قرآن کریم مهمترین و کاملترین منبع وحیانی الهی است که خداوند در اختیار انسان قرار داده تا با بهره گیری از معارف آن، به سعادت در دنیا و آخرت نايل آید. یکی از ابعاد بهره گیری از قرآن، کاربرد آن در علوم و دانش های مختلف است. این کاربردها که از آن ها می توان به کارکردهای علمی قرآن تعبیر نمود، می توانند نقش پررنگی در بهبود زندگی انسان در دنیا و همچنین همواره کردن مسیر حیات اخروی ایفا کنند.
در این راستا، مفسران بزرگ با تکیه بر آیات قرآن، به برخی از کارکردهای علمی قرآن کریم در ساحت های مختلف علوم بشری پرداخته اند. در ادامه، به چند مورد از کارکردهای علمی قرآن کریم که علامه سید محمدحسین طباطبایی در آثار خود به ویژه تفسیر ارزشمند المیزان پرداخته است، اشاره می کنیم.
۱. طرح روش های جدید در تربیت
از جمله مهمترین کارکردهای علمی قرآن طرح روش های تربیتی و هدایتی نو و تازه است. به تعبیر علامه طباطبایی این روش تربیت در هیچ یک از کتاب های آسمانی، بلکه در مکاتب فلسفی و نگاشته های مصلحان و حکمای تاریخ مسبوق به سابقه نیست. این روش مبتنی بر القای علوم و معارف بر دل ها و جانهاست؛ به گونه ای که راه برای رذایل اخلاقی مسدود گردد. تبیین و اثبات این انگاره عمدتاً پیرامون مسئله توحید شکل می گیرد. وی در توضیح این روش تأکید می کند هر کاری که انسان برای غیر خدا انجام می دهد یا برای به دست آوردن عزت و منفعتی است یا برای دور شدن از ترسی.
قرآن کریم در امتداد این تمایل انسانی، همه عزت ها و منفعت ها را در خدا منحصر کرده[1] و همه نیروها و قوا را خاص خداوند متعال شمرده است؛[2] بنابراین انسان مؤمن و خداباور هیچ گاه انگیزه ای برای ریا و سمعه در جلب منفعت یا ترس و وحشت از دیگران در عین اعتماد به خدا نخواهد داشت و این دو (حصر عزت ها و قدرت ها در خداوند) زمینه ای است برای آراسته شدن انسان به صفات فضیله و دورماندن از رذایل اخلاقی.[3]
وی در استدلال دیگر برای اثبات این ایده قرآنی با استناد به آیاتی که مالکیت مطلق را از آنِ خداوند می داند، تأکید می کند انسان موحد با اعتقاد به مالکیت مطلق خداوند بر همه چیز و همه مخلوقاتش، هیچ نوع استقلالی برای خود در هیچ امری در نظر نمی گیرد و با این تلقی، چیزی غیر از خدا اراده نمی کند و به غیر او امید نمی بندد؛ بلکه تنها از او می ترسد و تنها برای او تواضع و خضوع می کند.[4]
از نگاه علامه، انسانی که در دامان چنین روش تربیتی ای قرار گرفته باشد هیچ گاه «غیر وجه خدای تعالی را اراده و در برابر هیچ قدرتی خضوع نمی کند، به چیزی امید نمی بندد، از چیزی خوشحال نمی شود، به چیزی تکیه و توکل نمی کند، در برابر چیزی تسلیم نمی شود و نیز امور خود را واگذار نمی کند، مگر به خداوند متعال»[5]. علامه در ادامه با ذکر شواهد فراوانی از آیات قرآن کریم از جمله آيه «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»[6]. می گوید:
«این آیه و امثال آن مشتمل بر معارف خاصه الهی هستند که نتایج ویژه ای در بر دارند؛ معارفی که نوع تربیت آن با شیوه تربیت حکمای اخلاقی هیچ شباهتی ندارد و حتی با طریقه تربیتی انبیای الهی هم مشابه نیست. … این مسلک تربیتی مبتنی بر توحید کامل و خالصی است که مختص دین اسلام می باشد».[7]
از این بیان صریح علامه می توان دریافت که وی در حوزه طرح روش های تازه قرآن کریم در تعلیم و تربیت، نقشی جامع و مرجع برای این کتاب قائل است و آن را سرآمد همه متون دینی و فلسفی در طرح روش های مناسب تربیتی قلمداد می کند. بنابراین یکی از کارکردهای علمی قرآن کریم، ایجاد روشی تازه برای تربیت نفوس انسانی و رساندن آنها به کمالات معنوی است.
