حمله پیامبر اسلام (ص) به کشورهای غیر اسلامی واقعیت یا توهم

حمله پیامبر اسلام (ص) به کشورهای غیر اسلامی واقعیت یا توهم

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکی از حوادث مهم تاریخ اسلام، فتح ایران در دوره پس از پیامبر اسلام (ص) است. درباره این رویداد تاریخی، گاه شبهاتی با هدف زیر سؤال بردن اسلام مطرح می شود؛ از جمله اینکه ایرانیان به زور شمشیر مسلمان شدند و از ترس جان و برای حفظ ناموس خود، برخلاف میل و اراده شان اسلام را پذیرفتند. این نوشتار با تکیه بر شواهد تاریخی نشان می دهد که هرچند در جریان فتح ایران، میان اعراب و ایرانیان جنگ هایی رخ داد، اما پذیرش اسلام از سوی ایرانیان به زور شمشیر نبوده است؛ بلکه آنان با اختیار و میل خود به اسلام گرویدند.

نقش فرهنگ و عوامل غیرنظامی در گسترش اسلام در ایران

اما این كه چگونه اسلام در ایران گسترش یافت، دین اسلام هرگز با خونریزی و جنگ به كسی تحمیل نشده بلكه قرن ها زمان برای گسترش اسلام صرف شده است. چون پس از پیامبر اسلام (ص) كار بدان گونه كه آن حضرت خواسته بود پیش نرفت، اگر امیرمومنان حضرت علی (ع) حاكم می شد، شاید مردم ایران با یك سخنرانی و خطبه حضرت مسلمان می شدند. و نیازی به حمله و هجوم و لشكر كشی نبود. شیوه برخورد خلفا و امویان و عباسیان هرگز مورد تایید قرآن نبود و مسلمان شدن ایرانیان از عوامل دیگری نیز داشت و فقط تاثیر نظامی نبود كه در این جا به اختصار بررسی می شود.

فرهنگ مجموعه ای از عناصر عینی و ذهنی است كه میراث نسل های متوالی و دارای عناصری مثل علم و دین و… است و ابزارهای مختلف آموزشی و تبلیغی در شكل گیری و استمرار آن نقش اساسی دارند.[1] انسان با ویژگی ها و احساسات خاص و پیچیده، مانند حس برتری، كمال جویی، آزادی خواهی، سلطه گریزی و اختیار، در فرایند فرهنگ سازی نقش اول را دارد.

شالوده تمام فرهنگ ها دین و ایدئولوژی است، كه در پیام انبیای الهی نهفته است.[2] با مراجعه به سیره پیامبر اسلام (ص) در می یابیم كه تمام اقدامات آن حضرت برای گسترش دین اسلام (به جز موارد نظامی و دفاعی) ، فرهنگی بوده است.[3] به طور نمونه پیامبر اسلام (ص) در مدینه اقلیت های دینی و اسرای مشرکین را در انتخاب پرداخت جزیه و قبول اسلام آزاد می گذاشت و… این ها بهترین دلیل بر به کار نگرفتن زور و استبداد در قبولاندن دین اسلام توسط پیامبر (ص) است.

درباره سایر كشورها نیز عملكرد پیامبر اسلام (ص) بر اساس رسالت جهانی اش[4]، دعوت آنها به اسلام، توسط نامه صورت گرفته كه محتوای نامه موجود و دلیل بر محوریت امور فرهنگی است.[5] بدین گونه، پیامبر اسلام (ص) توانست در مدت كوتاهی با انقلاب فرهنگی در جامعه جاهلی حجاز[6] افرادی را تربیت كند كه در راه گسترش اسلام جان فشانی نمایند و به مراتب عالی معنوی نایل شوند.

