آداب تعامل با بدهکار از منظر آموزه های اسلامی

آداب تعامل با بدهکار از منظر آموزه های اسلامی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

آداب تعامل با بدهکار، از موضوعات مهمی است که رعایت آنها افزون بر حفظ کرامت اجتماعی بدهکار، می تواند بر رویش فضایل اخلاقی طلبکار و بهره مندی وی از آثار و پاداش های قرض دادن اثرگذار باشد. از این رو، بررسی آیات و روایات مرتبط با آداب تعامل با بدهکار، راهنمایی جامع برای تنظیم روابط مالی بر پایه اخلاق و عدالت فراهم می آورد.

آداب تعامل با بدهکار

  1. اخلاص

اولین مورد از آداب تعامل با بدهکار، اخلاص است. اخلاص در کارها، نشانه تمسک به ریسمان محکم و قرار گرفتن در راه مطمئن است[1] و سبب ارزشمندی انسان نزد خداوند می شود[2].

از این رو قرآن در آیه ۲۴۵ سوره بقره از قرض به «قرضاً حسناً» یاد کرده است که فرد در هنگام قرض دادن آن را با اخلاص و رضایت خاطر[3] و از مال حلال و پاکیزه پرداخت نماید[4] و توجه داشته باشد قرض دادن به محتاج به انگیزه تقرب به خداوند[5] و با خلوص نیت، قرض حقیقی خواهد بود[6] و آن را از باب فضیلت و عطوفت[7] به خداوند نسبت داده است،[8] تا نیازمندان ملاحظه کنند خداوند خودش را به جای آنان گذاشته است و احساس ضعف و ذلت نکنند.[9]

  1. تكریم

دومین مورد از آداب تعامل با بدهکار، تکریم اوست. در آموزه های اسلامی انسان دارای کرامت است[10] و مؤمنان دارای کرامت هستند؛ چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «تکریم او تکریم خداوند است».[11] امام صادق تعابیر ارزشمندی در رفتار کریمانه دارند که به دو بخش از آنها اشاره می شود: «خداوند فرموده است خلق (بندگان) خانواده و عیال من هستند و محبوب ترین آنان نزد من کسانی هستند که به بندگانم لطف بیشتری دارند و در تأمین نیاز آنان تلاش بیشتری نمایند».[12]

«اگر جایگاه مؤمن نزد پرودگار دانسته شود، در برآوردن نیاز او سستی ورزیده نمی شود».[13]

امام کاظم(ع) نیز فرمود: «کسی که نیاز فردی از دوستان ما را برآورد مانند آن است که نیاز ما اهل بیت را برآورده است».[14] بنابراین، انسانی که دارای کرامت است، باید در تعامل با بدهکار رفتاری کریمانه داشته باشد و به منزلت او در تمام مراحل پرداخت و دریافت قرض توجه نماید. در اینجا شایسته است به مهمترین وجوه کرامت اشاره گردد؛ شامل: حفظ آبرو، خوش اخلاقی، منت ننهادن، پرداخت سریع، مهلت دادن و بخشش بدهی.

  1. حفظ آبرو

یکی دیگر از آداب تعامل با بدهکار، حفظ آبروی اوست. همه ارزش های انسان به آبروی او وابسته است. علاوه بر اینکه خودش موظف است آن را حفظ نماید، دیگران هم مسئولیت دارند در تعامل با وی آبرومندانه رفتار نمایند و اخلاق کریمانه را درباره او رعایت کند. قرآن خطاب به مؤمنان آبروریزی را حرام دانسته[15] و برای آن عذابی دردناک بیان نموده است؛[16] از این رو شایسته است طلبکار در تعامل با بدهکار در زمان پرداخت قرض به حفظ آبروی وی توجه داشته باشد.

