حج در ادیان آسمانی و جایگاه آن در یهودیت و مسیحیت

حج در ادیان آسمانی و جایگاه آن در یهودیت و مسیحیت

۱۴۰۰-۰۷-۰۶

567 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

دین اسلام، مسیحیت و یهودیت، از ادیان ابراهیمی به شمار می روند و حج، یکی از اعمال عبادی ادیان ابراهیمی است. حال، ممکن است این سؤال درباره حج به ذهن خطور کند که اگر حج در ادیان آسمانی پیشین تشریع شده، پس چرا مسیحیان و یهودیان به کعبه و مراسم حج اعتقادی ندارند؟ این مقاله بر آن است تا پاسخی هر چند مختصر، به این پرسش ارائه دهد.

حج در ادیان آسمانی پیشین و در دین اسلام

همانطور که اشاره شد، حج در ادیان آسمانی پیشین وجود داشته و در دین اسلام نیز تشریع شده است. در یک تقسیم بندی، می توان اعمال و عبادات در دین اسلام به دو دسته تقسیم نمود:

  1. اعمال جدید: اعمالی که فقط در دین اسلام تشریع شده اند.
  2. اعمال با سابقه توحیدی: اعمالی که اصل آن ها در ادیان توحیدی پیش از اسلام (مانند نماز و روزه) وجود داشته و اسلام آن ها را تأیید و با شرایط جدید واجب کرده است.

عمل عبادی حج، جزو دسته دوم است و سابقه ای طولانی دارد. وجود حج در ادیان گذشته نه تنها ایرادی بر اسلام نیست، بلکه نشان دهنده اهمیت فوق العاده این عمل نزد خداوند است.

قدمت، شیوه و ترتیب حج در ادیان پیشین

شیوه و ترتیب حج امروزی، شامل مناسکی مانند طواف، سعی، قربانی و رمی جمرات، به زمان حضرت ابراهیم (ع) بازمی گردد. ایشان بنیانگذار اصلی حج در ادیان آسمانی بودند و به دستور خداوند، مردم را به سوی خانه کعبه و انجام حج فراخواندند: «وَ أَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یأْتُوک رِجَالًا وَ عَلَی کلِّ ضَامِرٍ یأْتِینَ مِن کلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ؛[۱] و در میان مردم برای [ادای] حج، بانگ برآور تا [زائران] پیاده و [سوار] بر هر شتر لاغری- که از هر راه دوری می آیند- به سوی تو روی آورند».

اصل عمل عبادی حج و مناسک آن به ویژه طواف، از قدمتی بسیار طولانی برخوردار است؛ به طوری که سابقه آن نه تنها به خلقت بشریت، بلکه بر اساس روایتی از امام صادق (ع)، به سه هزار سال پیش از حضرت آدم (ع) باز می گردد. امام صادق (ع) فرمودند: «پس از آن که حج آدم (ع) به پایان رسید، جبرئیل به او فرمود: «هنیئا لک یا آدم قد غفرلک لقد طفت بهذا البیت قبلک بثلاثه آلاف سنه؛[۲] گوارا باد بر تو ای آدم! بخشوده شدی؛ من این خانه را سه هزار سال قبل از تو طواف کردم».

 همچنین امام رضا (ع) نیز در روایت دیگری پیرامون حج در ادیان پیشین می فرمایند: «زمان حج، دهه ذی حجه بوده است و پیامبرانی که حج کرده اند عبارتند از: آدم، نوح، ابراهیم، عیسی، موسی و محمد (ص) و دیگر پیامبرانی که در این مقطع زمانی حج خانه خدا نمودند و این سنت شد برای فرزندان آنها تا روز قیامت».[۳]

با وجود جایگاه ویژه حج در ادیان آسمانی، این عمل عبادی و همچنین تعالیم و کتب الهی (نظیر تورات و انجیل) در طول تاریخ و با دخالت امیال بشری، مانند بسیاری از امور دینی، دستخوش تحریف، خرافات و انحراف شده اند، چنانکه آیه کریمه بیان می کند: «الذین اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَعِبًا وَ لَهْوًا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا؛[۴] کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفته است».

