والدین در طول زندگی، معمولا شاهد رقابت میان فرزندان (دو برادر یا دو خواهر یا رقابت خواهر برادری) خواهند بود که در این نوشتار به نمونه بارز و بسیار شایع آن، یعنی رقابت خواهر برادری پرداخته می شود. پدر و مادر هرگز نباید مانع انجام رقابت خواهر برادری فرزندان خود گردند بلکه باید به کار و برنامه ریزی صحیح، رقابت خواهر برادری را تحت کنترل خود بگیرند و اداره نمایند. گاهی اوقات این رقابت ها خفیف است و تنها گهگاهی به دخالت نیازمند است.
چالش رقابت خواهر برادری
گاهی اوقات چشم و همچشمی و رقابت خواهر برادری، به درگیری، عصبانیت و تندخویی می انجامد، و چندین بار در روز، موجب برخورد میان آنان می گردد. در مواردی از رقابت خواهر برادری که خشونت و تندخویی حاکم است، مداخله والدین ضروری به نظر می رسد. حتی گهگاه نیاز به مداخله حرفه ای به معنی مشاوره با روانپزشک یا مشاور خانواده لازم است، همچنین باید به خاطر داشت که رقابت خواهر برادری، ممکن است سالهای کمی و یا حتی در تمام طول عمر ادامه پیدا کند.
رقابت خواهر برادری، طبیعی است
رقابت خواهر برادری، امری طبیعی و سازنده است. پدر و مادر نباید فرزندان خود را به خاطر این عمل، مقصر بدانند. این رقایت ها، به فرزندان کمک می کند که راه هایی بیابند تا با این حسادت ها، برخوردها، تضادها و عصبانیت ها کنار بیایند. حسادت میان خواهر و برادر بسیار شایع است و معمولا زمانی آغاز می شود که فرزند جدید متولد می شود.
نوزاد تازه متولد شده، توجه والدین را به خود جلب می کند چون او به این توجه بیش از حد نیازمند است. حال تصور کنید که وقتی فرزند جدیدی متولد می شود و تمام توجه پدر و مادر را به خود جلب می کند، چه حسی برای فرزند پیشین ایجاد می گردد؟ در این هنگام احساس تنفر، حسادت و حتی عصبانیت در ذهن فرزند به وجود خواهد آمد.
آدل فیبر (۱) و الین مازلیش (۲) در کتاب جالب خود تحت عنوان «خواهر و برادرهای بدون رقابت» تشابه زیبایی را مطرح می کنند. آنها چنین ابراز می دارند که احساسی که به دنبال به دنیا آمدن فرزند دوم در کودک پیشین ایجاد می شود درست مانند این است که شوهر انسان، همسر جدیدی اختیار کند.
تصور کنید که شما زنی هستید که شوهرتان به شما می گوید: عزیزم، من به تو بسیار عشق می ورزم به همین خاطر تصمیم گرفته ام همسر دیگری درست همانند تو به خانه بیاورم، در این زمان چه احساسی دارید؟ چطور می خواهید با شخصی جدید روبرو شوید و برخورد نمایید؛ با کسی که رقیب شماست و عشق و توجه همسرتان را می رباید؟ حال شما تصور کنید که در سنین ۱۰،۴،۳ سالگی هستید و فرزند جدیدی به عنوان رقیب وارد می شود، اکنون چه احساسی خواهید داشت؟
اگر به دقت به این قضیه بنگرید، متوجه می شوید که رقابت خواهر برادری، قسمتی از ماهیت و طبیعت وجودی بشر است. کودکان در مورد توجه، عشق والدین، جایگاه اجتماعی و خانوادگی و دوستان خود با یکدیگر رقابت کرده و کشمکش دارند، فرزندان کوچکتر سعی دارند که در مقابل فرزندان بزرگتر از خود مقاومت نشان دهند و بزرگترها نیز کوشش می کنند که کوچکترها را سر جای خود بنشانند.
نقش والدین، کنار گذاشتن رقابت خواهر برادری و مشابه این رفتارها نیست؛ زیرا فرزندان باید در محدوده مناسب و درست به رقابت با یکدیگر بپردازند و پدران و مادران نباید از کودکان بخواهند که اینگونه رفتارها را کنار بگذارند.
