جهاد در اسلام یکی از فروع دین است که بر طبق شرایط خاصی بر مسلمانان واجب می گردد. آیات جهاد در قرآن و احادیث معصومان (علیهم السلام) دلالت بر وجوب جهاد دارند. جهاد در حقیقت به جنگ با دشمنان گفته می شود که فقط برای خدا انجام گیرد و تعصبات شخصی و قومی و ملی و امثال این ها در آن نقش نداشته باشد.
فلسفه جهاد در اسلام
انسان مانند هر آفریده اى، از هستى خود و هم چنین از منافع خود، دفاع مى کند و مانند دیگران مجهز با نیروى دفاعی است كه بتواند با دشمنان خویش مبارزه كند. بنابراین انسان با غریزه و فطرت خدادادى خود معتقد است كه باید از خود دفاع نموده و دشمنى را كه به فكر نابود كردن اوست و به هیچ وسیله اى از دشمنى خود منصرف نمى شود، نابود سازد. هم چنین اگر كسى روى منافع حیاتى او دست بگذارد، به دفاع برخاسته از هر راهى كه ممكن است دست او را كوتاه كند.
این موضوع فطرى كه در نهاد یك فرد انسان ثابت و پاى برجاست، در میان جامعه هاى بشرى هم ثابت واستوار است؛ بنابراین دفاع یک جامعه از حیات افراد و استقلال خود در برابر دشمن یک امر فطری است و تا انسان و جوامع انسانى بوده است، این مسئله در میان آنان ثابت و برقرار بوده است كه هر فرد و جامعه در حق دشمن حیاتى خود، مى تواند هرگونه تصمیم بگیرد و شدت عمل به خرج دهد.[1]
بنابراین جهاد در اسلام نیز بر همین امر فطری بشر مبتنی است و چیزی خارج از آن نمی تواند باشد. منتهی دین اسلام این دفاع فطری را با حکم شرعی بر مسلمانان واجب نموده است تا از حیات دینی و اجتماعی خود در برابر دشمن دفاع کند. وجود جهاد در اسلام به معنای این نیست که اسلام دین شمشیر و خونریزی است و می خواهد دین اسلام را با زور شمشیر و جهاد بر مردم تحمیل کند؛ زیرا جهاد در اسلام برای تحمیل دین وضع نشده بلکه برای دفاع از دین و جامعه اسلامی در برابر دشمنان تشریع گردیده است.
دین اسلام با جهاد نمی خواهد صلح و ارامش در میام مردم را از بین ببرد، دین اسلام مردم را با حکمت و استدلال و موعظه به سوی اسلام دعوت می کند نه با جهاد و کشتن مردم چه اینکه از دیدگاه اسلام پذیرش دین با زور شمشیر امکان ندارد. دینى كه تحیت عمومى آن «سلام» و برنامه جهانى آن، طبق نص صریح قرآن «وَ الصُّلْحُ خَیرٌ»[2] باشد، هرگز دین شمشیر و زور نخواهد بود و جهاد در اسلام به معنای این که اسلام دین شمشیر است، نیست.
حدیثی از امام حسین (علیه السلام) نقل شده که حقیقت جهاد در اسلام را بیان نموده و اقسام آن را بازگو کرده است:
متن حدیث
سُئِلَ عَنِ الْجِهَادِ سُنَّةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ؟ فَقَالَ (علیه السلام) الْجِهَادُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ؛ فَجِهَادَانِ فَرْضٌ وَ جِهَادٌ سُنَّةٌ لَا یقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ وَ جِهَادٌ سُنَّةٌ. فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَینِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ وَ مُجَاهَدَةُ الَّذِینَ یلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ فَرْضٌ.
وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّةٌ لَا یقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ فَإِنَّ مُجَاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَى جَمِیعِ الْأُمَّةِ لَوْ تَرَكُوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ وَ هَذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّةِ وَ هُوَ سُنَّةٌ عَلَى الْإِمَامِ وَ حَدُّهُ أَنْ یأْتِی الْعَدُوَّ مَعَ الْأُمَّةِ فَیجَاهِدَهُمْ.
وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّةٌ فَكُلُّ سُنَّةٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ وَ جَاهَدَ فِی إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا وَ إِحْیائِهَا فَالْعَمَلُ وَ السَّعْی فِیهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ لِأَنَّهَا إِحْیاءُ سُنَّةٍ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیئاً.[3]
ترجمه حدیث
از امام حسین (علیه السلام) پرسیدند: جهاد در اسلام سنت (رسول) است یا فریضه (الهى)؟ امام حسین (علیه السلام) فرمود:
جهاد در اسلام چهار گونه است: دو نوع آن فریضه (و واجب الهى) است و نوع سوم آن سنتى است كه جز به فریضه به دان دست رسی وجود ندارد و نوع چهارم جهاد تنها سنت است.
اما آن دو نوع جهادی كه فریضه اند: یكى جهاد آدمى با نفس خویش است در باز داشتن نفس از نافرمانی ها نسبت به خدا كه بزرگ ترین جهاد است، و نوع دوم آن پیكار (و جهاد) با كافران است كه هم مرز شما هستند كه آن نیز فریضه است.
اما آن جهادی كه سنت است كه جز به فریضه بدان دست رسی نیست، جهاد با دشمن است كه بر تمام امت واجب است و اگر آن جهاد را ترك كنند عذاب شامل همه آنان شده و تمام امت را در بر می گیرد. این نوع جهاد بر امام سنت است و تعریفش آن است كه امام با امت بر سر دشمن بتازد و با دشمنان جهاد كند.
اما جهادى كه فقط سنت است، برپاداشتن سنت های (نبوى) است كه انسان در برپا نگهداشتن و برآوردن و زنده كردن آن مبارزه كند. پس سعى و عمل در راه آن بهترین اعمال است؛ زیرا زنده داشتن سنت است، و پیامبر خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: «هر كس سنت و قانون نیكى را بنیان گذارد پاداشش از آن اوست و نیز از ثواب همه کسانی كه تا روز قیامت به آن عمل مى كنند نیز بهره مى برد بى آنكه از ثواب خود آنان چیزى كاسته شود.»[4]
موارد جهاد در اسلام از نظر فقه شیعه
جهاد در اسلام به چند مورد تعلق می گیرد که به آن ها اشاره می شود:
جهاد با نفس و دشمن نهانی
یکی از موارد جهاد در اسلام، جهاد با نفس است که درحدیث فوق امام حسین (علیه السلام) این نوع جهاد را فریضه الهی دانسته است. جهاد با نفس در حقیقت جهاد با هوای نفس و خواست های نفسانی است.
گاهى مقصود از جهاد در اسلام، پيكار با دشمن ظاهرى است. و گاه جهاد در اسلام پیکار با دشمن نهانى، يعنى نفس اماره مورد نظر است، هر كدام از اين دو نوع جهاد، درى از درهاى بهشت است؛ زيرا جهاد با نفس، از جهاد با دشمن ظاهرى حاصل مى شود، چه اين كه، لازمه جهاد با دشمن ظاهرى، آمادگى نفسانى است.
اینکه جهاد مشروع، درى از درهاى بهشت است، همان درب با عظمتى است كه پيكارگران سالك الى اللّه، به بهشت رياضت نفسانى و مغلوب كردن شيطان، ورود مى يابند.[5]
به همین دلیل در سریه هایی که سربازان اسلام وقتى پيروز و فاتح برمى گردند، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به استقبال آن ها مى رود و مى فرمايد: «مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ، وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ، قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ؟ قَالَ: جِهَادُ النَّفْسِ»؛[6]
آفرين بر جمعيتى كه از جهاد كوچك پيروز برگشته اند ولى هنوز جهاد و مبارزه بزرگ باقى مانده است. همه تعجب مى كنند، مى گويند: يا رسول اللَّه! آيا ما جنگى بزرگ تر از اين در پيش داريم؟ فرمود: بله، مبارزه بزرگ تر جهاد با نفس است و انسان شدن خود شماست.
جهاد و مبارزه انسان با نفس خود در قرآن کریم چنین بیان شده است: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها. وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها؛ هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است».[7] این نوع جهاد در تعليمات ديگرى نمى گنجد؛ يعنى تعليمات ديگر چنين ظرفيتى ندارد كه بتواند جايى براى اين گونه دستورها و آموزش ها داشته باشد.[8]
امام على (عليه السلام) درباره روش جهاد با نفس می فرماید: با شهوتت مبارزه كن و بر خشمت غالب آى و با عادت هاى زشتت مخالفت كن تا جانت پرورش يابد، عقلت به كمال رسد و پاداش پروردگارت را به كمال برسانى.[9] پس مهم ترین و بزرگ ترین جهاد در اسلام جهاد با نفس است.
