آثار و برکات اخلاقى تربیتى سید الشهداء علیه السلام

۱۳۹۸-۱۱-۱۲

384 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

قیام امام حسین (علیه‌السلام) آثار و برکاتی در جامعه بشری از خود برجا گذاشته است. این آثار در ابعاد مختلف قابل توجه است. از ابعاد انسانی و اخلاقی گرفته تا ابعاد سیاسی و دینی و  اجتماعی و… حتی برخی از مبارزین غیر مسلمان از نهضت امام حسین (علیه‌السلام) الگو گرفته و در اهداف خود به پیروزی رسیده اند. در این مقاله مختصر به آثار و برکات اخلاقی نهضت عاشورا پرداخته شده است.

۱. ایجاد اخلاق جدید در جامعه مسلمین

اگر دیدى که نابینا و چاه است‏

اگر خاموش بنشنیى گناه است

یکى از آثار و برکات سیدالشهدا (علیه السلام) در بعد اخلاقى – تربیتى این است که قیام او باعث گردید در جامعه مسلمانان نوعى اخلاق جدید بلند نظرانه پدید آید و نظر انسان را به زندگى خود و دیگران، دگرگون سازد تا بتواند بدین وسیله جامعه را اصلاح نماید. و به عبارت دیگر، با خودسازى به دیگر سازى نیز بپردازد.

آرى، در آن زمانى که بنیاد روانى و اخلاقى مردم در هم ریخته و ویران شده بود و این ویرانى شامل رهبران مسلمین و بزرگان آنان نیز شده بود و با اخلاق و شیوه‏اى وحشتناک زندگى مى‌‏کردند ، امام حسین (علیه السلام) یگانه درمان آن حالت بیمار گونه را که در مجتمع مسلمانان مورد قبول واقع شده بود، در قیام آشکار و فریاد در آن سکوت مرگبار دید.

لذا آن حضرت با خون پاک خود و فرزندان و یارانش و با همه اعتبارات احساسى و تاریخى ، حتى شمشیر و عمامه جدش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ، وارد مبارزه گردید تا همه روزنه ‏ها و راههاى توجیه را فرو بندد.

سیدالشهدا (علیه السلام) نیک دریافته بود که وجدان شکست خورده و اخلاق پست امت را نمى‌‏توان به وسیله رویارویى ساده دگرگون ساخت، از این رو با قیام و شهادت خویش دیرى نپایید که اخلاق هزیمت و فرار را به نیرویى عظیم درآورد و اخلاق جدیدى به جاى آن جایگزین نمود. به راستى شهادت حسین بن على (علیه السلام) تأثیر ژرف و شگرفى بر شیعیان ساکن و ساکت بجاى گذاشت ، و سرنوشت غم انگیز نواده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عواطف اخلاقى و مذهبى مردم را بهم ریخت.

در اثر قیام و شهادت امام حسین (علیه السلام) موجى در روح مسلمین به وجود آمد، حمیت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد،و احساسات بردگى و اسارتى که از اواخر حکومت عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه اسلامى حکم فرما بود، تضعیف شد و ترس آنها را فرو ریخت ، خلاصه، ابا عبدالله (علیه السلام) به اجتماع اسلامى شخصیت داد.

کربلا و قیام سیدالشهدا (علیه السلام) نمایشگاه اخلاق عالى اسلامى و انسانى با همه صفات و طراوت آن بود و این اخلاق را نه به زبان که در عمل به خون پاک خویش بر صفحه ماندگار تاریخ به ثبت رسانید.

از پا حسین افتاد و ما بر پاى بودیم‏

زینب اسیرى رفت و ما بر جاى بودیم

۲. احساس گناه در بین مسلمین

یکى دیگر از آثار نهضت و شهادت سیدالشهدا (علیه السلام) این بود که مردم پس از مدت کوتاهى متوجه عدم توانایى و ضعف نفس خود شدند، لذا احساس عمیق ندامت و گناه کرده و چنین اندیشیدند که براى جبران این اهمال کارى و غفلت ، و نیز براى طلب بخشایش الهى، باید جانبازی هاى مشابهى را انجام دهند. و از جمله کارهاى امام زین ‏العابدین (علیه السلام) این بود که کوشید این احساس گناه را شعله‏ور سازد. از این رو به گروه انبوهى از مردم کوفه نهیب زده و فرمود:

«اى مردم، شما را به خدا سوگند مى‌دهم، آیا شما فراموش کردید که نامه‏ ها براى پدرم نوشتید و چون به سوى شما آمد، به او خدعه و نیرنگ زدید؟! شما با پدرم عهد و پیمان بستید و با وى بیعت کردید، اما بیعت خود را شکستید و او را به قتل رساندید پس هلاکت بر شما باد و با این توشه ‏اى که به آخرت فرستادید هلاکت بر شما باد. چه رأى زشت و پلیدى را که براى خود پسندیدید! آنگاه که به دیدار پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مى‏ شتابید و به شما بگوید: «عترت مرا کشتید ، هتک حرمت مرا کردید.» با چه دیده‏اى به او نظر خواهید کرد؟ و سرانجام به شما خواهد گفت : «از امت من نخواهید بود»۱.

این احساس گناه عامل همیشه شعله‏ ورى بود که مردم را براى شورش و انتقام جویى همواره به جلو مى‌‏راند.

استاد «عادل ادیب» در این باره مى‏ نویسد: شهادت فجیع امام حسین (علیه السلام) در کربلا موجى شدید از احساس گناه در وجدان هر مسلمانى برانگیخت. آنان پى بردند که مى‏ توانستند او را یارى دهند. اما از آن پس که با او براى قیام پیمان بستند، او را یارى نکردند.

این احساس گناه دو جنبه داشت: از یک طرف انسان را وادار مى‌ساخت که گناهى را که مرتکب شده با کفاره بشوید، و از طرف دیگر نسبت به کسانى که او را به ارتکاب چنین گناهى واداشته بودند، احساس کینه و نفرت کند. به طورى که انگیزه انقلاب هاى متعددى که در اثر قتل امام (علیه السلام) برپا شد، همان کفاره یارى نکردن به حضرت او، و انتقام گرفتن از امویان بود.

مقدر چنین بود که آتش این احساس گناه، پیوسته برافروخته بماند و انگیزه انتقام از بنى امیه در هر فرصت به انقلاب و قیام بر ضد ستمگران منتهى گردد. ۲

بارى ، بر اثر شهادت امام حسین (علیه السلام) این آیه شریفه مصداقى روشن یافت:

«و یوم یعض الظالم على یدیه ». ۳ و روزى که ستمکار دستهاى خود را از پشیمانى مى‌‏گزد.

۳. ازدیاد محبوبیت سید الشهداء (علیه السلام) و خاندان وحى

سؤمین اثر مهم تربیتى قیام و شهادت سیدالشهداء (علیه السلام) ، بالا بردن محبوبیت خاندان حضرت على (علیه السلام) در اجتماع اسلامى و شناساندن بیشتر و بهتر آنان به مردم بوده است.

مسئله داشتن محبوبیت و قبضه کردن افکار اجتماع از مسائل حیاتى و مهمى است که همواره مورد نظر حکومت ها بوده و هست. حکومتها هر چند به طور اکثر تکیه گاه بزرگى جز قدرت ندارند، اما به خوبى مى‌دانند که نیرومندتر از قدرت نظامى ، جایگاهى است که در دلهاى مردم مى‏‌باشد، و سعى دارند آن را براى خویش به دست آورند.

معاویه نیز با همه تلاش هاى شیطانى خود به طور کلى مى‌خواست دو چیزرا به دست آورد: یکى محبوبیت بخشیدن به خاندان و شجره خبیثه بنى امیه ، و دیگرى سقوط خاندان و شجره طیبه حضرت على (علیه السلام) از محبوبیت.

متأسفانه معاویه در این تلاش خود موفقیت بسیارى هم کسب کرد. اما با ظهور حماسه حسینى و جانبازیهاى مردان راستین خدا، نفوذ معنوى و اعتبار روحانى عمیقى براى سیدالشهدا و اهل بیت (علیهم السلام) ایجاد نمود. به طورى که هر چه از آن واقعه مى‌گذشت مردم بیشترى به خاندان حضرت على (علیه السلام) جذب مى‏شدند این محبوبیت رفته رفته چنان بالا گرفت که عده‏اى براى خونخواهى و به نام هوا داران از خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دست به قیام زدند.

آرى ، اگر حسین بن على (علیه السلام) پیش از نهضت مردان ه‏اش به عنوان امام وقت و سبط پیغمبر و فرزند على و فاطمه، و بزرگترین شخصیت از خاندان وحى شناخته مى‏شد، پس از قیام با حفظ مقامات سابق، به نام عالی ترین و کامل ترین نمونه مردانگى و مجاهدت و فداکارى در راه خدا و حقیقت شناخته شد.

«مسیوماربین آلمانى» در این خصوص مى‏ نویسد: «مهمترین اثر این نهضت این بود که ریاست روحانى که در عوالم سیاست اهمیت شایانى داشت، مجدداً به دست بنى ‏هاشم افتاد، و به ویژه در بازماندگان حسین (علیه السلام) مسلم گردید، و چندى طول نکشید که (حکومت) ظلم و جور معاویه و جانشیان او منهدم شد و در کمتر از یک قرن قدرت از بنى امیه سلب گردید.

منهدم شدن (قدرت) بنى امیه به قسمى شد که امروز نام و نشانى از آنها نمودار نیست و اگر در متن کتب تاریخى نامى از این قوم ذکر شده در تعقیب آن هزاران نفرین و ناسزا هم نوشته شده است، واین نیست مگر به واسطه قیام امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفاى او » ۴

 پى نوشت ها

۱- سیرهء امامان ؛ سید محسن امین ؛ ص ۱۸۸

۲- زندگانى تحلیلى پیشوایان ما؛ عادل ادیب ؛ ص ۱۴۹

۳- سورهء فرقان ؛ آیه ۲۷

۴- نقل از کتاب درسى که حسین به انسانها آموخت شهید هاشمى نژاد؛ ص ۴۴۵

منبع: کتاب آثار و برکات سید الشهدا؛ به قلم: علیرضا رجالى تهرانى