وقتی که ما به این مشکلات می پردازیم، مهم است دریابیم که رقابت خواهر برادری، می تواند تجربه مثبت و سازنده ای در زندگی آنها باشد. بسیاری از والدین بر این امر واقف نیستند و با خواندن این جمله که «رقابت میان کودکان سازنده و مثبت است» سر خود را تکان می دهند و متعجب می شوند. دقت کنید که به هر حال بسیاری از کشمکش ها و درگیری های فرزندان در فرایند رقابت خواهر برادری، تجربه ارزشمندی است که آنها را برای رویارویی با مشکلات زندگی آماده می کند.
نتیجه صریحی که می توان از این برخوردها کسب کرد این است که وقتی فرزندان با یکدیگر رقابت داشته باشند، همانطور که بزرگ می شوند می آموزند که چطور با دیگران روبرو شوند و چطور در مواجهه با عدم توافق ها و عصبانیت ها بطور مناسبی واکنش نشان داده، با رفتارهای خصمانه مقابله کرده و در نهایت در امور شراکتی و اجتماعی وارد شوند.
به هر حال همه خانواده ها به اهمیت این موضوع واقف نیستند و نمی دانند که وقتی فرزند ۵ ساله آنها در تلاش است که اسباب سازی خود را از کودک سه ساله شان بگیرد، در واقع در حال خودسازی و شکل گیری می باشد و این عمل منفعت های بی شماری را به دنبال دارد.
نقش والدین در رقابت خواهر برادری
وقتی این حقیقت را پذیرفتیم که رقابت خواهر برادری، امری شایع و واقعی است و نباید کنار گذاشته شود، در این زمان مسئولیت هایمان به عنوان پدر و مادر مهمتر جلوه می کند و باید این وظیفه مهم را به بهترین وجه ممکن انجام دهیم. مهم است که مقرراتی میان افراد خانواده وضع گردد تا رفتارهای مورد قبول خانواده مورد بررسی قرار گیرد و واکنش های نادرست، کنار زده شود. وظیفه والدین این است که اینگونه مقررات و قوانین را به فرزندانشان بیاموزند و آموزش خود را تا زمانی که فرزندان به این رفتارها خو بگیرند ادامه دهند.
پدران و مادران باید توجه داشته باشند که فرزندان همچون آنان نیازهایی دارند که تک تک افراد خانواده باید به این حوایج اهمیت داده و احترام بگذارند، بطور مثال نیاز به تنهایی و آسایش برای فرزندان وجود دارد و آنها نیز دوست دارند دیگران برای ورود به اتاقشان اجازه بگیرند. از جمله مقرراتی که والدین باید در منزل اجرا کنند این است که هر یک از فرزندان، باید به دیگری احترام بگذارد و برای استفاده از وسایل خواهر و برادرش اجازه بگیرد.
مهم است که همه افراد به صورت محترمانه هیجان ها و احساسات واقعی خود را بیان کنند و هرگز درصدد سوء استفاده کردن از دیگری نباشند و سعی نکنند تا با مداخله فیزیکی و جسمی (زد و خورد بدنی) به وسایل خواهر و برادر خود دسترسی پیدا کنند. پس باید این مقررات هر یک از افراد خانواده از بزرگ تا کوچک روشن شود و به این وسیله آنها با یکدیگر بطور محترمانه ای برخورد کرده و رقابت میان فرزندان در محدوده درستی پیش گرفته شود.
والدین باید به فرزندان بیاموزند که اگر اختلافاتشان و مشکلاتشان جزیی است، میان خود حل و فصل نمایند. یکی از کارهای مفیدی که والدین می توانند انجام دهند، این است که بنشینند و به هر دو طرف به شایستگی گوش دهند، انصاف داشته باشند و راه حل مناسبی ارائه کنند و سپس اتاق را ترک کنند.
اشتباهی که بسیاری از پدران و مادران مرتکب می شوند این است که در جریان رقابت خواهر برادری، سعی می کنند بطور عادلانه، رفتارهای درست و غلط را به پای هر دوی آنها بنویسند. این عملی نادرست است و سبب می شود که احساسات واقعی یکی از فرزندان، زیر پا گذاشته شده و خدشه دار گردد.
والدین باید بدانند که پرسیدن این سؤال که کدامیک دعوا را شروع کرده اید، سازنده و مفید نیست؛ زیرا همیشه پاسخ سؤال این است که او آغاز کرد. این جواب بدان معنی نیست که فرزندان درصدد دروغ گفتن به شما هستند، بلکه در واقع هر کدام از آنها، از دیدگاه خود مسئله را مطرح می کند. در این میان، عمل سازنده این است که والدین توجه فرزندان را روی پیدا کردن راه حل متمرکز کنند نه اینکه بخواهند بدانند کدامیک شروع کننده این کشمکش بوده است.
