تربیت فرزند در اندیشه خواجه نصیر الدین طوسی: کلیات تربیت فرزند

تربیت فرزند در اندیشه خواجه نصیر الدین طوسی: کلیات تربیت فرزند

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تربیت فرزند از مهمترین دغدغه های فکری شخصیت های بزرگ دینی و اخلاقی بوده و هر کدام علاوه بر آنکه خود در جهت پرورش فرزندان خویش تلاش نموده اند، به دیگران نیز توصیه های لازم را مبذول داشته اند. خواجه نصیرالدین طوسی، از جمله صاحبنظران در باب تربیت فرزند است که ضمن تبیین اصول و روش های تربیت، دستورالعمل های مفیدی در این زمینه ارائه داده است.

از این رو، در این نوشتار تلاش شده تا کلیاتی از سیمای تربیت فرزند در اندیشه خواجه به علاقمندان تربیت ارائه گردد. در دو بخش دیگر این مقاله، به ترتیب به روش های تربیت فرزند در قالب «شیوه های انگیزشی» و «شیوه های بازدارنده» اشاره شده است.

مقدّمه ای درباره تربیت فرزند

تربیت فرزند از دیر زمان، از دغدغه های مهم بشر و مورد توجه انسانهای بزرگ بوده است. خداوند به عنوان اولین مربّی و معلم بشر، درباره تربیت انسان، فراوان سخن گفته و با بیان راهکارهای مناسب در قرآن کریم، آنها را در اختیار مربّیان قرار داده است.

البته، راهکارهای قرآنی با دقت و تأمّل در آیات قرآن و احادیث و تفاسیر مربوطه قابل وصول می باشد که کارشناسان امور تربیتی باید به این مهم بپردازند. رهبران دینی و بزرگان و اندیشمندان اسلامی، با الهام گیری از کلام خدا، هر یک در موضوع تربیت اولاد تلاش نموده و دستورالعمل هایی در این زمینه ارائه داده اند.

از جمله کسانی که در باب تعلیم و تربیت فرزند، اهتمام ورزیده و اصول و روش های مؤثر آموزش و پرورش اولاد را بیان کرده، فیلسوف بزرگ اسلامی خواجه نصیرالدین طوسی است. وی در این زمینه تلاش فراوان کرده و رهنمودهای ارزشمندی را به مربّیان عرضه داشته است.

اهمیت تربیت فرزند

تربیت فرزند، از مهمترین وظایفی است که در درجه اول به عهده پدر و مادر و سپس به عهده معلمان و مربّیان نهاده شده است؛ زیرا تربیت اولاد، رابطه مستقیم با صلاح و فساد جامعه دارد و اگر فرزندان در محیط خانواده ها درست تربیت شوند، از این ناحیه مشکلی برای جامعه پیش نمی آید.

اما اگر فرزندانی با تربیت نادرست پا به عرصه اجتماع بگذارند، رفتار سوء آنان خواه ناخواه در جامعه سرایت کرده، تأثیر منفی بر آن می گذارند؛ چنانکه بسیاری از نابسامانی های اخلاقی و رفتاری موجود در جوامع کنونی، ناشی از انحرافات اخلاقی نسل جوان است که بخش عمده آن، ریشه در تربیت خانوادگی آنان دارد. از این رو، پدر و مادر در تربیت فرزند وظیفه ای بس مهم به عهده دارند که باید به آن توجه نمایند.

امام سجاد (ع) در تربیت فرزند، از خداوند استمداد می طلبد و عرض می کند: «الّلهمَّ اَعِّنِی عَلَی تَرْبیتِهِم وَ تَأدیبِهِم وَ بِرِّهِم»؛۱ خدایا! مرا در تربیت و ادب آموزی و نیکوکاری فرزندانم یاری و مدد فرما.

حضرت در این کلام به پدران و مادران می آموزد که در تعلیم و تربیت فرزند، باید از خداوند متعال استعانت جست و با امید به امدادهای او به این امر اقدام نمود، وگرنه تلاش های پدر و مادر بدون کمک های الهی به جایی نمی رسد و نمی توانند فرزند صالحی را پرورش داده تحویل جامعه دهند.

