شیخ صدوق؛ محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی

1396-05-11

888 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

شیخ صدوق، تاریخ نگار، فقیه، مفسر، محدث بزرگ ۱درقرن ۴ ق.

عمادالدین محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق وابن بابویه، اهل قم؛ در طول حیات علمی خود مخصوصاً با مسافرت های بسیار به سر زمین های مختلف امکان یافت تا در علوم و معارف دینی در محافل شیعی و سنی سرآمد شود. شیخ صدوق، که در خانواده ای اهل علم متولد شده بود، دانش های اولیه را نزد پدرش، علی بن حسین ( ۳۲۹ ق)، آموخت.

مشایخ شیخ صدوق

از دیگر مشایخ او، محمد بن حسن بن احمد بن ولید (شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص ۱۵، ۱۷، ۴۰)، و عبدالواحد بن عبدوس و ابوطیب رازی (همو، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۲، ۸۱؛ ج ۲، ص ۲۴۰) و ابوالقاسم حسن بن محمد سکونی و محمد بن بکران نقاش (همان، ج ۱، ص ۱۱۷؛ همو، خصال، ص ۱۱۵؛ همو، التوحید، ص ۲۳۲) را می توان نام برد.

از هجرت علمی تا وفات

او در سال ۳۵۵ ق به بغداد سفر کرد و سفرهایی به مارواء النهر کرد و مدتی را هم در بلخ سپری کرد. سپس به بغداد برگشت و در آنجا به تدریس همت گماشت و بسیاری از شاگردان او بغدادیین اند. در زمانی بوییان به ری بازگشت و مورد احترام دربار آل بویه قرار گرفت. در همین زمان، کتاب ارزشمند عیون اخبار الرضا (ع) را با نام صاحب بن عبّاد، وزیر عالم و دانشمند رکن الدولۀ دیلمی، نگاشت.

مرحوم شیخ صدوق (ره)، دانش خود را به نسل بعد نیز انتقال داد و عالمانی تربیت کرد. اگرچه اطلاع از شاگردان وی چندان کامل نیست، اما وجود نام چند تن از بزرگان، کفایت می کند تا جایگاه استادی او تشخیص داده شود. از میان شاگردان وی، باید به محمد بن محمد بن نعمان (مرحوم شیخ مفید ره) و هارون بن موسی تلکعبری و علی بن محمد خزاز و حسین بن عبیدالله بن غضائری اشاره کرد (دلائل الامامه، ص ۴، ۱۰، ۸۹؛ منتجب الدین، ص ۸۹).

پس از درگذشت، پیکر او را در آرامگاه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) به خاک سپردند. مقبرۀ او که یک بار در زمان فتحعلی شاه قاجار مرمت شد، همیشه محل زیارت بوده است.

جایگاه و گرایش علمی شیخ صدوق

مرحوم شیخ صدوق (ره)، از نظر اعتقادی، به اصحاب حدیث امامی یا مکتب اخباری قم گرایش تام داشت که اساساً تکیۀ افراد این مکتب بر حدیث است. از منظر کلامی، وی بر آن نظر بود که باید با اتکا بر اخبار و احادیث معصومان (ع)، به تعریف مفاهیم و اثبات قضایای کلامی پرداخت. در واقع، کلامی وی از وجود برخی اختلافات در فروع، خط و ربط او را از متکلمان جدا می کند (من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۳۴ – ۲۳۵؛ شیخ مفید، ص ۶۵ – ۶۶؛ علامه مجلسی، ج ۱۷، ص ۱۲۲ – ۱۲۹؛ پاکتچی، ذیل «ابن بابویه»).

مرحوم شیخ صدوق (ره)، با استفاده از متون احادیث به تبیین مسائل فقهی می پرداخت. او در حوزۀ حدیث، بدون شک از مرتبه ای والا برخوردار بوده و نه تنها در حکم ناقل حدیث حلقۀ وصل نسل پیشین به نسل پسین بوده (همو، الفهرست، ص ۱۵۷)، بلکه در مقام فردی آگاه به علم الحدیث به نقد احادیث و رجال هم می پرداخته است (همو، عیون اخبار الرضا (ع)، ج ۱، ص ۲۰۰؛ همو، فضائل الاشهر الثلاثه، ص ۶۳؛ نجاشی، ص ۳۹۰ – ۳۹۲؛ ابن داوود، ص ۷۲، ۸۷، ۱۰۰).