وقتی رقابت خواهر برادری، به زد و خورد می کشد
گاهی اوقات، مداخله والدین ضروری به نظر می رسد خصوصا اگر تضاد میان فرزندان و رقابت خواهر برادری، شدت یابد و باعث زد و خورد بدنی گردد. در این زمان والدین باید از قدرت و اقتدار پدر و مادری خود استفاده کنند و فرزندان را از یکدیگر جدا کرده و هر کدام را به اتاق جداگانه بفرستند تا آرام شوند و هنگامی که عصبانیت فرزندان فرو نشست، زمان مناسبی است که می توان در مورد مشکل میان آنها به بحث و گفتگو نشست.
باید به فرزندان اجازه دهیم که احساسات خود را بیان کنند و حقیقتا ما والدین باید آنها را به این کار تشویق کنیم تا هر گونه احساسی، چه عصبانیت و چه دلخوری و رنجش را، مطرح کنند. لازم است که فرزندان احساسات خود را به صورت مناسبی ابراز بدارند یعنی به وسیله کلمات و نه با رفتارهای تهاجمی، کتک زدن، لگد زدن و پرتاب وسایل.
والدین باید مقرراتی را برای فرزندان مبنی بر عدم آسیب به یکدیگر و رفتارهای تهاجمی مطرح کنند و روی آن تأکید بورزند و باید به خاطر داشت که بچه های کوچک هم می توانند این قوانین را متوجه شوند و درک کنند که افراد برای آسیب رساندن به یکدیگر به وجود نیامده اند.
مطالبی که در موقع عصبانیت گفته می شود، نباید توهین آمیز و به صورت فحش و ناسزا باشد. کودکان باید این قانون را متوجه شوند و به آن عمل کنند، هر چند که در وسط دعواهایی از جنس رقابت خواهر برادری، رعایت این مقررات مشکل است. در این میان والدین وظیفه دارند که محدودیت هایی را پیرامون آنچه که فرزندان اجازه انجامش را دارند و آنچه را که ندارند، قرار دهند.
بطور مثال من مادری را می شناسم که قانونش به اینصورت است: با هم برخورد داشته باشید اما بدون خونریزی و شکستی استخوان. تعدادی از والدین نیز هستند که به هیچ وجه نمی توانند کلمات توهین آمیز و ناسزا را تحمل کنند و مقررات سختی را برای این عمل وضع می کنند.
رقابت خواهر برادری و برقراری ارتباط
بهترین کاری که والدین در قبال رقابت خواهر برادری و کشمکش میان فرزندان خود می توانند انجام دهند، این است که ارتباطی میان آنان برقرار کنند، به اینصورت، فرزندان می توانند مشکلات میان خود را برطرف سازند. احساسات، باید شناخته شود و به زبان آید؛ به این علت که هر دو فرزند، بتوانند تأثیر بچه ها با هم همکاری می کنند. احساسات مثبت و سازنده نیز همچون احساسات منفی روشن گردد.
گاهی اوقات بهتر است که فرزندان، احساسات خود را به روش خلاقانه ای مطرح کنند که این عمل سبب می شود که آنها به صورت عینی تر و روشن تر یکدیگر را درک کنند. نوشتن نامه به کسی که از دست او عصبانی هستید، راه خوبی است و کمک می کند که احساسات خود را که حاکی از تنفر و ناامیدی است بنویسید بدون اینکه آسیبی به طرف مقابل برساند.
گفتن عباراتی همچون «تو مزاحم هستی، من نمی خواهم به وسایلم دست بزنی» به خواهر یا برادرمان، عمل شایسته ای نیست، بهتر است که به جای اینگونه صحبت کردن، چنین بگوییم: «من مایل نیستم که تو وسایل من را برداری، اگر چیزی می خواهی، اول از من اجازه بگیر».
مراحل یا درجات رقابت خواهر برادری
«فیبر» و «مازلیش» در کتاب «خواهر و برادرهای بدون رقابت»، در مورد مراحل کشمکش میان فرزندان و رقابت خواهر برادری بحث می کنند و در واقع بگو و مگوهایی را مطرح می کنند که در میان این افراد شایع و مشترک است. زمانی که درگیری میان فرزندان بالا گرفته است، ممکن است که دخالت والدین لازم باشد.