جهاد با دشمن ظاهری
جهاد با دشمن ظاهری که یکی از مصادیق جهاد در اسلام است، دارای چند مورد است که به آن ها اشاره می شود:
1. جهاد ابتدایى
جهاد ابتدایی بر این مبنا است که اسلام به مسلمانان اجازه داده که برای از بین بردن شرک بر کفار و مشرکان حمله کنند هرچند سابقه عداوت و دشمنى هم با آن ها نداشته باشند.
شرط این نوع جهاد در اسلام این است كه افراد مجاهد باید بالغ، عاقل و آزاد باشند، و فقط بر مردها واجب است نه بر زن ها. در این نوع جهاد اذن امام یا منصوب خاص امام شرط است؛ بنابراین از نظر فقه شیعه این نوع جهاد جز در زمان حضور امام (علیه السلام) یا كسى كه شخصاً از ناحیه امام منصوب شده باشد جایز نیست؛ یعنى از نظر فقه شیعه الان یك نفر حاكم شرعى هم مجاز نیست كه دست به این چنین جنگ ابتدایى بزند.
2. جهاد دفاعی
مورد دوم جهاد در اسلام آن جایى است كه حوزه اسلام مورد حمله دشمن قرار گرفته باشد؛ به این معنا كه دشمن یا قصد دارد بر بلاد اسلامى استیلا پیدا كند و یا قسمتى از سرزمین هاى اسلامى را می خواهد اشغال كند، یا قصد استیلا بر زمین ها را ندارد بلکه قصد استیلا بر افراد را دارد و مى خواهد عده ای از مسلمانان را اسیر كند. و یا بر مسلمانان حمله کرده و اموال آنان از قبیل معادن و منابع و امثال این ها را به شكلى برباید و یا مى خواهد به حریم و حرم مسلمین، به نوامیس مسلمین، به اولاد و ذریه مسلمین تجاوز كند. بالأخره اگر چیزى از مال یا جان یا سرزمین و یا امورى كه براى مسلمین محترم است مورد حمله دشمن قرار گیرد، در اینجا بر عموم مسلمین اعم از زن و مرد و آزاد و غیر آزاد واجب است كه در این جهاد شركت كنند و در این جهاد اذن امام یا منصوب از ناحیه امام شرط نیست.[10]
نتیجه گیری
از آنچه بیان گردید این نتیجه حاصل می گردد که مهم ترین جهاد در اسلام، جهاد اکبر و جهاد با نفس است که بسیار مشکل است. و جهاد با دشمن ظاهری به معنای این نیست که مسلمانان به قتل و عام کافران بپردازند بلکه جهاد با دشمنان شرایط خاص خودش را دارد و در زمان غیبت امام معصوم (علیه السلام) جهاد ابتدایی به هیچ عنوان جایز نیست و تنها جهاد دفاعی جایز است. جهاد دفاعی چیزی است که افزون بر شرع دین مبین اسلام، عقل انسان نیز آن را لازم می داند.
پی نوشت ها
[1]. تعالیم اسلام، ص350.
[2] . سوره نساء، ایه 128.
[3]. تحف العقول، ص 243.
[4] . ترجمه تحف العقول، ص 244.
[5] . رک: ترجمه شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 72- 73.
[6] . كافي، ج9، ص378.
[7] .سوره شمس، آیات 9 و 10.
[8] . مجموعه آثار شهید مطهری، ج25 ؛ ص542.
[9] . دانشنامه عقايد اسلامى، ج1، ص 313.
[10] . مجموعه آثار شهید مطهری، ج16، ص 624.
منابع
1. قرآن کریم.
2. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، چ2، 1414ق.
3. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، ترجمه تحف العقول، مترجم: اتابكى، پرویز، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، چ1، 1376ش.
4. ابن میثم بحرانی، ترجمه شرح نهج البلاغه، ترجمه محمدى مقدم و نوايى، مشهد، مجمع البحوث الإسلامية، چ1، 1417ق.
5. شهید مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، بی تا.
6. طباطبایى، محمدحسین، تعالیم اسلام، قم، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم) ، چ1، 1387ش.
7. كلينى، محمد بن يعقوب،كافي، قم، دارالحدیث، چ1، 1429ق.
8. محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه عقايد اسلامى، قم، دارالحدیث، چ2، 1386ش.