دل آدمی در میانه خوف و رجا و امیدواری می تپد؛ نه چنان باید از قهر خدا نومید گشت که در ظلمت یأس غوطه ور شود، و نه چنان مغرور به رحمت او که از طاعت و عبادت بازماند. رجا و امیدواری، آن چیزی است که در زمین دل می روید، آنگاه که بنده تخم ایمان در جان افکند و آن را با آب طاعت و اخلاص سیراب سازد.
اما آنان که بدون عمل و غافل، چشم به رحمت بی سبب حضرت حق دوخته اند، نه امیدوار بلکه فریفته اند. در این مقاله، سخن از رجا و امیدواریی است که از معرفت می جوشد، و نگاهی است به حقیقت رجا و امیدواری، که چگونه در توازن با خوف، انسان را به سوی رحمت الهی می کشاند بی آنکه در دام غرور افتد.
معنا و مفهوم رجا و امیدواری
ضد یأس از رحمت خدا، صفت رجا و امیدواری به اوست. «رجا و امیدواری» عبارت است از انبساط سرور در دل، به جهت انتظار امر محبوبى. این سرور و انبساط را وقتى رجا و امیدواری گویند که آدمى بسیارى از اسباب رسیدن به محبوب را تحصیل کرده باشد، مثل انتظار گندم از براى کسى که تخم بى عیب را به زمین قابلى که آب به آن نشیند بیندازد، و آن را در وقت خود آب دهد.
اما توقع چیزى که هیچ یک از اسباب آن را مهیا نکرده باشد، آن را رجا و امیدواری نگویند، بلکه غرور و حماقت نامند؛ مانند انتظار گندم براى کسى که تخم آن را در زمین شوره زارى که بى آب باشد افکنده باشد. اگر کسى بعضى اسباب را تحصیل کرده و بعضى را نکرده، که حصول محبوب مشکوک فیه باشد، آن را آرزو و تمنّا گویند، مثل آنکه تخم را به زمین قابلى افکنند اما در آب دادن کوتاهى و تقصیر نمایند.
زمین دل و زراعت ایمان؛ تمثیلی از رجا و امیدواری
چون این را دانستى بدان که دنیا، مزرعه آخرت است و دل آدمى، حکم زمین را دارد. ایمان، چون تخم است و طاعات، آبى است که زمین را با آن سیراب باید کرد. پاک کردن دل از معاصى و رذایل اخلاقی به جاى پاک کردن زمین است از خار و خاشاک و سنگ و کلوخ و گیاهى که زرع را فاسد مى کند. و روز قیامت هنگام درو کردن است.
پس باید امید داشتن بنده به آمرزش را قیاس کرد به امید صاحب زرع، و همچنان که کسى تخم را به زمین پاک افکند و آن را به موقع آب دهد و از سنگ و خار و خس پاک سازد، چون چشم به لطف پروردگار داشته بنشیند و امید گندم به خانه بردن در وقت درو داشته باشد، این را رجا و امیدواری گویند و عقلا از آدمى مى پسندند و مدح او را مى کنند.
همچنین هر گاه بنده زمین دل را از خار و خس اخلاق ذمیمه رُفت و درو کرد، و تخم ایمان را در آن پاشید، و آب طاعات را بر آن جارى ساخت، پس امید به لطف پروردگار داشته باشد که او را از سوء خاتمه نگاهدارد، و او را بیامرزد. و این امیدوارى او رجاء محمود، و در نزد عقل و شرع مستحسن است.
کسى که از زراعت تغافل ورزد و سال خود را به کسالت و راحت به سر برد، یا تخم را در زمین شوره که آب به آن نمى نشیند افکند و بنشیند و توقع درو کردن و گندم به انبار کشیدن را داشته باشد، این را حمق و غرور گویند و صاحب آن را احمق نامند.
