اهمیت و ابعاد گوناگون امنیت در قرآن کریم

اهمیت و ابعاد گوناگون امنیت در قرآن کریم

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکی از مولفه های مهم و کلیدی در زندگی مطلوب انسان، امنیت و آرامش است. این موضوع در ابعاد مختلف مورد توجه و تاکید قرآن قرار گرفته است. در ادامه به بررسی مفهوم امنیت در قرآن و ابعاد آن می پردازیم.

ارزش و اهمیت امنیت در قرآن

امنیت در قرآن کریم به عنوان یکی از شاخصه های مهم حیات بشری در آیات بسیاری به کار رفته و در آنها به جنبه های مختلف ارزش و اهمیت امنیت پرداخته شده است.

۱. نتیجه تحقق حکومت صالحان

یکی از وعده های خداوند به مومنان که در نتیجه استقرار حکومت صالحان تحقق پیدا می کند، امنیت و آرامش است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ … وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا؛[۱] خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند وعده داده است که به یقین، خلافت روى زمین را به آنان خواهد داد، … و ترسشان [مومنان] را به امنیت و آرامش مبدّل مى کند.»

به تعبیر علامه طباطبایی، قرآن در این آیه به گروهی از مسلمانان که دارای دو صفت ایمان و عمل صالح هستند و به نصرت الهی حکومت جهانی مستضعفان را تشکیل خواهند داد، نوید امنیت و از میان رفتن تمامی اسباب خوف و ترس و وحشت را داده است.[۲]

بنابراین آرامش و امنیت در قرآن کریم، از جمله نعمت های مهم الهی به شمار می رود که خداوند آن را یکی از اهداف و ویژگی های جامعه موعود صالحان بر روی زمین معرفی می کند.

۲. درخواست حضرت ابراهیم (ع) برای سرزمین مکه

یکی از درخواست های حضرت ابراهیم (ع) از خداوند، ایجاد صلح و آرامش در سرزمین مکه است. در آیه ۳۵ سوره ابراهیم خداوند می فرماید:

«وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا؛ و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر [مکه] را منطقه ای امن قرار ده.»

بنا به آیه «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَهً لِلنَّاسِ وَ أَمْنًا؛[۳] و (به خاطر بیاورید) هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم.» خداوند دعای حضرت ابراهیم (ع) را مستجاب کرده و  آنجا را چون خانه امنی برای مردم قرار داد. امنیت در قرآن چنان ارزشمند است که موجب منت پروردگار بر آدمیان بوده و او را شایسته سپاس و بندگی می کند:

«فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ؛ الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ؛[۴] پس (بشکرانه این نعمت بزرگ) باید پروردگار این خانه را عبادت کنند؛ همان کس که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و ناامنی ایمن ساخت.»

با اجابت دعای حضرت ابراهیم، خداوند هم امنیت تکوینی به مکه داد؛ زیرا شهری شد که در طول تاریخ حوادث نا امن کننده کمتری به خود دید و هم امنیت تشریعی عطا کرد؛ زیرا به فرمان الهی همه انسان ها و حتی حیوان ها در این سرزمین در امن و امان هستند. صید حیوانات آن ممنوع است و حتی تعقیب مجرمانی که به این حرم پناه برند جایز نیست تنها می توان برای جرای عدالت در مورد چنین مجرمانی آذوقه را بر آنان بست تا بیرون آیند و تسلیم شوند.[۵]

امن دانستن خانه کعبه از جانب خدای متعال، در حقیقت بیانگر اهمیت صفت امنیت است که این بنای بسیار مقدس در آیاتی چند با آن توصیف شده است، همچنانکه در سوره تین مکه مکرمه و شهر کعبه «بلد امین» خوانده شده است.[۶]

۳. ویژگی مهم شهرهای آباد

اولین ویژگی یک شهر آباد و آرمانی از منظر قرآن کریم، داشتن امنیت و آسایش است: «وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْیَهً کانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً …؛[۷] خداوند مثلى زده است: منطقه آبادى که امن و آرام و مطمئن بود …».

خداوند در آیه مذکور، بیان می کند که اگر انسان ها به نعمت های خداوند ناسپاسی کنند، گرفتار ترس و ناامنی خواهند شد. با توجه به این آیه، امنیت در قرآن یکی از صفات مهم هر جامعه ای است که می خواهد طعم رفاه و آسایش را بچشد. امیرالمومنین (ع) می فرماید: «شَرُّ الأوطانِ ما لَم یَأمَن فیهِ القُطّانُ؛[۸] بدترین وطن، جایى است که ساکنانش در آن، در امان نباشند.»