اسلام چگونه در ایران گسترش یافت؟

پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) نیز، مسلمانان برای دفاع از كیان اسلام و نشر فرهنگ اسلامی به فراسوی جهان، مرزهای جغرافیایی را كه مانع رسیدن فرهنگ و شعارهای اسلام بود برچیدند و زمینه های گسترش اسلام در ایران را فراهم كردند. عوامل گسترش اسلام و پایداری و بالندگی آن پس از گشوده شدن دروازه های ایران به روی اسلام را به اختصار می توان این گونه بیان كرد:

1- شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران سبب شده بود كه مردم ایران به استقبال دین اسلام بروند و مسلمان شوند. چنان كه در بسیاری از شهرها، حاكمان بدون جنگ و درگیری به خاطر عدم مقاومت مردم در مقابل سپاه اسلام پرداخت جزیه را می پذیرفتند و صلح می نمودند.[7]

2- تشریع قانون جزیه از طرف پیامبر اسلام (ص) و استمرار آن و مختار بودن مردم در پذیرش دین یا پرداخت جزیه كه در تمام مناطق فتح شده اعمال می شد.[8]

3- تخریب نكردن آتشكده های مجوس در ایران چنان كه گزارش شده است، یكی از سرداران عرب فرمان داد تا به یك امام جماعت و مؤذن او تازیانه زدند. چون یكی از معابد زرتشتی را ویران كرده بودند و سنگ های آن را در بنای مسجد به كار برده بودند. در قرن دهم میلادی، یعنی سه قرن پس از فتح ایران، آتشكده های زرتشتیان در عراق، فارس، كرمان، سیستان، خراسان، آذربایجان و در سراسر ایران برپا بود.[9] پیروان دین زرتشت به تدریج و به اختیار خود به دین اسلام گرویدند. وجود پیروان زرتشتی در ایران تا عصر حاضر و آزادی آنان در اجرای مراسم دینی، بهترین دلیل بر نبود اجبار و زور در پذیرش دین است.[10]

4- مسلمان شدن بسیاری از ایرانیان، قبل از فتح ایران، كه در یمن و بحرین به سر می بردند. گفته شده پس از جنگ قادسیه، چهار هزار دیلمی به اختیار به دین اسلام گرویدند.[11]

5- خدمات ایرانیان به اسلام و تولید و توسعه علوم اسلامی و تدوین هزاران كتاب در زمینه علوم مختلف. به طوری كه بزرگ ترین صاحب نظران در علوم مختلف، دانشمندان بزرگ اسلام از شیعه و سنی، از ایران برخاسته بودند و ایرانیان با اندك فاصله پس از رسیدن اسلام به ایران، در زمینه علوم اسلامی، اعم از سیره، تاریخ، فقه، حدیث، رجال، علوم قرآنی، علوم عقلی و فنی و تجربی با نوآوری های شگفت به تولید علم پرداختند و این شیوه فرهنگ سازی را به كشورهای غربی انتقال دادند و مؤثرترین قدم ها را در تكامل علوم اسلامی برداشتند.[12] چنان كه پیامبر اسلام (ص) درباره ایرانیان می فرماید: «اگر علم به ستاره ثریا آویخته بود، گروهی از فرزندان (ایران) به آن دست می یافتند».[13]

6- در تاریخ ایران باستان دوره هخامنشی، كه اسكندر مقدونی سراسر ایران را به زور شمشیر فتح كرد و حكومت (سلوكیان) تأسیس شد و سال ها بر سراسر ایران حكومت كردند، نتوانستند فرهنگ یونانی و غربی را بر ایرانیان تحمیل كنند، بلكه از فرهنگ و معماری ایرانیان تأثیر پذیرفتند و ایرانیان هرگز دچار خودباختگی فرهنگی و بی هویتی نشدند و به ترویج این فرهنگ ها نیز نپرداختند.[14] پس از اسلام نیز، مردم ایران شاهد تهاجم اقوام مختلف از ماوراء النهر و مغولستان با فرهنگ های مختلف بودند، ولی هرگز دین «شمنی مغول» را ترویج ندادند، بلكه مهاجمان را مغلوب فرهنگ اسلامی خویش ساختند، با این كه مسلم است كه شمشیر مغولان از شمشیر اعراب برنده تر و تیزتر و قتل و جنایت آنها در طول تاریخ ایران بی نظیر بوده است و اعراب مسلمان هرگز چنین جنایاتی را در ایران مرتكب نشدند. بنابراین هرگز نمی توان گسترش دین اسلام در ایران را به زور شمشیر دانست، بلكه در علل زیر باید جستجو كرد:

7- غنی بودن محتوای دین اسلام و فرهنگ انسان دوستانه و ضد تبعیض و عدالت محور آن كه با فطرت انسان سازگار است.