همچنین کسى که تخم ایمان و یقین را در زمین دل نیفکند، یا بیفکند ولیکن خانه دل او «مشحون»[۱] به رذایل صفات، و مستغرق لجّه شهوات و لذات باشد و آن را به آب طاعتى سیراب ننماید و چشم [چشمداشت] ایمان و مغفرت را داشته باشد مغرور و احمق خواهد بود.
رجا و امیدواری بجا و درست
از آنچه گفتیم معلوم شد که رجا و امیدواری، در وقتى است که آدمى، توقع محبوبى را داشته باشد که جمع آورى اسبابى را که در دست او هست کرده باشد، و دیگر چیزى نمانده باشد مگر آنچه را که از قدرت او بیرون است، که فضل و کرم خداست، که از لطف خود او را از سوء خاتمه، و ایمان او را از شیطان، و دل او را از هوا و هوس محافظت نماید.
پس احادیث و اخبارى را که در ترغیب به رجا و امیدواری به خدا، و وسعت عفو و رحمت او رسیده، مخصوص کسانى است که چشم داشت رحمت را با عمل خالص داشته باشند و به دنیا و لذت آن فرو نرفته باشند.
پس جان من! با هوش باش تا شیطان تورا فریب ندهد، و از طاعت و عبادت باز ندارد، و به رجا و امیدواری، روزگار تو را نگذراند، تا زمام کار از دست تو در رود؛ و نظرى به احوال انبیاء و اولیاء و بزرگان بارگاه خدا افکن، و سعى ایشان را در عبادات ملاحظه نماى، و ببین که: چگونه عمر خود را در خدمت پروردگار صرف نمودند و روز و شب، بدن خود را در رنج افکندند، و به عبادت و طاعت مشغول شدند و چشم از لذات دنیویّه پوشیدند، و شربت محنت و بلا را نوشیدند و با وجود این، از خوف خدا پیوسته در اضطراب، و دیده ایشان غرق آب بود.
آیا ایشان امید به عفو و رحمت خداوند نداشتند؟ یا از وسعت کرم او آگاه نبودند؟ به خدا قسم که آگاهى آنها از من و تو بیشتر، و امیدوارى آنها بالاتر بود و لیکن مى دانستند:
نابرده رنج گنج میسر نمى شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
یافته بودند که امید رحمت بى دست آویزى طاعت و عبادت حمق و سفاهت است.
شبان وادى ایمن گهى رسد به مراد
که چند سال به جان خدمت شعیب کند[۲]
آیات و اخبار در فضیلت رجا و امیدواری
ابتدا به بعضى از احادیث و آیات در فضیلت رجا و امیدواری اشاره مى کنیم و بعد از آن، به بیان اینکه «رجا و امیدواری بى طاعت، غرور و حماقت است» مى پردازیم. پس مى گوییم بدان که: آیات و اخبارى که باعث رجا و امیدواری مى شود و ترغیب به آن مى نماید بى نهایت است، و آنها بر چند قسم اند:
قسم اول: آیات و اخبارى که در آنها نهى شده است از یأس و نومیدى از رحمت خدا. این آیات و روایات در بخش یأس و نا امیدی قابل ذکر است.
قسم دوم: احادیثى که درباره رجا و امیدواری نقل شده است:
«مردى در حالت نزع بود و حضرت امیر المؤمنین (ع) بر بالین او حاضر بودند، عرض کرد که خود را مى یابم که از گناهان ترسان، و به رحمت پروردگار امیدوارم. حضرت فرمود که: در این وقت این ترس و امید در دل بنده جمع نمى شود مگر اینکه خدا او را به آنچه رجا و امیدواری دارد، مى رساند و از آنچه مى ترسد ایمن مى کند».[۳]
و از حضرت رسول (ص) مروى است که فرمودند: «در روز قیامت خداوند عالم به بنده مى فرماید که: چه چیز مانع شد تو را از اینکه تو منکر را دیدى و نهى از آن نکردى؟ اگر در این وقت عذر آورد که پروردگارا! به تو امیدوار بودم و از مردم مى ترسیدم. خدا مى فرماید که: این گناه تو را آمرزیدم».[۴]
و باز از آن حضرت منقول است که: «مردى را داخل جهنم کنند، پس در آنجا هزار سال معذب باشد، روزى فریاد کند که یا حنان یا منان. خداوند عالم به جبرئیل مى فرماید: برو بنده مرا نزد من آور. پس جبرئیل (ع) او را بیاورد و در موقف پروردگار بدارد.