۴. مژده حضرت یوسف (ع) به خاندان خویش

هنگامی که خانواده حضرت یوسف وارد مصر می شوند، وی از میان همه مواهب و نعمت های مصر، روی مسئله امنیت انگشت می گذارد و به پدر و برادران خویش می گوید: «ادْخُلُوا مِصْرَ إِن شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ؛[۹] همگى وارد مصر شوید، که ان شاءاللّه در امنیت خواهید بود.»[۱۰]

انواع و ابعاد امنیت در قرآن کریم

امنیت در قرآن از زوایای مختلفی مورد توجه قرار گرفته است که در ادامه به برخی از مهمترین ابعاد امنیت در قرآن اشاره می کنیم.

امنیت معنوی در قرآن

یکی از اساسی ترین ابعاد امنیت در قرآن، آرامش و امنیت معنوی است. تعامل ایمان و امنیت، به خوبی در قرآن نمایانده شده و بر این واقعیت پافشاری گردیده که امنیت واقعی و سرچشمه اصلی آن، در امنیت معنوی است. در نگاه قرآن، مؤمن اگرچه در دنیا به نا امنی های ظاهری دچار شود، ولی قلبا و به پشتوانه مدد الهی دارای امنیت و آرامش معنوی است و این امنیت ریشه همه امنیت ها و آرامش هاست.

بُعد معنوی امنیت در قرآن، یکی از برکات الهی بر مومنان و مایه افزایش ایمان آنها دانسته شده است: «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ؛[۱۱] او کسى است که آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل کرد تا ایمانى بر ایمانشان بیفزاید.»

همچنین خداوند آرامش و امنیت را تنها ناشی از ذکر و یاد خداوند می داند: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[۱۲] آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل ها آرام مى گیرد.»

علامه طباطبایی در ذیل این آیه، به بررسی مفهوم امنیت در قرآن می پردازد و امنیت در کلیه ابعاد و به ویژه بعد معنوی آن را مبتنی بر تحصیل ایمان به خدای متعال می داند. از نظر ایشان این امنیت معنوی و دستاورد ایمانی آن، مایه سعادت و ایمنی انسان از شقاوت خواهد بود.[۱۳]

در تفکر قرآنی، ظلم و شرک، نقطه مقابل ایمان و امنیت هستند، چنانکه در آیه ۸۲ سوره انعام می فرماید: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُم مُّهْتَدُونَ؛ (آرى،) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با هیچ ستم (و شرک) نیالودند، ایمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگانند.»

به طور کلی بعد معنوی امنیت در قرآن کریم، وابسته به ایمان دانسته شده و عوامل مُخِلّ ایمان از جمله گناه، شرک و ظلم را می توان از عوامل تخریب امنیت معنوی به حساب آورد.[۱۴]

بعد فردی و اجتماعی امنیت در قرآن

بعد فردی و اجتماعی امنیت در قرآن با تاکید بر اصل کرامت و ارزش والای انسان و حفظ حرمت و حریم او و مخالفت با هر گونه تعدی به دیگران مورد تاکید قرار گرفته است. این معنا به ویژه از مقام بلندی که خداوند برای انسان قائل شده بهتر فهمیده می شود. خداوند در قرآن کریم آفرینش انسان را به خود تبریک می گوید[۱۵] و از او با تعبیرهای مختلفی مانند خلیفه الهی[۱۶] و مسجود ملائکه[۱۷] یاد می کند.

امنیت فردی و اجتماعی، متکی بر عدالت که در آن حقوق انسان ها از هر نوع تجاوز و تعرض مصونیت داشته باشد، از آرمان های اصیل بشری و ارجمند در قرآن است. قرآن سه عامل عمده را به عنوان تهدید کننده امنیت دانسته و ضمن هشدار در این مورد، آنها را از جرائم بزرگ ضد بشری شمرده است:

۱) ظلم که دشمن امنیت است و حتی ظالم هم در شرایطی که ظلم حکمفرماست، امنیت نخواهد داشت.

۲) تجاوز به حریم حقوق دیگران که قرآن از آن، به تعدِّی نام می برد.

