یکی از آسیب های فناوری های مدرن، آسیب های فرهنگی است که در حوزه های مختلف، زندگی انسان را تهدید می کند و آداب و رسوم، عقاید و سنت های ملی و بومی را دچار چالش می سازد. فناوری های مدرن که پیامد مدرنیته غرب است و فرهنگ و ارزشهای غربی را در خود دارد، با ورود به خانواده ایرانی، فرهنگ حاکم بر خانواده ها را دگرگون، و کارکردهای خانواده را دچار تعارض و دوگانگی می سازد. مهمترین ارزشها و کارکردهای مهم خانواده که با ورودفناوری های مدرن، دچار چالش و تعارض می شوند عبارتند از:
۱- جایگزینی ارزشهای دینی خانواده ها با فرهنگ و ارزشهای غربی
در فرهنگ مدرن، ارزشهای معنوی و دینی، دگرگون و ارزشهای مدرن جایگزین آنها می شود. پیامد این دگرگونی، غیراخلاقی و غیردینی شدن جوامع است. بی اعتباری تدریجی هنجارها، اصول اخلاقی و اعتقادات مذهبی، با سقوط خانواده و کم ارزش شدن آن همراه است.
حمید مولانا در این باره نوشته است: «مسئله اصلی در جریان رواج فناوری های مدرن، ایدئولوژی یا ارزشهای نهفته در توسعه و زیرساخت این فناوری های مدرن و استفاده های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از آنهاست. به عبارت دیگر، بزرگراه های اطلاعاتی و ارتباطی، بیطرف و خالی از ارزش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیستند. اهداف اصلی توسعه جهانی اینگونه نظام های صنایع فرهنگی و اطلاعاتی که مخصوصاً با بازاریابی و روش های اقتصادی همراه هستند، این روزها دقیقا مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته و آگاهی از آنها، شرط اول و لازم در هر گونه برنامه ریزی ملی است». (مولانا، ۱۳۸۰: ۲۱۵)
با ورود فناوری های مدرن، خانواده ها تحت تأثیر ارزشهای آن قرار می گیرند؛ فضای امن و صمیمی خانواده با نادیده گرفتن ارزشها و بایدها و نبایدهای دینی و اخلاقی، از بین می رود و کانون ثبات و آرامش گذشته، به فضای پر اضطراب و بی ثبات و نامناسب برای رشد و تربیت اخلاقی و دینی فرزندان تبدیل می شود. فناوری های مدرن رسانه ای، خانواده را به فضایی برای فعالیت های شخصی و فردی تبدیل می کنند که فردگرایی، لذت طلبی، و حاکمیت اکثریت به مفهوم غربی ـ که از برجسته ترین خصایص و عناصر مدرنیسم است ـ بر آن چیره می شود.
در چنین جوامعی، خانواده ارزش و جایگاه خود را از دست می دهد و دچار انواع انحراف ها و ناهنجاری ها می شود. از سویی، تخصص گرایی، تلاش برای دست یافتن به موقعیت اجتماعی بهتر و تمایل به کارایی و سودآوری بیشتر، زن و مرد را به رقابت های ناسالم سوق می دهد و روابط اعضای خانواده را سرد و بی ثبات می کند.
۲- فردگرایی در خانواده
یکی از ارزشهای فرهنگ و فناوری های مدرن، فردگرایی است که از جنبه های گوناگون، زندگی اجتماعی بشر را تحت تأثیر قرار داده است. پیامد فردگرایی، احساس بی معنایی و کمرنگ شدن ارزشهای اخلاقی و اجتماعی است. توجه و تمرکز بر فرد و تمایلات او در فرهنگ مدرنیته، او را از زندگی گروهی و خانوادگی دور می گرداند و خودبینی ایجاد می کند. (گیوی، ۱۳۸۱: ۱۷۱ ـ ۲۰۲)
فردگرایی، روابط درون خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد و با تقویت گرایش های فردی، حقوق و مصالح فردی بر حقوق و مصالح خانواده تقدم می یابد. یکی از ویژگی های خانواده، به عنوان نهادی اجتماعی، مقدّم بودن فرهنگ جمع گرایی بر خواسته های فردی است. فناوری های مدرن، رابطه افراد با یکدیگر و ارتباط کلامی و عاطفی اعضای خانواده را محدود می سازد. در نتیجه، فردگرایی افراطی را گسترش می دهد، زندگی جمعی در نهاد خانواده را تضعیف، و انسجام و همبستگی خانواده را نابود می کند.