پس خطاب الهى رسد که: جاى خود را چگونه یافتى؟ عرض کند که: بد مکانى بود. خطاب رسد که: او را به جایى که داشت برگردانید. آن بنده راه جهنم را پیش گیرد و روانه شود و به عقب خود نگاه کند. خداى تعالى فرماید که: چرا به عقب نگاه مى کنى؟ عرض کند که: چنین به تو امید داشتم که چون مرا از جهنم بیرون آوردى دیگر به آنجا بر نگردانى. خطاب رسد که: او را بر گردانید و به بهشت برید».[۵]
و نیز از حضرت رسول (ص) مروى است که: «خدای تعالى فرمودند که: مطمئن نشوند عبادت کنندگان به عبادتى که به امید ثواب من مى کنند، به درستى که اگر غایت سعى خود را در طاعت بکنند و در مدت العمر نفس هاى خود را به زحمت بیندازند در بندگى من، باز مقصر خواهند بود و حق عبادت مرا بجا نخواهند آورد در مقابل آنچه از من مى خواهند از کرامات و نعیم بهشت من، و از درجات عالیه در جوار من.
و لیکن باید به رحمت من واثق باشند و به فضل و کرم من امیدوار باشند. و مطمئن و خاطر جمع به حسن ظن به من باشند، که هر گاه چنین باشند رحمت من ایشان را در مى یابد، و خوشنودى و آمرزش خود را به ایشان مى رسانم، و خلعت عفو خود را به ایشان مى پوشانم. به درستى که منم خداوند رحمن و رحیم، و به این نام خود را نامیده ام».[۶]
از امام محمد باقر (ع) مروى است که: «دیدم در کتاب على بن ابیطالب (ع) که نوشته بود حضرت رسول (ص) در بالاى منبر فرمودند که: قسم به آن خدایى که به غیر از او خدایى نیست که به هیچ مؤمنى خیر دنیا و آخرت داده نشد مگر به واسطه حسن ظن او به خدا، و امیدواریش به او، و حسن خلق او، و احتراز کردن از غیبت مؤمنین. و قسم به خدایى که به غیر از او خدایى نیست، که:
خداى تعالى هیچ مؤمنى را بعد از توبه و استغفار عذاب نمى کند مگر به جهت گمان بدى که به خداوند داشته باشد، و کوتاهى او در امیدوارى به خداوند، و بد خلقى و غیبت مؤمنین. و قسم به خدایى که به غیر از او خدایى نیست، که:
هیچ بنده، ظن نیکو به خدا نمى دارد مگر اینکه خدا به ظن او با او رفتار مى کند؛ زیرا که خدا کریم است و همه خیرات در دست اوست، و شرم دارد که بنده مؤمن گمان نیک به او داشته باشد و گمان او تخلف کند و امید او بر نیاید. پس نیکو کنید گمان خود را به خدا و به سوى او رغبت نمائید».[۷]
قسم سوم: از چیزهایى که باعث امیدوارى مؤمنین است، آن است که در آیات قرآنیه و احادیث نبویه تصریح شده که ملائکه مقربین و انبیاء مرسلین (ع) براى طایفه مؤمنین طلب مغفرت مى نمایند و از خدا آمرزش ایشان را مى طلبند، و البته دعاى ایشان مقبول درگاه پروردگار است.
خداوند عالم مى فرماید: «وَ الْمَلائِکَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ؛[۸] «فرشتگان تسبیح پروردگار خود را مى نمایند، و از او طلب آمرزش مى کنند از براى بندگانى که در زمین هستند».