در روایتی آمده است مردی از انصار خدمت امام حسین(ع) رسید و خواست حاجتش را با ایشان مطرح کند؛ اما امام به او فرمود: «ای برادر انصاری! آبروی خود را حفظ کن و درخواست خود را شفاهی و رو در رو مطرح نکن؛ بلکه حاجتت را در نامه ای بنویس و بیاور تا من آنچه در نامه نوشته ای و سبب خوشحالی تو می شود، به خواست خدا برآورده سازم».[17]

  1. خوش اخلاقی

خوش اخلاقی در برخورد با مخاطبان و مراجعه کنندگان از سفارش های خداوند به پیامبر اکرم(ص) است[18] و مورد اهتمام اهل بیت قرار گرفته است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «در ترازوی عمل آدمی در روز قیامت، چیزی برتر از خوشرویی نیست».[19]

آن حضرت در تعامل با بدهکار و کسی که ستمدیده و دچار محرومیت گشته و نیازمند به قرض گرفتن است فرمودند: «هر کس به ستمدیده و محرومی قرض دهد و در مطالبه آن خوش رفتاری کند، اعمال خویش از سر گیرد {که خداوند گذشته او را آمرزیده است} و خدا در برابر هر درهم او هزار قنطار[20] از بهشت به وی خواهد بخشید[21] و خدا از کسی که با برادرش ترشرویی می کند خشمگین خواهد بود.[22]

  1. منت ننهادن

از موارد کرامت و آداب تعامل با بدهکار، خودداری نمودن طلبکار از منت نهادن بر وی به منظور تکریم انسان است. خداوند در قرآن منت گذاشتن بر دیگران را نهی کرده است[23] و انفاق با منت را همانند انفاق با ریا[24] نوعی کفر[25] و قرار گرفتن در جرگه ستمگران[26] و باطل کننده انفاق مؤمنان دانسته است.[27] از سویی انفاق کنندگان بدون منت را بهره مند از پاداش های ویژه نزد پروردگار بیان نموده است.[28]

قرآن با نسبت دادن قرض به خداوند خواهان قرض بدون اذیت و منت به بندگان شده است.[29] در روایتی امام صادق(ع) فرمود: «کسی که کار نیکی برای برادرش انجام دهد و بر او منتی بگذارد، اعمال او از بین خواهد رفت و تلاشش دارای خسران و زیان خواهد شد و خداوند بر منت گذار، بهشت را حرام نموده است.[30]

  1. پرداخت سریع

کسی که توانایی بر قرض دادن دارد و پذیرفته است به فردی قرض دهد، رفتار کریمانه اقتضا می کند در پرداخت قرض تأخیر نیندازد و کاری نکند که او را در سرگردانی قرار دهد و از گرفتن قرض پشیمان نماید. شتاب در برآوردن نیاز دیگران چنان اهمیت دارد که امام سجاد(ع) فرموده: «من در برآوردن نیاز دشمن خود (نیز) شتاب می کنم؛ زیرا می ترسم دست رد به سینه او بزنم و او از من بی نیاز شود».[31]

  1. مهلت دادن

مراعات حال بدهکاری که ناتوان از پرداخت قرض شده است و به مهلت نیاز دارد، مورد اهتمام آموزه های قرآنی و روایات قرار گرفته است و از آن به عنوان اخلاق کریمانه در تعامل با بدهکار یاد شده است. قرآن در آیه ۲۸۰ سوره بقره به یکی از حقوق بدهکاران اشاره می کند که اگر از پرداختن اصل بدهی خود عاجز باشند، باید برای پرداختن اصل بدهی به آنها مهلت داده شود[32] و این یک قانون کلی درباره تمام بدهکاران است.

حتی در قوانین اسلام تصریح شده است هیچ گاه نمی توان خانه و وسایل زندگی ضروری افراد را به دلیل بدهی آنها توقیف کرد یا از آنها گرفت؛ بلکه طلبکاران تنها از مازاد آن می توانند حق خود را بگیرند و این حمایت روشنی از حقوق قشرهای ضعیف جامعه است.

پیامبر اکرم(ص) با توجه به آیه یاد شده فرمودند: «کسی که قرض کرده و آن را در اسراف و گناهی به کار نگیرد، ولی در پرداخت بدهی به سختی افتاده است، به او فرصت داده شود تا امکاناتی برایش فراهم شود و قرضش را بپردازد».[33]

  1. بخشش بدهی

از رفتار کریمانه با بدهکار و قرض گیرنده، بخشش طلبکاری او در صورت دارا بودن شرایط است. قرآن بخشش بدهکار تنگدست را کاری ارجمندتر از مهلت دادن به آنان شمرده،[34] سبب بهره مندی از بهشت جاویدان بیان نموده است.[35]