۳) افساد و ایجاد بی نظمی و اختلال در روابط اجتماعی.[۱۸]

قرآن به کسانی که در فکر توطئه و اندیشه و مکر سوء هستند، هشدار می دهد و آنها را از دایره امنیت خارج می کند:

«أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئَاتِ أَن یَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لَا یَشْعُرُونَ؛[۱۹] آیا کسانى که توطئه هاى شومى کردند از این ایمن گشتند که خدا آنها را در زمین فرو برد، و یا مجازات (الهى)،از آنجا که انتظارش را ندارند، به سراغشان آید؟!»

بعد فردی و اجتماعی امنیت در قرآن، با تحقق وعده خداوند مبنی بر ایجاد امنیت در حکومت صالحان رنگ و بوی عملی پیدا می کند. در واقع زمانی امنیت فردی و اجتماعی در جامعه به طور کامل برقرار خواهد شد که بندگان صالح خداوند، حکومت را در دست بگیرند و با اجرای کامل و دقیق احکام الهی، هر گونه تجاوز و تعدی در جامعه را از بین ببرند:

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا؛[۲۰]

خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند وعده داده است که به یقین، خلافت روى زمین را به آنان خواهد داد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت بخشید و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، بر ایشان پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل مى کند.»

بنابراین بعد فردی و اجتماعی امنیت در قرآن، امری بسیار مهم و حیاتی به شمار می آورد که تحقق کامل آن، جز با برقراری حکومتی الهی و مبتنی بر دستورات خداوند امکانپذیر نخواهد بود.

محاربه از جمله اصلی ترین جرائم مخل بعد اجتماعی امنیت در قرآن به شمار می رود که از مصادیق ظلم و افساد در زمین است. قرآن به شدت به مقابله با این جرم اصرار ورزیده و می فرماید:

«إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ یُنفَوْا مِنَ الْأَرْضِ؛[۲۱]

کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمى خیزند، و براى فساد در روى زمین تلاش مى کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى برند،) فقط این است که یا به دار آویخته گردند یا دست و پاى آنها بعکس یکدیگر (چهار انگشت از دست راست و چهار انگشت از پاى چپ)، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند.»

بنابراین بعد فردی و اجتماعی امنیت در قرآن کریم، با وضع قوانین و احکام بازدارنده و اثرگذار تامین می شود.

بعد سیاسی و نظامی امنیت در قرآن

یکی دیگر از ابعاد مهم امنیت در قرآن، بعد سیاسی و نظامی است. هر نظام سیاسی، برای دستیابی به نظامی مطلوب و خداپسندانه، می بایست امنیت و آرامش را برای خود و شهروندانش تأمین کند و از آنان در برابر تهدیدات خارجی محافظت نماید. بدین علت است که مفسرانی مانند علامه طباطبایی در تبیین واژه قرآنی «حیات طیبه»[۲۲]، یکی از ویژگی های اصلی این نوع زندگی را، بهره مندی از نعمت امنیت ذکر می نمایند. چنانکه یکی از صفات اصلی «حیات سیئه» زندگی در ناامنی است.[۲۳]

یکی از اصول سیاسی در امنیت در قرآن، اصل نفی سبیل است که از نص آیه ۱۴۱ سوره نساء فهمیده می شود. خداوند در این آیه می فرماید: «وَ لَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا؛ و خداوند هرگز راهى براى تسلّط کافران بر مؤمنان قرار نداده است.»

بر این اساس، آیه نفی سبیل به عنوان اساس روابط خارجی و امنیتی دولت اسلامی مطرح می شود و بر سایر آیات حاکمیت می یابد. روابط خارجی و امنیتی نظام اسلامی با غیر مسلمانان می باید به گونه ای تنظیم گردد که زمینه های سلطه و برتری کفار بر مسلمانان را فراهم نیاورد. در غیر اینصورت چنین روابطی مردود و غیر شرعی خواهد بود. در واقع عمل به اصل نفی سبیل، به عنوان اصلی ترین تامین کننده بعد نظامی و سیاسی امنیت در قرآن کریم معرفی شده است.

بعد اقتصادی امنیت در قرآن

از دیگر ابعاد امنیت در قرآن کریم، بعد اقتصادی امنیت است. عوامل مختلفی موجب تامین امنیت اقتصادی در جامعه می شود. در ادامه به مهمترین مولفه های اقتصادی امنیت در قرآن اشاره می کنیم.