۳- ترویج مادیگرایی و کمرنگ شدن معنویت در خانواده
گرایش به رفاه افراطی، از پیامدهای فناوری های مدرن و فرهنگ مدرنیته است که کانون خانواده را از عواطف و احساسات معنوی دور کرده و به دلمشغولی های مادی و دنیوی سرگرم ساخته است. زمانی که ارزش ها، نگرش ها و باورهای حاکم بر روابط افراد خانواده بر اساس گرایش های مادی باشد، لذت طلبی و سودطلبی، روابط انسانی را از معنویت تهی می کند. تغییر ارزش های معنوی و اعتقادی، سبب تغییر نگرش خانواده ها و فرزندان آنها به مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می گردد و ارزش های اصیل اسلامی انسانی نادیده گرفته می شود.
در چنین وضعیتی، خانواده دیگر کانون پرورش احساسات و عواطف معنوی و انسانی نیست و انحصار خود را در برآوردن نیازهای جنسی و عاطفی از دست می دهد. در نتیجه، تعهد و مسئولیت پذیری اعضا در مقابل خانواده سست می شود و آنها را برای برآوردن نیازهای خود، به فضای بیرون از خانواده هدایت می کند.
معنویت و باورها و آداب و رسوم مذهبی، در خانواده ها جایگاه ویژهای دارد و میان آنها با سلامت اخلاقی و رفتاری اعضای خانواده، ارتباط مستقیمی برقرار است. یونگ معتقد است: «دو سوم از بیمارانی که از سراسر جهان به من مراجعه کرده اند، افراد تحصیل کرده و موفقی هستند که درد بزرگ، یعنی پوچی و نامفهومی و بی معنا بودن زندگی، آنها را رنج می دهد». (نصری، ۱۳۸۷)
۴- مصرف گرایی افراطی در خانواده ها
فناوری های مدرن رسانه ای از طریق گسترش سبک زندگی مدرن با ظاهر زیبا و فریبنده اش، و رواج مصرف بیرویه در خانواده و ترغیب به خرید و مصرف کاذب کالاها، سلامت روحی و روانی افراد را با توجه به نیاز رو به رشد، تهدید می کند؛ زیرا با مصرف گرایی افراطی، مشکلات مالی گریبانگیر خانواده می شود و خانواده را به کار و اشتغال تماموقت مجبور می سازد. در چنین خانواده هایی، درآمد یک نفر، پاسخگوی این نیازهای کاذب نیست.
در چنین شرایطی افراد خانواده بیشتر کار می کنند و کمتر همدیگر را می بینند. آنها بیشتر وقت خود را بیرون از خانه می گذرانند؛ بقیه ساعات را نیز با خستگی از کار و فعالیت بیرون، به سر می برند که مانع ارتباط صمیمی و گرم آنان می شود. این امر، همچنین فرصت والدین را برای تربیت فرزندان، محدود می سازد. در نتیجه، خانه به خوابگاه و استراحتگاه شبانه تبدیل می شود و کارکردهای دیگر آن فراموش می گردد.
ورود فرهنگ مدرن غرب توسط فناوری های مدرن و ایجاد نیازهای بی حد و مرز، سبک زندگی خانواده ها را تغییر داده است. در نتیجه، افراد خانواده در بیشتر ساعات شبانه روز در مکان های مختلف مشغول به کار می شوند. به این ترتیب، دغدغه و گرفتاری های زندگی مدرن، فرصت ارتباط اعضای خانواده و گفتگوهای خانوادگی را بطور چشمگیری کاسته و سبب بی توجهی افراد به یکدیگر و در نتیجه خودبینی و تفردگرایی شده است.
۵- بحران هویت در خانواده
در عصر حاضر، بحران هویت خانواده، در گذر از زندگی سنتی به مدرن، دامنگیر جوامع بشری شده است. پاستر، از نظریه پردازان پستمدرنیسم، آثار فناوری های جدید و رسانه ها را اجتماع و فرهنگ، بررسی کرده و در اثر خود به نام عصر دوم رسانه ها نوشته است: «آنچه در نوآوری های فنی مربوط به عصر دوم رسانه ها، یعنی عصر اینترنت، پست الکترونیکی و ماهواره مهم است، دگرگونی گسترده فرهنگ، هویت فرهنگی و روش جدید ساخته شدن هویت هاست». (پاستر، ۱۳۷۸: ۵۲)
تحولات بزرگ در حوزه تکنولوژی های نوین ارتباطی و فناوری های مدرن اطلاعاتی، راه های اطلاع رسانی در خانواده ها را افزایش داده و آنان را با فرهنگها و الگوهای گوناگونی آشنا کرده که جایگزین فرهنگ، ایدئولوژی و ارزشهای گذشته شده است. این امر، یکی از علل پیدایش بحران هویت در افراد و خانواده هاست.
با توسعه فناوری اطلاعات و جریان گسترده آن، منابع هویت یابی دگرگون گشته و منابع جدید جایگزین منابع سنتی شده اند. این منابع با ماهیت گستردگی و فراگیری که دارند، بدون هیچ محدودیتی، از مرزهای ملی گذشته و جوامع بشری را با الگوهای متعدد و متنوعی روبرو کرده اند که هویت یابی در این جوامع را دچار مشکل ساخته است. (مک کوئیل، ۱۳۸۰: ۸۰)
آشنایی خانواده ها با ارزشها و الگوهای گوناگون فرهنگی، آنان را در پیدا کردن جهت و معنای زندگی، آشفته و سرگردان و در رویارویی با مشکلات زندگی و خانوادگی، درمانده کرده است. تزریق ارزش ها و نگرش های مختلف به خانواده، موجب از بین رفتن وحدت و یگانگی اعضا و در نتیجه تصمیم گیری ها و تدبیرهای متعارض و دوگانه در خانواده می شود. در این صورت خانواده استحکام خود را از دست میدهد و نقش و پایگاه عاطفی آن متزلزل می شود و فرد را در یافتن هویت، دچار مشکل و سردرگم می سازد.
در گذشته، نهاد خانواده اولین و مهمترین مرجع هویت یابی بود و افراد، هویت خود را به آسانی در خانواده می یافتند و جایگاه شان را در جامعه می پذیرفتند. امروزه با ارائه الگوهای متنوع و متعدد ازذ، درباره هنجارها و ارزشهای بومی و سنتی خانواده ها تردید ایجاد شده است.
۶- پرشدن اوقات فراغت خانواده ها با سرگرمی های جدید
پیش از ورود فناوری های مدرن، اوقات فراغت در خانواده، بیشتر به صورت کمک به دیگران، درددل و گفتگو کردن، سیر و سیاحت در طبیعت و دیدار اقوام و آشنایان و در یک کلام، در کنار یکدیگر می گذشت. امروزه رسانه ها، اوقات فراغت خانواده ها را به گونه ای پر کرده اند که فرصت حضور آنها در جمع صمیمی خانواده از بین رفته است. فناوری های مدرن، خانواده های امروزی را گرفتار نوعی کاستی و سردی در روابط و مناسبات کرده است، که به مواردی از آنها اشاره می شود:
۱- ایجاد فاصله بین فرزندان و والدین و خودکفایی فرزندان در گذراندن اوقات فراغت
بخش مهمی از زندگی کودکان و نوجوانان، بازی و فعالیت های تفریحی است که در شکل گیری شخصیت و روحیات آنان در بزرگسالی، نقش مهمی ایفا می کند. ذهن کودک، پذیرای هر گونه تجربه و آموزش است و خانواده ها می توانند از طریق بازی، سرگرمی و تفریح، آنان را برای زندگی آماده سازند. یکی از شیوه های تربیت فرزندان، بازی کردن و هم بازی شدن با آنهاست. والدین می توانند از این راه وارد دنیای کودک شوند و با او ارتباطی نزدیک و صمیمانه برقرار کنند.