جایگاه والای شیخ صدوق (ره)، چنان است که از قدیم ترین منابع همه دربارۀ او جز ستایش و بیان وثاقت نداشته اند. از نخستین یادکنندگان از او باید ابن ادریس (السرائر، ص ۲۸۸) و علی بن طاووس (کشف المحجه، ص ۱۲۹) را یاد کرد که او را ثقه خوانده اند. ابن طاووس همچنین در کتاب دیگرش، فلاح السائل (ص ۱۱)، عدالت او را بیان داشته و ابن ادریس، نخستین کسی بوده که او را صدوق، خوانده است؛ اما ظاهراً شهرت لقب صدوق برای او، از زمان مرحوم شهید اول به بعد رواج یافته است (علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۱۹۰). مراسیل او را برخی از متأخران مسانید قلمداد کرده اند (خوانساری، روضات الجنات، ج ۶، ص ۱۳۳؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۵۴). شیخ صدوق به ویژه در ضبط اسانید توانمند بود و با دقت علمی کامل، اصطلاحات ریز علوم الحدیث را موشکافانه به کار می برد. از مهم ترین موارد شایان توجه دربارۀ حدیث شیخ صدوق، آن است که تقریباً بیشتر آثارحدیثی او، دربردارنده و آمیخته ای از احادیث شیعه و سنی است (عبداللهی، ص ۱۵۷ – ۱۶۲؛ استاد ولی، ص ۶۸ – ۷۱)

آثار و تالیفات شیخ صدوق

مرحوم شیخ صدوق (ره)، در زمینه های علوم مختلف زمانۀ خود، که به ویژه نزد محافل امامیه از رواج بیشتری برخوردار بودند، آثار بسیاری تألیف کرده است. او خودش تعداد آثارش را بیش از ۲۴۵ مورد یاد کرده است (من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲ – ۳). مشهورترین آثار شیعی مانند الاعتقادات، التوحید، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، الخصال، علل الشرایع، عیون اخبار الرضا (ع)، کمال الدین و تمام النعمه، معانی الاخبار، همگی از تألیفات ارزشمند شیخ صدوق اند که غالباً هم بارها انتشار یافته اند.

او انبوهی از منابع قدیم مشتمل بر اصول اربعمائه و مصنفات مختلف و آثار تدوین یافتۀ متقدمان را گرد آورده و در آثار خود، از آن ها بهره برده است. وی با اعتقاد به اهمیت حدیث و ارزشمندی آنچه از اهل بیت (ع) برجای مانده بر آن بود که آرای اعتقادی و محافل شیعی را در قالب آثاری در زمینه های مذهبی جداگانه بگنجاند. مثلاً در علل الشرایع و معانی الاخبار و الخصال و حتی ثواب الاعمال و عقاب الاعمال یک شیوه را در سطوح مختلف خبری به کار بسته است. به همین سبب است که، به رغم هماهنگی کلی میان آثار او، هر کدام جاذبۀ خاص خود را دارد و صرفاً در نوع بهره گیری از منابع همپوشانی موضوعی دارند.

تقریباً همۀ کتاب های مرحوم شیخ صدوق (ره)، در طول زمان دست کم یک بار منتشر شده اند که صرفاُ برای اطلاع بیشتر، چاپ برخی از آن ها معرفی می شود: الاعتقادات، به کوشش عصام عبد السید، قم، ۱۴۱۳ ق؛ الامالی، قم ۱۴۱۷ ق؛ التوحید، به کوشش هاشم حسینی تهرانی، تهران، ۱۳۸۷ ق؛ ثواب الاعمال، به کوشش محمد مهدی حسن خرسان، نجف، ۱۳۹۲ ق؛ الخصال، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ۱۳۶۲ ش؛ علل الشرایع، نجف، ۱۳۸۵ ق؛ عیون اخبار الرضا (ع)، نجف، کتاب خانۀ حیدریه، ۱۳۹۰ ق؛ فضائل الاشهر الثلاثه، به کوشش غلامرضا عرفانیان، نجف، ۱۳۹۶ ق؛ کمال الدین، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۰ ق؛ معانی الاخبار، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ۱۳۶۱ش؛ المقنع، قم، ۱۴۱۵ ق؛ من لا یحضره الفقیه، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ۱۴۰۴ ق؛ الهدایه، قم، ۱۴۱۸ ق.

فهرست منابع

1- صدوق (۱۳۸۷ ق). التوحید، به کوشش هاشم حسینی طهرانی، تهران. (۱۳۶۲).

2- الخصال، به کوشش علی اکبر غفاری، قم. (۱۳۹۲ ق).

3- ثواب الاعمال، کوشش حسن خرسان، نجف. (۱۴۰۴ ق).

4- عیون الاخبار الرضا (ع)، بیروت (۱۴۰۴ ق).

5- من لا یحضره الفقیه، به کوشش علی اکبرغفاری، قم

6- علامه مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق). بحارالانوار، بیروت، ج ۱، ۱۰، ۳۴، ۵۷، ۹۰، ۱۰۰، ۱۰۲، ۱۰۴، ۱۰۶.

7- دلائل الامامه (۱۴۱۳ ق). منسوب به ابن رستم طبری، قم.

8- نجاشی، احمد (۱۴۰۷ ق). «الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی»، قم.

9- ابن داوود، حلی، حسن، الرجال، به کوشش محدث ارموی، تهران.

10- ابن ادریس، محمد (۱۴۱۰ ق). السرائر، قم.

11- مامقانی، عبدالله (۱۳۴۹ – ۱۳۵۱). تنقیح المقال، نجف، ج ۱٫

12- نجاشی، احمد (۱۴۰۷ ق). «الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی»، قم.

منبع مقاله: نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران