اصول تربیت کودک در سیره نبوی صلی الله علیه و آله و سلم

۱۳۹۵-۰۳-۲۶

423 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

واژه تربیت، مصدر باب تفعیل از ماده «ربی یربو» به معنای رشد بوده و در کتب لغت به معنای رشد دادن استعمال شده است؛۱ و در اصطلاح، فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود و به ظهور و فعلیت رسانیدن امکانات بالقوه موجود در درون او را تربیت گفته ­اند.۲

در منابع اسلامی رهنمودهای گسترده­ای از سوی پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در باب اصول و مبانی تربیت کودکان در ابعاد مختلف جسمانی و روحانی بیان شده ­است.

در خصوص مراحل تربیت و ویژگی‌های هر یک، از ازدواج و آداب آن و توصیه­‌های دوران بارداری و شیرخوارگی گرفته تا محبت و عدالت ­ورزی نسبت به کودکان و رعایت موازین دیگر پرورشی که هر یک فصلی از تربیت اسلامی را تشکیل می­ دهند، روایات بسیاری از وجود شریف نبی­ اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده­ است. در اینجا برآنیم که به پاره‌­ای از این روایات اشاره کرده، سیره آن بزرگوار(صلی الله علیه و آله و سلم) را در این باره برشماریم:

ادوار تربیت کودک از نظر پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

از نظر رسول ­خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دوره تربیت کودک، به دو دوره پیش از تولد و پس از تولد تقسیم می‌شود. دوره پیش از تولد که دربردارنده دوره­ های انتخاب همسر و آداب زناشویی و مراقبت ­های ایام بارداری می‌شود،

مقدمه و زمینه ­ساز و اساس تربیت کودک در بعد تولد است از این­ رو، مورد تأکید و توصیه فراوان آن حضرت قرار گرفته، مسلمانان و علی­ الخصوص جوانان به این امر بسیار مورد سفارش قرار گرفته ­اند.۳

قبل از تولد

امروزه از لحاظ علمی، نقش پدر و مادر در انتقال صفات ظاهری و باطنی که از آن به عنوان «عامل وراثت» در تربیت کودک نام می‌­برند، بر کسی پوشیده نیست. از آنجا که فرزندی که در وجود مادر شکل می‌­گیرد، از صفات ظاهری و معنوی پدر و مادرش بهره می‌­برد و پدران و به خصوص مادران، اصل و ریشه کودکان به شمار می‌­آید.

انتخاب همسرانی مناسب و شایسته می‌­تواند گامی اساسی در تربیت فرزندانی صالح و سالم در آینده به حساب آید از این ­رو پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ضمن تشویق جوانان به ازدواج، بدانها توصیه می­‌کنند که در انتخاب همسر بیشتر دقت کنند تا فرزندانی صالح و شایسته به ثمر برسانند.

در حدیثی از رسول­­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند: «بنگر که فرزندت را در کدام رحم قرار می‌­دهی؛ چرا که اصل و ریشه تأثیرگذار است»۴ و در حدیثی دیگر از ایشان آمده: «برای نطفه­ های خود، بهترین رحم­ ها را برگزینید؛ چرا که زنان فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می­‌آورند».۵

ایشان جوانان را از ازدواج در خانواده­ های پست نهی کردند و فرمودند: «ایاک و خضراء الدمن قیل: یا رسول­ الله! و ما خضراء­الدمن؟ قال: المرءه الحسناء فی منبت السوء؛ بر حذر باشید از آن گلی که در مزبله روئیده. گفتند: یا رسول­ الله! گلی که در مزبله روییده چه گلی است؟ فرمود: زن با جمال که در خانواده ­ای پست بزرگ شده است».۶

غذای حلال

رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، لقمه حلال را نیز از عوامل بسیار مهم در شکل­ گیری شخصیت آینده کودک برشمرده‌­اند، گرچه رعایت حلال و حرام الهی در تمام ادوار زندگی فرد لازم است، اما توجه به حلال و حرام در قبل و بعد از ایام بارداری، از اهمیت بسیار بیشتری در شکل­ پذیری شخصیت آینده کودکان برخوردار بوده از این­ رو، مورد تأکید بیشتری قرار گرفته است.

رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمودند: «و لا یدخل الجنه من نبت لحمه من السحت النار اولی له؛ داخل بهشت نمی‌­شود کسی که گوشت و پوستش، از مال حرام روییده باشد، چنین کسی به آتش دوزخ و شقاوت شایسته­ تر است تا سعادت»۷ و در حدیثی دیگر آمده که ایشان به عبدالله بن مسعود می‌­فرمایند:

«ای پسر مسعود! حرام مخور، حرام نپوش، از راه حرام زن مگیر و نافرمانی خدا مکن؛ چرا که خداوند به ابلیس می‌­فرماید: با بانگ خویش هر که را می‌توانی از جای برکن هر چه عِده و عُده داری جمع کن و با سوارگان و پیادگانت بر آنان حرام ­خواران بتاز و در اموال و فرزندان آنان شریک شو و به آنان وعده بده و البته شیطان، جز فریب وعده ­شان نمی‌دهد».۸

رعایت آداب زناشویی

سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بر نقش رعایت آداب زناشویی به عنوان عوامل مؤثر در سلامت روحی و جسمی کودکان و عاملی در تربیت ­پذیری آنها در آینده اشاره کرده، بر لزوم رعایت آن تأکید می‌ورزیدند. ایشان به نقش حالت ­ها و زمان ­ها در بسته شدن نطفه­ ها اشاره کرده، زوج­ ها را به رعایت آن توصیه می‌فرمودند. منابع روایی معتبر شیعه و سنی روایات بسیاری را در این باب از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده‌اند.

مراقبت ­های ایام بارداری

دوران حمل، از سرنوشت­ سازترین و حساس­ ترین دوران زندگی کودک است؛ در این دوره شالوده ­ی سعادت و شقاوت شخص، در شکم مادر پی ریخته می‌شود، چنانچه در حدیثی از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده که «السعید مَن سعد فی بطن امه و الشقی مَن شقی فی بطن امه؛ فرد خوشبخت، در شکم مادرش خوشبخت شده و بدبخت، در شکم مادرش بدبخت شده است»۹ از این­ رو، والدین به خصوص مادران، به توجه و مراقبت بیشتر در این دوره و دوری از گناهان توصیه شده­‌اند.

اهمیت تغذیه در تربیت کودک

با توجه به اهمیت تغذیه در این دوره، حضرت سفارشاتی را به مادران جوان کرده، دادن غذاهایی مثل کندر۱۰ و به۱۱ و خرما۱۲ و… را در شکل­ گیری برخی خلقیات و روحیات و برآمدن برخی صفات شایسته در کودک، مؤثر بیان کردند و به آن توصیه می‌فرمودند.

مراحل تربیت کودک بعد از تولد

در خصوص مراحل تربیت و ویژگی­ های هر یک، روایت متعددی از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به دست ما رسیده ­است. رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مراحل تربیت کودک را به سه دوره هفت ساله تقسیم کرده فرمودند: «الولد سیّد سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین». هفت سال اول، دوران آقایی کودک است، هفت سال دوم، دوران اطاعت از مربیان است و هفت سال سوم، دوران وزارت و همکاری است.۱۳

از نظر رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هفت سال اول زندگی فرزند، دوران سیادت و سروری کودک است بدین معنا که کودک در هفت سال آغازین زندگی، باید در خانواده، آقایی و فرماندهی کند، از این رو، هر چه می‌خواهد، در صورتی که برای او زیان بار نباشد و در توان پدر و مادر باشد، حتی­ المقدور باید تأمین گردد.

این دوره که دوره خودمداری است، دورانی است که کودک باید آزاد باشد و مسئولیتی متوجه او نشود، از این رو در روایات آمده ­است که هفت سال اول، کودک را برای بازی رها سازید.۱۴ از نظر ایشان(صلی الله علیه و آله و سلم) هفت سال دوم زندگی فرزند، دوره اطاعت و فرمانبرداری است.

حالت عبودیت و بندگی کودک نسبت به پدر و مادر نتیجه همان اعتمادی است که در هفت سال آغاز زندگی نسبت به آنها پیدا کرده ­است. پیدایش این حالت در کودک، با عنایت به این که این ایام، دوران تعلیم و تربیت اوست، فوق­ العاده برای سازندگی او اهمیت دارد.

پس از سپری شدن هفت سال دوم زندگی کودک، دوران وزارت او در خانواده فرا می‌رسد. این مرحله، مرحله شکوفایی فکری و خود مدیری است که در این مرحله، عواملی چون مشورت و تبادل افکار می­ تواند در رشد عقلی جوان، نقش مؤثری ایفا کند.

این دوره ایجاب می­‌کند که او همانند وزیر خانواده، مورد مشورت قرار گیرد و کارهایی که از او برمی‌­آید، به وی واگذار گردد تا مسئولیت ­پذیر شود و بدین­‌سان، مسئولیت خانواده در تعلیم و تربیت کودک به پایان می‌­رسد.

اصل تکریم شخصیت کودک

از نظر رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) کودک، چون کودک است، نباید تحقیر شود و احساس بی ­ارزشی و یا کم ­ارزشی کند؛ هر ­چند کودک، بیشتر محتاج محبت است؛ ولی این بدان معنی نیست که شخصیت کودک، نباید محترم شمرده شود.

کودکی که با ارزش قلمداد می‌شود و شخصیت او محترم شمرده می‌­شود، به احساس «خود ارزشمندی» دست می‌یابد و کسی که برای خود، ارزش قائل باشد، خود را به زشتی ­ها آلوده نمی‌سازد؛ چرا که «من کرمت علیه نفسه لم ­یهنها بالمعصیه؛ کسی که برای خودش، ارزش قائل است، خود را به واسطه گناه خوار نمی‌­سازد».۱۵

کرامت نفس، محور و اساس اخلاق و تربیت اسلامی است و مهم­ترین راه آن، تکریم انسان در دوران کودکی است. یکی از مهم­ترین نکات تربیتی که در تکریم شخصیت کودک باید مورد توجه قرار گیرد، جدی گرفتن احساسات کودک در هفت سال نخست زندگی است.

سیره نبی­ اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در تکریم و محبت به کودکان

محبت، از دیگر اصول تربیت کودک از دیدگاه پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است، در سیره­ ی نبوی(صلی الله علیه و آله و سلم)، محبت، به شدت مورد توجه و تأکید قرار گرفته و از دریغ ورزیدن محبت نسبت به کودکان، به شدت نکوهش شده­ است؛ اما در عین حال، از افراط در محبت نیز نهی شده ­است.

ایشان، مسلمانان را به دوست داشتن و محبت به کودکان تشویق می‌­کردند و می‌فرمودند: «اگر کسی کودک گریانش را خشنود کند تا آرام گیرد، خداوند عزوجل آن قدر از نعمت­ های بهشت به او عطا می‌­کند تا خشنود شود».۱۶ و در حدیثی دیگر فرمودند: «کسی که دختر بچه خود را شادمان کند، مانند کسی است که بنده‌­ای از فرزندان اسماعیل ذبیح(علیه السلام) را آزاد کرده باشد و آن کس که پسر بچه خود را مسرور سازد و دیده او را روشن کند، مانند کسی است که چشمش از خوف خداوند، اشک فرو ریزد».۱۷

رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، خود نیز پیوسته کودکان را مورد تفقد و محبت خویش قرار می‌­دادند و در این محبت، الگویی شایسته برای دیگر مسلمانان بودند.