با توجه به این آیات، قرآن گامی فراتر از مسائل حقوقی را بیان کرده و آن را مسئله ای اخلاقی و انسانی دانسته است و گذشت از بدهکارانی که در سختی قرار گرفته اند، می تواند احساس کینه توزی و انتقام را به محبت و صمیمیت مبدل سازد و افراد ضعیف جامعه را به فعالیت مجددی که نتیجه اش عاید همگان می شود وادارد.[36]

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «در صورتی که وضعیت مالی طلبکار خوب باشد، مقدار قرض خود را با او به صورت صدقه حساب کند یا او را رها کند و ببخشد که این برای او بهتر خواهد بود».[37]

  1. تنظیم اسناد

از آداب تعامل با بدهکار، تنظیم اسناد با وی هنگام قرض دادن است، چون فلسفه تنظیم اسناد و کتابت قرض ها در تعامل با بدهکار، محکم کاری[38]، رعایت مصالح زندگی[39]، حفظ اموال[40] بر اثر مرگ[41]، انکار، فراموشی[42]، حفظ و ثبت بهتر زمان پرداخت و گواهی دادن در آن بیان گردید[43] تا از بروز اختلافها جلوگیری کند و در محاکم قضایی مورد استناد قرار گیرد[44] و خودداری از آن نهی شده است.[45]

قرآن خطاب به مؤمنان می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که بدهی مدت داری به یکدیگر می دهید، آن را بنویسید. آن در نزد خداوند به عدالت نزدیکتر و برای شهادت و گواهی دادن مستقیم تر و برای جلوگیری از شک و تردید بهتر است».[46]

با استناد به آیه، دین شرایطی شرایطی برای نویسنده قرض بیان گردید؛ از قبیل شناخت دقیق مسائل دین،[47] عدالت و رعایت آن در نوشتن توافق دو طرف[48] و مطابقت با قوانین شرع.[49] مشهور میان بزرگان علمای شیعه و اهل سنت استحباب تنظیم سند است.[50]

  1. پرهیر از ربا

آموزه های اسلامی برای رشد معنوی افراد متمکن و رهایی از فریفتگی و وابستگی به مادیات فلسفه حرمت ربا را بنا بر فرمایش امام رضا(ع) جلوگیری از برچیده شدن، سود طلبی، قرض، معروف و کارهای نیک، جلوگیری از ظلم، فساد، تلف شدن و از بین رفتن اموال بیان نموده است.[51] از این رو طلبکار در تعامل با بدهکار و هنگام دادن و دریافت قرض، نباید به فکر ربا و گرفتن مازاد از مبلغ پرداختی خود باشد.

قرآن در آیه ۲۷۸ سوره بقره، مؤمنان را به تقوای الهی و دوری جستن از ربا فرا خوانده است[52]؛ چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «هر فرضی که سود و منفعتی به همراه داشته باشد، حرام است»[53] و ربا را بدترین معامله دانسته[54] و ناپسندی ربا را به زنای با مادر در خانه خدا تشبیه کرده است و ناپسندی یک درهم ربا را بزرگتر از هفتاد بار زنا با محارم در خانه خدا دانسته است [55]

  1. گواهی گرفتن

برای جلوگیری از اختلاف ها[56] و ثابت کردن حقوق دو طرف[57] سفارش شده است هنگام تنظیم اسناد قرض بین طلبکار و بدهکار، گواهانی از دو مرد مسلمان[58] و در صورت نبود آنان، یک مرد و دو زن مسلمان که دین، امانت داری،[59] صلاحیت و عفت آنان مورد رضایت باشد، گرفته شود[60] و دارای عدالت[61]، بلوغ[62] و عقل[63] هم باشند. این تأکیدات در آیه مبنی بر نوشتن مقدار قرض و شاهد گرفتن بر آن بر اعتبار و حجیت آن دلالت دارد.[64]