آگاهی والدین از علل عصبانیت آنها می تواند مفید واقع شود. پدران و مادران می توانند دیدگاه فرزندان خود را در نظر گرفته و به آنها توجه کرده و شنوای حرفهایشان باشند، مشکل را برایشان توضیح دهند و راه حل مناسب را پیش روی آنها بگذارند. سپس پدر و مادر باید اتاق را ترک کنند و اجازه دهند که کودکان، خود، مشکلشان را حل کنند.
زمانی که روند رقابت خواهر برادری، به گونه خطرناکی است و امکان دارد که فرزندان به هم توهین کرده و یا صدمه بزنند، پدر و مادر باید مقررات خود را به اجرا گذارند. همچنین اگر موقعیت به گونه ای است که فرزندان به هم آسیب رسانده اند، مداخله والدین بسیار ضروری است و باید آنها را از هم جدا کنند تا آرامش خود را بازیابند.
داستان تئو (۳) و دونا (۴) که در ذیل آمده، نشان می دهد که چطور رقابت خواهر برادری شکل می گیرد و به کشمکش تبدیل می شود. همچنین این مطلب به والدین می آموزد که چطور عدالت و انصاف را، در زندگی با کودکان رعایت کنند.
داستان یک رقابت خواهر برادری
دونا ۵ سال بعد از تئو متولد شد. معمولا این اختلاف سنی، باعث بروز رقابت خواهر برادری می گردد. تئو پیش از به دنیا آمدن دونا، تنها فرزند خانواده بود و همچون پرنسسی دوست داشتنی، با او رفتار می شد. وقتی که او متوجه حاملگی مادرش شد، در ابتدا بسیار هیجان زده شد و در اشتیاق به دنیا آمدن خواهر یا برادری بود که بتواند با او بازی کند.
به هر حال وقتی دونا متولد شد، تئو بسیار گیج و متحیر شد چون دائما می دید که والدینش وقت و توجه خود را صرف رسیدگی به دونا کوچولو می کردند. دونا مرتبا گریه می کرد و علاقه ای به بازی کردن به تئو نشان نمی داد.
به همین جهت تئو بیشتر زمان خود را صرف بازی با دوستانش در خارج از منزل می کرد و در این زمان، مادر به نوزاد تازه متولد شده و کارهای خانه رسیدگی می کرد. ضمنا تئو شاگرد بسیار منظم و درسخوانی بود و گرچه دونا توجه والدینش را به خود جلب کرده بود، اما تئو با گرفتن نمره های خوب توانسته بود توجه پدر و مادر را از آن خود سازد.
رقابت خواهر برادری و سپس درگیری و جنگ
تا زمانی که دونا کوچک بود، تئو خود را با سرگرمی های خاصی همچون تماشای فیلم های کارتونی و بازی های ویدیویی مشغول می کرد. از نظر تئو، خواهر کوچولوی او اغلب باعث اذیت و آزار می شد. دختر کوچولو سعی داشت که با برادرش به خارج از منزل برود و یا به اتاق او وارد شود و آنجا را به هم بریزد که همگی از نظر تئو ناپسند بود، همچنین با وجود اینکه تئو تذکر می داد که از اتاقم بیرون برو، ولی دونا توجهی نمی کرد.
روزی تئو یک بستنی چوبی روی میز کلکسیون بازی های ویدئویی اش پیدا کرد، جیغ زنان به سمت اتاق نشیمن رفت. در آنجا خواهرش مشغول رنگ کردن کتاب نقاشی اش بود. مادرش با تعجب به تئو نگاه کرد و گفت: «دونا، تنها یک بچه است و بیشتر از این نباید از او انتظار داشت.» و ضمنا گفت: «تئو، تو بزرگتر هستی و نباید به این سرعت خونسردی خود را از دست دهی.»
به هر جهت تئو پذیرفت ولی مجبور شد که نوارهای خود را به داخل حمام ببرد و بشوید. این اتفاق سبب گردید که ارتباط میان این خواهر و برادر وخیم شود. دونا در رقابت با برادرش، برای جذب توجه پدر و مادر موفق بود. خصوصا وقتی دونا مشغول بازی با دوستانش بود، تئو او را اذیت می کرد و او را به گریه می انداخت.
