حوزه روابط اجتماعی بر مبنای سبک زندگی اسلامی‌-بخش سوم-

۱۴۰۰-۱۲-۱۶

155 بازدید

مروری بر حوزه روابط اجتماعی بر مبنای سبک زندگی اسلامی‌

تعامل فرهنگی سازنده در اسلام

اسلام با تکیه بر ارزش هایی؛ مانند برابری و برادری، همزیستی مسالمت آمیز با اهـل کـتاب، تعلیم و تعلم و ترک تعصبات قومی‌و مذهبی، زمینه شکل گیری و رشد تمدنی با درون مایه های غنی را فراهم ساخت که خدمات و تأثیرات چشم گیر آن، حتی امروز نیز بـر فرهنگ و تمدن بشری پرتو افکنده اسـت (وات، ۱۳۸۹: ۱۶؛ هونکه، ۱۳۸۳: ۴۱۹- ۴۲۰).

اما از مهم ترین عناصر اثرگذار بر رشد سریع تمدن اسلامی، توجه ویژه مسلمانان به عنصر ارتباط با دیگر فرهنگ ها و تمدن ها بوده است. عنصر ارتـباط، هـمواره از اصول مهم در شکل گیری، گـسترش و نیز انتقال فرهنگ و تمدن ها به شمار می‌رود. آموزه های اسلامی‌نیز به پدیده ی تعامل فرهنگی با دیگران با دیده ی مثبت می‌نگرد.

برخی از پژوهش گران غربی هم که تمدن اسلامی‌را مورد بررسی قرار داده اند بـا صـراحت اعلام می‌کنند که: «پیشرفت یا عقب ماندگی اقوام مختلف و… به مناسبات آنان با سایر ملل در طول تاریخ خویش مربوط می‌شود (بارتلد، ۱۳۸۳: ۱۳).

همچنین روشن است که در پیش گرفتن سیاست ریاضت فرهنگی و فقدان تـعامل فرهنگی سازنده بـا دیگران موجب خامی، رکود، سکون و عدم تکامل یک فرهنگ می‌گردد؛ چنان که اعراب پیش از ظهور اسلام، به سبب سـکونت در بادیه و کوچ مداوم به مناطقی که دور از فرهنگ های مجاور بودند، به نوعی از عـزلت گرایی فرهنگی دچـار شده و بیشتر در بدویت فرو رفته بودند (شکویی، ۱۳۸۹: ۱۵۵ ). اما ظهور اسلام، این جامعه را دگرگون و متحول ساخت.

گرایش ذاتـی دیـن اسلام به جهانی شدن، اقتضا می‌کند که آموزه های اسلامی‌از حداکثر نفوذ در سایر فرهنگ ها و هـمچنین از هـم پوشانی کـافی با شاخص های اساسی فرهنگ در هر جامعه ای برخودار باشد. این مهم، توسط محکمات و اصول ثابتی که در دین اسلام بر آنها تکیه و تأکید شده است تأمین می‌شود؛

به عبارت دیگر، می‌توان آموزه های اساسی اسلام را وجه مـشترک تـمام ادیان توحیدی دانست.اما در قبال سایر اندوخته های مادی و معنوی فرهنگ ها و آیین ها نیز آموزه های اسلامی‌نه تنها رویکرد امتناعی نداشته است، بلکه هرگاه عناصر فرهنگی و تمدنی جوامع بشری بر پایه های عـقل و خـرد استوار بوده و با نگرش توحیدی سازگاری داشته، از سوی اسلام پذیرفته شده، و برخی از موارد نیز با حفظ عناصر مثبت و سازنده ی آن در چارچوب اسلامی، بازسازی شده است.

در واقع، اسلام به دلیل برخورداری از پشـتوانه ی مـعرفتی غـنی، هرگونه تحول فکری مثبت و مـبتنی بـر عـقل سلیم را تشویق کرده و هیچ گاه به خاطر ترس از تضعیف جایگاه خود در برابر تحولات فرهنگی، به محافظه کاری روی نیاورده است (صدر، ۱۳۷۹: ۴۹ ).