  1. دریافت قرض از زکات

طلبکار در تعامل با بدهکار نباید نگرانی داشته باشد. زمانی که متوجه می شود بدهکار در وضعیتی قرار گرفته است که نمی تواند قرض او را بپردازد، از مصادیق «غارمین» و از مستحقان زکات به شمار می آیند[65] و طبق بیان پیامبر اکرم(ص) پرداخت دین چنین بدهکاری از زکات بر عهده امام و حاکم اسلامی است و اگر پرداخت ننماید، گناهکار خواهد بود.[66] از سویی طبق فرمایش امام کاظم(ع)، طلبکار هم می تواند آن را از زکات اموال خود حساب کند و در موقع پرداخت زکات خود آن را کم نماید.[67]

نتیجه گیری

اسلام، تعامل با بدهکار را صرفاً یک رابطه مالی نمی داند، بلکه آن را عرصه ای برای بروز اخلاص، کرامت انسانی، خوش اخلاقی و عدالت اجتماعی معرفی می کند. تأکید بر حفظ آبرو، مهلت دادن، پرهیز از ربا و حتی بخشش بدهی، بیانگر اولویت داشتن ملاحظات اخلاقی بر منافع مادی است. التزام عملی به آداب تعامل با بدهکار می تواند ضمن کاهش تنش های اقتصادی، به تحکیم روابط و همبستگی اجتماعی و تقویت سرمایه اخلاقی جامعه اسلامی بینجامد.

پی نوشت ها

[1] لقمان/ ۲۲.

[2] آل عمران/ 162-163.

[3] ابن جوزی، زاد المسیر، ج۱، ص۲۲۱.

[4] فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۲۷۳.

[5] فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۶، ص۵۰۰.

[6] طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۶۰۸.

[7] کیاهراسی، احکام القرآن، ج ۱، ص22.

[8] کاشانی، تفسیر منهج الصادقین، ج2، ص53.

[9] قرائتی، تفسیر نور، ج۱، ص۳۸۶-۳۸۸.

[10] اسرا / ٧٠.

[11] كوفی اهوازی، المؤمن، ص۵۵.

[12] کلینی، کافی، ج۳، ص۵۰۷.

[13] کلینی، کافی، ج۴، ص۳۴.

[14] ابن قولویه، كامل الزیارات، ص۳۳۶-۳۳۵.

[15] نساء/۱۴۸؛ حجرات / ۱۱-۱۲.

[16] توبه/ ۷.

[17] حرانی، تحف العقول، ص۲۴۷.

[18] قلم/۴؛ آل عمران/ ۱۵۹.

[19] كلینی، کافی، ج۳، ص۲۵۷.

[20] قرشی، قاموس قرآن، ج۶، ص۲۰.

[21] ابن بابویه، ثواب الاعمال، ص۲۸۹.

[22] شهید ثانی، کشف الربیة، ص۸۳.

[23] حجرات / ۱۷؛ مدثر/۶.

[24] بقره /۲۶۴.

[25] بقره / ۲۶۴.

[26] بقره /۲۶۴ و ۲۷۰.

[27] بقره / ۲۶۴.

[28] بقره / ۲۶۲.

[29] بقره / ۲۴۵؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۶۰۸.

[30] ابن بابویه، ثواب الأعمال، ص۲۸۹ – ۲۹۰.

[31] اربلی، كشف الغمة، ج۲، ص۲۰۶.

[32] بقره/۲۸۰.

[33] قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۹۴.

[34] بقره/۲۸۰.

[35] آل عمران/ ۱۳۴ و ۱۳۶.

[36] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۷۸-۳۷۹، با کمی تغییر.

[37] قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۹۴.

[38] زمخشری، کشاف، ج۱، ص۴۰۲.

[39] فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۷، ص۹۰.

[40] قاسمی، محاسن التأویل، ج۲، ص۲۳۳.

[41] فاضل مقداد، كنز العرفان، ج۲، ص۴۷.

[42] زمخشری، کشاف، ج۱، ص۴۰۲.

[43] قاسمی، محاسن التأویل، ج۲، ص۲۳۳.

[44] بقره/ ۲۸۲؛ بلخی، تفسیر مقاتل، ج۱، ص۱۵۱.

[45] بقره /۲۸۲.

[46] بقره /۲۸۲.

[47] مقدس اردبیلی، زبدة البیان، ص۴۴۳.

[48] بقره /۲۸۲.

[49] فاضل مقداد، كنز العرفان، ج۲، ص۴۸.