۱. پرهیز از ربا

یکی از عوامل منفور که از دید قرآن مایه ناامنی اقتصادی، ایجاد شکاف طبقاتی و منازعات اجتماعی می گردد پدیده ربا است. در آیه ۲۷۶ سوره بقره آمده است: «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ؛ خداوند، ربا را نابود مى کند و صدقات را افزایش مى دهد.»

این آیه نشانگر آن است که خداوند در مقابل ذم شدید ربا، انفاق را ستایش و توصیه فرموده است. در واقع بعد اقتصادی امنیت در قرآن، مبتنی بر صدقه و انفاق تامین می شود:

«الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَ لَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛[۲۴] کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منّت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است؛ نه ترسى دارند، و نه اندوهگین مى شوند.»

علاوه بر صدقه، بعد اقتصادی امنیت در قرآن بر قرض الحسنه نیز استوار است؛ چنانچه خداوند در آیه ۱۱ سوره حدید می فرماید: «مَنْ ذَا الّذی یُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفَهُ لَهُ اَضعافاً کثیرهً؛ کیست که به خدا وام نیکو دهد (و از اموالی که خدا به او بخشیده، قرض دهد) تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند.»

بنابراین می توان گفت یکی از مولفه های تامین بعد اقتصادی امنیت در قرآن، پرهیز از ربا و جایگزینی آن با انفاق و قرض الحسنه است.

۲. رعایت عدالت و پرهیز از کم فروشی

یکی دیگر از عناصر حفظ بعد اقتصادی امنیت در قرآن کریم، رعایت ترازو و پیمانه عدل در کلیه اشکال داد و ستدهای تجاری و پرهیز از کم فروشی است. خداوند در آیه ۳۵ سوره اسراء می فرماید: «وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ إِذَا کِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ؛ و هنگامى که (چیزى را براى معامله) پیمانه مى کنید، حقّ پیمانه را ادا نمایید، و با ترازوى درست وزن کنید.»

علامه طباطبایی اینگونه مبادلات تجاری مورد توصیه قرآن را ضامن امنیت در کلیه ابعاد می داند و معتقد است اگر مردم به این وظیفه عمل کنند، یعنی کم نفروشند، رشد و استقامت در تقدیر معیشت را رعایت کرده اند. به نظر ایشان اگر پای کمفروشی به میان آید، حساب زندگی بشر از هر دو طرف اختلاف پیدا می کند و امنیت عمومی از میان می رود.[۲۵]

۳. پرداخت خمس و زکات

خمس و زکات که در آیات متعدد قرآن به آنها اشاره شده،[۲۶] از جمله راهکارهای نظام بخشی به وضع اقتصادی جامعه اسلامی و ایجاد و تثبیت امنیت آن به ویژه در بعد اقتصادی است. این دو راهکار، از مالیات های ثابت اسلامی است که در مواردی که در فقه بیان شده هزینه می شود.

اسلام طبقات فرودست اقتصادی و اجتماعی را به حال خود رها نمی کند و می کوشد با ابزارهای اقتصادی مهمی مانند خمس، زکات از فاصله طبقاتی آنها با طبقات بهره مندتر بکاهد و نوعی نظام تأمین اجتماعی را برای آنها لحاظ کند. بنابراین خمس و زکات یکی از راهکارهای مهم تامین بعد اقتصادی امنیت در قرآن به شمار می رود.

۴. مبارزه با رفاه زدگی مالی

یکی دیگر از جنبه های مهم امنیت در قرآن به لحاظ اقتصادی، مبارزه با رفاه زدگی مالی است. بدون شک یکی از ارکان مهم در زندگی اجتماعی، برخورداری از رفاه و آسایش کافی است؛ اما متاسفانه طبیعت انسان به گونه ای است که با برخورداری از رفاه و راحتی بسیار، سر به طغیان می گذارد.[۲۷] این امر موجب اسراف و تبذیر نعمت های الهی می شود، امری که خداوند به شدت از نهی کرده است:

«یَا بَنِی آدَمَ … کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛[۲۸] اى فرزندان آدم! … (از نعمت هاى الهى) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمى دارد.»

بدون شک کفران و ناسپاسی نسبت به نعمت های خداوند، سبب از بین رفتن آنها و ایجاد ناامنی اقتصادی در جامعه می شود.