نقل است که «مردم، کودکان خود را جهت دعا و نامگذاری نزد رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌آوردند، گاه پیش می‌­آمد که کودکی را نزد پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می­‌آوردند، حضرت طفل را می‌­گرفت و برای گرامی داشتن خانواده­ اش او را بر دامان خویش می‌نشاند، بسیار اتفاق می‌­افتاد که آن طفل بر روی دامان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ادرار می‌کرد و در این هنگام، صدای فریاد مردم بلند می­‌شد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود: «ادرار او را قطع نکنید». پس اجازه می‌داد که ادرار طفل تمام شود، بعد برای او دعا می­ کرد یا آن که نامی برای او برمی­‌گزید».۱۸ می­‌فرمود: «اکرموا اولادکم و احسنوا ادبهم یغفر لکم؛ کودکانتان را تکریم کنید و آنان را خوب تربیت کنید تا خدا، شما را ببخشد».۱۹

گفته شده: «کان رسول ­الله(صلی الله علیه و آله و سلم) من أفکه الناس مع الصبی؛ رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شوخ طبع­ ترین و بذله‌گوترین مردم با کودکان بودند».۲۰ ایشان هرگاه بر کودکان می­‌گذشتند، به آنان سلام می‌کردند۲۱ و این کار را یکی از پنج عملی عنوان می‌کردند که تا هنگام مرگ، آن را ترک نمی­‌کنند تا پس از ایشان، سنت گردد.۲۲

رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه از سفر برمی‌گشت، نخست با کودکان خانواده ­اش دیدار می‌کردند.۲۳ رفتار خوب و صمیمانه ایشان با کودکان، به قدری کودکان مدینه را مجذوب و شیفته‌­شان کرده بود که هنگامی که حضرت از سفری برمی­‌گشت، به شدت از سوی کودکان مورد استقبال قرار می­‌گرفت.۲۴ کودکان گرد ایشان را می‌­گرفتند، رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر آنان می‌ایستاد و سپس از آنان می­‌خواست که بالا بیایند.

برخی از آنان از جلو و از پشت ایشان بالا می‌­رفتند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از همراهان خود نیز می‌خواستند که کودکان دیگر را حمل کنند؛ چه ­بسا پس از این ماجرا، کودکان افتخار می­‌کردند و به هم می­‌گفتند، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مرا در آغوش خود گرفت و تو را بر پشت خود سوار کرد، برخی هم می‌گفتند که رسول ­خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از همراهان خود خواست که تو را به پشت خود سوار کند.۲۵

نقل است که روزی پیامبر­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با یارانش نشسته بودند که حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) در حالی که خردسال بودند، به سوی ایشان رفته و از سر و دوش ایشان بالا می­رفتند، رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گاهی سرشان را برای آنان پایین می­ آورد و گاهی آنان را می­‌گرفت و می‌­بوسید.

در این حال یکی از هم‌نشینان ایشان که با شگفتی به این رفتار نگاه می‌­کرد، به رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: «ای پیامبرخدا! به یاد ندارم، هیچ گاه فرزندی را گرفته و بوسیده باشم». پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چنان از گفته آن مرد برآشفت که رنگش برگشت، پس به آن مرد فرمود: «اگر خداوند مهربانی را از قلب تو گرفته، من با تو چه کنم؟! کسی که به کودکان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامی ندارد، از ما نیست».۲۶

شبیه این ماجرا روایتی است که در آن بیان شده: اقرع بن حابس در محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود که دید حضرت، فرزندش حسین(علیه السلام) را می‌بوسید. عرض کرد: «من ده فرزند دارم و تاکنون حتی یکی از آنان را نبوسیده‌­ام!» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کسی که رحم نکند، مورد رحمت قرار نمی‌­گیرد».۲۷

از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت شده که فرمود: «مردی خدمت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: هرگز کودکی را نبوسیده‌­ام؛ وقتی آن مرد باز گشت، پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این، کسی است که در نظر من از اهل آتش است».۲۸