8- پس از گشوده شدن مرزها، ارتباط مردم ایران با مسلمانان تنگاتنگ شد. این پیوند خود به نوعی در ترویج دین اسلام مؤثر بود و ایرانیان از نزدیك شاهد جامعه مسلمانان بودند كه با حكومت اشرافی و جامعه طبقاتی ساسانی متفاوت بود.[15]

9- اسرای جنگی ایرانی كه به همراه خانواده و فرزندان به مدینه و شهرهای دیگر منتقل شده و در كنار مسلمانان زندگی می كردند، تحت تأثیر جامعه مسلمین، مجذوب اسلام می شدند.[16]

10- ایرانیانی كه قرن ها شاهد اشرافیگری شاهان ساسانی و محرومیت طبقات دیگر جامعه از امكانات اولیه زندگی بودند، با مشاهده ساده زیستی خلفای اسلامی، از جمله امیرمؤمنان علی (ع) و عاملان آنها در شهرهای ایران كه مثل پایین ترین طبقات مردم زندگی می كردند، به پذیرش آیین اسلام ترغیب شدند.[17]

11- حضور صحابه بزرگ پیامبر اسلام (ص) در جنگ ها و فتوحات ایران و قبول مسئولیت فرمانداری در نواحی مختلف ایران نیز یكی از عواملی بود كه در ترویج اسلام در ایران تأثیر بسزایی داشت. سلمان فارسی وقتی از طرف خلیفه برای فرمانداری مداین اعزام شد، مردم آنجا منتظر بودند كه او با تشریفات خاصی وارد شهر شود اما سلمان سوار بر درازگوشی برهنه برای اداره امور مردم آن دیار وارد این شهر شد و خدمات ارزنده ای به مردم ارائه داد. این خود از مهم ترین عوامل ترویج اسلام در ایران بود.[18]

12- حضور خاندان پیامبر اسلام (ص) در برخی از شهرها نیز، از عوامل مهم ترویج اسلام در ایران بوده است. چنان كه مشهور است در برخی از فتوحات كه فرماندهی سپاه اسلام با سلمان بود، حسنین (علیهما السلام) نیز حضور داشتند و به دروازه هر شهری كه می رسیدند مردم آن شهر بدون درگیری اسلام را می پذیرفتند.[19]

نقش اهل بیت (ع) در ماندگاری و گسترش اسلام در ایران

در پایان لازم است به چند نكته توجه داشته باشیم:

1-  گسترش اسلام و پایداری آن در ایران و صدور آن از این كشور به سایر كشورهای جهان كه هیچ فتحی در آنها انجام نشده بود، علل دیگری دارد. چون حكومت ظالمانه و مستبدانه بنی امیه و بنی عباس از عهده این مسئولیت سنگین برنمی آمدند و عملكرد آنها به عنوان خلیفه در جامعه ایران، پاسخ و نتیجه مثبتی نداشت كه در رشد و پایداری اسلام تأثیرگذار باشد، بلكه برعكس، مردم ایران با دیدن رفتار تبعیض آمیز كارگزاران خلفا و حتی برخی از خلفای نخستین، درباره آنها دچار تردید شدند و فرقه های مختلفی پس از ورود اسلام به ایران به وجود آمد كه ناشی از عملكرد منفی مدعیان دروغین جانشینی پیامبر اسلام (ص) بود.[20]

2-  عنایت و توجه پیامبر اسلام (ص) و امیر مؤمنان و اهل بیت (ع) به ایرانیان و رفع تبعیض از موالی كه در دوره خلفای پیشین رواج داشت[21] سبب می شد كه ایرانیان روز به روز شیفته و شیدای اسلام راستین شوند. در تاریخ نقل شده است عمر در نامه ای به سلمان نوشت: «تو با کارهایت در مدائن – سلمان تواضع داشت و با مردم مهربان بود – سلطنت را تضعیف کرده ای!»

