همسایه‌داری

2022-03-26

372 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

آیا تا به حال، از دست همسایه ناراحت شده‌‏اید؟ یا به عکس، همسایه از شما رنجیده و دلخور شده است؟ علت چیست؟ و … چگونه مى‏‌توان از آن پیشگیرى کرد و راه همزیستى و حسن معاشرت با همسایگان چیست؟

این مسأله گاهى به نشناختن «حقوق» همسایه مربوط مى‏‌شود، گاهى هم ریشه در رعایت نکردن آن دارد. ببینیم در دستورالعمل‌هاى مکتب، چه نکاتى وجود دارد؟

سایه همسایه

آیا دو همسایه، تنها در «سایه» شریکند و نزدیک به هم؟ یا حق و حقوق و حدّ و حدودى هم وجود دارد؟

بعضى مى‏‌گویند: «چهار دیوارى، اختیارى». اما این سخن، نه معقول است، نه مشروع. نه با عرف سازگار است، نه با شرع و عقل.

گرچه انسان‌ها را دیوارهاى خانه‏‌ها از هم جدا مى‏‌کند و هر کس وارد محدوده خانه و زندگى خویش مى‏‌شود، اما زندگى اجتماعى، افراد جامعه را به صورت اعضاى یک «خانواده» درمى‏‌آورد، که پیوسته با هم در ارتباط، رفت و آمد، برخورد و تعاون‏ند و نیازهاى متقابل به یکدیگر دارند.

از این‏ رو، سایه هر کدام از دو همسایه، باید آرام‏بخش دیگرى باشد و هر یک، زیر سایه همسایه خود، احساس «امنیّت»، «آسودگى» و «اعتماد» کنند. این چیزى است که دستورهاى معاشرتى و اخلاقى اسلام بر آن تأکید اکید دارد.

در متون دینى چیزى به نام «حسن‏‌الجوار» یا «تعهد الجیران» و… دیده مى‏‌شود، یعنى رسیدگى و سرکشى به همسایگان و داشتن رفتارى نیک با آنان و هم، آزار نرساندن به همسایه و صبورى و تحمل نسبت به آنچه از ناملایمات، از آن ناحیه سر مى‏‌زند.

همچنان که خود شما نیز از همسایه‏‌تان توقع دارید سازگارى نشان دهند و با اندک چیزى عصبانى نشوند و پرخاش نکنند، خودتان نیز در معرض همین خواسته و انتظار از سوى همسایگانید.

هر چه روحیه دینى و اخوّت اسلامى میان افراد جامعه حاکم باشد، به همان اندازه رابطه‏‌ها نزدیکتر و صمیمى‏‌تر و فاصله‏‌ها کمتر و کمتر مى‏‌شود و دو همسایه، بازوى یکدیگر مى‏‌شوند و در غم و شادى و راحت و رنج، شریک هم مى‏‌گردند.

بر عکس آن در جوامع غربى و اروپایى و غرب‏زده است، که هر چه علایق مذهبى کمرنگ‏‌تر و ضعیف‏‌تر باشد، زندگی‌ها حالت سردى و کسالت‏‌بار مى‌‏یابد و به زندگى غربی‌ها شبیه مى‌‏شود، که نه تنها یک دیوار، بلکه دیوارهاى متعددى میان دو همسایه و دو هم محل، یا کسانى که در یک خیابان یا یک و مجتمع مسکونى به سر مى‌‏برند، پدید مى‌‏آید و همسایه از حال و روزگار همسایه بغلى یا طبقه بالا یا پایین یا خانه روبه‌‏رویى بى‌‏خبر است.

راستى… این گونه زیستن، انسانى و اسلامى است؟ پس جایگاه عواطف اجتماعى کجاست؟ همسایه کیست؟ وظیفه ما نسبت به او چیست؟ و حدّ و حریم همسایگى تا کجاست؟…

همسایگى و حسن همجوارى

«حسن همجوارى» تنها یک اصطلاح سیاسى در ارتباط میان کشورها نیست، و تنها کاربرد بین‏‌المللى ندارد. میان اهل یک محل، یا در روابط دو همسایه نیز مطرح است. داشتن بهترین خانه، اما با همسایه‏اى بد و ناهنجار و مردم‏‌آزار، مفت هم گران است! افراد عاقل و هوشیار، در جایى خانه مى‌‏خرند که محلش خوب و همسایگانش سالم و بافرهنگ باشند. وگرنه، یا باید خانه را عوض کنند، یا عمرى در رنج و عذاب به سر برند. توجه به همسایه در خریدن و ساختن خانه، مغازه و محل کار، نشانه خردمندى است.