تئو در بیرون از منزل هم حوصله خواهرش را نداشت و در منزل هم از دیدن او آزرده خاطر می شد، از نظر او، دونا تنها موجودی مزاحم محسوب می شد. در اینجا باید به این نکته اشاره داشت که نه تنها تئو خواهرش را از خود می راند بلکه رفتار والدین نیز در تشدید فاصله بین آن دو تأثیرگذار بود.
از طرف دیگر، والدین تئو درک نمی کردند که چرا پسر مؤدبشان که همواره رفتار شایسته ای با دیگران دارد، چنین رفتاری با خواهر خود دارد و مرتبا سر به سر او می گذارد و اذیتش می کند. چطور ممکن است که او اینطور نسبت به خواهر خود حسادت بورزد؟ آنها بطور یکسان با فرزندان خود رفتار نکرده اند؟ آیا محبت خود را بطور مساوی تقسیم نکرده اند؟
به هر جهت تصمیمی که والدین تئو گرفتند این بود که وقتی تئو رفتار نادرستی با خواهر خود دارد، نسبت به او سختگیری کنند. مادر چنین اظهار می دارد: «تئو باید یاد بگیرد که با خواهر خود، مهربانتر باشد؛ دونا کوچکتر از تئوست و با رفتارهای ناشایست تئو ممکن است آسیب ببیند.»
رقابت خواهر برادری و درسی برای مادر
وقتی دونا ۶ ساله بود، روزی با مادرش در حال تماشای کارتون تام و جری بود. گربه کارتون که اسمش تام بود، همیشه دنبال جری کوچولوی بیچاره می کرد. البته همیشه موش بود که پیروز می شد. دونا به مادر خود نگاهی انداخت و با غرور گفت: «تام و جری مثل من و تئو هستند.» مادر پرسید: «منظورت از این حرف چیست؟» دختر کوچولو دوباره متکبرانه جواب داد: «من جری موشه هستم و تئو هم، تام است، او از من بزرگتر است اما من همیشه پیروز می شوم و او را به زحمت می اندازم.»
در این هنگام مادر در حالی که به دختر کوچولوی شیطانش نگاه می کرد، از صحبت دست کشید و خنده را سر داد. از آن روز به بعد، در رقابت خواهر برادری، وقتی این دو فرزند با هم دعوا می کردند، مادر هر دو را به اتاق هایشان می فرستاد و بطور یکسان تنبیه شان می کرد و دیگر مهم نبود که تئو چه کاری انجام داده و یا دونا واکنشش چه بوده است.
کم کم وقتی پدر و مادر با بچه ها اینگونه رفتار کردند، سر به سر گذاشتن ها و اذیت و آزارها هم از بین رفت. هر دو فرزند، تشویق شدند که به کارهای مورد علاقه خود بپردازند و به خاطر موفقیت های شخصی خود تشویق شوند. دونا دیگر آن موجود مزاحم و موذی و تئو نیز دیگر آن موجود بدجنس نبود، البته گاهی اوقات آنها سر به سر هم می گذاشتند، اما دیگر صدمه بدنی و حالات تهاجمی وجود نداشت.
با وجود اینکه ما به عنوان والدین باید به فرزندانمان توجه خاصی داشته باشیم، اما هرگز این امکان وجود ندارد که به صورت مساوی با آنها برخورد کنیم. ما نمی توانیم زمان، عشق، پول و یا کمک در زمینه انجام تکالیفشان را بطور مساوی برایشان در نظر بگیریم.
در واقع نکته مهم، مساوی رفتار کردن نیست، بلکه منصفانه رفتار کردن است؛ زیرا رفتار یکسان داشتن، ممکن است همیشه امکانپذیر نباشد. از جمله کارهایی که می توانیم انجام دهیم این است که مثلا به فرزندان بزرگتر، پول توجیبی بیشتری بدهیم یا بطور مثال به آنها اجازه دهیم که دیرتر به تخت خواب بروند.
شایسته است که وقتی یکی از فرزندانمان امتحان دارد یا روی یک پروژه کار می کند، وقت و زمان بیشتری را صرف کمک کردن به او بنماییم. والدین باید ارزش ها، حقوق و مقرراتی را برای خانواده در نظر بگیرند. وقتی که این حقوق و مقررات بطور منصفانه ای باشد، متقابلا فرزندان نیز به این قوانین احترام بیشتری خواهند گذاشت.