بنابراین، ویژگی خاص تـعامل اسـلام بـا سایر فرهنگ ها در این است که مسلمانان تلاش می‌کردند تـا با تکیه بر عناصر بنیادین موجود در آموزه های اسلامی‌و در چارچوب الگوی توحیدی که اسلام ارائه کرده بود، به گزینش عناصر فرهنگی و تـمدنی سـایر جوامع اقدام کنند. بهره مندی آموزه های اسلامی‌از چنین الگوی مترقی و کـارآمد موجب گردیده است تا آیین اسلام همواره و به آسانی با مقتضیات و اوضاع زمانی و مکانی سازگار گردیده و با اطـمینان لازم و کـافی، پیـروان خود را به تعامل فرهنگی گسترده با سایر تمدن ها و فرهنگ ها دعوت کـند؛

و از ایـن راه، خود را به عنوان یک آیین فراگیر و جهان گستر معرفی و تثبیت کند. به عبارت دیگر در آموزه های اسلامی‌و خـصوصاً قـرآن کریم، توان مندی خاصی وجود دارد که می‌تواند انسان را تا فرجام تاریخ، هدایت و راهنمایی کـرده و دسـت آوردها و اندوخته های مادی و معنوی بشر را در چارچوب کلان اسلامی، جهت دهی کند. و شاید بتوان همین نکته را دلیل خـتم نبوت پس از ظهور اسلام دانست.

به کارگیری الگویی که ذکر آن گذشت، لوازم مهمی‌دارد که یکی از آنها، مـدارا و تـحمل دیـنی و اجتماعی است. در همین راستا اسلام، دین سهل رحمت معرفی شده و در تعالیم و دستورهای خود، اصل را بـر آسـان گیری و سهولت قرار داده است. در قرآن کریم نیز توصیه شده است که در مـواجهه بـا دیـگران، عفو و مدارا رعایت شود (نور: ۲۲؛ تغابن: ۱۴؛ حجر: ۸۵؛ طه: ۴۴).

حال با توجه به توضیحات فوق می‌توان نگاه دقـیق تری به دوران زندگی امام رضا(ع) و اقتضائات آن داشت. آن دوران با گسترش حداکثری قلمرو حکومت اسـلامی‌مـقارن بود و زمانی بود که متولیان سایر ادیان، تلاش گسترده ای را برای صیانت دین و مذهب خود در برابر اسـلام و حـقانیت آن آغاز کرده بودند.

به همین دلیل، سفرای آیینی و هیأت های مذهبی گوناگون و مـتعددی بـه پایتخت جهان اسلام آمده و با اندیشمندان مـسلمان مـناظره اعـتقادی و ایدئولوژیک می‌پرداختند. سیره ی امام رضا(ع) و الگوی رفتاری آن حـضرت در این حوزه، چارچوب و اساس روابط سازنده و شایسته ی بین المللی را به ما نشان می‌دهد.

حـجت آوردن ها و مناظرات عقیدتی امام(ع) با سـران مـذاهب و نمایندگان مـجامع دیـنی عـصر خود، آن چنان مستحکم و موفق بوده اسـت کـه اعترافات متعدد مخالفان را در پی داشته و تسلط او بر مبانی کلامی‌اسلام و مهارت او در مـناظره بـا دشمنان اعتقادی را نشان می‌دهد.

امام رضا(ع) با تلاش گسترده خـود، چـارچوب مشی اسلامی‌در میانه ی افراط و تـفریط گـروه های گوناگون اعتقادی، علمی‌و مذهبی را ترسیم کرده، و در این زمینه همواره بر بهره گیری اصولی از آمـوزه های قـرآنی و سیره ی نبوی تأکید کردند.

حـدیث سـلسله الذهـب نیز که در شـهر نیشابور و در حضور جمع کثیری از مـردم و کـاتبان حدیث، از سوی آن حضرت مطرح شد، دقیقاً در همین راستا قابل ارزیابی است و اهمیت توجه بـه نظام معنایی توحیدی را در تعاملات فرهنگی و دوری از افراط و تـفریط اعتقادی نشان می‌دهد.