حج در ادیان آسمانی: مسیحیت

یکی از نویسندگان مسیحی به نام «ونسنک» در خصوص حج مسیحیان می نویسد: «واژه شناسان عرب، حج را به «قصد» تفسیر کرده اند و این با معنای حج درنظر (مسیحیان) یکسان است. افزون بر این معنای اصطلاحی آن نیز همان است که در لغت عربی مصطلح است و گویا ماده و معنای این واژه در لغت سامی شمال و جنوب، همان طواف کردن و دور زدن باشد».[۵]

مسیحیان در آیین خود به جای حج توحیدی، راه ها و روش های متعددی را در پیش گرفته اند که زاده تصورات آنهاست. مسیحیان بنا بر تعریف خود از حج، در اطراف نمادهای مقدسشان طواف می کنند، قربانی و نذورات تقدیم می نمایند و با تضرع، طلب آمرزش می کنند.

برخی از آنان با پیروی از روش رهبانیت، لذت های حلال و خواسته های مشروع دنیا را بر خود حرام می کنند. آنها مریم عذرا را اسوه قرار داده و مسیح را به خدایی برمی گزینند تا گناهانشان را بیامرزد و آنها را به بهشت رهنمون کند، که این خود، منجر به شرک ورزی و حاکمیت عقاید ثنویت یا تثلیث بر آیین آنان می شود، در نتیجه نمی توان آیین آنها را توحیدی نامید.

جایگاه تولد و به صلیب کشیدن عیسی (به اعتقاد آنان) و هر مکانی که عیسی یا مریم عذرا در آنجا ظاهر شده یا نماز خوانده اند، مکان مقدس شمرده می شود و محل زیارت و مراسم سالانه است که انجیل هر یک را “عید” اعلام کرده است.

در انجیل تحریف شده، واژه حج وجود ندارد و تنها از اعیادی نام برده می شود که در آن، جشن و شادی دارند و به خدای پدر! و خدای پسر (مسیح) شرک می ورزند. آنچه امروز از مسیحیت دیده می شود، چیزی نیست که در آیین نخستین حضرت عیسی (ع) وجود داشته است.[۶]

حضرت عیسی (ع) به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم، به ندای ابراهیم خلیل (ع) برای حج پاسخ مثبت داد؛ زیرا می دانست که این تکلیف عام و جهان شمول، به شریعت خاصی اختصاص ندارد و بر همه پیامبران و مکلفین واجب است.

آن گونه که از روایات استفاده می شود، همه پیامبران به حج خانه خدا آمده اند. این روایات که از پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده، تاکید می کند که عیسی بن مریم (ع)، به کعبه آمده و حج خانه خدا گزارده است. پیامبر اکرم (ص) نیز در موضوع حج در ادیان پیشین و خصوص حج حضرت مسیح (ع) فرمود: «وَ الَّذی نَفْسُ محمّد بِیدِهِ لَیهِلَّنَّ ابنُ مریم بِفَجِّ الرَّوحاءِ حاجّا أو مُعْتَمِرا أَو لیثنیهما؛[۷] سوگند به آن کس که جان محمد (ص) در ید قدرت اوست، فرزند مریم از گردنه «روحا» عبور کرده در حالی که صدای خود را به لبیک گفتن برداشته و به حج یا عمره، یا هر دو عزیمت نموده است».

از قول امام صادق (ع) نیز در موضوع حج در ادیان پیشین و خصوص حج حضرت مسیح (ع) در روایتی آمده است: «وَ مَرَّ عِیسَی بْنُ مَرْیمَ بِصِفَاحِ الرَّوْحَاءِ وَ هُوَ یقُولُ لَبَّیکَ عَبْدُکَ ابْنُ أَمَتِکَ لَبَّیکَ؛[۸] عیسی بن مریم از صفائح الروحاء گذشت، در حالی که می گفت: لبیک! بنده تو و فرزند کنیز تو! لبیک».

بدین ترتیب، حج حضرت عیسی (ع) که پیامبر اولوالعزم است، امکان ندارد مخالف حج پیامبران دیگر باشد و یا این که بیت المقدس یا مکان دیگری را برای حج خود و پیروانش قرار دهد. پس حج در ادیان پیش از اسلام نیز وجود داشته و پیامبران به آن پایبند بوده اند.

حج در ادیان آسمانی: آیین یهود

یهودیان به اشکال مختلف به نوعی از مراسم حج سروکار دارند و به این منظور رهسپار اماکن متعددی می شوند. هر فرقه ای، راه ویژه ای برای خود برگزیده است و در اعیاد مخصوص، آهنگ حج آن اماکن می کنند و با مذهب و تعالیم و عقاید خاص و اوامر و نواهی ویژه ای به انجام آن مراسم می پردازند.