حضرت رسول (ص) فرمودند که: «حیات و ممات من از براى شما خیر است؛ اما در حیات، از براى شما احکام شریعت را بیان مى کنم و طریقه و آداب را به شما مى آموزم؛ و اما بعد از ممات من، اعمالى که از شما صادر مى شود بر من عرضه مى کنند، آنچه را که دیدم نیک است حمد خدا را مى کنم، و آنچه را که دیدم بد است، طلب آمرزش آن را از خدا مى کنم».[۹]
قسم چهارم: روایاتی نظیر: چون بنده گناهى کند ملائکه در نوشتن آن تأخیر مى کنند که شاید نادم و پشیمان شود و استغفار کند.
از امام جعفر صادق (ع) مروى است که: «چون از بنده گناهى صادر شود به قدر صبح تا شام نوشتن آن را تأخیر مى اندازند، اگر استغفار نمود نمى نویسند».[۱۰] و از امام جعفر صادق (ع) منقول است که: «هر که گناهى کند، هفت ساعت از روز او را مهلت مى دهند، پس اگر سه مرتبه گفت: «استغفر اللّه الّذى لا اله الاّ هو الحىّ القیّوم» آن گناه را ثبت نمى کنند».[۱۱]
نتیجه گیری
رجا و امیدواری، زمانی حقیقت می یابد که با ایمان راستین و کوشش در طاعت همراه باشد، نه با غفلت و بی عملی. امید صادق آن است که بنده، پس از انجام وظیفه و بندگی، دل به کرم پروردگار سپارد و به فضل او امیدوار باشد؛ اما رجا و امیدواری بی پایه و بی عمل، جز غرور و فریب، ثمری برای آدمی در پی نخواهد داشت.
پی نوشت ها
[۱] مملو.
[۲] مراد از «شبان وادى ایمن»، حضرت موسى (ع) است که از مصر فرار نمود و به مدین آمد و مدت ۸ یا ۱۰ سال در خدمت حضرت شعیب (ع) بود. خداوند در قرآن کریم سوره قصص، آیه ۲۳ به آن اشاره نموده است. (جهت اطلاع بیشتر رک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۶۳).
[۳] ابن ماجه، سنن ابن ماجه، تحت رقم ۴۲۶۱؛ غزالی، احیاء العلوم، ج ۴، ص ۱۲۵.
[۴] غزالی، إحیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۱۲۶؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، رقم ۴۰۱۷؛ فیض کاشانی، محجّه البیضاء، ج ۷، ص ۲۵۴.
[۵] غزالی، إحیاء علوم الدین، ج ۴، ص ۱۲۶.
[۶] کلینی، کافى، ج ۲، ص ۷۱، ح ۱؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۷۰، ص ۳۸۹.
[۷] کلینی، کافى، ج ۲، ص ۷۱ و ۷۲، ح ۲؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۷۰، ص ۳۶۵ و ۳۶۶، ح ۱۴.
[۸] شورى/ ۵.
[۹] مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۱۴۹، ح ۴۵.
[۱۰] کلینی، کافى، ج ۲، ص ۴۳۷، ح ۱.
[۱۱] کلینی، کافى، ج ۲، ص ۴۳۷، ح ۲.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- ابن ماجه، محمد بن یزید القزوینی، سنن، بیروت، دارالجیل، ۱۹۹۸م.
- کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
- فیض کاشانی، ملامحسن، محجه البیضاء، قم، نشر جامعه مدرسین، ۱۳۸۳ق.
- غزالی، محمد، إحیاء علوم الدین، بیروت، دارالکتاب العربی، بی تا.
- مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ش.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، قم، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.
منبع اقتباس: نراقى، احمد بن محمدمهدى، معراج السعاده، قم، هجرت، چاپ: ۶، ۱۳۷۸ ه.ش، ص۲۰۱-۲۰۵.