بعد حقوقی و قضایی امنیت در قرآن

دیگر بعد مهم امنیت در قرآن کریم، بعد حقوقی و قضایی است. ملاک و مبنای اصلی ایمنی و امنیت قضایی در یک جامعه، عدالت ورزی آن است. یک نظام قضایی باید عدالت پذیر، عدالت گستر و در حقیقت عدالت محور باشد تا بتواند ایمنی واقعی قضایی یا حقوقی آحاد جامعه را فراهم نماید. در آیات متعدد خداوند به قضاوت عادلانه دستور داده است:

«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ … إِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ؛[۲۹] خداوند به شما فرمان مى دهد … هنگامى که میان مردم داورى مى کنید، به عدالت داورى کنید.»

قرآن از مومنان می خواهد برای خدا به عدالت شهادت دهند و در این راه دشمنی با دیگران آنها را از مسیر عدالت ورزی و شهادت عادلانه منحرف نکند:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ؛[۳۰] اى کسانى که ایمان آورده اید! همواره براى خدا قیام کنید، و از روى عدالت، گواهى دهید. دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت پیشه کنید، که به پرهیزگارى نزدیکتر است.»

بنابراین یکی از مهمترین راهکارهای تامین بعد قضایی و حقوقی امنیت در قرآن، برقراری عدالت و رفتار عادلانه دستگاه قضایی و مومنین می باشد.

نتیجه گیری

مقوله امنیت در قرآن، بارها مورد تاکید قرار گرفته است. برقراری امنیت در مکه، یکی از درخواست های حضرت ابراهیم (ع) از خداوند است و از نظر قرآن، یکی از ویژگی های مهم یک شهر آباد به شمار می رود که تحقق کامل آن در حکومت صالحان خواهد بود. ابعاد مختلف امنیت در قرآن مورد توجه می باشد که در این نوشتار، به امنیت معنوی، فردی و اجتماعی، سیاسی و نظامی، اقتصادی و حقوقی اشاره شد.

پی نوشت ها

[۱] نور/۵۵.

[۲] طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۱۹.

[۳] بقره/۱۲۵.

[۴] قریش/۳و۴.

[۵] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۳۶۶.

[۶] وَ هَذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِینِ؛ و سوگند به این شهر امن مکّه. طباطبایی، المیزان، ج۲۰، ص۵۳۹.

[۷] نحل/۱۱۲.

[۸] آمدی، غررالحکم، ص۴۱۰.

[۹] یوسف/۹۹.

[۱۰] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۸۴.

[۱۱] فتح/۴.

[۱۲] رعد/۲۸.

[۱۳] طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۴۸۷.

[۱۴] طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۴۶۵.

[۱۵] «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ؛ پس بزرگ و پر برکت است خدایى که بهترین آفرینندگان است!».(مومنون/۱۴)

[۱۶] وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً؛(به یاد آور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: «من بر روى زمین، جانشینى [= نماینده اى] قرار خواهم داد.»(بقره/۳۰)

[۱۷] وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ؛ و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده (و خضوع) کنید!».(بقره/۳۴)

[۱۸] بنگرید به آیات: اعراف/۵۶، مائده/۳۳، بقره/۱۹۳، نساء/۳۰ و انعام/۸۲.

[۱۹] نحل/۵۵.

[۲۰] نور/۵۵.

[۲۱] مائده/۳۳.

[۲۲] نحل/۹۷.

[۲۳] طباطبایی، ترجمه المیزان، ج۱۰، ص۲۱۰.

[۲۴] بقره/۱۶۲.

[۲۵] طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۱۲۵.

[۲۶] به عنوان نمونه به آیات توبه/۶۰ و انفال/۴۱ بنگرید.

[۲۷] اسراء/۸۳، شوری/۲۷، علق/۶.

[۲۸] اعراف/۳۱.

[۲۹] النساء/۵۸.

[۳۰] مائده/۸.

منابع

قرآن کریم.

آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم، قم، درالکتب الإسلامی، ۱۴۱۰ ق.

طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.

طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.

منبع اقتباس: اخوان کاظمی، بهرام، امنیت و ابعاد آن در قرآن کریم، فصلنامه دانشکده الهیات و معارف مشهد، ش ۷۵، ۱۳۸۶، ص۳۹ـ۱۰.

بدون دیدگاه