اندیشه حج برای یهودیان، امر جدیدی نیست بلکه پیشینه طولانی دارد. آن دسته از یهودیان که پیرو آیین ابراهیم (ع) بوده اند، حج را به سوی بیت الله الحرام انجام می داده اند و آنان که از اقوام سامی بودند، به سوی معابد و هیاکل و ابنیه و آثار و قبور مردگان[۹] به انجام مراسم حج می پرداخته اند. به نظر می رسد که حج یهود، یک فریضه دینی بوده که تورات بر آنها واجب نموده است.

این مطلب، چنین توضیح داده شده است: «حج به سوی یکی از معبدها، یک رسم دیرینه سامی است که حتی در اجزای قدیمی اسفار پنجگانه، به عنوان یک فریضه دینی عنوان شده است. در «سفر خروج» فصل بیست و سوم، فقره چهاردهم آمده است: «در هر سال سه مرتبه برای من عید بگیرید» و در آیه سی و سوم از فصل سی و چهارم آمده است: «در هر سال سه مرتبه همه مردان باید در برابر خدای بزرگ، خدای اسرائیل ظاهر شوند.» و در سرزمین های عربی نیز اماکن بسیاری وجود داشته که در آن اماکن مراسمی همچون حضور در عرفات صورت می گرفته است.[۱۰]

در هر یک از اعیاد سه گانه، فرقه های یهود به اماکن معینی آهنگ حج می کردند. در روز «استغفار» (عید مظال)[۱۱] به سوی کوه سینا حج می کرده و در عید «فِصح» به بیت المقدس و در عید «استیر» و «عید باران» و… به اماکن دیگری رهسپار می شدند.

با این حال، از تحقیق و تفحّص پیرامون حج در ادیان پیشین و در خصوص دین یهود، در کتاب تورات مکان خاصی را پیدا نمی کنیم که از زبان حضرت موسی (ع)، حج همانند یک دستور الهی آمده باشد و جای این پرسش است که: آیا خداوند برای یهودیان حج به مکان مخصوصی را واجب نساخته است یا این که راویان و نویسندگان متون دینی تورات، آن را از قلم انداخته اند یا به عادت معروف قوم یهود که تورات را تحریف می کردند آن را نیز تحریف نموده اند؟!

بدین جهت است که اماکن حج، متعدد شده و کوچ یهودیان در اعیاد سالانه به نقاط مختلف بوده و هر مکان عبادتی را با عنوان «بیت» می نامیده اند که در ازمنه مختلف محل برگزاری حج آنان بوده است. مثلا در «بیت المقدس» «بیت ایل» «بیت آون» که در نزدیکی بیت ایل بوده و «بیت اصل» در یهودا و «بیت حور» نزدیکی قدس و «بیت هاجن» در جایگاه تولد عیسی (ع) در «بیت لحم» و «بیت هاشطه» و سایر بیوت که شمارش آنها به درازا می کشد و می توان به کتاب مقدس در عهد جدید و قدیم مراجعه کرد که در آنجا درج شده است.

در خصوص زمان حج یهودیان «دکتر حسن ظاظا» می نویسد: «اوقاتی که در آن حج می کنند همزمان با اعیاد آنهاست و اینها سه زمان است: «عید فِصح»، که در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نیسان به تقویم یهودی آغاز می شود. «عید حصاد» یا «اسابیع»، (شبوعوت) که مدت آن یک روز است مصادف با ششم ماه سیوان به تقویم یهودی که در اوایل تابستان (یونیه) قرار گرفته است و «عید ظُلل»، (سرکوت) که مدت آن هشت روز است و در پاییز قرار دارد و از روز پانزدهم ماه «تشرین» یهودی آغاز می گردد. موسم های سه گانه یاد شده را سه عید می نامند که حج در آنها مستحب است و با صدقات بسیاری همراه می گردد.[۱۲]

چگونگی حج حضرت موسی (ع)

هرگاه در اخبار و روایات و احادیث وارده از سنت شریفه پیرامون حج در ادیان گذشته تتبع کنیم، خواهیم دید که حضرت موسی (ع) کلیم الله، مانند پیامبران پیشین به سوی بیت الله عتیق حج کرده و طواف نموده و تلبیه گفته، به گونه ای که پدران و نیاکانش که پیام آوران حق و فرمانبرداران دستورات آسمانی بوده اند، حج کردند. این مطلبی است که روایات حج در ادیان گذشته بر آن تأکید می ورزد و در اینجا به چند مورد از آن ها اشاره می کنیم:

ابن عباس گوید: «در محضر پیامبرخدا (ص) بودیم، مسافت میان مکه و مدینه را می پیمودیم که به یک وادی رسیدیم. پیامبر (ص) فرمود: نام این وادی چیست؟ پاسخ دادند: «وادی ازرق» فرمود: گویا می نگرم موسی (ع) را که با گیسوان بلند در حالی که انگشتان دستش را در گوش ها نهاده بود و تلبیه حج می گفت، از این وادی می گذشت و آهنگ حج مکه مکرمه و کعبه مشرفه را داشت».[۱۳]

همچنین از امام باقر (ع) پیرامون حج در ادیان پیشین روایت شده که فرمود: «موسی بن عمران (ع) با گروهی مرکب از هفتاد تن از پیامبران به قصد حج از گذرگاه «روحاء» عبور می کرد در حالی که می گفت: «لَبَّیک عَبْدُک ابْنُ عَبْدَیک».[۱۴]

و نیز از قول آن حضرت نقل شده که: «موسی (ع) از رمله مصر محرم شد و از «صفائح الروحاء» با حالت احرام گذشت و بر ناقه ای سوار بود که مهار آن از برگ خرما بود و دو جامه قطوانی (سفید) بر تن داشت و تلبیه می گفت و کوه ها او را در تلبیه همراهی می کردند».[۱۵]

همچنین از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: «موسای پیامبر (ع) از صفائح روحاء عبور کرد و بر شتر سرخ موی سوار بود که افسار آن از برگ خرما بود و دو جامه قطوانی (سفید و کوتاه) دربرداشت و می گفت: لَبَّیک یا کرِیمُ لَبَّیک».[۱۶]

نتیجه گیری

حج در ادیان آسمانی، نه تنها پیشینه ای طولانی دارد و پیامبران الهی آن را انجام داده اند بلکه قدمت آن به قبل از خلقت انسان و حضرت آدم (ع) می رسد؛ با این حال، طبق روایات و مستندات، در طول تاریخ، حج در ادیان پیشین دستخوش تحریف شده است. در دین اسلام، حج به عنوان فریضه ای الهی مورد تأکید است و مناسک آن در راستای حج اصیل ابراهیمی است.


پی نوشت ها

[۱] حج/۲۷.

[۲] شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۱۲۷.

[۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۹۹، ص۴۵.

[۴] اعراف/۵۱.

[۵] هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، گروه مستشرقان، ج۷، ص۳۰۴.

[۶] زیرا آیینی که خود آوردنده آن بوده، آیین توحیدی بوده، اما آیین مسیحیت بر محور توحید نیست. هر آنچه مورد تقدیس قرار می گیرد به اعتبار انتساب آن به شخص مسیح می باشد، نه به خدای مسیح.

[۷] احمدبن حنبل، مسند احمد، با اندک اختلاف، ج۲، ص۲۴۰ و ۲۷۲ و ۲۹۰.

[۸] مجلسی، بحارالانوار، ج۹۹، ص۱۸۵.

[۹] مقاله ای با این عنوان در شماره ۳۹ فصلنامه «میقات حج».

[۱۰] هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ج۷، ص۳۰۵.

[۱۱] عید سایه بان بندی یهود.

[۱۲] حسن ظاظا، طقوس الحج عند الیهود، شماره ۲۱۰، ص۱۰.

[۱۳] قزوینی، سنن ابن ماجه،ج۲، ص۹۶۵.

[۱۴] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۸۵.

[۱۵] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص۵۴.

[۱۶] مجلسی، بحار الانوار، ج۹۹، ص۱۸۵.


فهرست منابع

  1. قرآن کریم
  2. ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، علل الشرایع، تصحیح و تعلیق، سید فضل الله طباطبایی یزدی، ناشر، العلمیه، قم، ۱۳۸۴ش.
  3. ابن حنبل، احمدبن محمد، مسند احمدبن حنبل، جده، دارالمنهاج، بی تا.
  4. فصلنامه علمی ترویجی میقات حج.
  5. هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه، موسسه دائره المعارف فقه اسلامی، قم، ۱۳۸۲ش.
  6. ظاظا، حسن، طقوس الحج عند الیهود، الفیصل، شماره ۲۱۰، منبع پایگاه حوزه.
  7. قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، دار الرائد العربی، بیروت، ۱۹۸۱م.
  8. حرّ عاملی، محمد، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق.
  9. مجلسی، محمد باقربن محمدتقی، بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۴۰ق.

منبع اقتباس: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه


بدون دیدگاه