اهمیت تربیت فرزند از آنجا روشن می گردد که انسان وارد جامعه شود و انواع نابسامانی ها و بزهکاری هایی را که در میان مردم وجود دارد مشاهده کند. سرقت، کلاهبرداری، نیرنگ بازی، دروغ و کلک و امثال آن، هر روز بیش از گذشته در اجتماع گسترش می یابد و بی بندوباری ها و هوسبازی ها، روز به روز بیشتر می شود. اغلب این نوع خلافکاری ها به وسیله جوانان و حتی کودکان و نوجوانان انجام می گیرد.

اگر این مسئله را ریشه یابی کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که همه این رفتارهای نابهنجار، به چگونگی تربیت خانوادگی نسل جوان منتهی می شود. از اینجاست که خدای متعال خطاب به مؤمنان می فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ) (تحریم/۶)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید.

خداوند در این آیه کریمه به پدران و مادران دستور می دهد که مواظب خود و فرزندان خویش باشند. این دستور، یک دستور تربیتی و در واقع، مربوط به تربیت فرزندان و همه اهل خانه است؛ بدین معنا که هر یک از پدر و مادر، به سهم خویش در برابر تربیت فرزندان خود مسئولند و باید به این وظیفه مهم عمل کنند. در این آیه بر دو نکته تأکید شده است: نخست حفظ نفس از آتش؛ دوم نگهداری اعضای خانواده از آن. طبیعی است که این دو امر، با تزکیه نفس و تربیت دینی فرزندان و زیردستان امکان پذیر خواهد بود.۲

پیامبر اکرم (ص) در حدیثی نسبت به مسئولیت عام انسان می فرماید: «ألا کُلُّکُم راع وَ کُلُّکُم مَسئولٌ عَن رَعیتهِ، فَالاَمیرُ عَلی النّاسِ راع، وَ هُوَ مَسئولٌ عَن رَعیتهِ، وَ الرَّجُلُ راع عَلی اَهلِ بَیتِه وَ هُوَ مَسئولٌ عَنهُم، فَالمَرأَهُ راعِیهٌ عَلی اَهلِ بَیتِ بَعلِها وَ وُلْدِهِ وَ هِی مَسئولَهٌ عَنهُم»؛۳

بدانید همه شما نگهبانید، و همه در برابر کسانی که مأمور نگهبانی آنها هستید مسئولید. امیر و رئیس حکومت اسلامی نگهبان مردم است و در برابر آنها مسئول می باشد. مرد، نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسئول. زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسئولیت دارد.

از اینگونه آیات و روایات، ضرورت تربیت فرزندان در محیط خانواده به خوبی روشن می شود، به نحوی که سعادت و خوش بختی جامعه بسته به آن است و اگر نسل جوان درست تربیت شود، به تدریج زمینه رشد و تکامل مادی و معنوی جامعه فراهم می گردد.

انتخاب نام نیکو برای فرزند

از وظایف مهم والدین نسبت به فرزند، برگزیدن نام نیکو برای اوست؛ چنانکه خداوند نام بعضی از انبیاء را پیش از ولادتشان معین کرده است. درباره حضرت یحیی (ع) می فرماید: (یَا زَکَرِیَّا إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلَام اسْمُهُ یَحْیَی لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِیّاً) (مریم/۷)؛ ای زکریا! ما تو را به فرزندی بشارت می دهیم که نامش «یحیی» است و پیش از این، همنامی برای او قرار نداده ایم.

آنچه در باب نامگذاری کودک مهم است این نکته می باشد که نام انتخابی باید در فرهنگ دینی و اسلامی دارای ارزش و احترام بوده، بیگانه از دین و فرهنگ نباشد. در روایات دینی تأکید شده که نام فرزند مسلمان باید همنام بزرگان دین باشد. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مَن وُلِدَ لَهُ اَربَعَهُ اَولاد لَم یَسَمّ اَحَدَهُم بِاِسمیِ فَقَد جَفانِی»؛۴ کسی که چهار فرزند (پسر) داشته باشد و یکی از آنها را به نام من نامگذاری نکند، بر من جفا روا داشته است.