پیشواى نخستین ما، در نامه‌‏اى که به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه السلام) به عنوان توصیه‌‏هایى از پدرى دنیادیده و باتجربه مى‌‏نویسد، از جمله مى‏‌فرماید: «سَلْ عَنِ الرّفیق قَبْلَ الطّریقِ وَ عَنِ الجارِ قبلَ الّدار»(۱) پیش از سفر، از همسفر بپرس و پیش از خانه، از همسایه!

آرى … «بسا کس‏اند، از این همرهانِ «آرى» کوى، که دل به وسوسه راه دیگرى دارند. بسا کس‏اند، که جایى موافقانِ رهند، که خود، نه جاى هماهنگى است و همراهى است. بدین سبب، نخست باید آیین همرهى دانست!»

همسایه خوب داشتن، نعمتى ارزشمند است و همسایه خوب بودن، محبت‌‏آور و رفیق‌‏ساز است. همیشه دلها متوجه جایى مى‌‏شود که دوستى و نیکى از آنجا بجوشد و بتراود. هر جا که شهدِ خیر باشد، افراد هم گرد مى‌‏آیند و افراد و جامعه، دلگرم شده، محیط هم آباد مى‌‏گردد.

نقش رفتار نیک در همسایگى و در ایجاد تجمع‌هاى پرشکوه و الفت‌هاى اجتماعى فراوان است. حضرت على(علیه السلام) مى‌‏فرماید: آن که همسایگى‌‏اش نیکو باشد، همسایگانش روزافزون مى‌‏شوند: «مَنْ حَسُنَ جِواره کَثُرَ جیرانُه»(۲).

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «حُسنُ الجوار یَعْمُرُ الدّیارَ و یَزیدُ فىِ الأعمار»(۳). «خوش همسایگى»، هم آبادی‌ها را آبادان مى‌‏سازد و هم عمرها را مى‌‏افزاید!

در این دو حدیث، هم به بازده عمرانى و اجتماعى سلوک شایسته در همسایگى اشاره شده، هم به منافع شخصى و بهداشتِ روانى. البته در پاداش‌هاى اخروى آن احادیث فراوانى نقل شده است.(۴)

توصیه به «حسن جوار» حضرت امیر(علیه السلام)، پس از آن که از دست شقى‏‌ترین افراد کوردل و کج‏‌فهم، ضربت خورد و در بستر افتاد، در آستانه شهادت، وصایاى ارزشمندى خطاب به فرزندان و پیروانش فرمود که بخشى از آنها هم به حقوق همسایه مربوط مى‏‌شود:

«اللّه‏َ اللّه‏َ فى جیرانکم، فاِنّها وَصیَّهُ نَبیّکُم، ما زالَ یوصى بِهِم حتّى ظَنَّنا انّه سیورّثهم»(۵).

این سفارش على(علیه السلام) در واپسین لحظات عمر است که فرمود: خداى را، خداى را، درباره همسایگانتان، که این وصیت پیامبر شماست. پیامبر خدا همواره نسبت به همسایگان سفارش مى‌‏فرمود، تا حدى که گمان کردیم آنان را از ارث‏برندگان قرار خواهد داد!

امام صادق(علیه السلام) نیز در سخنى فرموده است: «بر شما باد نماز خواندن در مسجدها و همسایگى خوب با مردم».(۶)

اگر به دستور مکتب، رفتار بزرگوارانه و شایسته با همسایگان داشته باشیم، دوستی‌ها را جلب مى‌‏کند و افراد در مشکلات و گرفتاری‌ها و نیازهاى متقابل، با بهره‏‌گیرى از این تکیه‏‌گاه، مى‌‏توانند از قوت روح برخوردار باشند.

گاهى هم باید جور همسایه را کشید. این شرط همسایگى خوب است. «حسن جوار» تنها به این نیست که اذیت و رنجى به همسایه نرسانیم. گاهى تحمل سختی‌ها و ناملایماتى که از سوى او برایمان پیش مى‌‏آید، مصداق این «حسن همجوارى» است.

اگر بخواهیم روابط از هم نگسلد، باید صبور بود و با تحمل، و گرنه، پاسخ بدى را با بدى دادن و در زشتی‌ها مقابله به مثل کردن، نشانِ حقارت روح و دون‏‌همتى است. به علاوه این کار از همه برمى‌‏آید. گذشت و تحمل است که اراده و ایمان و بزرگوارى مى‏‌طلبد.

در عالم رفاقت، شراکت، دوستى، ازدواج و همسرى، همسفرى، محیط کار و … نیز باید گاهى «سنگ زیرین آسیا» بود، نه کم‏‌ظرفیت و بى‌‏طاقت.

امام کاظم(علیه السلام) فرمود: حسن جوار و همسایه خوب بودن، تنها آزار نرساندن نیست، بلکه آن است که بر اذیت همسایه صبور و بردبار باشى: «لَیْسَ حُسْنُ الجَوارِ کفُّ الأذى وَ لکنَّ حُسْنَ الجوارِ صَبرُکَ عَلَى الأذى»(۷)

روشن است که این گونه حدیث‌ها هرگز مجوز «همسایه‌‏آزارى» نیست. اگر توصیه به بردبارى نسبت به آزار همسایه شده، بیش از آن و اکیدتر و شدیدتر، سفارش به خوش‏رفتارى و نرساندن آسیب و آزار به همسایگان شده است. مزاحمت براى همسایه، از بدترین رفتارهاى اجتماعى است.

آخرین مرز

در هر چیزى، حدّ و مرز و حریمى وجود دارد. وقتى از اندازه گذشت، صفحه برمى‌‏گردد و اوضاع، به گونه‌‏اى دیگر مى‌‏شود. تحمل نسبت به آزار و زحمت‌‏آفرینى همسایه نیز این گونه است. گاهى مزاحمت به حدى مى‌‏رسد که پایان خط است و حریم‌ها و حرمت‌ها دیگر فرومى‏‌ریزد، چون خودِ همسایه مردم‌‏آزار، حریم نگه نداشته است.

در تاریخ است که مردى خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و از آزار همسایه‌‏اش شکایت کرد. حضرت فرمود: برو و تحمل کن. بار دوم که به شکوه آمد و نالید، پیامبر باز هم دستور صبر و تحمل داد.

آزار همسایه، به اوج رسید و خارج از مرز تحمل. وقتى براى سومین بار، شکایت از همسایه کرد، حضرت رسول چنین راهنمایى و سفارش کرد: «روز جمعه، وقتى مردم به سوى نماز جمعه مى‏‌روند، تو وسایل و اسباب و اثاث خویش را بیرون بریز و در رهگذار مردم قرار بده، تا همه آنان که به نماز مى‏روند، این صحنه را ببینند. وقتى علت را مى‏‌پرسند، ماجرا را به آنان بگو.»

آن مرد نیز چنان کرد. همسایه مردم‌‏آزار (که آبروى خود را در خطر دید) بى‌‏درنگ به سوى او شتافت و ملتمسانه از او خواست که وسایلش را به خانه برگرداند و قول داد و عهد و پیمان بست که دیگر آن گونه رفتار نکند.(۸)

این نتیجه بى‌‏پروایى و قدرنشناسى نسبت به لطف‌ها و مداراهاست. لطف خدا هم با انسان خطاکار مدارا مى‌‏کند، ولى … «چون که از حدّ بگذرى، رسوا کند». از حلم و بردبارى دیگران نباید سوءاستفاده کرد و نجابت و بزرگوارى دیگران را نباید به حساب ضعف یا بى‌‏عرضگى آنان گذاشت.

حدّ و حقّ همسایه

محدوده رعایت حقوق همسایگان و داشتن رفتار شایسته، تنها به همسایه دست راست و چپ خانه منحصر نمى‌‏شود و تنها به پرهیز از آزار هم خلاصه نمى‌‏گردد. سرکشى، رسیدگى، احوالپرسى، رفت و آمد، مساعدت و یارى، عیادت، انفاق و صدقه، رفع نیاز، همدردى و… از جمله امورى است که بر عهده هر همسایه است و اینها نشانه فتوت و جوانمردى است.

پیشواى جوانمردان، على‌بن‌‏ابى‏‌طالب(علیه السلام) فرمود: «مِنَ المُرَّوهِ تَعَهُّدُ الجیرانِ»(۹). رسیدگى به همسایگان از مروت و جوانمردى است.

حضرت امام باقر(علیه السلام) نیز در بیان صفات و خصال شیعه و پیروان و رهروان خط اهل‏بیت، یکى هم همین را دانسته و فرموده است: «وَ التّعاهُدُ لِلجیرانِ مِنَ الفُقَراءِ وَ اَهْلِ المَسْکَنَهِ و الغارِمینَ وَ الأیتام …»(۱۰) از نشانه‌هاى پیروان ما، رسیدگى به همسایگان نیازمند و تهیدست و بدهکاران و یتیمان است.

چگونه انسان شرافتمند و باوجدان مى‌‏تواند آسوده و با شکم سیر بخوابد و مرفه و برخوردار باشد، در حالى که در همسایگانش محرومان تهیدست، یتیمان بى‌‏سرپرست، گرسنگان بینوا و بدهکارانِ درمانده باشند و او بتواند گِرِهى بگشاید، اما بى‌‏تفاوت باشد؟

اینجاست که کلام نورانى پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، بر تارک تاریخ مى‌‏درخشد که فرمود: هر کس سیر بخوابد، در حالى که همسایه مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است: «ما آمَنَ بى‌مَنْ باتَ شَبْعانا وَ جارُهُ المسِلُمُ جایعٌ»(۱۱)

آرى، مسلمانى به عمل است، نه به ادعا و شعار! این حقوق و رعایت‌ها به تعبیر احادیث، تا مرز چهل همسایه از هر طرف است.

امام صادق(علیه السلام) از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مى‌‏کند که فرمود: هر چهل خانه از هر چهار طرف، همسایه محسوب مى‌‏شود.(۱۲)

امام باقر(علیه السلام) نیز فرمود: «حَدُّ الجوارِ اَرْبَعوُنَ دارا مِنْ کُلِّ جانبٍ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ و مِن خَلفِه و عَنْ یَمینِهِ وَ عن شِمالهِ»(۱۳). که مضمونش همان حدّ و حریم همسایگى تا چهل خانه از چهار طرف است.

اگر این حق و حدّ و حریم که اسلام بیان کرده است، مسئولانه شناخته و رعایت شود، در جامعه اسلامى نیازمند و گرفتار و بینوایان بى‌سرپرست و رنجدیدگانِ دست از همه جا کوتاه و آبرومندانى که صورت خود را با سیلى سرخ نگه مى‌‏دارند یافت نخواهد شد.

سخن را در این بخش، با کلامى از محدّث بزرگوار، مرحوم «شیخ عباس قمى» به پایان مى‌‏بریم، که چنین نوشته است:

«… در زمینه معاشرت نیکو با همسایه، حدیث بسیار است و «حسن جوار» هم تنها پرهیز از همسایه‌‏آزارى نیست. بلکه تحمل جفا و ناملایمات همسایه هم از آن جمله است. همچنین از امور مربوط به «خوش‌‏همسایگى»، ابتدا کردن به سلام، عیادت در هنگام بیمارى، تسلیت و تعزیت گفتن در سوگ‌ها و مصیبت‌ها، تبریک و تهنیت گفتن در شادی‌ها و اعیاد، چشم‏‌پوشى از لغزش‌ها، سرک نکشیدن به رازها و امور پنهانى همسایه، مضایقه نکردن از کمک‌هایى که مورد نیاز او است، حتى اگر مى‌‏خواهد چوبى (و تیرآهنى) بر دیوارت بگذارد، یا ناودانى را بر خانه تو بگذارد و از این گونه امور… مضایقه نکنى و سخت نگیرى…»(۱۴)

پی‌نوشت‌ها
۱ـ نهج‌‏البلاغه، صبحى صالح، نامه ۳۱؛
۲ـ غررالحکم (چاپ دانشگاه)، ج۷، ص۴۹؛
۳ـ کافى، کلینى، ج۱، ص۶۶۷، احادیث ۸، ۱۰ و ۷؛
۴ـ در اصول کافى، ج۲ (عربى) باب «حق‏‌الجوار»، همچنین در سفینه‏‌البحار، واژه «جور» ملاحظه شود
۵ـ نهج‏‌البلاغه، صبحى صالح، نامه ۴۷، خطاب به امام حسن و امام حسین(علیهما السلام).
۶ـ کافى، ج۲، ص۶۳۵؛
۷ـ همان، ص۶۶۷؛
۸ـ سفینه‏‌البحار، ج۱، ص۱۹۱ (واژه جار)، کافى، ج۲، ص۶۶۸؛
۹ـ غررالحکم، (چاپ دانشگاه)، ج۷، ص۴۹؛
۱۰ـ کافى، ج۲، ص۷۴؛
۱۱ـ سفینه‏‌البحار، ج۱، ص۱۹۲؛
۱۲ـ کافى، ج۲، ص۶۶۹، باب «حدّ الجوار».
۱۳ـ همان.
۱۴ـ سفینه‏‌البحار، ج۱، ص۱۹۲ (حسن الجوار).
منبع: پیام زن؛ شماره ۶۹، جواد محدثى