پی نوشت ها

۱ – ابن­ منظور؛ لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴،ج۱، ص۴۰۱،
2- محمد حسن رحیمیان و محمد تقی رهبر؛ اخلاق و تربیت اسلامی، تهران، انتشارات سمت، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۵، ص۶،
3- برداشتی از کلیه احادیث درباره تربیت کودک مانند جلد۲۱ وسائل الشیعه و جلد۱۰۱ بحارالانوار و ….
4- المتقی الهندی؛ کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوه السقا، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۹۸۹،ج۱۵، ص۸۵۵ و ابن سلامه؛ مسند شهاب، تحقیق حمدی عبدالحمید السفی، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ دوم،ج۱، ص۳۷۰،
5- ابن ابی جمهور؛ عوالی اللئالی، قم، انتشارات سید الشهداء(علیه السلام)، ۱۴۰۵،ج۱، ص۲۵۹،
6- کلینی؛ اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش،ج۵، ص۳۳۲ و شیخ صدوق؛ من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین،ج۳، ص۳۹۱ و ….
7- ورام بن ابی فراس؛ مجموعه ورام، قم، مکتبه الفقیه،ج۱، ص۶۱ و احمد بن حنبل؛ مسند، بیروت، دار صادر،ج۳، ص۳۹۹،
8- طبرسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، ۱۴۱۲، ص۴۵۳،
9- اصول کافی، پیشین،ج۸، ص۸۱ و من لایحضره الفقیه، پیشین،ج۴، ص۴۰۲ و شیخ صدوق؛ امالی، قم، کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۳ش، ص۴۸۷ و و طبرانی؛ معجم الاوسط، تحقیق قسم التحقیق بدار الحرمین، دارالحرمین للطباعه و النشر، ۱۹۹۵،ج۳، ص۱۰۷،
10- اصول­ کافی،پیشین،ج۶،ص۲۳ و شیخ طوسی؛ التهذیب، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش،ج۷، ص۴۴۰،
11- راوندی، قطب الدین؛ الدعوات،قم، مدرسه امام مهدی(عج)، ۱۴۰۷، ص۱۵۱ و محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، آل البیت، ۱۴۰۸، ج۱۵، ص۱۳۵،
12- اصول کافی، پیشین،ج۶، ص۲۲ و التهذیب، پیشین،ج۷، ص۴۴۰،
13- عاملی، شیخ­ حر؛ وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، دار التراث العربی،ج۲۱، ص۴۷۶ و معجم الاوسط، پیشین،ج۶، ص۱۷۰ و مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۲۲،
14- وسائل الشیعه، پیشین، ص۴۷۳-۴۷۵ و مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ج۱۰۱، ص۹۵،
15- مستدرک الوسائل، پیشین،ج۱۱، ص۳۳۹،
16- ری­ شهری، محمد؛ حکمت نامه پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۶،ج۷، ص۲۹۷،
17- امالی صدوق، پیشین، ص۵۷۷ و مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۲۱،
18- مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۵،
19- مسند ابن­ ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، دار الفکر،ج۲، ص۱۲۱۱ و مسند شهاب، پیشین،ج۱،ص۳۷۹،
20- بیهقی، ابوبکر؛ دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵،ج۱، ص۳۳۱،
21- دلائل النبوه،پیشین، ص۳۳۰ و سیوطی، جلال الدین؛ الجامع الصغیر، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۹۸۱،ج۲،ص۳۹۵،
22- شیخ صدوق؛ علل الشرایع، قم، انتشارات مکتبه الداوری،ج۱، ص۱۳۰ و امالی صدوق، پیشین، ص۷۱ و شیخ صدوق؛ الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳،ص۲۷۱،
23- صحیح مسلم، بیروت، دار الفکر، ج۷، ص۱۳۲ و بیهقی؛ السنن الکبری، دار الفکر، ج۵، ص۳۶۰،
24- مسند حنبل، پیشین، ج۴، ص۵،
25- کاشانی، ملا محسن؛ المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم،ج۳، ص۳۶۷-۳۶۶ و مسند احمد بن حنبل، پیشین،ج۴، ص۵،
26- ابن شهرآشوب؛ مناقب، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹ش،ج۳،ص۳۸۳ و مسند حنبل،پیشین،ج۲، ص۱۸۵،
27- مناقب، پیشین،ج۴، ص۲۰ و فتال نیشابوری، محمد بن حسن؛ روضه الواعظین، قم، انتشارات رضی،ج۲، ص۳۶۹،
28- اصول کافی، پیشین،ج۶، ص۵۰ و التهذیب، پیشین،ج۸، ص۱۱۳،

منبع: سایت پژوهشکده باقرالعلوم(علیه السلام) نویسنده: سید علی اکبر حسینی