این حدیث اهمیت نامگذاری به نام پیامبر (ص) را بیان می دارد؛ زیرا اگر یکی از فرزندان به نام آن حضرت و یا به نام یکی دیگر از خمسه طیبه (ع) نامگذاری گردد، با نام زیبای آن بزرگواران، فضای خانه معطر گشته و به فرموده امام کاظم (ع) فقر وارد آن خانه نمی شود.۵

خواجه نصیر طوسی می گوید: چون فرزند به وجود آید، ابتدا به تسمیه او باید اقدام کرد، به نامی نیکو؛ چه اگر نامی ناموافق بر او نهند، مدت عمر از او ناخوش دل باشد.۶

تعیین نام های نامناسب برای فرزند، در تمام عمر موجب ناخشنودی و سرافکندگی وی در میان دوستان و همسالان می شود. هر بار که او را با آن نام بخوانند، احساس حقارت و نارضایتی در چهره اش آشکار می گردد، به گونه ای که این امر به تدریج در شخصیت وی تأثیر منفی می گذارد و موجب بروز رفتارهای نابهنجار از او می گردد.

مشاهده رفتارهای نامناسب از فرزند در برخی موارد، در واقع واکنشی است در برابر آن نام ناپسند و غیرمطلوبی که با آن خوانده می شود. از این رو، لازم است پدر و مادر در این زمینه توجه نموده نام خوبی را برای فرزندانشان برگزینند.

اهمیت نامگذاری و انتخاب نام نیک برای فرزند، از سیره معصومان (ع) به خوبی استفاده می شود و اینکه آن بزرگواران نسبت به این امر اهتمام ویژه داشتند و در عمل نیز بهترین اسامی را برای فرزندانشان انتخاب می کردند؛ چنانکه مراسم نامگذاری امام حسن و امام حسین (ع) و انتخاب نام ایشان از جانب خداوند متعال بهترین گواه بر این امر است.۷

لزوم تربیت فرزند از آغاز زندگی

کارشناسان تعلیم و تربیت بر این امر تأکید دارند که تربیت فرزند، باید از نخستین روزهای زندگی وی شروع گردد و بدین طریق، آداب و ارزش های دینی و اسلامی به تدریج در ذهن و قلب او استقرار یابد؛ زیرا نتیجه آموزش و تربیت در سالهای آغازین زندگی، بسیار ماندگارتر است از انجام آن در بزرگسالی. رسول خدا (ص) می فرماید: مَثَلُ الَّذیِ یَتَعَلَّمُ فی صِغَرِهِ کَالنَّقشِ فی الْحَجَرِ»؛۸ حکایت کسی که در کودکی می آموزد، همانند نقش کندن بر سنگ است.

همانگونه که نقش حک شده در سنگ، به زودی از بین نمی رود، آموخته های دوره کودکی نیز سالها باقی و همیشه در ذهن انسان ماندگار است. بقای آموخته های کودک اختصاص به تعلیم ندارد، بلکه آثار تربیت در کودکی نیز در وجود او ماندگار و اثربخش خواهد بود.

خواجه نصیرالدین طوسی در این زمینه می گوید: چون ایام رضاع او تمام شود، به تأدیب و ریاضت اخلاق وی مشغول باید شد پیش تر از آنکه اخلاق تباه کننده فرا گیرد؛ چه، کودک به سبب نقصان و حاجتی که در طبیعت دارد، مستعد آن بود و به اخلاق ذمیمه میل بیشتر کند.۹

به نظر خواجه، فرایند تربیت در دوره کودکی و همزمان با پایان شیرخوارگی که دو سال کودک تمام می شود و قدرت فهم و درک مسائل ساده و اغلب حسی را واجد می گردد، باید شروع شود.