۲. طراحی مکتبی استوار و قیم
از دیگر کارکردهای علمی قرآن کریم که باور به مرجعیت علمی این کتاب را تقویت می کند، طراحی مکتبی است جامع، استوار و قیم در تناظر با سایر کتاب های آسمانی یا سایر شرایع. این اعتقاد عمدتاً با تحليل آيه «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ»[8] اثبات شده است. قرآن و هدایت های آن از این جهت اقوم است که در آن هم خیر دنیا و هم خیر آخرت انسان ها به مقتضای فطرت انسانی و خلقت او ترسیم شده و تمام جهاز لازم برای هدایت های معاد و معاش وی به تناسب نیازهای فطرت و خلقت وی طراحی شده است.[9] اقوم بودن هدایت های قرآنی به صورت خاص در مقابل دو نوع هدایت دیگر مورد توجه علامه قرار می گیرد: هدایت های مکاتب مادی و هدایت های سایر شرایع.
هدایت های مکاتب مادی و بشری از این حیث که جامع همه هدایت ها و نیازهای انسانی نیست، ناقص است و در عین اینکه امکان برآوردن برخی از نیازها وجود دارد، از تأمین سایر نیازها عاجز است و نیز اگر برخی از امیال و هواها را تأمین نماید، در تدارک سایر هواها و امیال می ماند؛ در حالی که هدایت های قرآن از جامعیتی برخوردار است که همه نیازها و امیال را چه در حوزه حیات مادی و چه در حوزه حیات معنوی و اخروی تدارک می کند، بدون آنکه ضرری متوجه آنان شود یا خیری را از آنها دور سازد.
اما جامعیت و اقوم بودن هدایت های قرآنی در مقایسه با سایر شرایع از این حيث است که قرآن تمامی معارف الهی را تا آنجا که بنیه بشری طاقت می آورد، همچنین تمامی شرایعی را که بشر در زندگی خود بدان نیاز دارد، تدارک دیده و حتی یک عمل از اعمال فردی و اجتماعی بشر را بدون حکم نگذاشته است.[10] همین معنا را علامه ذیل مفهوم «مهیمن» در آیه ۴۸ سوره مائده استیصال می کند؛ بنابراین می توان تأکید نمود که به اعتقاد علامه قرآن کریم در حوزه طراحی نظام و مکتبی برای تأمین نیازها و امیال انسان ها دارای مرجعیت است.
۳. تمدن سازی و راهبرد ایجاد مدینه فاضله
یکی دیگر از کارکردهای علمی قرآن کریم، نقش آن در تمدن سازی است. صاحب تفسیر المیزان با نقد نظریه یکی از مستشرقان در اعتقاد به ابتنای ترقی و تمدن اسلامی به خصایص روحی مسلمانان و شئون تمدنی دین اسلام، شکل گیری تمدن اسلامی در سده های نخستین را انعکاسی از معارف و آموزه های دین و کتاب مسلمانان می داند.
گفته اند معارف دین اسلام، یک دسته امور اخلاقی است که در تعالیم همه ادیان و انبیا یافت می شود؛ لذا زیر بنای تمدن را در خصایص روحی مسلمانان باید جستجو کرد نه در معارف دین اسلام؛ اما علامه می گوید تمدن عصر اسلامی نتیجه مقدمه ای به نام معارف اسلامی و اثری خارجی مترتب بر نوع معارف و تربیت اسلامی است، نه زاییده روحیات مسلمانان و شیوه دعوت اسلام[11]و این معارف نیز مبتنی بر حق و توحید خالص و کمال نهایی ای است که بالاتر از آن کمالی متصور نیست. این دیدگاه علامه نیز شاهد مناسبی بر کارکرد علمی قرآن کریم و مرجعیت آن در تمدن سازی و ایجاد مدینه فاضله است.
۴. حل مخاصمات فطری بشر
از دیگر کارکردهای علمی قرآن به عنوان بخشی از مجموعه تعالیم الهی، رفع مخاصمات و اختلافات انسانهاست. اختلافات اجتماع های ایجاد شده به دست انسان ها رخ نمایان کرده و بشر را به چالش کشیده است؛ اما اجتماعاتی که از تعالیم وحیانی و حضور انبیای الهی بهره مند بوده اند، به کمال دست یافته و از شر اختلافات نجات یافته اند.
علامه با استناد به عقل و تجربه بشر، این دیدگاه را بررسی و اثبات می کند. دین به اصل عقاید حقه، اخلاق فاضله و اعمال نیک دعوت می کند[12] و صلاح عالم انسانی هم ناگزیر در همین سه است. تجربه کوتاه مدت صدر اسلام هم نشان داد که با آموزه های اسلام و قرآن می توان منحط ترین انسان ها و جوامع را اصلاح نمود؛ بلکه تمدن حاضر غرب نیز ریشه در پیشرفت های اسلامی دارد که در قرون اولیه اسلام تجلی یافت.[13] این نیز یکی از کارکردهای علمی قرآن کریم در حوزه تربیت و هدایت، از منظر علامه طباطبایی است.
۵. قانونگذاری بر اساس مصالح و مفاسد واقعی
از کارکردهای علمی قرآن کریم، قانونگذاری برای استکمال بشر است. علامه در الميزان می گوید قرآن آموزه ای است که احکام و شریعتش انسان را کافی می کند و انسان به بیش از آن نیاز ندارد. تردیدی نیست که از مهمترین کارکردهای قرآن کریم و هر کتاب و آموزه الهی وضع باید و نبایدها برای انتظام و اصلاح زندگی بشر است.
این دیدگاه که قرآن کریم مهمترین و کارآمدترین منبع وضع قانون است و قوانین و مقررات موضوعه آن راقی ترین قوانین و مقررات به شمار می آید، ذیل آیات متعددی اثبات شده است. علامه ضمن بیان ناکارآمدی عقل و عدم کفایت آن در قانونگذاری به سبب تضادهای آن با تمایلات انسانی و تزاحم قوانین با نیازهای بشر، وحی را تنها راه هدایت بشر معرفی می نماید[14]؛ اما علامه به صورت مشخص دو مبحث اساسی درباره وضع تقنینی قرآن و اسلام دارد.