نکته ی مهم آن است که گـوناگونی فرهنگی (ذهبی، ۱۴۲۲: ۲۰ ) پدید آمده در جامعه ی آن روز، نه تنها از سوی امام رضا(ع) مورد نکوهش قرار نگرفت؛

بـلکه تـلاش ها و اقدام های امام در راستای تبیین چارچوب فکری و تـعامل سـازنده بـا رهـبران و نمایندگان ملل مـختلف و شـرکت در مجالس بحث و مناظره (که عموماً از سوی شخص مأمون برگزار می‌شد) نشان می‌دهد که امام(ع)، فضای پدیـد آمـده را بـه نفع جامعه ی اسلامی‌و پیشرفت و ارتقای آن دانسته اسـت.

طـبیعی اسـت کـه آغـاز فرآیند توسعه ی علمی‌و فرهنگی در هر جامعه ای می‌تواند آسیب هایی را در پی داشته باشد؛ چنان که در جامعه ی اسلامی‌آن روز نیز محافل علمی، آکنده از آراء و نظریات صحیح و سقیم گردیده و اندیشمندان مسلمان در پاره ای از مسائل دچـار حیرت و سرگردانی شدند.

به همین دلیل، امام رضا(ع) فارغ از انگیزه های دستگاه حاکم عباسی، از فضای پدید آمده استقبال کرده و هم زمان با ورود دانشمندان سایر سرزمین ها و عالمان ادیان دیگر به مرکز جهان اسـلام، در جـلسات مناظره و مباحثه با آنان شرکت می‌کرد و با دفاع عقلانی خود از مبانی ناب اسلامی، همه طرف های گفت وگو را به اشتراک در این روش، وادار می‌کرد که نتیجه قهری آن نیز بسته شدن راه مغالطه و سـفسطه در جـلسات مناظره بود.

بدین ترتیب، امام رضا(ع) به جامعه علمی‌عصر خود آموخت که در بررسی افکار و اندیشه های گوناگون، خردورزی پیشه کنند تا در پرتو آن بـه روشـنی سره را از ناسره بازشناسند و اندیشه ها و مـذاهب بـاطل را شناسایی کنند.

البته مواجهه و تعامل با ادیان و فرق مذهبی، نیازمند تسلط کامل بر مبانی فکری و اعتقادی آنان است، تا بتوان با اطلاع و اشراف درسـت نسبت به مبانی آنان، بـه بـحث و مناظره پرداخت.

از ویژگی های عالم آل محمد (مجلسی، ۱۴۰۳، ۴۹: ۱۰۰) نیز تسلط کامل بر کتب سایر آیین ها بود که هنگام مناظره کاملاً آشکار می‌گردید (صدوق، ۲۰۰۹، باب ۶۵: ۵۰۳ – ۵۲۹) و به شهادت دوست و دشمن، در آن زمان، کسی برتر و دانشمندتر از او نبود (ابن اثیر، ۲۰۰۳، ۶: ۳۲۶؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ۴۹: ۱۰۰).

این اطلاع و آگاهی کامل چنان بود که آن حضرت با استفاده از متون و کتب مورد قبول ادیان، بر نبوت پیامبر گرامی‌اسلام استدلال می‌کرد و در این زمینه هیچ راه فراری بـرای طـرف مقابل مـناظره باقی نمی‌گذاشت (صدوق، ۲۰۰۹م: ۵۴۳).

بدین ترتیب، مشی مبتنی بر آموزه های اسلامی‌که از سوی امام رضا(ع) پی گیری می‌شد و تـوجه او به واقعیات اجتماعی، از آن حضرت چنان الگویی برای آحاد مسلمانان سـاخته بـود کـه تمام نقشه های مأمون برای کنترل آن حضرت و کاهش توجه جامعه به او را خنثی کرد (صدوق، ۲۰۰۹: ۵۴۳).