هوشمندی والدین در رقابت خواهر برادری
طبیعی است که فرزندان یک خانواده، در زندگی با یکدیگر رقابت هایی می کنند. والدین گاهی اوقات می توانند با رفتارهای شخصی، سبب افزایش این رقابت ها گردند؛ گرچه اگر به آنها این موضوع گفته شود، سریعا منکر آن خواهند شد. گه گاه والدین به یکی از فرزندان توجه بیشتری می کنند که این تبعیض، می تواند روی خلق و خو و شخصیت، نگاه، موفقیت و یا ضعف فرزند اثر بگذارد.
راه دیگری که سبب می شود والدین رقابت میان فرزندان و رقابت خواهر برادری را افزایش دهند، این است که صفات خاصی را به آنها نسبت دهند. بطور مثال اگر مادر، یکی از فرزندانش را به عنوان پسر باهوشم خطاب کند، دیگران احساس می کنند که فرزند دیگر، کودن است. این عمل سبب می شود که میان فرزندان، حسادت و تنفر ایجاد گردد. پس هرگز فرزندان را با هم مقایسه نکنید.
والدین باید به جای مقایسه فرزندان با یکدیگر، (بیلی همیشه کت خود را آویزان می کند، چرا تو این کار را نمی کنی؟) رفتار درست را به او بیاموزند و بگویند عزیزم! تو باید این کار را انجام دهی. (من ناراحت می شوم وقتی می بینم کت تو کف اتاق افتاده. لطفا آن را روی جالباسی آویزان کن).
مقایسه، به دو صورت امکان پذیر است: مثبت و منفی. مثالی که در بالا ذکر شد، مقایسه منفی بود که به هیچ وجه درست نمی باشد. باید به خاطر داشت که مقایسه مثبت گونه هم، اصلا بجا و درست نیست. مثلا والدین به جای اینکه فرزند خود را با خواهر یا برادرش مقایسه مثبت گونه کنند و بگویند: «تو نسبت به خواهرت، بهتر انشاء می نویسی» باید تنها رفتار شایسته او را تحسین کنند. بطور مثال بگویند: «تو خیلی خوب می نویسی. من واقعا به تو افتخار می کنم.»
هر فرزندی، با دیگری متفاوت است و مهم است که به صورت متفاوتی با آنها برخورد شود. وقتی که والدین هر فرزندی را به گونه متفاوتی می نگرند و با دیگری مقایسه نمی کنند، این عمل سبب ایجاد حالت و حال و هوایی پر از درک و فهم و لذت می گردد که در مقایسه میان فرزندان، چنین فضایی هرگز ایجاد نمی گردد.
خانواده هایی که نگران فرزندان و تربیت آنها هستند، بر این باورند که هیچ چیز در زندگی، برای همیشه ادامه پیدا نخواهد کرد. پس رقابت میان فرزندان و رقابت خواهر برادری هم در بیشتر موارد مستمر نخواهد بود. ارتباطات عوض می شود و همانطور که افراد بالغ می شوند، روابط آنها نیز متحول شده و تکامل می یابد و در این میان، خواهر و برادرها یاد می گیرند که رفتار بهتری با هم داشته باشند و اختلافشان را فرو نشانند و تفاوت های یکدیگر را پذیرا باشند.
بیشتر بچه هایی که در دوران کودکی همدیگر را تحمل نمی کنند و مرتبا با هم دعوا می کنند، سرانجام در دوران بلوغ و بزرگسالی، دوستان خوبی برای یکدیگر می کردند. والدینی که کشمکش ها و رقابت خواهر برادری، فرزندان خود را کنترل می کنند و به آنها مهارت هایی را می آموزند که روابط بهتری با هم برقرار کنند، در واقع نقش خود را به عنوان پدر و مادر به بهترین وجه انجام داده اند.
جمع بندی
رقایت بین فرزندان به ویژه رقابت خواهر برادری، فرایندی کاملا طبیعی در روابط میان فرزندان است و آنان به مرور از این طریق یاد می گیرند که چطور با دیگران روبرو شوند و چگونه در مواجهه با عدم توافق ها و عصبانیت ها، بطور مناسبی واکنش نشان داده، با رفتارهای خصمانه مقابله کرده و در نهایت در امور شراکتی و اجتماعی وارد شوند. بر این اساس، پدر و مادر نباید فرزندان و خود را به خاطر این کشمکش ها، مقصر دانسته و در صدد رفع آن باشند البته تا زمانی که در رقابت خواهر برادری، آسیبی جدی به هیچیک از طرفین وارد نشود.
پی نوشت ها
۱- Adele Faber
۲- Elain Mazlish
۳- Theo
۴- Donna