مبحث اول پاسخ وی به سؤال از چرایی عدم توفیق اجرای قوانین الهی در جوامع اسلامی است و اینکه چرا قوانین و سنت های اسلامی آثار و نتایج فاسدی را در جوامع اسلامی در پی داشته است. وی در پاسخ به این پرسش ضمن اشاره به عدم توفیق سنت ها و قوانین تمدن غربی در جوامع تابع این تمدن، معیار خوبی و بدی قوانین را انطباق آن با حقیقت و عقل و فطرت می داند نه در پسند یا عدم پسند مردم؛ پس اگر در جوامعی به قانونی عمل نشد و چه بسا خلاف آن قوانین عمل شده باشد آسیب و اشکال متوجه قانونگذار و قانون نیست. حکم صالح و مصلح چیزی است و انسان فاسد و مفسد چیز دیگری.[15]
مبحث دوم این است که قوانین اسلامی و احکامش از نظر مبنا و مشرب با سایر قوانین اجتماعی حاکم میان مردم تفاوت دارد. قوانین اجتماعی حاکم میان مردم با اختلاف زمان مختلف می شود و با تغییر مصالح تغییر می یابد؛ اما هیچ گونه اختلاف و تبدیلی در واجب و حرام و مستحب و مکروه و مباح قوانین اسلامی راه ندارد. در این نظام اجتماعی، اعمالی که افراد انجام می دهند و هر شخصی امکان انجام دادن یا ترک آن را دارد، بر والی این نظام است که فرد را به آن عمل امر کند یا از آن نهی نماید؛ مانند اینکه آن مجتمع یک فرد و زمامدار آن نیز نیروی فکری و اداره کننده آن است.[16]
بنابراین اعتقاد علامه این است که فسادها و انحطاط های جوامع اسلامی مستند به اصل اسلام نیست؛ بلکه اسلام در ذات خود بهترین قوانین و آموزه ها را در اصلاح زندگی بشر طراحی کرده است؛ لیکن جوامع اسلامی هیچ گاه در عمل به اسلام اهتمام لازم را نداشته است؛ از این رو اسلام در حوزه قانونگذاری و طراحی نظام مبتنی بر مصالح دارای بهترین نظامات و شایسته مرجعیت است.
جمع بندی
کارکردهای علمی قرآن کریم، دامنه وسیع و گسترده ای دارد و مرحوم علامه طباطبایی در آثار خود به برخی از آنها پرداخته اند. بخشی از کارکردهای علمی قرآن که مورد اشاره علامه قرار گرفته عبارتند از: طرح نو در روش تربیتی و هدایت انسان، پی ریزی و تنظیم مکتب و آیینی استوار، طراحی راهبردهای کلان برای تمدن سازی و ساخت مدنیه فاضله، حل نزاع های فطری بشر و قانونگذاری مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی زندگی بشر.
پی نوشت ها
[1] یونس/ ۶۵.
[2] بقره/۱۶۵.
[3] طباطبایی، المیزان، ج ۱، ص ۳۵۸-۳۶۰.
[4] طباطبایی، المیزان، ج ۱، ص ۳۵۸-۳۶۰.
[5] طباطبایی، المیزان، ج ۱، ص ۳۵۹.
[6] بقره/۱۵۵و۱۵۶.
[7] طباطبایی، المیزان، ج ۱، ص ۳۶۰.
[8] اسراء/۹.
[9] طباطبایی، المیزان، ج ۱۳، ص ۴۷.
[10] طباطبایی، المیزان، ج ۱۳، ص ۴۷.
[11] طباطبایی، المیزان، ج ۱، ص ۳۶۰.
[12] طباطبایی، بررسی های اسلامی، ص ۸۰ -۸۱.
[13] طباطبایی، المیزان، ج ۲، ص ۱۵۱.
[14] طباطبایی، قرآن در اسلام، ص ۱۱۲-۱۰۹.
[15] طباطبایی، المیزان، ج ۴، ص ۱۹۴-۱۹۲.
[16] طباطبایی، المیزان، ج ۴، ص ۱۹4.
فهرست منابع
- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
- طباطبایی، سید محمد حسین، بررسی های اسلامی، به کوشش سید هادی خسروشاهی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷.
- طباطبایی، سید محمد حسین، قرآن در اسلام، بوستان کتاب، ۱۳۸۸.
منبع اقتباس: فاکر میبدی، محمد؛ رفیعی، محمدحسین، مرجعیت علمی قرآن از نگاه علامه طباطبایی (ره)، منتشر شده در مجموعه مقالات مرجعیت علمی قرآن از دیدگاه مفسران قرآن، به اهتمام محمدصادق یوسفی مقدم و سید اسدالله موسوی عبادی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۳، ص ۴۰ـ۴۱، ۴۴ـ۴۶ و ۵۲ـ۵۵.