او در جواب نوشت: «تو می دانی که پیامبر (ص) نیز با مردم الفت داشت».[22]

چنان كه گفته شده است: «… پدران ما تا اسلام را نمی شناختند در برابر آن جنگیدند و چون شناختند در راه آن جنگیدند. این خود مایه سرافرازی است… یكی از بیچارگی های ایرانیان این است كه تاریخ خود را نمی دانند …».[23]

3-  به اعتبار همین اسلام راستین، بر مبنا و محوریت اهل بیت (ع) بود كه پس از نهضت امام حسین (ع)، بسیاری از ایرانیان[24] در سپاه مختار برای انتقام حضور داشتند[25] و این اندیشه را به ایران و فراسوی منطقه مركزی، همچون خراسان و طبرستان (مازندران) و… بسط دادند و بنی عباس با زیركی از همین موج سود جست و امویان را برانداخت. پس از حضور امام هشتم (ع) و سایر سادات از خاندان پیامبر (ص) در خراسان، با عشق مردم ایران به خاندان نبوت كه چشمه جوشان اسلام ناب بودند، گسترش اسلام به اوج خود رسید و پیش از حضور امام هشتم (ع)  كه دوره اختناق امویان بود، ایران بهترین مأمن خاندان رسالت بود.

در دوره وقوع اختلاف و آشوب بین بنی امیه و بنی عباس كه معاصر امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بودند رابطه ایرانیان با چشمه های زلال دین و دانش برقرار بود و خردمندان و اندیشمندان ایرانی پیام اسلام را می گرفتند و در ایران به ترویج و بسط آن می پرداختند و با اندیشه های انحرافی و اختلاف انگیزِ تزریق شده از سوی دستگاه اموی و… مبارزه، و از عقاید راستین اسلام پاسداری می كردند و با بسیاری از شبهات كه از سوی دستگاه حكومت برای نابودی اسلام بر اصول اعتقادات و كلام الهی وارد می شد برخورد علمی می نمودند و به آنها پاسخ می دادند.[26]

جمع بندی

بنابراین، از مهمترین عوامل پایداری و گسترش اسلام در ایران عشق و علاقه مردم ایران به اهل بیت پیامبر (ع) است. چون در مناطقی كه توسط امویان و عباسیان فتح شده بود پس از انقراض حكومت آنها اثری از دین اسلام برجا نماند.[27] لوبون گوستاو در کتاب خود «اسلام و عرب» اشاره به اخراج مسلمین از جزیره سیسیل و… می کند. [28] نمونه دیگر نیز انقراض حکومت در اندلس است که به زور شمشیر تمام این مناطق فتح شده بود، ولی اکنون فقط آثاری تخریب شده از این دوران بر جای مانده است. این خود بهترین دلیل بر ردّ نظریه «بسط و گسترش اسلام به زور شمشیر» است. چون هرگاه دین در قلوب مردم رسوخ كرد و جزئی از فرهنگ و زندگی آنان شد هرگز رنگ نیستی و زوال نخواهد پذیرفت.


پی نوشت:

[1] . کوئن، مبانی جامعه شناسی، ص59.

[2] . سوره بقره، آیه2.

[3] . ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویة، ص358؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج1، ص442؛ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ص390؛ جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ج1، ص91 و 377-430

[4] . ر.ک: سوره اعراف، آیه 158؛ سوره سبأ، آیه 28؛ سوره قلم، آیه 52؛ و…

[5] . ر.ک: احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج1، ص30ـ90.

[6] . ر.ک: شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 2، 93، 95، 192؛ و همچنین سوره آل عمران، آیه 159؛ سوره قلم، آیه 4.

[7] . ر.ک: زرین کوب، تاریخ مردم ایران پس از اسلام، ص12 و 14.

[8] . ر.ک: زرین کوب، تاریخ مردم ایران پس از اسلام، ص380؛ لوبون، تمدن اسلام و عرب، ص158.

[9] . مسعودی، مروج الذهب، ج1، ص603ـ615.