آداب اخلاقی و اسلامی را باید از همان نخستین روزهای زندگی به تدریج به او ارائه دهند تا بدین طریق با ارزش های دینی آشنا گشته و به اهمیت آن پی ببرد. اگر تأخیر در تربیت فرزند روا دارند، ممکن است وی در اثر غرایز و گرایش های طبیعی که در نهاد دارد، به کارهای ناشایست و اخلاق رذیله روی آورد و فرایند تربیت با مشکل مواجه گردد؛ چه اینکه به فرموده حضرت علی (ع)، قلب و دل انسان در کودکی و نوجوانی مانند زمین مستعد، پذیرای هر بذری است که در آن افشانده شود.۱۰

حضرت علی (ع) اهتمام خویش به تربیت فرزند را اینگونه به یکی از فرزندانش می فرماید: «فَبادَرْتُکَ بِالاَدَبِ قَبْلَ اَن یَقسُوَ قَلبُکْ»؛۱۱ فرزندم! من در آغاز زندگی به ادب و تربیت تو مبادرت کردم، پیش از آنکه عمری از تو بگذرد و دلت سخت شود.

همچنین امام صادق (ع) در زمینه تربیت فرزند فرموده: «بادِروا اَحْداثَکُمْ بِالْحَدیثِ قَبلُ أَنْ یَسبِقُکُم اِلَیهِم الْمُرجِئَه»؛۱۲ احادیث و معارف اسلامی را به کودکان و نوجوانان خود بیاموزید، پیش از آنکه مخالفان بر شما پیشی گیرند و مطالب گمراه کننده خویش را در ضمیر پاک آنان وارد سازند.

بنابراین، پیش از نفوذ افکار انحرافی و بروز رفتار غیر اخلاقی، تعجیل در تربیت فرزند و سرعت بخشیدن به اجرای آن لازم است.

انتخاب دایه ای مناسب برای فرزند

یکی از امور مربوط به تربیت فرزند که در عصر معصومان (ع) رایج بوده و در شکل دهی شخصیت کودک تأثیر بسزایی داشته، انتخاب دایه و شیردهنده برای نوزاد است. در قدیم رسم بر این بود که اعراب، نوزاد را پس از تولد بلافاصله برای ارضاع به زن دیگری می سپردند تا او را شیر دهد؛ چنانکه پیامبر اکرم (ص) دوره کودکی را در میان طایفه بنی سعد، در خارج شهر مکه به سر برد و از پستان حلیمه سعدیه شیر نوشید و در دامان او پرورش یافت.۱۳

شیر مادر و دایه، تاثیر مستقیمی بر جسم و روح کودک داشته و نقشی اساسی در تربیت فرزند دارد و در سعادت و شقاوت او تأثیرگذار است. از این رو، معصومان (ع) به توجه و دقت در انتخاب مادر و دایه برای فرزندان تأکید فراوان کرده اند. حضرت علی (ع) در اهمیت شیر دادن می فرماید: «الرِّضاعُ یُغِیّرُ الطِّباعَ»؛۱۴ شیر، سرشت آدمی را دگرگون می سازد.

از همین روست که از دایه انتخاب کردن زن ناصبی برای فرزند شیعه، به شدت نهی شده است.۱۵ امام باقر (ع) ضمن دستوری به خانواده ها می فرماید: «عَلَیکُم بِالوَضّاءِ مِنَ الظَّئُورَهَ فَاِنَّ اللَّبَنَ یَعدیِ»؛۱۶ بر شما لازم است دایه پاکیزه و نظیف برای شیرخوارگی کودکان خود برگزینید؛ زیرا شیر در فرزند تأثیر می گذارد.

خواجه نصیر طوسی در انتخاب دایه برای فرزند می نویسد: پس دایه ای اختیار باید کرد که احمق و معلول نباشد؛ چه عادات بد و بیشترِ علت ها با شیر از دایه به فرزند تعدّی کند.۱۷

دستورالعمل خواجه در انتخاب دایه مناسب برای شیر دادن فرزند در حقیقت، مبتنی بر روایات مربوط به این باب است که به اهمیت موضوع تأکید دارند. دایه باید از عقل و فکر درست برخوردار بوده و هیچگونه عیب و نقصی در اندیشه و رفتار او نباشد، وگرنه در کودک سرایت می کند. از این رو، خواجه می گوید:

زنهار! که از برای فرزند *** معلول و لئیم دایه مپسند
خویی که به شیر در بدن رفت *** آن دم برود که جان ز تن رفت.۱۸

توجه به همبازی های فرزند

بازی، خواسته طبیعی انسان است و هر کس در دوره کودکی، گرایش به بازی و تفریح دارد و می خواهد با کودکان دیگر همبازی شود. بازی در تربیت فرزند و رشد جنبه های گوناگون کودک، اعم از عاطفی، اخلاقی، و اجتماعی و نیز کسب مهارت دوستی و دوستیابی نقش اساسی دارد و زمینه رشد فرد را فراهم می سازد.

از این رو، در روایات معصومان (ع) بر این امر تأکید شده و به پدر و مادر دستور داده اند که تا هفت سالگی فرصت بازی را از فرزند نگیرند و مانع بازی او نشوند. امام صادق (ع) می فرماید: «دَعْ اِبْنَکَ یَلْعَبُ سَبْعَ سِنینْ»؛۱۹ فرزندت را بگذار تا هفت سالگی بازی کند.

خواجه در مورد بازی و تربیت فرزند و مراقبت از او می گوید: اول چیزی از تأدیب (فرزند) آن بود که او را از مخالطت اضداد که مجالست و ملاعبت ایشان مقتضی فساد طبع او بود، نگه دارند؛ چه، نفس کودک ساده باشد و قبول صورت اقران خود زودتر کند.۲۰

از این کلام خواجه افزون بر اهتمام به بازی، توجه به همبازی های فرزند نیز به دست می آید و اینکه پدر و مادر ضمن آزاد گذاشتن کودک در بازی، باید از او مراقبت کنند و مواظب باشند که با چه کسانی رفت و آمد و رفاقت دارد و از چه افرادی تبعیت می کند؛ زیرا رفاقت و دوستی از عوامل مؤثر در شخصیت انسان است، به ویژه در دوره نوجوانی و جوانی نقش قابل توجهی در شکل دادن رفتارهای اخلاقی فرد دارد.

از این رو، خواجه بر این امر تأکید دارد که اولیا و مربّیان باید از ارتباط، بازی و همنشینی فرزند با افراد بی بندوبار و بی اعتنا به ارزش های اسلامی جلوگیری نمایند؛ زیرا هرگونه سهل انگاری در این زمینه، موجب پیامدهای ناگواری برای فرزندان خواهد بود. ایشان در مورد بازی و شنیدار و گفتار سخنان زشت با کودک، می گوید: از سخن های زشت شنیدن و لهو و لعب و بازی و مسخرگی احتراز فرمایند.۲۱

نباید کودک را در معرض شنیدن سخنان نامناسب و خلاف عفت قرار داد و یا با کلام زشت و ناپسند با او سخن گفت؛ زیرا این مسئله، تاثیر مستقیمی بر تربیت فرزند دارد و هرگونه الفاظ و کلماتی که به کودک القا شود، همان کلمات را فراگرفته، به گوینده برمیگرداند. همچنین از لهو و لعب و تمسخر کودک باید دوری گزید؛ زیرا این کار افزون بر اینکه بر شخصیت و تربیت فرزند اثر منفی می گذارد، جنبه بدآموزی دارد و هر رفتاری که با وی شود، آن را فرا می گیرد. از این رو، از هرگونه گفتار و رفتار نامناسب با فرزند، به ویژه در دوره کودکی باید اجتناب گردد.

لزوم انتخاب معلم عاقل برای فرزند

عقل، با ارزش ترین سرمایه ای است که در اختیار انسان قرار دارد و او را به خوبیها هدایت می کند و راه درست را به وی نشان می دهد. اگر کسی با عقل و درایت رفتار کند، کمترین اشتباه را مرتکب می شود و بیشترین خدمت را در جامعه انجام می دهد. عقل و خرد قوّه ای است در نفس انسان که حسن و قبح، خیر و شر و کمال و نقص را تشخیص می دهد.۲۲

به عبارت دیگر، عقل یک نیروی حسابگر در باطن انسان است که فرد می تواند به وسیله آن آگاهانه بسنجد و جوانب امر را دقیقاً بررسی کند که چه تأثیری نسبت به آینده و سرنوشت او و اطرافیانش دارد، سپس به تناسب آن، تصمیم بگیرد و به گونه ای رفتار کند که نتیجه مطلوبی به همراه داشته باشد.۲۳

عقل با این وصف معیار فضیلت و برتری انسان است۲۴ و در قرآن کریم به بهره گیری از آن فراوان تأکید شده است. هدف از تأکید خداوند به تعقّل و تفکر، آن است که انسان شالوده زندگی خویش را بر بنیاد عقل و خرد بنا نهد و از اسارت جهل و نادانی و از پیروی کورکورانه رهایی یابد. اگر عقل انسان شکوفا گردد و گرد و غبار هواهای نفسانی و تمایلات حیوانی روی آن ننشیند، می تواند راهنمای خوبی برای او باشد و راه حق را به وی نشان دهد. امام صادق (ع) می فرماید: «اَلْعَقلُ دَلیلُ الْمُؤمِن»؛۲۵ عقل راهنمای خوبی برای مؤمن است.

بنابراین، نیروی عقل برای همه انسان ها، به ویژه معلمان، لازم است. معلمان که با روح و فکر و اندیشه شاگردان سروکار دارند باید از درجه بالای عقل و خرد برخوردار باشند تا بتوانند افراد متفکر و اندیشمند تربیت کنند.

نقش معلم در تربیت کودک نه تنها کمتر از نقش والدین نیست، بلکه چه بسا ممکن است در بعضی موارد بیشتر از آنان هم باشد؛ زیرا معلم همانند پدر و مادر مورد اعتماد کودک است و رفتار و گفتار و حتی حرکات و سکناتش، الگو. دانش آموز دبستانی به عنوان سرمشق به معلم نگاه می کند و بیش از والدین به سخنان و دستورات او عمل می نماید.

از این رو، تأثیر معلم در تربیت روحی و اخلاقی شاگرد و شکل دادن شخصیت او چشمگیر و قابل توجه است. در احادیث و سیره معصومان (ع) توجه فراوانی به این مسئله شده و بر این اساس، ویژگیهایی را برای معلم بیان داشته اند که او را از دیگران ممتاز می سازد. تقوا، عدالت، اخلاق حسنه و رفتار درست با شاگردان از جمله ویژگیهایی است که باید معلم واجد آن باشد تا بتواند به اجرای فرایند تعلیم و تربیت بپردازد و افراد شایسته ای را تحویل جامعه دهد.

علاوه بر آن، معلم باید شایستگی های لازم را برای تدریس داشته باشد؛ از جمله علم و آگاهی کافی نسبت به ماده درسی که آموزش می دهد. همچنین باید از عزّت نفس برخوردار بوده و به آنچه برای دانش آموزان می گوید، عمل نماید.۲۶

خواجه نصیر در انتخاب معلم برای فرزند می گوید: باید که معلم او (فرزند) عاقل و دیندار بود و بر ریاضت اخلاق و تخریج کودکان واقف و به شیرین سخنی و وقار و هیبت و مروّت و نظافت مشهور و از اخلاق ملوک و آداب بهره مند سازند.۲۷

در این گفتار خواجه، به چند ویژگی معلم تأکید شده که هر کدام به نوبه خود در ایفای نقش معلمی بسیار مهم و درخور توجه است. عقل و تدین از اوصاف لازم برای معلم است که فقدان آن کار معلمی را با دشواری مواجه می سازد؛ زیرا انسان عاری از عقل و دیانت نمی تواند شاگرد عاقل و متدیّن تربیت کند.

جمع بندی

تربیت فرزند از دیر زمان، یکی از دغدغه های مهم والدین در فرآیند فرزندپروری بوده و در این زمینه نیز نکات مهمی در آموزه های اسلامی بیان شده است. همچنین تربیت فرزند مورد توجه شخصیت ها و اندیشمندان مسلمان بوده که از جمله آنها می توان به خواجه نصیر الدین طوسی اشاره کرد. این دانشمند بزرگ جهان اسلام، ضمن اشاره به زمان شروع تربیت فرزند از آغاز تولدتش، نسبت به انتخاب نام نیکو برای او، گزینش دایه مناسب و نیز نیاز کودک به تفریح و بازی، مطالب ارزشمندی را ارائه نموده است.

پی نوشت ها

۱ـ صحیفه سجّادیه، ترجمه علینقی فیض، ۱۳۷۵، دعای ۲۵، ص۱۶۸ـ۱۷۵؛
۲ـ ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳، ج۲۴، ص۲۸۶؛
۳ـ محمّد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹، ج۲، «کتاب الوصایا»، ب ۹، ص۲۰۸؛
۴ـ محمّد بن یعقوب کلینی، فروع کافی، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۳، ج۶، ب «الاسماء و الکنی»، ح ۶، ص۲۲؛
۵ـ محمّد بن یعقوب کلینی، فروع کافی، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۳، ج۶، ص۲۲؛
۶ـ خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، انتشارات علمیه اسلامیه، ص۱۸۲؛
۷ـ محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴، ج۴۳، ص۲۳۸ تا آخر.
۸ـ محمّد محمّدی ری شهری، حکمت نامه کودک، ترجمه عباس پسندیده، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۵، ص۱۴۰؛
۹ـ خواجه نصیرالدین طوسی، پیشین، ص۱۸۲؛
۱۰ـ نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتی، ن ۳۱؛
۱۱ـ نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتی، ن ۳۱؛
۱۲ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۵، ص۱۹۶؛
۱۳ـ جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، چ هفدهم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۰، ص۱۵۹؛
۱۴ـ محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج۱۰۳، ص۳۲۳؛
۱۵ـ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج۱۵، ص۱۸۷؛
۱۶ـ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج۱۵، ص۱۸۹؛
۱۷ـ خواجه نصیرالدین طوسی، پیشین، ص۱۸۲؛
۱۸ـ خواجه نصیرالدین طوسی، پیشین، ص۱۸۲؛
۱۹ـ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ابواب احکام اولاد، ب ۸۲، ح ۱، ص۱۹۳؛
۲۰ـ خواجه نصیرالدین طوسی، پیشین، ص۱۸۳؛
۲۱ـ خواجه نصیرالدین طوسی، پیشین، ص۱۸۵؛
۲۲ـ سید مصطفی حسینی، معارف معاریف، تهران، دانش، ۱۳۷۶، ج۷، واژه عقل، ص۱۳۷۶؛
۲۳ـ محمّدتقی مصباح، اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۷۶، ج۲، ص۲۰۷ـ۲۰۹؛
۲۴ـ عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، بیروت، موسسه اعلمی، ۱۴۰۷، ج۲، ص۴۳؛
۲۵ـ محمّدبن یعقوب کلینی، الکافی، ترجمه محمّدباقر کوه کمره ای، تهران، مکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۴۸؛
۲۶ـ زین الدین شهید ثانی، منیه المرید، قم، اسماعیلیان، ۱۳۸۴، «آداب المعلم فی نفسه»، ص۷۲ـ۸۰؛
۲۷ـ خواجه نصیرالدین طوسی، پیشین، ص۱۹۶؛

منبع اقتباس: محمّد احسانى؛ ماهنامه معرفت؛ شماره ۱۱۷-همیار