هتاکی های آنان به امام (ع) را پاسخ گفت. حبیب بن مظاهر مردی عابد، فقیه و حامل اسرار الهی بود که سرانجام در ظهر عاشورا به شهادت رسید.

پی نوشت ها

[۱] ناظم زاده، اصحاب امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا، ص۳۵۴.

[۲] امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۵۴.

[۳] مسعودی، مجید، مرزبان خورشید ۲ (سه رفیق)، ص۲۳.

[۴] ابن حجرعسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۴۲.

[۵] تفرشی، نقد الرجال، ج۱، ص۳۹۹.

[۶] بلاذری، انساب الأشراف، ج۱، ص۱۶۲.

[۷] آقا تهرانی، یارای شیدای حسین بن علی، ص۱۶۳.

[۸] ابن حجرعسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۴۲.

[۹] واعظی کاشفی، روضه الشهداء، ص۳۰۴.

[۱۰] شوشتری، مجالس المومنین، ج۲، ص۴۷۷.

[۱۱] امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۵۴.

[۱۲] نفرشی، نقد الرجال، ص۳۹۹.

[۱۳] گروهی از یاران همیشه مسلح امام علی(ع) که با آمادگی کامل در همه جا به امام در امور حکومتی یاری می رساندند. (مفید، الارشاد، ص۲۴۰)

[۱۴] ابن طاووس، اللهوف، ص۹۱.

[۱۵] ابن طاووس، اللهوف، ص۹۱.

[۱۶] مسعودی، مرزبان خورشید ۲ (سه رفیق)، ص۲۳.

[۱۷] طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۲.

[۱۸] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۱.

[۱۹] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۲.

[۲۰] طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۵.

[۲۱] طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۵.

[۲۲] ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۳۴.

[۲۳] ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۳۴.

[۲۴] ناظم زاده، اصحاب امام حسین از مدینه تا کربلا، ص۳۶۰.

[۲۵] مسعودی، مرزبان خورشید ۲ (سه رفیق) ، ص۳۴.

[۲۶] ناظم زاده، اصحاب امام حسین از مدینه تا کربلا، ص۳۶۱.

[۲۷] میلانی، نا گفته هایی از حقایق عاشورا، ص۲۰۸.

[۲۸] رک ناظم زاده، اصحاب امام حسین از مدینه تا کربلا، ص۳۶۱.

[۲۹] ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۹۰.

[۳۰] امین، اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۵۳.

[۳۱] خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۳۵۸.

[۳۲] طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۳۹.

[۳۳] ناظم زاده، اصحاب امام حسین از مدینه تا کربلا، ص۳۵۴.

[۳۴] شوشتری، مجالس المومنین، ج۴، ص۴۷۹.

[۳۵] احمدی میانجی، مکاتیب الائمه، ج۳، ص۴۵.

[۳۶] واعظ کاشفی، روضه الشهداء، ص۳۰۴.

[۳۷] ابن با بویه، علل الشرائع، ج۱، ص۲۳.

[۳۸] امین، اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۵۴.

[۳۹] کشی، رجال الکشی، ص۷۸.

[۴۰] ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۲۵۲.

[۴۱] طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴.

منابع

  1. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۰۷ق.
  2. ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرائع، قم، کتابفروشی داوری، بی تا.
  3. ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، الفتوح، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق.
  4. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
  5. ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه فهری زنجانی، احمد، تهران، جهان، بی تا.
  6. احمدی میانجی، علی، مکاتیب الأئمه، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۶ق.
  7. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، درالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
  8. آقا تهرانی، مرتضی، یاران شیدای حسین بن علی، قم، انتشارات باقیات، ۱۳۸۵ش.
  9. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، المعهد الألمانی للابحاث الشرقیه، ۱۴۲۹ق.
  10. تفرشی، سید مصطفی بن حسین حسینی، نقد الرجال، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۸ق.
  11. خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، قم، مکتبه المفید، بی تا.
  12. شوشتری، قاضی نور الله، مجالس المومنین، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۹۲ش
  13. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، موسسه عزالدین، ۱۴۱۳ق.
  14. کشی، محمد بن عمرو، رجال الکشی، مشهد، موسسه نشر دانشگاه مشهد، ۱۴۰۹ق.
  15. مسعودی، مجید، مرزبان خورشید ۲ (سه رفیق)، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۵ش.
  16. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید،۱۴۱۳ق.
  17. میلانی، سید علی حسینی، ناگفته هایی از حقائق عاشورا، قم، مرکز حقایق اسلامی، ۱۳۸۹.
  18. ناظم زاده قمی، سید اصغر، اصحاب امام حسین از مدینه تا کربلا، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۹۲ش.
  19. واعظ کاشفی، ملاحسین، روضه الشهداء، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۸۵ش.

منبع اقتباس:‌ فارسی مدان، علی، شخصیت شناسی حبیب بن مظاهر، معارف حسینی، ش ۲۵، ۱۴۰۱، ص۲۶ـ۷.

بدون دیدگاه