[50] بقره/ ۲۸۳؛ مقدس اردبیلی، زبدة البیان، ص۴۴۲.

[51] ابن بابویه، علل الشرایع، ج2، ص483.

[52] بقره/278.

[53] نجفی، جواهرالکلام، ج25، ص7.

[54] ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص377.

[55] ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص367.

[56] راوندی، فقه القرآن، ج1، ص398.

[57] مغنیه، تفسیر الکاشف، ج1، ص446.

[58] ابن العربی، احكام القرآن، ج۱، ص۲۵۲.

[59] مقدس اردبیلی، زبدة البیان، ص۴۴۵.

[60] فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۳۰۷.

[61] طبرسی، مجمع البیان، ج۱ – ۲، ص۶۸۳.

[62] فاضل مقداد، كنز العرفان، ج۲، ص51.

[63] کاظمی، مسالک الأفهام، ج۳، ص۶۰.

[64] مقدس اردبیلی، زبدة البیان، ص۴۴۵.

[65] راوندی، فقه القرآن، ج1، ص225.

[66] کلینی، کافی، ج۲، ص۳۴۷.

[67] کلینی، کافی، ج7، ص176.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم
  2. ابن بابویه، محمدبن علی(شیخ صدوق)، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، دارالشریف الرضی، 1406ق.
  3. ابن بابویه، محمدبن علی(شیخ صدوق)، علل الشرایع، قم: کتابفروشی داوری، 1385ق.
  4. ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، تصحیح: علی اکبر غفاری، چ2، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413ق.
  5. ابن جوزی، عبدالرحمن ابن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، بیروت: دارالکتاب العربی، 1422ق.
  6. ابن شعبه حرانی، حسن بن على، تحف العقول، محقق/مصحح: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق.
  7. ابن قولویه، جعفر بن محمد، كامل الزيارات، محقق/مصحح: عبدالحسین امینی، نجف اشرف، دار المرتضوية، ۱۳۵۶ش.
  8. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، محقق/مصحح: سیدهاشم رسولی محلاتی، ط-القدیمه، تبریز، بنی هاشمی، 1381ق.
  9. بلخی، مقاتل ابن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت: دار احیا تراث، 1424ق.
  10. قطب الدین راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، محقق/مصحح: احمد الحسینی و محمود مرعشی، چ2، قم: مکتبه آیه الله مرعشی نجفی، 1405ق.
  11. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن  حقائق غوامض التنزیل، چ3، بیروت: دارالکتاب العربی، 1407ق.
  12. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، المومن، قم: موسسه الامام مهدی(عج)، 1404ق.
  13. کاظمی، جواد بن سعيد؛ مسالک الأفهام الى آيات الأحكام؛ ج2، تهران: کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۶۵ش.
  14. کاشانی، فتح الله بن شکرالله، تفسیر کبیر منهج الصادقين في إلزام المخالفين، تهران: کتابفروشی و چاپخانه محمدحسن علمی، 1336ش.
  15. فاضل مقداد، جمال الدین مقداد بن عبدالله، كنز العرفان في فقه القرآن، تحقیق: سید محمد قاضی، بیجا، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، ۱۴۱۹ق.
  16. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمدبن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت: دار احیا التراث العربی، 1420ق.
  17. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق حسین اعلمی، چ2، تهران: انتشارات الصدر، 1415ق.
  18. قاسمی، جمال الدین، محاسن التاویل، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1418ق.
  19. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، تحقیق: سید طیب موسوی جزایری، چ4، قم: دارالکتاب، 1367ش.
  20. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1388ش.
  21. قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1371ش.
  22. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، چ3، تهران: انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  23. طبری کیاهراسی، ابوالحسن علی بن محمد، احكام القرآن، تحقيق: موسى محمد علی و عزت عبد عطية، چ2، بیروت: دار الكتب العلميه، 1405ق.
  24. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البيان في أحكام القرآن، تهران: کتابفروشی مرتضوی، بیتا.
  25. مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، دارالکتاب الاسلامی، 1424ق.
  26. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374ش.

منبع اقتباس: شیرزاد کمانگر، حسن، تعامل طلبکار و بدهکار بر اساس آموزه های قرآن و اهل بیت (ع)، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1400ش، ص35-53.

بدون دیدگاه