[10] . زرین کوب، تاریخ مردم ایران پس از اسلام، ص535.

[11] . طبری، تاریخ الامم، ج4، ص1436.

[12] . ر.ک: دورانت، تاریخ تمدن، ج4، ص188و 417-428.

[13] . پاینده، نهج الفصاحة، ص649.

[14] . ر.ک: مشکور و رجب نیا، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران (اشکانیان)، ص64، 70، 102، 128، 149؛ پیرنیا، ایران باستان، ص195-206.

[15] . ر.ک: دورانت، تاریخ تمدن، ج4، ص169-181؛ زرین کوب، بامداد اسلام، ص87؛ کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ص138، 638-666.

[16] . ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ص25، 244، 268.

[17] . ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ص269.

[18] . نوری، نفس الرحمن، ص551.

[19] . ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ص288.

[20] . یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ص39-42؛ نوری، نفس الرحمن، ص67.

[21] . نوری، نفس الرحمن، ص358.

[22] . نوری، نفس الرحمن، ص527؛ شیرازی، الدرجات الرفیعة، ص215.

[23] . کسروی، در پیرامون تاریخ، ص134.

[24] . ر.ک: خضری، تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه، ص3-15.

[25] . ر.ک: جعفریان، رسول، تاریخ تشیع، ص 68.

[26] . ر.ک: مفید، الارشاد، ج2، ص160-330؛ خضری، تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه، ص34؛ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ص290-302.

[27] . لوبون، تمدن اسلام و عرب، ص165-167.

[28] . لوبون، تمدن اسلام و عرب، ص171-174.


فهرست منابع

  1. قرآن مجید
  2. ابراهیم حسن، حسن، تاریخ سیاسی اسلام، تهران، دنیای کتاب، چاپ هشتم، 1378.
  3. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تهران، اسلامیه، چاپ چهارم، 1368.
  4. احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول، قم، یاسین، 1363.
  5. آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تهران، دانشگاه، چاپ ششم، 1378.
  6. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة، تهران، جاویدان، چاپ اول، 1374.
  7. پیرنیا، حسن، ایران باستان، تهران، دنیای کتاب، 1370.
  8. جعفری، سید محمدحسین، تشیع در مسیر تاریخ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، 1373.
  9. جعفریان، رسول، تاریخ تشیع، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، 1371.
  10. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، قم، دلیل ما، چاپ دوم، 1382.
  11. خضری، سید احمدرضا، تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه، تهران، سمت، 1378.
  12. دورانت، ویلیام جیمز، تاریخ تمدن، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، 1375.
  13. زرین کوب، عبدالحسین، بامداد اسلام، تهران، امیر کبیر، چاپ ششم، 1369.
  14. زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران پس از اسلام، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم، 1371.
  15. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، قم، مرکز البحوث الاسلامیة، 1374.
  16. شیرازی مدنی، سیدعلی خان بن احمد، الدرجات الرفیعة فی طبقات الشیعة، قم، بصیرتی، 1379.
  17. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ چهارم، 1368.
  18. کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، دنیای کتاب، چاپ نهم، 1374.
  19. کسروی، احمد، در پیرامون تاریخ، تصحیح عزیز علیزاده، تهران، فردوس، 1377.
  20. کوئن، بروس، مبانی جامعه شناسی، تهران، سمت، چاپ چهارم، 1372.
  21. لوبون، گوستاو، تمدن اسلام و عرب، ترجمه فخر داعی گیلانی و سید محمد تقی، تهران، علمی، چاپ چهارم، 1334.
  22. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، 1370.
  23. مشکور، محمدجواد؛ رجب نیا، مسعود؛ تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران (اشکانیان) ، تهران، دنیای کتاب، چاپ سوم، 1374.
  24. مفید، محمد بن محمد، الارشاد، قم، موسسه آل البیت، 1413ق.
  25. نوری، حسین بن محمدتقی، نفس الرحمن فی فضائل السلمان، تهران، آفاق، 1369.
  26. یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ هفتم، 1374.

منبع مقاله | با اقتباس از:

نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه.

 

 

بدون دیدگاه