امروزه، دنیای کودکان و نوجوانان را تلویزیون و دیگر رسانه ها و ابزارهای مدرن، احاطه کرده است. فناوری های مدرن با برقراری رابطه با کودکان و نوجوانان، فرصت با خانواده بودن را از آنها گرفته و سبب سردی روابط آنها و والدینشان شده اند.
۲- کمبود محبت در فرزندان و ارضا نشدن نیازهای عاطفی
تفریح و سرگرمی در خانواده ها با فناوری های مدرن، فرصتی برای ابراز محبت اعضا به یکدیگر و برآوردن نیازهای عاطفی آنها باقی نمی گذارد؛ زیرا در زندگی مدرن، بیشتر وقت افراد برای کار و اشتغال سپری می شود و باقی اوقاتی هم که باید در کنار یکدیگر باشند و به تفریح و سرگرمی سپری کنند، به وسیله ابزارهای مدرن پر شده است. سرگرمی و تفریح با ابزارهای مدرن، جایگزین روابط خانوادگی شده است. در نتیجه، نیازهای عاطفی آنها نادیده گرفته می شود و اعضا دچار کمبود محبت می شوند.
یکی از روش های تربیتی که در فرهنگ اسلامی نیز بر آن تأکید شده، برقراری ارتباط عاطفی و محبت آمیز با فرزندان است. رابطه عاطفی و مهرورزی در خانواده، سبب آرامش روحی و روانی، اعتماد به نفس، اعتماد به والدین، الگوگیری در مهرورزی به دیگران، و احساس امنیت می شود. به این ترتیب، از پیدایش بسیاری از مشکلات، ناهنجاری ها و انحراف ها پیشگیری خواهد شد.
۳- اختلال در مهارت های اجتماعی فرزندان و گوشه گیری آنها
بسیاری از مهارت های اجتماعی افراد در خانواده شکل می گیرد و افراد در این محیط برای زندگی در میان جمع و گروه، آماده می شوند. اجتماعی شدن، یعنی آشنایی با قوانین و درونی کردن نقش ها و ارزشهای فرهنگی در خانواده صورت می گیرد. همکاری گروهی، مشارکت در تصمیم گیری ها، همدلی و همدردی با دیگران، رقابت، تقسیم کار و مسئولیت پذیری، تعهد، احترام به حقوق دیگران و رعایت عرف و هنجارهای اجتماعی، اموری است که باید در خانواده تمرین و آموخته شود تا فرد به بلوغ اجتماعی برسد.
رواج سرگرمی های کامپیوتری و ارتباطات مجازی در خانواده، از روابط عاطفی اعضای خانواده با یکدیگر و با دیگر خانواده ها می کاهد و افراد خانواده را به تدریج گوشه گیر و از اجتماع دور می سازد. به همین دلیل، پس از ورود به جامعه، به دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران، دچار ناامیدی می شوند و با قطع ارتباط با جامعه و دیگران، آسیب می بینند.
در اینترنت، ارتباط ها در اتاق های گفتگو و بین مخاطبانی بی نام و نشان برقرار می گردد. افراد در دنیای مجازی، وارد تعاملاتی می شوند که به کلی با ارتباطات دنیای واقعی تفاوت دارد و از چارچوب های مرسوم اجتماعی و عرفی خارج است. از این رو، مهارت های لازم را برای ارتباط با دنیای بیرون، به افراد نمی آموزد. بازی های کامپیوتری، به شکل اعتیادآوری ارتباط فرد با دنیای بیرون را قطع می کند و او را از امور پیرامونش، غافل می سازد
برقراری ارتباط و دادن پیام از طریق تلفنهای همراه نیز سبب می شود افراد برای ارتباط با یکدیگر، نیازی به دیدار و گفتگوهای طولانی و صمیمانه با هم نداشته باشند و از طریق فناوری های مدرن ارتباطاتی، پیام ها و اطلاعات خود را در جملات کوتاه و سرد و بدون حاشیه ارسال کنند. این امر روابط را سرد، و به تدریج افراد را از یکدیگر دور می سازد و منزوی شدن آنها را در پی خواهد داشت. شرکت در گروه و اجتماع، در رشد اجتماعی نقش مؤثری ایفا می کند و یکی از عوامل موفقیت افراد است که باید از سنین پایین، در خانواده به فرد آموخته شود.
۴- کاهش نوآوری و خلاقیت فرزندان
در خانواده ای که فرصت بازی و تفریحات سالم از بین برود یا در مسیر نادرست قرار گیرد، والدین با استعدادهای فرزندانشان آشنا نمی شوند و نمی توانند آنان را برای تعیین مسیر زندگی و پیشرفت، آماده و راهنمایی کنند. درحالی که یکی از تکالیف والدین، کوشش در رشد و پرورش استعدادهای فرزندان در حد امکان و توانایی است. زمانی که فرزندان در خانواده برای گذراندن اوقات فراغت به اینترنت و بازی های کامپیوتری و سینماها، روی آورند، نیروی تفکر و نوآوری آنان شکوفا نمی شود.
۵- نبود تمرکز در تربیت فرزندان
در گذشته، تربیت فرزندان در خانواده متمرکز بود و خانواده ها فرزندان را بر اساس ارزشها و باورهای مورد قبول خود تربیت می کردند، اما امروزه با وجود رسانه ها، خانواده ها نقش خود را در تربیت فرزندان، تا اندازه زیادی از دست داده اند؛ چنانکه دنیای کودک را رسانه های مختلف احاطه کرده و فرصت تربیت را از والدین گرفته اند. در نتیجه، خانواده ها دیگر نمی توانند بر اساس نظام فکری ـ اعتقادی خود، فرزندانشان را تربیت کنند.
به بیان دیگر، رسانه ها جایگزین والدین می شوند و ابتکار عمل را در پرورش همه جانبه فرزندان به دست می گیرند؛ آنگونه که اقتصاد، بازار، سود و تجارت می خواهد. (پستمن، ۱۳۸۴: ۵۹) در این وضعیت، کودکان طبق ارزشها و باورهای حاکم بر خانواده رشد نمی کنند و از همان کودکی، بین آنها و والدینشان اختلاف و فاصله به وجود می آید.
۶- کاهش کنترل و نظارت بر رفتارهای فرزندان
فناوری های مدرن رسانه ای، نظارت و کنترل خانواده ها بر فرزندان را کاهش، و آزادی فرزندان را افزایش داده است. با وجود چنین فناوری هایی، روابط و رفتارهای افراد خانواده، دور از چشم دیگران خواهد بود. فرزندان بدون اطلاع والدین و بی هیچ محدودیت و واهمه ای، با افراد مختلفی ارتباط برقرار می کنند. در نتیجه، والدین به عنوان سرپرست و بزرگتر که باید مراقب فرزندانشان باشند، دیگر از عهده این کار برنمی آیند.
امروزه با وجود فناوری های مدرن، کنترل اخلاق و رفتار فرزندان برای والدین دشوار شده است. در گذشته، والدین در قبال رفتارها و روابط فرزندان احساس مسئولیت می کردند، بر رفتار آنان به آسانی نظارت داشتند و آنها را راهنمایی یا از مسائلی منع می کردند.
امروزه با وجود ابزارهای نوین رسانه ای، فرزندان به ندرت کنترل می شوند. برای مثال، وقتی کودکان و نوجوانان، به ویژه در جامعه ما از تلفن همراه استفاده می کنند و یا در اتاق خود کامپیوتر و تلویزیون در اختیار دارند، چگونه ممکن است پیام ها و گفتگوهای آنان یا استفاده آنها از رسانه را کنترل کرد؟
حجم بالای اطلاعات گسترده و بیشتر ناکارآمد و غیراخلاقی در رسانه ها، امروزه وظایف خانواده را در کنترل فرزندان در عرصه رسانه سنگین کرده است و خانواده بر خلاف گذشته، اکنون قدرت چندانی در کنترل اطلاعات ندارد. تلویزیون، اینترنت و ماهواره، اطلاعات را در برابر نسل جوان می گسترانند و فرزندان به راحتی می توانند به هر نوع اطلاعاتی دست یابند. (پستمن، پیشین)
این مشکل را از دو جنبه می توان بررسی کرد: اول اینکه فناوری های مدرن با ماهیت و ویژگی ای که دارند، غیرقابل کنترل هستند؛ دوم اینکه ارزشها و نگرش هایی را که با خود به همراه می آورند، چنانکه پیش از این گفته شد، جایگاه والدین را به عنوان سرپرست خانواده از بین برده است و فرزندان را دارای جایگاهی برابر با والدین جلوه می دهند.
پیشنهادها در جهت کاهش آسیب های فناوری های مدرن
۱- آموزش خانواده ها برای استفاده از فناوری های مدرن و دادن اطلاعات لازم به آنان درباره آسیب ها و چالش های پیش رو. باید یادآور شد که مزایا و فواید فناوری های مدرن، دیدنی و چشمگیر، اما آسیب ها و چالش های آنها پنهان و خاموش است. البته مراکز پژوهشی در این زمینه نقش به سزایی دارند و می توانند معایب و آسیب های فناوری مدرن را بررسی و مطالعه کنند تا نهادهای آموزشی و رسانه ملی از نتایج بررسی های آنها بهره گیرند.
از آنجا که رسانه ها دارای کارکردهای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی هستند، در این زمینه مؤثرترین ابزار به شمار می روند. «نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید و توزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادهایی یا مرجع هایی معنی دار و قابل تجربه در جهان اجتماعی اشتغال دارد. این معرفت، ما را توانا می سازد تا به تجربه خود معنا ببخشیم، به دریافت های ما از این تجربه نظم و نسق می دهد و ما را یاری می کند تا معرفت های گذشته را محفوظ نگه داریم و به درک امروزین خود استمرار بخشیم». (مک کوئیل، ۱۳۸۲: ۱۴۰)
۲- تقویت ارزش ها، باورها و اعتقادات دینی و معنوی در خانواده ها: با توجه به کارکرد فرهنگ سازی رسانه ها، این کار مهم نیز به کمک آنها تحقق می یابد. ارائه مدل ها و الگوهای کارآمد از خانواده دینی و زمینه سازی برای رشد اخلاقی و معنوی خانواده ها، از این راه امکانپذیر است.
در این میان، جا دارد که عقاید، ارزشها و آداب و رسوم مذهبی خانوادگی در سریال ها و دیگر برنامه های تلویزیونی با اهمیت و کارکرد مثبت به نمایش درآید. در این زمینه، موارد ذیل به عنوان راهکارهای رسانه ای پیشنهاد می شود:ـ تأکید بر رفت و آمد بیشتر با خویشاوندان و دوستان؛ـ ترویج کارهای گروهی و اجتماعی بین خانواده ها و اعضای خانواده؛ ـ تشویق به محدود کردن استفاده از رسانه ها در مواقعی که اعضای خانواده باید کنار هم باشند؛ برای مثال، هنگام غذا خوردن یا هنگامی که اعضای خانواده در مراسم خاصی حضور دارند؛
ـ اکتفا نکردن به پیامک و تماس تلفنی در احوال پرسی ها و صله رحم؛ ـ مسافرت های جمعی با خانواده؛ ـ توجه دادن به موارد منع استفاده از برخی فناوری های مدرن، مانند: استفاده فرزندان کم سن و سال از تلفن همراه؛ـ ترویج احترام به بزرگترها و افراد کهن سال و رعایت جایگاه سلسله مراتبی در خانواده؛ـ مقاومت در برابر خواسته ها و نیازهای غیرضروری فرزندان و جلوگیری از افزایش انتظارات و توقعات آنان؛ ـ تشویق به اختصاص دادن زمان بیشتری برای گفتگو با یکدیگر در خانواده و برقراری ارتباط عاطفی و کلامی با اعضای خانواده؛ ـ تأکید بر اولویت دادن به مصلحت جمعی در برابر مصلحت فرد در خانواده؛
جمع بندی
فناوری های مدرن، پدیده ای خنثی و بیطرف نیست، بلکه نماینده مدرنیته غرب است که ایدئولوژی و ارزشهای نظام سرمایه داری و فرهنگ غرب را با خود به همراه دارد و با هدف جهانی سازی و فراگیر کردن اندیشه غرب، در پی تغییر فرهنگ و تمدن های دیگر است. خانواده که مهمترین رکن نظام اجتماعی است، در جامعه ما بر پایه ارزشها و باورهای سنتی و دینی شکل گرفته و کارکردها و ساختار آن را مشخص و نهادینه ساخته است.
اکنون که این نهاد مهم در رویارویی با فناوری های مدرن و ارزشها و فرهنگ آن، دچار چالش و آسیب شده است و نزدیک است که کارکردهای اصلی و اصیل خود را از دست بدهد، ضرورت دارد ترتیبی در پیش گرفته شود که استفاده از فناوری های مدرن، با آگاهی از ویژگی ها و ماهیت آنها صورت گیرد. در این زمینه، باید به خانواده ها برای استفاده صحیح از آنها در چارچوب ارزشهای اصیل دینی، آموزش لازم داده شود.
فهرست منابع
آلن تورن. ۱۳۸۰- نقد مدرنیته. ترجمه: مرتضی مردیها. تهران: گام نو.
پاستر، مارک. ۱۳۷۸- عصر دوم رسانه ها. ترجمه: غلامحسین صالح یار. تهران: مؤسسه ایران.
پستمن، نیل. ۱۳۷۳- تکنوپولی، تسلیم فرهنگ به تکنولوژی. ترجمه: صادق طباطبایی. تهران: اطلاعات.
پستمن، نیل. ۱۳۸۴- زندگی در عیش، مردن در خوشی. ترجمه: صادق طباطبایی. تهران: اطلاعات.
مک کوئیل، دنیس. ۱۳۸۰- مخاطب شناسی، ترجمه: مهدی منتظر قائم. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات و رسانه ها.
مک کوئیل، دنیس. ۱۳۸۲- درآمدی بر نظریه های ارتباطات جمعی. ترجمه: پرویز اجلالی. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها.
مولانا، حمید. ۱۳۸۰- ظهور و سقوط مدرن. تهران: کتاب صبح.
صادقی گیوی، فاطمه. ۱۳۸۱- «اخلاق اصالت». نشریه حوزه و دانشگاه.
نصری، عبدالله. ۱۳۸۷- «علل گرایش به بدبینی و پوچگرایی»، نشریه معارف.
منبع اقتباس: (حوزه نت) نشریه طوبیش؛ پائیز ۱۳۹۱؛ شماره ۴۰