رویکرد مذکور می‌تواند گـویای ایـن درس برای ما در عصر حاضر باشد که در حوزه ی تعامل و رابطه با سایر جوامع، مـذاهب و گـروه های فکری، نباید سیاست انقباضی را در پیش گرفته و جامعه ی اسلامی‌را به جامعه ای گریزان از تعامل با جهان معاصر تـبدیل کنیم، بلکه باید از تعامل با جهان استقبال کرده و بکوشیم تا با فعال کـردن محافل علمی‌و فکری جـامعه ی خـود در چارچوب نظام معنایی توحیدی، اندیشه و منش اسلامی‌خود را به جهانیان عرضه کنیم.

نتیجه گیری

مجموعه ی الگوهای رفتاری که سبک زندگی را پدید می‌آورد، متأثر از تمایل ها و ترجیحات فردی و گروهی است که به تدریج شـخصیت افراد و هویت گروه های اجتماعی را شکل می‌دهد.

اما این سلیقه فردی یا گروهی، نامحدود نبوده و در چارچوب معینی که توسط ارزش ها و هنجارهای فرهنگی ترسیم می‌گردد، گزینه های خاصی را مورد توجه قرار می‌دهد.

از سوی دیـگر، خـود فرهنگ و ارزش ها و هنجارهای آن در یک جامعه ی دینی به میزان بسیار زیادی متأثر از باورهای آیینی و آموزه های آن خواهد بود. بدین ترتیب، سبک زندگی در یک جامعه ی دین مدار، به صورت کاملاً طبیعی ریشه در نظام مـعنایی تـوحیدی و آموزه های وحیانی خواهد داشت و الگوهای رفتاری که گروه های مرجع مورد تأیید دین ارائه می‌کنند ساختار سبک زندگی را در آن جامعه می‌سازد.

بر این اساس، در جامعه ی اسلامی‌نیز باید آن دسته از الگوهای رفتاری مـورد تـوجه باشد که توسط آموزه های اسلامی‌و به ویژه تعالیم قرآنی، توصیه شده است.

در این زمینه، الگوها و اسوه های معرفی شده از سوی قرآن، به ویژه پیامبر گرامی‌اسلام و خاندان مطهر ایشان که از هر پلیـدی بـه دور هـستند (أحزاب: ۳۳) بهترین الگوهای رفتاری را بـرای سـبک زندگی، خصوصاً در حوزه ی روابط اجتماعی که از ظرافت و پیچیدگی خاصی برخوردار است، به ما ارائه می‌کند.

هم پوشانی حداکثری ویژگی ها و شرایط برخی از دوره های زندگی اهـل بیت۷بـا شرایط و اقتضائات معاصر، می‌تواند از دلایل تمرکز و توجه ویـژه بـه الگوهای رفتاری اهل بیت در آن زمان خاص باشد.

به همین دلیل، قرار گرفتن جامعه ی اسلامی‌معاصر در دوره ی گذار تاریخی و فرهنگی مـوجب می‌شود تـا توجه به سبک زندگی اهل بیت در دوره ای مانند عصر زندگی امـام رضا(ع) از اهمیت بیشتری برخوردار گردد.

در همین راستا، الگوهای رفتاری آن حضرت در حوزه ی روابط اجتماعی و در سطوح گوناگون خانوادگی، درون گـروهی آیـینی و مـذهبی، رابطه با پیروان سایر ادیان و مذاهب و تعامل فرهنگی با دیگران می‌تواند قـالب روابط اجتماعی و سمت و سوی الگوهای رفتاری جامعه ی اسلامی‌معاصر را سامان دهد.

تذکر این نکته نیز لازم اسـت کـه آنچه در این نوشتار آمده، تنها بخش اندکی از لوازم، مراتب و ابعاد سبک زندگی برگرفته از الگـوهای رفتاری امـام رضا(ع) بوده و کار تفصیلی در این زمینه از توان و تخصص یک فرد و یا یک مجموعه ی مـحدود خـارج بـوده و نیازمند ایجاد لجنه ای فراگیر است و راهی طولانی باید پیموده شود که البته حاصل آن تـصویرهایی از جامعه ی مطلوب اسلامی‌بر اساس آموزه های ناب دینی خواهد بود که اگر بـه جـهانیان عـرضه شود خریداران و مشتاقان بسیاری خواهد داشت که اکنون در خلأ این الگو، راه گم کـرده و بـه سمت و سوهای دیگری روانه شده اند.

