حالات متفاوت فرزندان آدم در کلام امام صادق (ع)

حالات متفاوت فرزندان آدم در کلام امام صادق (ع)

1401-07-05

330 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تردیدی نیست که از گذشته تا به امروز، در میان فرزندان آدم، انسان های شریف و افراد پست وجود داشته و دارند برخی متمکن و پولدار و برخی دیگر، فقیر و مستمندند.

از این رو، همواره در میان بنی آدم، تفاوت های آشکار و گوناگونی وجود داشته و این مسئله، موجب پیدایش ابهامات و پرسش های فراوانی شده است. بنابراین شایسته است در این زمینه به معصومان (علیهم السلام) به عنوان رهبران و هدایتگران راستین دین مراجعه نمود و پاسخ های آنان را شنید.

پاسخ امام صادق (علیه السلام) درباره شریف بودن و وضیع بودن فرزندان آدم

زندیقی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «چرا میان فرزندان آدم، شریف و وضیع به وجود آمده؟»

امام (علیه السلام) فرمودند: «شریف فرد پرهیزگار است و وضیع فرد گناهكار.»

زندیق پرسید: «مگر میانشان فاضل و مفضول نیست؟»

امام (علیه السلام) فرمودند: «ملاک فضل؛ تقوا و پرهیزگارى است.»

زندیق پرسید: «شما قائلید كه تمام فرزندان آدم در ریشه برابرند و جز با تقوا بر هم فضیلتى ندارند؟»

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «آرى، من معتقدم كه اصل خلقت خاک است و حضرت آدم، پدر و حضرت حوا، مادر است. خالق، پروردگار یكتاست و همه بنده اویند، بی شک خداوند از میان فرزندان آدم گروهى را برگزید، میلادشان را پاكیزه داشته و اجسامشان را طاهر نمود و آنان را در اصلاب مردان و ارحام زنان حفظ كرد و تمام انبیا و رسل را از میان همین افراد خارج نمود. پس این گروه، پاک ترین شاخه‏ ها و فروع حضرت آدم مى ‏باشند.

این براى كارى كه مستحق آن شدند نبود، بلكه خداوند در همان عالم ذر دریافته بود كه اینان او را اطاعت نموده و عبادت مى‏ كنند و شرک نمى ‏ورزند.

پس اینان در پرتو طاعت به كرامت و منزلت‏ رفیع نزد خدا رسیدند و شرف و فضل و حسب براى آنان است و دیگران یكسانند، بدان، هر كه رعایت تقوا نماید خدا او را گرامى بدارد و هر كه اطاعت حضرت حق كند، محبوب او شود و خداوند محبوب خود را به آتش عذاب نكند.

قدرت خداوند بر موحد آفریدن فرزندان آدم

زندیق پرسید: «بفرمایید چرا خداوند عزوجل تمام خلق را مطیع و موحد نیافرید با اینكه بر این كار قادر و توانا بود؟»

امام (علیه السلام) فرمودند: «در این صورت ثواب معنایى نداشت؛ زیرا اگر فعل خلق، فقط طاعت بود، بهشت و جهنمى نبود؛ بلكه خداوند انسان را آفرید و او را امر به طاعت نمود و از معصیت بازداشت و با ارسال رسل احتجاج نمود و با كتاب هاى آسمانى حجت را بر آنان تمام كرد، تا دو گروه مطیع و معصیت‏ كار شوند؛ مطیعان ثواب برند و معصیت‏كاران عقاب شوند.»

زندیق پرسید: «آیا عمل نیک و بد آدمى، همه و همه فعل خدا است؟»

امام (علیه السلام) فرمودند: «عمل نیک از بنده، نتیجه فعل خود اوست و خداوند بدان امر فرموده، و عمل شر از بنده نیز از فعل خود او است و خداوند فقط از آن بازداشته است.»

زندیق پرسید: «مگر فعل بنده با همان آلات و لوازمى نیست كه خدا برایش ساخته؟»

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «آرى خدا برایش ساخته؛ ولى با همان آلات مى ‏تواند عمل خیر كند یا مرتكب عمل بدى شود كه حضرت حق آن را بازداشته.»

زندیق پرسید: «آیا بنده، در مقابل این دستورات مسئولیتى دارد؟»

امام (علیه السلام) فرمودند: «خداوند به توان و استطاعت بندگان در اوامر و نواهى نیک واقف بوده و هست؛ زیرا صفات حضرت حق، عارى از جور و عبث و ستم و تكلیف ما لا یطاق است.»

زندیق پرسید: «آیا بنده‏ اى كه خدا كافرش آفریده، توان ایمان را دارد با اینكه او را در ترک ایمان بهانه خوبى است؟»

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خداوند همه خلق را تسلیم آفریده و امر و نهى فرمود و كفر، اسمى است كه هنگام ارتكاب به فاعلش مى ‏رسد؛ و خداوند در ابتدا، هیچ بنده ‏اى را كافر نیافرید و فقط وقتى كافر شود كه حجت بر او تمام شده باشد؛ در این حال، حق بر او عرضه مى ‏شود و در صورت انكار كافر مى ‏گردد.

زندیق پرسید: «آیا جایز است خداوند براى بنده ‏اى، بدى و شر مقدر كند و همو را – با اینكه قرار نیست خوبى كند – امر به نیكى نموده و بر همان عذابش كند؟»

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «این مطلب در خور عدل و رافت خداوند نیست كه براى بنده ‏اى بدى و شر مقدر نماید و همان را از او بخواهد، سپس به كارى وا دارد كه مى‏ داند توان اخذ و ترک آن را ندارد، سپس خداوند بر ترک آن عمل او را عذاب كند.»

تفاوت فرزندان آدم در مسائل مالی

زندیق پرسید: «چرا گروهى ثروتمند و پر روزی اند و گروهى فقیر و تنگدست؟»

امام (علیه السلام) فرمودند: «قصد خداوند از این كار فقط آزمودن است، اغنیاء را به شكر، و فقرا و درویشان را به صبر و شكیب.

و دلیل دیگر؛ عطاى الهى به بعضى با شتاب در این سرا، و به دیگران در روز حاجتشان عنایت شود.

و دلیل دیگر؛ خداوند تبارك و تعالى به هر كس در حد تحملش ثروت داده است، و اگر تمام خلق ثروتمند و بى ‏نیاز بود تمام دنیا خراب و تدبیر فاسد شده بود، و تمام مردم هلاک و نابود مى ‏شدند، بلكه برخى را (در این داشتن و نداشتن) كمک كار برخى دیگر ساخت و اسباب روزى و رزقشان را در پرتو كار و صنعت قرار داد، و این براى دوام بقا بهتر و در تدبیر و فكر صحیح تر است.

سپس اغنیا را در جلب رضایت فقرا آزمود، تمام اینها ریشه در لطف و رحمت خداوند حكیمى دارد كه تدبیرش خلل ناپذیر است.»

علت درد و رنج کشیدن نوزادان

زندیق پرسید: «گناه نوزاد در آن همه درد و مرضى كه به او مى‏ رسد چیست، بى‏ آنكه مرتكب جرمى در گذشته شده باشد؟!»

امام (علیه السلام) فرمود: «امراض چند گونه است؛ یكى مرض امتحان و دیگرى مرض عقوبت و مرضى كه علت فنا مى ‏باشد؛ و تو فكر مى‏ كنى امراض، ریشه در غذا و نوشیدنی هاى بد و آلوده دارد یا به خاطر مریضى مادر اوست و معتقدى اگر كسى رعایت تندرستى را بكند و مراقب جسم خود باشد و نیک و بد خوراكی ها را بداند بیمار نشود و در نهایت بدین اصل معتقد شده ‏اى كه بیمارى و مرگ ریشه در نوع خوراک و نوشیدنى دارد!

مگر ارسطو معلم طبیبان و افلاطون پیشواى حكما، طعم مرگ را نچشیدند و جالینوس، پیر و نحیف شد ولى هنگام رسیدن مرگ، نتوانست جلوى آن را بگیرد و هیچ كدام نتوانستند جان خود را حفظ نموده و مراقب آن باشند.

چه بسیار بیمارانى كه درمان بر دردشان افزوده و چه بسیار طبیبان عالم و آشنا به دوا و دارویى كه مردند و جاهلان به طبابت پس از ایشان دوره‏ اى به زندگى ادامه دادند و نه آن را علم طب سود داد وقتى اجل رسید و نه این را جهل به طب در بقاى زندگى و تاخیر اجل زیان رساند.

سپس افزود: بیشتر اطبا معتقدند انبیاء، علم طب نمى ‏دانستند! ما با این افراد كه با قیاس پنداشته‏ اند علمى را انبیا نمى ‏دانند چه كنیم؟! انبیایى كه حجت ها و معتمدین خدا بر مردم و در زمین و خزان علم و ورثه حكمت حضرت حق و راهنمایان به سوى او و داعیان به طاعت پروردگارند. سپس من پى بردم كه مذهب بیشتر ایشان، خوددارى از راه انبیا و تكذیب كتاب هاى آسمانى است و همین مرا در باره افراد و علمشان بى‏ رغبت و بى ‏اعتنا ساخته.‏[1] »

نتیجه گیری

از این سوال و جواب که بین زندیق و امام صادق (علیه السلام) در حالات فرزندان آدم (علیه السلام) انجام شده این نتیجه به دست می آید که  افعال خداوند، بر اساس حکمت است و هیچ خللی در افعال خداوند و هیچ ظلمی بر بنی آدم روا داشته نشده است. خداوند هیچ کسی از فرزندان آدم را شریف و یا پست خلق نکرده است و این اولاد آدم هستند که خود را یا شرف می گرداند و یا باعث پستی خود می شود.

پی نوشت

[1]. طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج ، ج2، ص 217 – 220

منبع

طبرسى، احمد بن على؛ الإحتجاج؛ ج2، ص 217 – 220؛ ترجمه جعفرى؛ تهران؛ اسلامیه؛  چ1؛ 1381 ش.

بدون دیدگاه