منابع

  1. قرآن کریم
  2. ابن اثیر (۲۰۰۳)؛ الکامل فی التاریخ؛ بـیروت: دار و مـکتبه الهـلال.
  3. ابن خلدون، عبدالرحمن (۱۳۸۵)؛ مقدمه ابن خلدون؛ ترجمه محمد پروین گنابادی؛ تهران: علمی‌و فرهنگی.
  4. ابن شهرآشوب، محمدبن علی (بـی تا)؛ مـناقب آل ابی طالب؛ تصحیح سیدهاشم رسولی محلاتی؛ قم: انتشارات علامه.
  5. إبن صباغ (۱۳۸۵ )؛ الفصول المهمه فی مـعرفه الائمـه؛ قم: المجمع العالمی‌لأهل البیت.
  6. إربلی، علی بن عیسی (۱۴۲۶)؛ کشف الغمه فی معرفه الأئمه؛ قم: مجمع جـهانی اهـل بیت.
  7. بـارتلد، واسیلی ولادیمیر (۱۳۸۳)؛ فرهنگ و تمدن اسلامی؛ ترجمه عباس به نژاد؛ تهران: امیرکبیر.
  8. بوردیو، پیـ یر (۱۳۹۰)؛ تـمایز ـ نقد اجتماعی قضاوت های ذوقی؛ ترجمه حسن چاوشیان؛ تهران: ثالث.
  9. جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۸)؛ اسلام و محیط زیست؛ تـنظیم و تـحقیق عباس رحیمیان. قم: إسراء.
  10. حرّانی، ابن شعبه (۱۳۹۴)؛ تحف العقول عن آل الرسول(ص)؛ بیروت: مـؤسسه الأعـلمی‌للمطبوعات.
  11. حرّ عاملی، محمدبن حسن (۱۴۱۴)؛ تفصیل وسائل الشـیعه إلی تـحصیل مـسائل الشریعه؛ قم: موسسه آل البیت لإحیاء التراث.
  12. حـسینی قـزوینی، سیدمحمد (۱۳۸۷)؛ موسوعه الامام الرضا(ع)؛ قم: مؤسسه ولی العصر(عج) للدراسات الاسلامیه.
  13. حکیمی، محمد (۱۳۷۰)؛ مـعیارهای اقـتصادی در تعالیم رضوی(ع)؛ مشهد: بنیاد پژوهـش های اسـلامی‌آستان قـدس رضـوی.
  14. حـمیری، عبدالله بن جعفر (۱۴۱۷)؛ قرب الإسناد؛ قـم: مـؤسسه الثقافه الاسلامیه لکوشانپور.
  15. ذهبی، عباس (۱۴۲۲ )؛ الإمام الرضا(ع) سیرهٌ و تاریخ؛ قم: مرکز الرسـاله.
  16. سـیدرضی (۱۳۷۰)؛ نهج البلاغه؛ ترجمه سیدجعفر شهیدی؛ تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
  17. شـکویی، حـسین (۱۳۸۹ )؛ دیدگاه های نو در جغرافیای شهری؛ تـهران: سـمت.
  18. صدر، سیدموسی (۱۳۷۹)؛ اسلام و فرهنگ قرن بیستم؛ ترجمه علی حجتی کرمانی؛ تهران: کتاب آوند دانش.
  19. صدوق، محمد بن علی بـن حـسین بـن بابویه (۱۳۸۳)؛ عیون اخـبار الرضـا؛ قم: المکتبه الحیدریه.
  20. ـــــــــــ (۲۰۰۹)؛ التـوحید؛ تـعلیقات و توضیحات علامه مجلسی؛ بیروت: دار و مکتبه الهلال.
  21. صدیق سروستانی، رحمت الله؛ سیدضیاء هاشمی‌(۱۳۸۱ )؛ «گروه های مرجع در جـامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی با تأکید بر نظریه های مـرتن و فستینگر»؛ فصلنامه عـلمی‌پژوهـشی نامه علوم اجتماعی. ش۲۰. ۱۴۹- ۱۶۷.
  22. طباطبایی، سـیدمحمدحسین (۱۳۷۳ )؛ قرآن در اسلام؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه.
  23. طباطبایی، سیدمحمدحسین (۱۳۹۷ )؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه.
  24. طـبرسی، فضل بن حسن (۱۴۰۸)؛ مجمع البیان فی تـفسیر القـرآن؛ بـیروت: دار المـعرفه.
  25. طـبرسی، ابونصر حسن بـن فضل (۱۳۷۱ )؛ مکارم الاخلاق؛ قم: شریف رضی.
  26. طبری، محمد بن جریر (۱۴۱۸)؛ تاریخ الطبری؛ بیروت: مؤسسه الاعلمی‌للمطبوعات.
  27. فارابی، ابـونصر (۱۹۹۱)؛ آراء اهـل المدینه الفاضله؛ بیروت: دار المشرق.
  28. فاضل قانع، حـمید (۱۳۹۱ )؛ «نقش و جـایگاه سـبک زندگی در فرآیند شکل گیری تمدن نوین اسلامی»؛ مجموعه مقالات پانزدهمین جشنواره بین المللی پژوهشی شیخ طوسی؛ قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص). ۱۷۳- ۱۹۳.
  29. فاضل قانع، حمید (۱۳۹۲ )؛ سبک زندگی بر اساس آموزه های اسـلامی؛ قم: مرکز پژوهش های اسلامی‌صدا و سیما.
  30. فضل الله، محمدجواد (۱۴۲۸)؛ الإمام الرضاع تاریخ و دراسه؛ قم: مؤسسه دار الکتاب الإسلامی.
  31. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۸۲ )؛ اصول کافی؛ تهران: اسوه.
  32. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۱۷)؛ روضه الکـافی؛ بـیروت: دار التعارف للمطبوعات.
  33. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۲۶)؛ فروع الکافی؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی‌للمطبوعات.
  34. کوئن، بروس (۱۳۸۰)؛ مبانی جامعه شناسی؛ ترجمه غلامعباس توسلی و رضا فاضل؛ تهران: سمت.
  35. گیدنز، آنتونی (۱۳۸۷)؛ تجدد و تشخص؛ ترجمه ناصر مـوفقیان؛ تهران: نشر نی.
  36. مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳)؛ بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار؛ بیروت: دار احیاء التراث العربی.
  37. ـ مصباح یزدی، محمدتقی (۱۳۷۸)؛ اخلاق در قرآن؛ تحقیق و نگارش محمدحسین اسـکندری. قـم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خـمینی(ره).
  38. مـفید، محمد بن محمد بن نعمان (۱۳۷۸)؛ الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد؛ ترجمه و شرح هاشم رسولی محلاتی؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
  39. مهدوی کنی، مـحمدسعید (۱۳۸۶)؛ «مـفهوم سبک زندگی و گستره آن در عـلوم اجـتماعی»؛ فصلنامه علمی‌ـ پژوهشی تحقیقات فرهنگی. ش۱. ۱۹۹- ۲۳۰.
  40. وات، مونتگمری (۱۳۸۹)؛ تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطی؛ ترجمه و توضیح حسین عبدالمحمدی؛ قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
  41. وبر، ماکس (۱۳۷۴)؛ اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری؛ ترجمه عبدالمعبود انصاری؛ تـهران: سـمت.
  42. هونکه، زیگرید (۱۳۸۳)؛ فرهنگ اسلام در اروپا؛ ترجمه مرتضی رهبانی؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه

حوزه روابط اجتماعی بر مبنای سبک زندگی اسلامی-بخش اول-

حوزه روابط اجتماعی بر مبنای سبک زندگی اسلامی‌-بخش دوم-

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *